برای بررسی دقیقتر عملکرد اقتصادی دولت و چرایی گرانیهای اخیر در بازار ارز و کالا به گفتوگو با «علی خضریان»، نماینده مجلس شورای اسلامی پرداختهایم:
برخی در حال تلاش برای القای این مطلب هستند که تنگه هرمز دیگر اهمیت گذشته را ندارد و ایران باید هر چه سریعتر این تنگه راهبردی را بازگشایی کند. تحلیل شما در این زمینه چیست؟
رهبر معظم انقلاب در پیامشان به مناسبت هفته دفاع مقدس از اصطلاح تنگه پر خیر و برکت برای نامیدن تنگه هرمز استفاده کردهاند. این نوع نگاه، نشاندهنده فرصتمحور بودن جغرافیای سیاسی ایران در اندیشه رهبری عزیز ماست. اگر این نگاه دقیق رهبر حکیم انقلاب را با نگاه حاکمان پیش از جمهوری اسلامی مقایسه کنید؛ متوجه خیلی از مسائل خواهید شوید. حال اگر بخواهیم چرایی پر خیر و برکت بودن تنگه هرمز را بررسی کنیم ابتدا باید به این نکته توجه داشته باشیم که روزگاری نه چندان دور، ۲۰ درصد نفت و گاز موردنیاز جهان از این مسیر عبور میکرده است. اما به واسطه تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسید که لازم است تنگه هرمز مسدود شود. یعنی تنگه هرمز به یک ابزار قدرت بینالمللی برای ایران تبدیل شده و تاکنون هم انصافاً دشمنان ما را دچار مشکلات فراوانی کرده است. با این وجود عجیب است که شاهدیم عدهای توصیه بازگشایی تنگه هرمز و رها کردن آن را مطرح میکنند. گویی به دوران شاهان حقیر قاجار بازگشتهایم که عدهای به آنها میگفتند نفت را رها کنید چون چیز به درد بخوری نبوده و فقط زمینهای ایران را سیاه و کثیف کرده است. این در حالی است که عقل سلیم حکم میکند اتفاقاً ما روز به روز تنگه را محکمتر از روز گذشته مسدود نگه داریم.
مهمترین بحث این روزهای مردم بحث بازار ارز است و مردم دائماً این پرسش را مطرح میکنند که اگر بر اساس گفتههای رئیسکل بانک مرکزی منابع ارزی کشور مطلوب است چرا قیمت دلار و به تبع آن اکثر کالاها روزانه افزایش مییابد؟
در موضوع دلار متاسفانه با جهشهایی مواجه هستیم که انسان هیچ دلیل علمی و منطقی برای آنها پیدا نمیکند. جناب آقای همتی به عنوان رئیسکل بانک مرکزی، مسئول اصلی گرانی دلار است و باید در این زمینه پاسخگو باشد. دلیل من در مسئول دانستن او هم دقیقاً گفته خودش در ابتدای دولت پزشکیان و زمانی است که وزیر اقتصاد بود. در آن زمان وقتی خبرنگاران از همتی درباره افزایش نرخ ارز سؤال پرسیدند او با شانه خالی کردن از مسئولیت، وظیفه پاسخگویی در این زمینه را متوجه رئیسکل وقت بانک مرکزی دانست و گفت دلار در اختیار بانک مرکزی بوده و به وزارت اقتصاد ارتباطی ندارد. بنابراین جناب آقای همتی امروز باید پاسخگوی این وضعیت افتضاح بازار ارز باشد و هیچ بهانهای برای فرار از پاسخگویی ندارد. البته من که به شخصه معتقدم عبدالناصر همتی چه در زمانی که وزیر اقتصاد بوده و چه در دورههای ریاستش بر بانک مرکزی که هماکنون دوره دوم آن را سپری میکند؛ همواره مسئولیت مستقیم در قبال نرخ ارز داشته و دارد. بهعلاوه قطعاً مردم عزیز ما فراموش نکردهاند که اصلاً استیضاح همتی از سوی مجلس و برکناری او از جایگاه وزارت اقتصاد به دلیل گرانی ارز بوده است. روی سخن من اکنون با ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر پزشکیان است. اگر ایشان به خاطر داشته باشند در زمان استیضاح همتی، عدهای از نزدیکان ایشان، مجلس را متهم به سیاسیکاری کردند و گفتند که همتی توانایی اداره اقتصاد و بازار ایران را دارد. خب دکتر پزشکیان عزیز، امروز میبینید که اقدام مجلس درست بوده و میوه عملکرد همتی و اعتماد مجدد شما به او کاملاً تلخ و کشنده است. آقایان مشاوری هم که به رئیسجمهور عزیز ما مشاوره غلط دادید تا بار دیگر به عبدالناصر همتی اعتماد کرده و این بار او را به عنوان سکاندار بانک مرکزی منصوب کند؛ بیایید و نتیجه کارتان را ببینید. واقعاً چرا هیچ کس پاسخگو به افکار عمومی و مردم شریف کشور نیست. اصولاً چرا باید در شرایطی که نفتمان را بهتر و گرانتر از گذشته میفروشیم؛ درآمدهای مالیاتی دولت در شرایط بسیار مطلوبی است؛ کالاهای غیراساسی ارزبر دچار کاهش واردات شده؛ و سفرهای خارجی هم به شدت کم شده؛ ارز این گونه افسارگسیخته گران شود. به زبان سادهتر، ارز بیشتری به کشور وارد و ارز کمتری هم هزینه شده است. بنابراین این افزایش وحشتناک نرخ ارز در ماههای اخیر اصلاً منطقی نیست. البته خبری در همین زمینه شنیدهام که واقعاً تأسفآور است. بر اساس شنیدههایم، مدیران بانک مرکزی گرانی ارز را طبیعی دانسته و از آن ابراز رضایتمندی هم میکنند. خداوکیلی این با کجای سخنان دکتر پزشکیان مبنی بر خدمت بیوقفه به مردم در شرایط جنگی همخوان است. آقای همتی بیاید و در این زمینه شفافسازی کند.
آیا آنگونه که دولتمردان مدعی هستند جنگ عامل اصلی گرانیهای اخیر است؟
متاسفانه شاهدیم که دولتمردان عزیز ما تمام گرانیها و وضعیت نابسامان اقتصادی را به بهانه شرایط جنگی توجیه و تقصیر همه مشکلات اقتصادی را بر گردن جنگ میاندازند. البته من نمیخواهم ادعا کنم که جنگ هیچ تاثیری بر اقتصاد ندارد و خداوکیلی هم این ادعا غیرمنصفانه است. اما ما در علم اقتصاد نمیتوانیم عدد و رقم را کنار بگذاریم و صرفاً تحلیل سیاسی ارائه بدهیم. تمامی آمار و ارقام به وضوح نشاندهنده این واقعیت هستند که ریشه همه گرانیهای ۹ ماهه اخیر در اتفاقات دیماه ۱۴۰۴ و تصمیم دولت مبنی بر حذف ارز ترجیحی است. ما حاضریم با عدد و رقم در این زمینه با دولتمردان عزیزمان بحث کنیم. به عنوان مثال در بهمن پارسال که هنوز جنگی شروع نشده بود به یکباره تورم مواد غذایی به ۱۰۵ درصد رسید. پس از جنگ این میزان به ۱۳۰ درصد رسید. به عبارت دیگر جنگ ۱۰۵ درصد تورم مواد غذایی را نهایتاً تا ۱۳۰ درصد بالا برد. یعنی با نهایت اغماض، اگر نگوییم که تاثیرات پسینی حذف ارز ترجیحی باعث گرانی مجدد مواد غذایی شده؛ نهایتاً جنگ ۲۵ درصد بر تورم مواد غذایی مؤثر بوده است. در جلسات ما با فعالین اقتصادی هم شاهد هستیم که داد آنها نه از جنگ بلکه از سیاست دولت در حذف ارز ترجیحی بلند است. واقعاً قابل قبول نیست که با حذف ارز ترجیحی قیمت مواد اولیه تولیدکنندگان تا ۵ برابر بیشتر شده و تولید کشور شدیداً تحت فشار قرار گرفته است. خب دولت چگونه توقع دارد این حجم از افزایش هزینه تولید بر قیمت محصول نهایی که به دست مردم میرسد تاثیری نداشته باشد. این عملاً غیرممکن است. از سوی دیگر، رئیسجمهور و مدیران دولت یکی از دلایل حذف ارز ترجیحی را حذف رانتخواران عنوان کرده بودند. خب حالا این عزیزان پاسخ بدهند که تفاوت نرخ ارز بازار آزاد و ارزی که بانک مرکزی تخصیص میدهد اگر نامش رانت نیست؛ پس چیست. دولتمردان و سایر حامیان حذف ارز ترجیحی آیا یادشان هست که وعده میدادند با حذف ارز ترجیحی، نرخ بازار آزاد ارز نیز کاهش خواهد یافت و درنهایت یک نرخ ارز تعادلی به وجود خواهد آمد. آقایان، اصلاً رویتان میشود بار دیگر در صورت مردم نگاه کرده و حرف از اقتصاد بزنید. الآن چه کسی پاسخگوی گرانی روزانه دلار تخصیصی بانک مرکزی و به تبع آن گرانی دلار در بازار آزاد است. چرا دولت با دست خودش دارد اقتصاد کشور را مطابق با پازلی که آمریکا برای نابودی اقتصاد ایران طراحی کرده چینش میکند. دقیقاً کدام دستگاه و نهاد قرار است جلوی مسئولان خطاکار اقتصاد ایران را بگیرد. واقعاً نمیدانم دستگاه قضایی چه نقشی میتواند در این زمینه ایفا کند.
مهمترین هدف دشمن از جنگ اقتصادی چیست و توصیه شما به دولتمردان در این شرایط جنگی چیست؟
شرایط جنگی، تصمیمات جنگی میطلبد. همه ما از دولت، مجلس و دستگاه قضا باید باور کنیم که در جنگ با دشمنیم و باید هر روز آمادهتر از دیروزمان باشیم. امروز دشمن در صحنه جنگ، تابآوری مردم ما را هدف قرار داده و به دنبال نابودی تابآوری اجتماعی ماست. بنابراین باید افزایش سطح رفاه مردم در اولویت تمام ما مسئولان باشد. زمانی که ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی حذف شد؛ مبنای تعیین مبلغ یک میلیون تومانی برای کالابرگ، نرخ ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومانی ارز بوده است. بنابراین در شرایط فعلی که ارز به صورت وحشتناکی جهش کرده دولت موظف به افزایش نرخ کالابرگ اختصاص داده شده به همه مردم است، نه نصف آنها. اما خداوکیلی باید از دولتمردان پرسید که آیا افزایش ۵۰۰ هزار تومانی مبلغ کالابرگ، پاسخگوی تورم تحمیل شده از سوی دولت به کالاهای اساسی طی این چند ماه است. حداقل انتظار ما در مجلس از دولت این است که برای ۵ دهک پایین درآمدی، مبلغ کالابرگ حداقل ۲ میلیون تومان به ازای هر نفر شود. اصلاً سؤال جدی من از دولت این است که چرا در شرایط جنگی به دنبال اصلاح بودجه در راستای بالا بردن تابآوری ملت نیست. چرا اصلاحیه و متممی از سوی دولت به مجلس ارائه نمیشود تا ما بتوانیم کمک حال دولت در خدمت به محرومان باشیم. آقایان مسئول به خدا ما در زمینه مدیریت شرایط جنگی بیتجربه نیستیم. ما تجربه مدیریت ۸ سال دفاع مقدس را در کشورمان داریم. چگونه است که مدیران زمان جنگ توانستند در اوج دوران دفاع مقدس و در سال ۶۳ تورم را تکرقمی کنند. یا چگونه است که در سال ۶۴ رشد نقدینگی کشور تکرقمی و در حدود ۶ درصد بوده است. پس میبینیم که اگر مدیران دولت اراده کنند کارهای بزرگ و اقدامات سنجیده کاملاً شدنی است. خداوکیلی ما نمیتوانیم از مدیران دولت پزشکیان این تورم ۹۰ درصدی و رشد نقدینگی ۶۰ درصدی را بپذیریم و بهانه آن را هم شرایط جنگی بدانیم. خب زمان دفاع مقدس ۸ ساله که شرایط سختتر از امروز بود. چرا مدیران دولت وقت توانستند اقتصاد را به خوبی مدیریت کرده و اجازه شکست تابآوری مردم از سوی دشمن را ندهند. به نظرم دولت پزشکیان باید به تجربه دولت دوران دفاع مقدس ۸ ساله برای اداره کشور رجوع کند.