فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و از حامیان مسعود پزشکیان در زمان انتخابات، تصریح کرد: بانک مرکزی به عنوان یک نهاد حاکمیتی که رئیس آن در دهها مرکز تصمیمگیری کلیدی حضور دارد، به جای تثبیت ارزش پول ملی و کنترل تورم، خودش وارد گود سوداگری شده و درآمدهای چند دههزار میلیارد تومانی از محل سوداگری سکه و دلار شناسایی میکند. وقتی سیاستگذار خودش اینکاره شد، دیگر توان و اراده کنترل بانکهای خصوصی را ندارد و صورتهای مالی بانکها در بورس نشان میدهد بخش عمده سودآوری آنها هیچ ربطی به عملیات بانکداری ندارد، بلکه متکی بر سوداگری روی طلا و ارز است.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: وقتی نظام پاداشدهی، ارزش بانک مرکزی را نه در کنترل تورم بلکه در میزان پولی که از محل سوداگری به خزانه دولت میریزد تعریف میکند، نتیجهاش همین رهاشدگی مطلق در بازار پول میشود؛ در حالی که قرآن بالاترین انذارها را نسبت به مناسبات ربوی داده و ریشه همه این مسائل در ضعف قوه تشخیص سیاستگذاران است که میدان را برای تاختوتاز مافیاها باز کرده و منافع ملی را به حاشیه رانده است.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: این قدرت تشخیص، یک وجه فردی دارد و یک وجه جمعی. آموزشهای عمومی باید قدرت تشخیصهایی را برجسته کند که محیطزیست ما و معیشت مردم را به مخاطره میاندازد. شما دیدید که چند هفته پیش سخنگوی دولت گفت ما منع امنیتی داریم که درباره دادههای مربوط به فقر در سال ۱۴۰۴ صحبت کنیم. این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: خطاب به عزیزانی که با نهایت حسن نیت چنین تصمیمی را گرفتهاند میگویم اگر کارنامه سیاست حذف ارز ترجیحی، جهشهای پرشمار نرخ ارز و خصوصیسازیهای غارتی و نابرابرساز، آنقدر فقر آفریده که شما از ذکر عدد و رقم شرمندهاید، خوب شرمندگی درباره آن سیاستهایی که این سرنوشت را به ما تحمیل کرد، حیاتیتر است.
وی خاطرنشان کرد: بحث سر این است که اگر ما قدرت تشخیص عالمانه داشته باشیم، میتوانیم نجات پیدا کنیم؛ وگرنه میتوانیم آلت دست اولیگارشها و مافیاها در داخل و قدرتهای ستیزهجو و تجاوزگر در خارج شویم. بارها به کرات دیدهاید که این متجاوز، وقتی دیده در اثر سیاستهای فقرزا کار به استخوان مردم رسیده، برنامه تجاوزش را جلو انداخته است. به این عریانی حرفهایی زده میشود، ولیکن آنهایی که باید ببینند و بشنوند، حواسشان معطوف به چیزهای دیگری است. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: وظیفه اهل علم و رسانههای باشرف، حقیقتخواه و عدالتطلب است که به اینها گوشزد کند که اگر تعداد جمعیت فقرا به حدی رسیده که خیلی خجالت دارد، توقف سیاستهایی که این سرنوشت را به ما تحمیل کرده، خیلی حیاتیتر است. ببینید، ماجرا این است که در این «جنگ روایتها»، همانقدر که بحث روایت است، جنگ بر سر منافع هم هست. شما نگاه کنید؛ یکدفعه آقایی میآید میگوید مردم میخواهند زندگی کنند؛ خب بر بخیل و بر منکرش لعنت! اما آن مردمی که تو میگویی، بر اساس استنتاجهایی که بعد از این عبارت درست میکنی، چند درصد از جمعیت این کشور هستند؟ و آن مردمی که اصلاً دربارهشان حرف زده نمیشود، چند درصد جمعیت هستند؟
مؤمنی تاکید کرد: ما در مملکتی زندگی میکنیم که بقای مناسبات رانتی، به عدم شفافیت، دروغپراکنی، گیج کردن مخاطب و دادن آدرسهای غلط وابسته است. تمام این فریبکاریها هم با یک ظاهر دلنشین و با تعابیر بسیار محترمانهای صورت میپذیرد.
نظام مدیریت پولی ایران رهاشدهترین نظام پولی دنیاست
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: همه نگران مردماند و تمام قاعدهگذاریها و مجوزهایشان هم اینگونه است اما چرا این شرمآور تلقی نمیشود که از سال ۲۰۱۹، گزارش رقابتپذیری جهانی که WEF (مجمع جهانی اقتصاد) منتشر میکند، میگوید سیستم ایران از نظر تنظیمگری، رتبه آخر در جهان را دارد و این یعنی ما یک بازار پولی درست کردیم که هر که قدرت داشته باشد، هر کاری را میتواند انجام دهد. ما بارها نشان دادهایم که برآیند این وضعیت چیست؛ یعنی شما اگر بخواهی یک وام چند میلیون تومانی بگیری، باید مدارک زیادی را ارائه دهی و ضامن به همراه داشته باشی اما اما وامهای چند هزار میلیارد تومانی، طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که من پیشتر خواندم، بدون وثیقه و با نرخ بهره صفر به افراد حقیقی و حقوقی خاص داده میشود. مؤمنی گفت: وقتی مجمع جهانی اقتصاد میگوید نظام مدیریت پولی ایران رهاشدهترین نظام پولی دنیاست، من میپرسم چرا عزیزان از این وضعیت احساس شرم نمیکنند؟ چطور میشود که شما این رهاشدگی را ایجاد میکنید، در حالی که تولید ما و عامه مردم زیر آوار فشارهای رباخوارها در حال له شدن هستند. وی تاکید کرد: تکاندهنده است که این رهاشدگی پول رخ داده، آن هم در شرایطی که در قرآن بالاترین حساسیت نسبت به مسئله ربا ابراز شده است. چطور میشود شمایی که اینقدر دغدغه ارزشها را دارید، راجع به سلطه ربا هیچ واکنشی نشان نمیدهید و حتی در شرایطی که فقط خدا میداند به آدم چه حالی دست میدهد کسانی با لباسهای خاصی آمدند و گفتند که فلان مسئله از این موضوع مهمتر است و آبی هم از آب تکان نخورد.
نصف جمعیت ایران حتی یک بار هم موفق نمیشوند تسهیلات از سیستم بانکی دریافت کنند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: خداوند به ما اسلامشناسان بزرگی داده، اما صلاح ندانستند در این زمینه صحبت کنند که آیا واقعاً منطق قرآن این است که آن رفتار جزئی ظاهری، از سیطره مناسبات رانتی در اقتصاد با آن عواقبی که قرآن توضیح داده و شهید بهشتی تفسیر کرده، مهمتر است؟ مؤمنی افزود: در ماجرای بازار پول که به گواه گزارش ۲۰۱۹ مجمع جهانی اقتصاد رهاشدهترین بازار بوده و رتبه آخر را دارد تا میخواهی کوچکترین اصلاحی انجام دهی، میگویند مردم دچار ترس میشوند و نقدینگی خود را از بانکها بیرون میکشند. من میگویم این مردمی که شما اینقدر برایشان دل میسوزانید چه کسانی هستند؟ گزارشهای رسمی میگوید ۵۰ درصد کل جمعیت ایران در تمام طول عمرشان حتی یک بار هم موفق نمیشوند تسهیلات یا اعتباری، ولو بسیار اندک از سیستم بانکی دریافت کنند.
درباره نقدینگی آدرس غلط میدهند
وی هشدار داد که اینها روی مسئله نقدینگی آدرس غلط میدهند، در حالی که تمام احکام تئوریهای اقتصادی درباره نقدینگی منوط به این است که توزیع نقدینگی میان بازیگران اقتصادی متناسب باشد. گزارشهای رسمی نشان میدهد از کل سپردههای بلندمدت که تقریباً سهچهارم کل نقدینگی را در بر میگیرد تنها یک درصد از سپردهگذاران صاحب ۷۴ درصد منابع هستند و من گمان نمیکنم در هیچ عرصهای از عرصههای حیات جمعی ایران، این شدت از نابرابری ناموجه، ظالمانه و مخرب سابقه داشته باشد. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: اگر آثار متفکران بزرگ و صاحبصلاحیت مانند کتاب «تاریخنگاری اقتصاد ایران در دوره ۱۳۴۰ تا ۱۴۰۰» اثر دکتر شاکری را بخوانید؛ با مستندات رسمی نشان میدهد از وقتی بانکهای خصوصی شکل گرفتند، سوداگری روی حیاتیترین نیازهای انسان و کشور به اوج رسید و کشور را تا مرز فروپاشی پیش برد. مؤمنی ادامه داد: سوداگری روی ارز، سکه، زمین و مسکن گسترش یافت و اعتنا و تمایل سیستم بانکی برای پوشش دادن نیازهای بخش تولید به سمت صفر درصد میل کرد و این در حالی است که بر اساس موازین اسلامی و منطق بازدهی تولید، هزینههایی که تولیدکنندگان به رباخواران پرداخت میکنند در برخی سالها از ۳۰ درصد کل هزینههایشان فراتر رفته است. مؤمنی توضیح داد: در علم اقتصاد قاعده این است که اگر سیاستی پس از اجرا نتیجه معکوس داد، باید متوقف شود؛ اما اینجا سیاستی را ۱۰۰ بار آزمودهاند و شکست خورده، با این حال بر تداوم آن اصرار دارند. از طرفی نسبت به فساد هم حساسیتزدایی شده و بحثها را صرفاً روی واژهها میبرند که آیا فساد «سیستمیک» است یا خیر.
وجود فساد را همه قبول دارند؛ چرا چارهای نمیاندیشید؟
وی تصریح کرد: اصل وجود فساد را که همه قبول دارند؛ پس چرا چارهای نمیاندیشید؟ بودجهها و برنامهها با فرض «فساد صفر» نوشته میشوند، در حالی که همه میدانند در بستر عدم شفافیت، تخصیص منابع به ضد خود تبدیل میشود. همانطور که در کتاب «تاریخ تمدن» آمده، تمام تمدنها بدون استثنا در اثر پوسیدگی ناشی از فساد درونی فروپاشیدهاند. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: علاوه بر ربا و فساد، نسبت به وابستگی ذلتآور تولید کشور به واردات نیز حساسیتزدایی شده است. اخیراً در گزارشی دیدم که در دو – سه سال اخیر، سهم کالاهای واسطهای در واردات کشور به طرز غیرمتعارفی بالا رفته است. این امر در نگاه نخست شاید نشانه رونق تولید به نظر برسد، اما گزارشهای پایش محیط کسبوکار نشان میدهد استفاده از ظرفیتهای تولیدی به کمترین میزان در دهههای اخیر سقوط کرده است. تناقض اینجاست که آنچه به اسم کالای واسطهای وارد میشود، عمدتاً قطعات منفصله (CKD) برای مونتاژکاریها است؛ یعنی صنعت کشور را به چند دهه عقب برگرداندهاند و به سرهمبندی تقلیل دادهاند. مؤمنی گفت: فقر گسترده را با منع انتشار آمار لاپوشانی میکنند، درباره نابرابریهای بیسابقه سکوت میشود و با وابستگی وارداتی مونتاژکاری از عمق فاجعه حساسیتزدایی صورت میگیرد؛ اما در برابر این مسائل حیاتی حساسیتی وجود ندارد و توجهها به امور فرعی معطوف است و هر چند وقت یک بار فضاسازی رسانهای راه میاندازند، گروههای ذینفع منتفع میشوند و هزینهاش با تحمیل سیاستهای انقباضی و تورمی روی دوش فرودستان و تولیدکنندگان میافتد. وی تاکید کرد: اگر قرار است کشور نجات یابد، تکیهگاه اصلی نظام تصمیمگیری باید بر دوش دانایان و اهل خرد قرار بگیرد. نمیتوان از یک طرف ادعای دعوت از نخبگان را داشت و از طرف دیگر دسترسی آنها به دادههای آماری را مسدود کرد. چرا باید آمار فقر طبقهبندی شود؟ رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: مرحوم علی رضاقلی در کتاب «اندیشه بیخانمان» نکات بسیار راهگشایی مطرح کرده است. فیلسوفان علم میگویند علم چهار رکن دارد و اگر دو رکن آن وارداتی و تقلیدی شود، باید فاتحه علم را در آن جامعه خواند؛ آن دو رکن، یکی «مسئله» و دیگری «نقد» است. اگر در کشوری علاوه بر دانش، مسئلهها و نقدها هم ترجمهای و وارداتی باشند، نهال علم هرگز در آن سرزمین ثمر نخواهد داد. مؤمنی هشدار داد: پنهانکاری دادهها و محروم کردن دانشگاهیان و کارشناسان از دادههای حیاتی رویکردی که متاسفانه از اواخر دهه هفتاد و سال ۱۳۸۰ به بهانه جلوگیری از اضطراب جامعه بر بانک مرکزی و سایر نهادها حاکم شد فلج کردن نهاد علم است. اگر بنا بر این است، پس درِ دانشگاهها را ببندید چراکه نمیشود دانشجو تربیت کرد، اما مسیر دسترسی او به اطلاعات را بست و او را به سمت مهاجرت سوق داد.