برای بررسی ریشه التهابات بازار ارز و سیاستهای ارزی بانک مرکزی در شرایط جنگی تحمیل شده به کشور به گفتوگو با «پیمان قربانی»، معاون اسبق بانک مرکزی پرداختهایم:
لطفاً ارزیابی کارشناسی خودتان از سیاستهای ارزی بانک مرکزی در دوران ریاست دکتر همتی را بفرمایید.
سیاستهای ارزی بانک مرکزی در دوران آقای همتی هیچ تناسبی با اقتضائات و شرایط کشور و اصول اقتصاد مقاومتی ندارد. سیاست بیارزش کردن پول ملی به بهانه رونق بخشی به صادرات، کاملاً در ایران شکستخورده اما متاسفانه مدیران بانک مرکزی آن را رها نمیکنند. مسئولانی که فکر میکردند با وقوع جهشهای ارزی، صادرات کشور سر به فلک خواهد گذاشت و رشد اقتصادی ایران بالا خواهد رفت حالا باید پاسخ بدهند که چرا با وجود چندین جهش ارزی طی دهه اخیر، هنوز چنین اتفاقی رخ نداده است. روند این روزهای بازار ارز هیچ تناسبی با متغیرهای بنیادین اقتصاد ایران ندارد. همواره روال بر این صورت بوده که بدنه کارشناسی بانک مرکزی بر اساس شرایط اقتصادی و متغیرهای بنیادین اقتصادی کشور نرخ ارز را به دقت محاسبه میکردند اما در زمان آقای همتی این وضعیت تغییر کرده است. یعنی بانک مرکزی ما الآن تحت تأثیر نرخهای القایی تلگرام و دلالهاست. بر اساس قانون، سیاستگذار ارزی کشور یعنی بانک مرکزی موظف به حفظ ارزش پول ملی است. اما متاسفانه میبینیم که گویا مسئولان فعلی بانک مرکزی به دنبال حفظ و ارتقای ارزش دلار هستند.
درباره سیاست حذف ارز ترجیحی از سوی دولت چهاردهم در دیماه ۱۴۰۴ چه نظری دارید؟
در ماجرای حذف ارز ترجیحی، ظاهر کلمات مسئولان تصمیمگیر دولتی خیلی زیبا و فریبنده بود. مسئولان دولت چهاردهم، از این درب وارد شدند که ما میخواهیم جلوی ارز چند نرخی که عامل اصلی رانت و فساد است را بگیریم و اصلاً چه معنا دارد که دارو و کالاهای اساسی مردم، ارز دولتی به نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان بگیرد. نتیجه این تصمیم آقایان پزشکیان و همتی را هم البته در اقتصاد ایران طی ۶ ماهه اخیر به خوبی مشاهده کردهایم. چراکه باید در نظر گرفته میشد که سپردن نرخ ارز در کشور ما به دست دلالان تلگرامی و قرار دادن ارز در مسیر فرار سرمایه غلطترین تصمیمی بود که دولت میتوانست اخذ کند. هم آقای پزشکیان و هم عبدالناصر همتی باید پاسخگوی تبعات حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی بر قیمت مایحتاج روزانه مردم باشند. همه ما در این کشور زندگی میکنیم و تأثیر حذف ارز ترجیحی بر قیمتها را با پوست و گوشت و خونمان حس میکنیم. واقعاً فشار بالایی پس از تصمیم ارزی دولت در دیماه ۱۴۰۴ به مردم بهخصوص دهکهای پایینتر اقتصادی جامعه وارد شده و دولت باید دستفرمان اقتصادی کشور را در راستای افزایش قدرت خرید مردم تغییر دهد.
درباره کاهش قدرت خرید مردم در سالهای اخیر بیشتر توضیح دهید.
نمیشود دائماً در برابر تورمهای افسارگسیخته ۵۰ تا ۸۰ درصدی بهانه بیاوریم و حقوق کارگر و کارمند را در سال نهایتاً ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش دهیم. آیا نتیجه چنین تصمیماتی در سالهای اخیر جز نابودی قدرت خرید اکثریت جامعه نبوده است؟ واقعاً جای تأسف دارد که آقای رئیسجمهور، افزایش حقوق کارگران را عامل ایجاد تورم میدانند. در حالی که در سالهای اخیر، اکثراً نرخ افزایش حقوق کارگران و کارمندان پایینتر از نرخ تورم بوده است. با این حال باز هم تورم کشور صعودی شده است. بنابراین به نظرم آقای رئیسجمهور باید مشاوران اقتصادیشان را تغییر دهند. چراکه مشاوران فعلی، صورتمسئلهها را به درستی برای ایشان تبیین نمیکنند.
برای شرایط فعلی کشور چه نوع سیاست ارزی را تجویز میکنید؟
برای اقتصاد ایران در شرایط فعلی بهترین مسیر در پیش گرفتن سیاستهای تثبیت ارزی است. البته تثبیت به معنای سرکوب دستوری قیمت ارز نیست. بلکه در این روش همانطور که روال همیشگی بانک مرکزی تا پیش از ریاست آقای همتی بوده؛ بدنه کارشناسی بانک مرکزی نرخ ارز را بر اساس متغیرهای بنیادین اقتصاد ایران محاسبه میکنند و دولت بر روی تخصیص ارز دولتی به دارو و کالاهای اساسی مردم نظارت و برای آن برنامهریزی میکند. همچنین باقی کالاها نیز از سوی دولت مورد اولویتبندی قرار میگیرند. لازمه این رویکرد نیز کنترل دقیق بانک مرکزی بر مسیرهای ورودی و خروجی ارز کشور است. یعنی ارز ورودی صادرات و ارز تخصیصی واردات باید تحت نظارت دقیق بانک مرکزی باشند. در این صورت، دیگر مشابه اتفاقات عجیب این روزها به وقوع نخواهد پیوست. اتفاقاتی که طی آن دولت برای داروی مردم ارز لازم را ندارد اما برای لوکسترین خودروهای روز دنیا ارز تخصیص داده میشود.
لطفاً درباره تخصیص ارز برای خودروهای گرانقیمت یا گوشیهای لوکس موبایل در شرایطی که مسئولان دولتی مدعی هستند ارز برای کالاهای اساسی و داروی مردم وجود ندارد بیشتر توضیح دهید.
دولت چهاردهم و بانک مرکزی در حال رقم زدن اتفاقات عجیبی در اقتصاد ایران هستند. در شرایطی که قیمت دارو و کالاهای اساسی مردم با سیاست ارزی دیماه ۱۴۰۴ دولت و به بهانه نبود ارز به شدت بالا رفته؛ مردم از مسئولان نمیپذیرند که به خودروهای ۱۰۰ میلیارد تومانی و گرانتر یا گوشیهای لوکس روز دنیا ارز تخصیص داده شود. مردم از ما میپرسند اگر ارز وجود ندارد پس چگونه خودروهای ۱۰۰ میلیارد تومانی به بالا در حال واردات به کشور هستند. یا اینکه چگونه است که آقای رئیسجمهور و آقای همتی معتقدند که کشور برای دارو و کالاهای اساسی ارز کافی ندارد و ارز ترجیحی را حذف میکنند اما بروزترین گوشی پرچمدار دنیا، یک هفته پس از رونمایی در سراسر ایران یافت و خرید و فروش میشود. این یک بام و دو هوای دولت چهاردهم برای مردم قابل قبول نیست. همچنین دولتیها به ایرانیان دارای اقامت خارج از کشور نیز اجازه واردات خودرو به کشور دادهاند. به این امید که این افراد با منابع ارزی شخصی خودشان دست به واردات به کشور خواهند زد. ظاهر این سیاست دولت هم بسیار فریبنده و زیباست. اما در باطن، نمایشگاه داران واردکننده خودرو، با پرداخت مبالغی به ایرانیان دارای اقامت خارج، شخصاً در حال واردات خودروهای گرانقیمت خارجی هستند. ارز این نوع واردات هم دقیقاً از کف بازار کشور خودمان تأمین میشود. یعنی در واقعیت خبری از استفاده کشور از منابع ارزی ایرانیان خارج نشین نیست و یک بازار سیاه کثیف برای واردات خودرو به وجود آمده است. برای همین میگویم که دولت چهاردهم در حال رقم زدن اتفاقات عجیب و غریب در شرایط جنگ اقتصادی است.
عملکرد وزارت صمت در بحث اولویتبندی واردات را چگونه ارزیابی میکنید؟
سیاستهای پولی، مالی، ارزی و تجاری کشور در شرایط فعلی با یکدیگر هماهنگ نیست. بهخصوص در موضوع عدم هماهنگی سیاستهای ارزی و تجاری کشور، وزارت صمت باید پاسخگو باشد. ما این روزها میبینیم که کالاهایی در شرایط جنگی به کشور وارد میشود که یا مشابه داخلی دارند و یا اصلاً ورود آنها چندان ضرورتی هم ندارد. اگر به سالهای دهه شصت و دوران جنگ تحمیلی در برابر عراق نگاهی بیندازیم به وضوح میبینیم که مسئولان دولت وقت، این درک را داشتند که نباید در شرایط جنگی هر کالایی وارد کشور شود. حتی جلوی واردات برخی میوههای لوکس به کشور در آن زمان گرفته شده بود که از نظر من سیاست درستی است. اما این روزها میبینیم که وسط شرایط جنگی تحمیلی به کشور و نالههای کمبود ارز دولتمردان، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد به ایران وارد میشود که واقعاً عجیب است. حال این سؤالات پیش میآید که وزارت صمت دقیقاً چه زمانی قرار است آرایش جنگی مناسب به خود بگیرد و اینکه بالاخره چه زمانی قرار است واردات به کشور دارای نظم و سیاق و اولویتبندی لازم شود.
دلیل تغییر جبهه دشمن از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی را چه میدانید؟ محور جنگ اقتصادی دشمن با ایران چیست؟
وقتی دشمن آمریکایی-صهیونیستی ما دید که در جنگ نظامی در برابر ملت بزرگ ایران و نیروهای مسلح قدرتمند ما ناتوان شده مجدداً به روش قدیمی یعنی جنگ اقتصادی بازگشته است. محور جنگ اقتصادی فعلی دشمن علیه ایران، افزایش فشارهای تحریمی در کنار تلاش برای کاهش هر چه بیشتر ارزش پول ملی ایران است. نقشه دقیق دشمن کاهش هر روزه ارزش پول ملی و به دنبال آن افزایش تورم تا مرز ایجاد ابرتورم در اقتصاد ایران است. دشمن فکر میکند که در صورت پیش بردن دقیق این سیاست، آنقدر به سفره و معیشت مردم فشار خواهد آمد که آثار اجتماعی مدنظرش رخ دهد. اینها غیبگویی نیست و رئیسجمهور جنایتکار آمریکا و سایر مقامات این کشور بارها درباره نابودی ارزش پول ملی ایران سخن گفتهاند. دشمنی دشمن قابل درک است. اما اینکه چرا آقای همتی و دوستان ایشان به دنبال اتخاذ سیاستهایی هستند که همراستا با خواست دشمن، نرخ دلار را روزانه افزایش و ارزش پول ملی را روز به روز کاهش دهد؛ جای سؤال دارد.
درباره مصاحبه عجیب آقای همتی که موج جدید افزایش نرخ ارز طی هفتههای اخیر، پس از آن رقم خورد چه نظری دارید؟
در هیچ کجای دنیا روسای بانکهای مرکزی و افراد مؤثر در اقتصاد کشورها مصاحبهای مشابه آنچه آقای دکتر همتی انجام دادند و به بازار ارز کشور التهاب شدیدی وارد کردند انجام نمیدهند. اصولاً در سایر کشورها اظهارنظر مسئولان اقتصادی در راستای کاهش التهاب بازار و هدایت اقتصاد کشور به سمت و سوی مثبت است. من به آقای همتی و همکاران ایشان توصیه میکنم که سیاست جدیدی در بحث ارزی در پیش بگیرند که متناسب با شرایط جنگی، مقتضیات اقتصاد کشور و واقعیتهای بنیادین اقتصادی باشد. همچنین این عزیزان هیچ چارهای ندارند جز اینکه به اقتصاد مقاومتی توجه کنند. وگرنه کار به درستی به پیش نخواهد رفت و اهداف دشمن در جنگ اقتصادی محقق خواهد شد. البته قبل از تمام این تغییرات، لطفاً کمی مراقب سخنانی که بیان میکنند باشند. چراکه گاهی تأثیر یک اظهارنظر منفی بر اقتصاد، چندین برابر دهها اظهارنظر مثبت است.
به عنوان شخصی که سالها در بانک مرکزی مدیرکل و معاون بودهاید درباره نرخ تعادلی ارز چه نظری دارید؟
نرخ تعادلی ارز قطعاً پایینتر از ۱۸۰ هزار تومان است. عدهای دلال و سفتهباز با سیاست رهاسازی بازار که از سوی بانک مرکزی در پیش گرفته شده برای ارز نرخهای نجومی ساختهاند. بازار ارز ایران نباید تابع نرخهای تلگرامی باشد. بانک مرکزی باید این سیاست عجیب رهاسازی بازار و سپردن همه چیز به دست غیبی تنظیمکننده قیمت را رها کند. حتی در کشورهای غربی که مهد اقتصاد آزاد هستند به این شکلی که در ایران بازارها رهاست عمل نمیکنند. بلکه همواره درجهای از نظارت مؤثر بر سازوکار بازار برای جلوگیری از تخلف و انحصار وجود دارد.
درباره عملکرد مرکز مبادله ارز و طلای بانک مرکزی چه نظری دارید؟
مرکز مبادله ارز و طلای ایران کاملاً تحت مدیریت و سیاستگذاری بانک مرکزی است. درنتیجه این مجموعه به دلیل نگاه غلطی که در سیاستگذاران اقتصادی کشور بهخصوص در میان مدیران بانک مرکزی وجود دارد؛ در انجام ماموریتهای محوله، موفق عمل نمیکند. اینکه هر زمان قیمت ارز افزایشی میشود بانک مرکزی بخواهد از طریق مرکز مبادله ارز و طلا، پیشفروش و حراج سکه انجام دهد یک روش شکستخورده در اقتصاد ایران است. چراکه با حراج سکه، خودمان با دست خودمان، عطش تقاضا در بازار را تقویت میکنیم. همچنین در آتش انتظارات منفی تورمی جامعه میدمیم. بنابراین تا زمانی که نگاه بانک مرکزی به همین شکل فعلی بوده و آقای همتی تصمیمی برای اصلاح آن نداشته باشند کاری از دست مرکز مبادله ارز و طلای ایران هم ساخته نیست.