برای بررسی شرایط و افق پیش روی اقتصاد کشور به گفتوگو با «دکتر محسن زنگنه»، اقتصاددان و نماینده مجلس پرداختهایم:
آیا افزایش اخیر نرخ ارز آنگونه که مسئولان دولتی مدعی هستند به دلیل شرایط جنگی و کاهش درآمدهای ارزی دولت است؟
مجلس شورای اسلامی ۳۲ میلیارد دلار به عنوان درآمد حاصل از فروش نفت در بودجه ۱۴۰۵ پیشبینی کرده بود که خوشبختانه ۸۵ درصد از این میزان در ۴ ماهه نخست امسال محقق شده است. این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته تنها ۵۷ درصد از درآمد نفتی پیشبینی شده محقق شده بود. همچنین ما شاهد تحقق ۲۸.۳ درصدی درآمدهای مالیاتی دولت در ۴ ماهه نخست امسال هستیم که نسبت به مدت مشابه سال گذشته درصد بیشتری است. درباره صادرات غیرنفتی کشور هم با وجود همه تلاشها، دشمن نتوانست صادرات غیرنفتی ایران را در ۴ ماهه نخست امسال بیش از ۳۰ درصد کاهش دهد. چراکه مشتریان عمده صادرات غیرنفتی ایران سه کشور عراق، افغانستان و امارات هستند و مراودات ایران با این کشورها هیچ ارتباطی با محاصره دریایی ندارد. در نقطه مقابل، واردات ایران هم کاهش را تجربه کرده است. یعنی درمجموع، تراز تجارت غیرنفتی کشور در سال جاری مثبتتر و بهتر از پارسال است. بنابراین بهانه دولت درباره گرانی نرخ ارز که عامل آن را کاهش درآمدهای ارزی نسبت به پارسال میداند ابداً منطبق با واقعیت نیست.
وضعیت تجارت ایران در شرایط محاصره دریایی با همسایگان چگونه است؟
جالب است بدانید که میزان مراودات تجاری ایران در مرزهای شرقی کشور، امسال ۳ برابر سال گذشته شده است. شما اگر همین الان به خطوط ریلی شرق کشور سر بزنید در همه ایستگاهها دپوی بار را مشاهده میکنید؛ چراکه محدودیتهایی در جریان بار ورودی به افغانستان وجود دارد. همچنین مرز ترکمنستان ما خیلی فعال شده است. مرزهای شمالی بهخصوص بنادر دریای کاسپین (خزر) هم نسبت به پارسال تاثیرگذاری بیشتری در جریان تجارت ایران دارند. همچنین مرزهای ترکیه و عراق امسال فعالتر شدهاند. بنابراین یک جریان مؤثر و پویای زمینی جهت تجارت میان ایران و همسایگانش وجود دارد.
رویکرد دولت پزشکیان در برابر تورم بالا و گرانیهای این روزها چیست؟
وزارت اقتصاد و بانک مرکزی صرفاً تبدیل به دستگاههای گزارش اتفاقات جاری شدهاند و در برابر موج گرانیها هیچ اقدام موثری نمیکنند. در جلسات با دوستان وزارت اقتصاد و بانک مرکزی که مینشینیم خیلی پاورپوینتهای عالی و انبوهی از نمودار به ما نشان میدهند اما در برابر واقعیتهای اقتصادی هیچ برنامهای ندارند و کاملاً خودشان را دست بسته میبینند. به طور دقیقتر اگر بخواهم برای شما توضیح دهم؛ دولت چهاردهم به بیعملی کامل در اقتصاد رسیده است. یعنی وزیر اقتصاد و رئیسکل بانک مرکزی فقط اتفاقات پولی و مالی را برای رئیسجمهور تعریف میکنند و آقای پزشکیان هم صرفاً در مقابل دوربینها اعلام میکند که نداریم، نیست، نمیشود و نمیتوانیم. باز هم اگر بخواهم صورت مسئله را برای شما سادهتر کنم؛ باید بگویم که بانک مرکزی و وزارت اقتصاد دولت چهاردهم نه به دنبال حفظ ارزش پول ملی و نه به دنبال کاهش تورمند. یعنی دولت پزشکیان اصولاً تورم بالا را پذیرفته است.
این ادعا که دولت چهاردهم تورم بالا را به عنوان واقعیت اقتصاد ایران پذیرفته و قصدی برای مقابله با آن ندارد؛ خیلی ادعای بزرگی است. لطفاً در این زمینه بیشتر توضیح دهید.
شما را به اظهارنظر وزیر کار دولت چهاردهم آقای میدری توجه میدهم که بیان داشت وزارت کار برای بازنشستگان امکان خرید طلا در نظر گرفته است. یعنی بازنشستگان طلا بخرند که ارزش پولشان کاهش پیدا نکند. آیا معنای این حرف جز این است که دولت کاملاً پذیرفته که ارزش ریال رو به کاهش خواهد بود و تورم افسارگسیخته در راه است. همچنین شاهدیم که وزارت اقتصاد مردم را دعوت به خرید اوراق ارزی میکند تا ارزش پولشان کاهش پیدا نکند. یعنی وزارت اقتصاد هم میداند که تورم و جهش ارزی پیش روی داریم. جمعبندی این اقدامات آیا جز این است که وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و همه بدنه دولت پزشکیان کاملاً تورم ۷۰ تا ۸۰ درصدی در اقتصاد ایران را پذیرفتهاند. متاسفانه همین طرز تفکر انفعالی در مجلس هم رسوخ و نفوذ کرده و تعدادی از نمایندگان هم در برابر اتفاقات اقتصادی کشور کاملاً منفعل و ساکت هستند. تا این انفعال علاج نشود؛ تورم، گرانی و جهشهای ارزی را نمیتوان چاره کرد.
یکی از وظایف بانک مرکزی بر اساس قانون، حفظ ارزش پول ملی است. این در حالی است که از زمان بازگشت آقای همتی به بانک مرکزی، ارزش پول ملی نه تنها حفظ نشده بلکه بسیار هم تضعیف شده است. لطفاً درباره عملکرد و رویکرد بانک مرکزی در دوره اخیر ریاست آقای همتی توضیح دهید.
من با آقای همتی دوستی و رفاقت دارم و ایشان از دیدگاه فردی بسیار انسان شریفی است. اما ایشان را برای جایگاه ریاست بانک مرکزی مناسب نمیدانم. چراکه ایشان را فاقد یک راهبرد به روز برای مدیریت اقتصاد کشور میدانم. به زبان سادهتر، ایشان هر چه در چنته داشته تاکنون رو کرده و دیگر کار خاصی از دستش برای این وضعیت آشفته بازارهای ارز و طلای کشور بر نمیآید. از سوی دیگر با افزایش سن، آقای همتی حتی نسبت به همتی دور اول مسئولیت در بانک مرکزی، هم عملکرد ضعیفتری دارد و هم قدرت خطرپذیری او شدیداً پایین آمده است. جامعه هم دیگر از همتی و پزشکیان نمیپذیرد که تقصیر گرانی ارز را بر گردن شرایط جنگی بیندازند. چراکه ما از سال ۹۷ که اصلاً جنگی نبوده در همین بحران ارزی هستیم و بخش مهمی از این دوران را هم خود جناب همتی رئیسکل بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد بوده است. بنابراین معتقدم که دولت باید در سیاستهای اقتصادیاش تغییرات بنیادین بدهد. وگرنه این وضعیت آشفته بازار ارز همچنان تداوم خواهد داشت. لازمه تغییرات بنیادین در سیاستهای اقتصادی دولت نیز چیزی جر تغییر در نوع نگاه دولت به رابطه نرخ ارز و تورم نیست. دولتیها فکر میکنند تورم عامل افزایش نرخ ارز است. در حالی که برعکس است. یعنی افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران، عامل تورمهای نجومی است. اعتقاد بانک مرکزی این است که نرخ ارز یک متغیر وابسته به تورم است. یعنی بانک مرکزی هیچ وظیفهای در قبال حفظ ارزش پول ملی ندارد و نهایتاً گاهی کمی از سرعت رشد نرخ ارز را کندتر میکند. به زبان سادهتر، بانک مرکزی معتقد است که اگر تورم ۸۰ درصد است ارز هم باید تا ابتدای سال ۱۴۰۶ به میزان ۸۰ درصد گران شود. یعنی ارزش ریال ۸۰ درصد کاهش یابد. به عنوان مثال اگر قیمت دلار را در ابتدای سال جاری ۱۵۰ هزار تومان در نظر بگیرم؛ باید تا ابتدای سال ۱۴۰۶ به میزان ۸۰ درصد گران شده و به ۲۶۰ هزار تومان برسد. این افزایش وحشتناک نرخ ارز از نگاه آقای همتی و مدیران او در بانک مرکزی کاملاً طبیعی است. یعنی شما فکر نکنید که اگر حالا قیمت دلار رفته بالا همه در بانک مرکزی دور یک میز نشسته و در حال غصه خوردن هستند. تازه برای خودشان دستاورد نیز میسازند و میگویند که مردم از خدایشان هم باشد که ما اجازه ندادیم دلار بیشتر از این گران شود و آن را به عنوان رزومه موفق مدیریتی ارائه میکنند. خلاصه کلام اینکه تفکر حاکم بر وزارت اقتصاد و بانک مرکزی چنین است که نرخ ارز را عامل وابسته به تورم میدانند. بنابراین به دنبال حفظ یا تثبیت ارزش پول ملی نیستند. در حقیقت دولت پزشکیان یک نظارهگر مطلق بوده و از خلأ راهبرد برای حل مشکلات رنج میبرد. بنابراین دولت واقعاً همین شرایط افتضاح اقتصادی را پذیرفته است. به بیان سادهتر، دولت چهاردهم و شخص رئیسجمهور پذیرفتهاند که همه چیز باید روزانه ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ درصد گران شود و نمیتوان هیچ کاری انجام داد.
یعنی دولت پزشکیان در برابر گرانیها هیچ کاری نخواهد کرد؟
همانطور که گفتم دولت پزشکیان، پدیده گرانی را پذیرفته است. البته یک وظیفه هم برای خودش قائل است. آن هم این است که به بازنشستگان، خرید طلا، به برخی دیگر از مردم، خرید اوراق ارزی و به ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز واردات خودرو را توصیه کند تا مثلاً از تورم افسارگسیخته حاکم بر بازار و جهشهای وحشتناک ارزی عقب نمانند. این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در پیامشان به دولتمردان فرمودهاند که کشور باید به سمت اسقاط دلار برود. خلاصه کلام اینکه مردم عزیز ایران بدانند که حتی اگر بر فرض محال با آمریکا توافق هم بشود و آمریکاییها صراحتاً هم بگویند که ما هیچ جنگ و مشکلی با ایران نداریم؛ سال آینده همین زمان و با این دست فرمان دولت پزشکیان، قیمت دلار بالا خواهد رفت.
لطفاً درباره الگوی روسیه در مهار تورم و حفظ ارزش پول ملی این کشور توضیح دهید.
تجربه موفق روسیه درباره ارزش پول ملی این کشور باید سرمشق همه کشورها از جمله ایران باشد. در سال ۲۰۲۲ که جنگ اوکراین آغاز شد بلافاصله ارزش پول ملی روسیه کاهش و تورم این کشور افزایش یافت. اما این کشور اصلاً منفعل عمل نکرد و با پرچمداری بانک مرکزی روسیه اصلاحاتی در این کشور انجام شد که حالا ارزش پول ملی این کشور حتی از دوران پیش از جنگ اوکراین نیز بالاتر است. همچنین تورم روسیه تکرقمی است. حتی معاون دومای روسیه در جلسهای برای ما تعریف میکرد که به قدری ارزش پولی ملی این کشور رشد داشته که صادرکنندگان روس از دولت این کشور تقاضا کردهاند کمی ارزش پول ملی را کاهش دهد تا صادرات آنها ضربه نخورد. این نوع عملکرد بانک مرکزی روسیه را با عملکرد منفعل و افتضاح عبدالناصر همتی و مدیران او در بانک مرکزی ایران مقایسه کنید. آمار و ارقام با شما سخن خواهد گفت.
آمار و ارقام عجیب و غریب زیادی درباره میزان خسارت جنگ رمضان منتشر میشود و مسئولان دولتی هم دائماً در حال آه و ناله هستند. لطفاً درباره میزان خسارت دفاع مقدس سوم کمی توضیح دهید.
نهایت خسارتی که تهاجم جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ما وارد کرده ۲۰ میلیارد دلار بوده و ارقام بیش از این توهم است. شما اگر این میزان از خسارت را با خسارات بلایای طبیعی مانند سیل نپال یا آتشسوزی آمریکا مقایسه کنید متوجه میشود که ما آنچنان هم خسارت زیادی از جنگ نخوردهایم. اما دائماً میبینیم که آقای پزشکیان اظهار میکند که نداریم، نمیشود و نمیتوانیم. آقای رئیسجمهور عزیز خواهش میکنم که کمی به علم اقتصاد رجوع کنید. اصلاً تعریف دولت، مجموعهای است که میتواند در شرایط اضطراری و بحران با تخصیص بهینه منابع، کشور را مدیریت کند. اگر غیر از این باشد که خب ما اصلاً دولت میخواهیم چه کار کنیم. بنابراین توصیه من این است که دولت چهاردهم به جای ناله و یاس آفرینی کمی هم کار کند. به خدا میشود کار کرد. به شرطی که کمی همت در مسئولان باشد. وضعیت درآمدهای دولت در سال جاری خیلی بهتر از پارسال است و قطعاً بودجه لازم برای کار و تلاش جهادی را دارد.
تولیدکنندگان مواد غذایی درباره ممنوعیتهای صادراتی وضع شده از سوی وزارت جهاد کشاورزی گلایهمند هستند. لطفاً در این زمینه توضیح دهید.
معتقدم که دولت پزشکیان باید دست از ممنوعیتهای صادراتی خلقالساعه بردارد. معنایی ندارد که تولیدکنندگان مواد غذایی ما با کمتر از نصف ظرفیت در حال تولید هستند. ببینید وقتی شما ارز ترجیحی را حذف میکنید و تولیدکنندگان دام، طیور و لبنیات مجبور میشوند تا با ارز آزاد، نهادههای موردنیازشان را تهیه کنند؛ دیگر ایجاد محدودیت برای صادرات معنایی ندارد. پیشنهاد ما در مجلس به دولت و وزارت جهاد کشاورزی این است که هر تولیدکننده دام، طیور و لبنیاتی که توانست نیاز بازار داخلی را با قیمت مصوب تأمین کند؛ اجازه صادرات مازاد تولیدش را داشته باشد. این تصمیم هم مشوق خوبی برای تولید بوده و هم امنیت غذایی کشور را تأمین میکند.
تأثیر حذف ارز ترجیحی از سوی دولت پزشکیان در دیماه ۱۴۰۴ بر سفره مردم را چگونه ارزیابی میکنید؟
ارز ترجیحی یک تومور سرطانی برای اقتصاد ایران بود که اسحاق جهانگیری و دولت حسن روحانی آن را در سال ۹۷ پایهگذاری کردند. قطعاً برداشتن هر تومور سرطانی نیازمند جراحی است. اما مسلماً قبول دارید که هر جراحی نیازمند لوازم مناسب و لازم خودش است. وقتی دولت پزشکیان تصمیم گرفت که ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی واردات نهادههای دامی را حذف کند و نهادهها از آن پس با ارز آزاد که تقریباً ۴ برابر نرخ ارز ترجیحی بود وارد شوند؛ درباره تبعات این تصمیم هشدارهای جدی به دولتمردان از جانب نمایندگان مجلس داده شد. بنده خودم کاملاً پیشبینی میکردم که با توجه به کمبود سرمایه در گردش واردکنندگان نهاده ما به مشکل خواهیم خورد و همین هم شد. متاسفانه دولت پزشکیان، طبق معمول به هشدارهای ما توجهی نکرد و در همین چند ماه اخیر، بسیاری از کارخانجات تولید خوراک دام کشور به خاطر تصمیمات غلط دولت و وزارت جهاد کشاورزی تعطیل شدند. درنتیجه میزان تولید دام و طیور کشور نیز کاهش یافت. یعنی مردم از دو جهت متضرر شدند. هم حذف ارز ترجیحی بر روی سفره مردم تأثیر منفی گذاشت و هم کاهش تولید، قیمتها را به صورت مضاعف بالا برد و سفره مردم را کوچکتر کرد. جمعبندی سخن اینکه دولت پزشکیان یک اخلاق بدی دارد و آن عجول بودن در تصمیمات بزرگ است. منظور از تصمیمات بزرگ، تصمیماتی چون اصلاح قیمت ارز، انرژی و مانند اینهاست که مستقیماً بر زندگی روزمره مردم مؤثر است. متاسفانه این احساس وجود دارد که دولت چهاردهم حال و حوصله جلسات هماندیشی با کارشناسان و افراد باتجربه را ندارد و فوری تصمیمات خلقالساعه میگیرد. این را مقایسه کنید با اجرای فوقالعاده طرح هدفمندی یارانهها در دولت دهم که شخصاً به چشم دیدم که برای برخی کشورهای شرق آسیا حتی به یک الگو تبدیل شده است.
گاهی از اظهارنظرهای رئیسجمهور، برداشت بنبست در اداره کشور میشود. ریشه این اظهارنظرها را درچه میدانید؟
بگذارید صریح و شفاف بگویم. اصولاً جریانی در کشور وجود دارد که رسالت ارائه گزارشهای مملو از سیاهنمایی به مسئولان ارشد کشور را برای خودش تعریف کرده است. بنابراین باید گاهی به افرادی چون رئیسجمهور محترم حق داد که حرفهای عجیب بیان کرده و یا تصمیمات غلط بگیرند. چون معلوم است ایشان از صبح تا شب در جلسات مختلف با چه مدل کارشناسانی نشست و برخاست دارند. آقای پزشکیان باید دایره ارتباطات خودش را گستردهتر کند و ببیند در جامعه چه میگذرد. اگر رئیسجمهور عزیز ما مایل باشند حاضرم ایشان را با تولیدکننده موفقی آشنا کنم که در همین شرایط سخت کشور موفق شده تولیدش را دو برابر کند. یا نخبهای را به ایشان نشان دهم که دشمن آمریکایی-صهیونیستی در جنگ اخیر سوله او را هدف قرار داد اما حالا به جای یک سوله هدف قرار گرفته دوازده سوله احداث کرده و در حال خدمت به کشور است. بنابراین میبینیم برعکس آنچه برخی اطرافیان رئیسجمهور به ایشان القا میکنند کشور دچار بنبست نشده و خیلی کارها میتوان انجام داد.
آینده اقتصاد ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
معتقدم آینده اقتصاد ایران بسیار درخشان خواهد بود. یعنی اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند انشاءالله جنگ و محاصره دریایی را به خوبی مدیریت کرده و از سر بگذراند؛ دورانی از شکوفایی در پیش است. اگر دقت کرده باشید حتی شاخصهای بورس کشور هم که اکثراً مثبت هستند همین را نشان میدهند. چراکه ذات بورس یک سرمایهگذاری بلندمدت است و وقتی سرمایهگذاران در بورس سهام مجموعههای تولیدی را با وجود تهدیدات ترامپ مبنی بر نابودی زیرساختهای ایران میخرند؛ یعنی امید به آینده کشور در میان سرمایهگذاران و مردم به شکل جدی وجود دارد. اگر بخواهم به زبان ساده توضیح بدهم باید بگویم که دوران اثربخشی تحریمها بر اقتصاد ایران به پایان رسیده است. از همین روست که دشمن ما به محاصره دریایی روی آورده است. بنابراین اگر ایران در جنگ پیروز شود و محاصره دریایی را بشکند؛ دیگر هیچ چیزی نمیتواند جلوی شکوفایی اقتصاد ایران را بگیرد و هجوم سرمایهها به داخل اقتصاد ایران آغاز میشود. البته در کنار این امید به آینده اقتصادی کشور، دو نگرانی هم در ذهنم وجود دارد. نخست اینکه مسئولان همچنان با اظهارنظرهای ناامیدکننده پالس ضعف به دشمن منتقل کنند. دوم اینکه دستگاههایی چون بانک مرکزی همچنان در انجام وظایفشان سستی به خرج دهند. این نگرانیهای من در صورت وقوع، دشمن را دچار اشتباه محاسباتی و ما را دچار خسارت خواهد کرد.