20:25 - 2026/06/01

مشکلات این روزهای اقتصادی داخلی از جمله موج گرانی‌هایی که مردم به‌حق نسبت به آن انتقاد دارند؛ در کنار آثار دفاع مقدس 40 روزه بر کشور، منطقه و جهان ما را بر آن داشت تا به گفت‌وگو با مصطفی پوردهقان، نماینده مجلس و عضو هیات رئیسه کمیسیون صنا...

مصطفی پوردهقان، نماینده مجلس و عضو هیات رئیسه کمیسیون صنایع، در گفت‌وگو با چارسوق بیان کرد؛

خودروسازان پشت صحنه گرانی خودرو هستند

خودروسازان پشت صحنه گرانی خودرو هستند

مشکلات این روزهای اقتصادی داخلی از جمله موج گرانی‌هایی که مردم به‌حق نسبت به آن انتقاد دارند؛ در کنار آثار دفاع مقدس 40 روزه بر کشور، منطقه و جهان ما را بر آن داشت تا به گفت‌وگو با مصطفی پوردهقان، نماینده مجلس و عضو هیات رئیسه کمیسیون صنایع بنشینیم:

به عنوان عضو هیات رئیسه کمیسیون صنایع مجلس شورای اسلامی لطفاً درباره وضعیت عجیب این هفته‌های بازار خودرو توضیح دهید. آیا گرانی‌های نجومی اخیر توجیهی دارد؟ آیا می‌توان به بهانه خسارات ناشی از جنگ چنین گرانی‌های افسارگسیخته‌ای را توجیه کرد؟

برخی به دنبال دلیل‌تراشی برای افزایش عجیب و غریب قیمت خودرو هستند. مثلاً عده‌ای دلیل این گرانی را تغییر مبنای ارز وارداتی مونتاژکاران می‌دانند و عده‌ای دیگر دلیل اصلی را بحث شوک چندروزه تأمین ورق فولادی ناشی از خسارت به فولاد مبارکه ارزیابی می‌کنند. بدون رودربایستی من خودم افزایش قیمت خودرو در این روزها را پدیده عجیبی نمی‌دانم. چراکه ما صنعت خودروسازی را عملاً در آغوش حمایت‌هایمان گرفته و یک انحصار کامل برایش ایجاد کرده‌ایم. نتیجه هر انحصاری چنین وضعیت بی‌حساب‌وکتابی خواهد بود. صنعت خودروسازی ایران مثل کودکی بوده که دولت آن را در آغوش گرفته اما حالا بعد از چند دهه این کودک رشد کرده و بالغ شده اما هنوز هم حاضر نیست از آغوش حامی خودش جدا شده و از بغل او پایین بیاید. هنوز هم خودروساز داخلی از زمین و زمان طلبکار است و اگر با این جماعت بنشینید می‌بینید که دست پیش را گرفته‌اند که پس نیفتند. می‌گویند ما زیانده هستیم و باید حمایت شویم. می‌گویند به ما ارز کافی نمی‌دهید. هزاران خواسته دارند که دولت باید چنین و چنان کند تا ما بتوانیم تولید کنیم.

درباره کمبود ورق فولادی ناشی از هدف قرار گرفتن فولاد مبارکه، آیا توجیه خودروسازان برای گرانی به این بهانه را موجه میدانید؟

درباره کمبود ورق فولادی در کشور بزرگنمایی و خلاف‌گویی شد. ببینید درست است که فولاد مبارکه بزرگترین تولیدکننده ورق فولادی کشور است اما پس از مشکلی که در اثر حمله دشمن ایجاد شد ما بیکار ننشستیم. هم کمیسیون صنایع، هم وزارت اقتصاد و هم انجمن خودروسازان همگی وارد صحنه شدیم و با تعاملی که شد امتیاز ویژه‌ای در اختیار فولاد مبارکه برای واردات کمبود ورق فولادی مورد نیاز کشور قرار گرفت. پس در حال حاضر هیچ کمبودی در این زمینه وجود ندارد. در کنار این، وقتی خط تولید فولاد مبارکه هدف قرار گرفت مگر کشور ذخیره‌ای نداشت که این قدر عده‌ای سوءاستفاده کردند. ما ذخایر بسیار خوبی از تولید گذشته داشتیم که می‌توانست خلأ بازار را کاملاً پر و آثار حمله دشمن را خنثی کند. هم انبارهای دو خودروساز اصلی کشور و هم انبارهای فولاد مبارکه پر از ورق‌های تولید گذشته با همان قیمت قبل بوده است و متاسفانه عده‌ای از فضای روانی جنگ به نفع منافع خودشان سوءاستفاده کرده‌اند. اگر صریح‌تر بگویم خودروسازان از فضای روانی ایجاد شده نهایت سوءاستفاده را کردند.

این بحث سوءاستفاده خودروسازان که بیان داشتید یک بار دیگر این سؤال قدیمی را در ذهن آحاد جامعه ایجاد می‌کند که پس متولی صنعت خودرو در کشور ما کیست که جلوی این قبیل اقدامات خودسرانه را بگیرد؟

متاسفانه خودروسازی هم مثل هر عرصه دیگری در کشور ما محروم از داشتن متولی واحد است. ما هر زمان وزیر صنعت، معدن و تجارت را به کمیسیون صنایع مجلس دعوت می‌کنیم تا درباره خودروسازی توضیح بخواهیم کلی بهانه می‌آورد که این کار تا اینجا یا آنجایش در حیطه مسئولیتی من بوده و درباره باقی کارها نمی‌توانم دخالتی کنم. شورای حمایت، سازمان حمایت و حتی مجموعه حاکمیت گاهی ورودهایی به بحث خودرو و بحث‌هایی درباره واردات خودرو دارند. البته این را هم بگویم که ما بهانه‌های وزیر صمت را در بسیاری از موارد نمی‌پذیریم. خلاصه کلام اینکه برای خیلی مسائل کشور متولی واحد پیدا نمی‌کنید. خودروسازی یا بهتر بگویم مونتاژکاری خودرو در ایران هم یکی از همین حوزه‌های بدون متولی واحد در کشور است.

درباره بحث واردات خودرو، دائماً مردم با اظهارنظرهای مسئولان در وضعیت خوف و رجا یا بیم و امید هستند. بالاخره ماحصل این همه سال بحث درباره واردات خودرو در بدنه کارشناسی حاکمیت و مجلس به کجا رسیده است؟

یادم می‌آید یک زمانی وقتی امثال من درباره گشایش در واردات خودرو مصاحبه می‌کردیم بلافاصله تأثیر مثبت آن را در بازار و بر مردم می‌دیدیم. الآن دیگر به قدری قضیه را تکراری و مبتذل کرده‌ایم که هر چه قدر هم مصاحبه کنیم دیگر هیچ کسی اهمیت نمی‌دهد؛ یعنی مردم نسبت به امثال من و حرف‌هایم بی‌حس شده‌اند. چون همه به عملکردها نگاه می‌کنند و گفتاردرمانی به تنهایی حل‌کننده مشکل مردم نیست. بنده به عنوان نماینده مردم در کمیسیون مجلس، به صورت کاملاً تخصصی بر روی مقوله خودرو کار کرده‌ام. تا زمانی که دغدغه عده‌ای درون حاکمیت بحث گشایش در واردات خودرو نباشد و بخواهند پشت واژه‌های مقدسی چون حمایت از تولید داخلی پنهان شوند وضعیت همین است. ببینید من در تصویب دو بودجه مجلس یعنی 1404 و 1405 حضور و نقش داشته‌ام. در هر دو بودجه تلاش کردیم تعرفه واردات خودرو را کاهش دهیم اما درنهایت نهادهای بالادستی صلاح ندانستند و خواسته مجلس و مردم پیش نرفت. من حرفم را صریح می‌زنم. هر کسی می‌خواهد خوشش بیاید یا نیاید؛ اما آقایانی که واردات خودرو را به صلاح نمی‌دانید؛ بیایید با مردم صریح حرف بزنید. صریحاً به مردم بگویید باید به اسم حمایت از تولید داخلی خودروی 2 میلیارد تومانی سوار شوند و صدایشان هم درنیاید. به قول معروف همین است که هست و حق هیچ اعتراضی هم نیست. در کنارش هم تبعات اجتماعی، اقتصادی و غیره تصمیمتان را پذیرا باشید. بالاخره وقتی با تصمیمات این‌چنینی مردم عزیز و انقلابی کشور ما که دلاورانه پای انقلاب و کشور ایستاده‌اند را می‌رنجانید یک تبعاتی باید برای شما داشته باشد. یک بار دیگر می‌گویم که مجلس مسیر کاهش تعرفه واردات خودرو را رفته بود اما جلوی کار را گرفتند. مردم این را بدانند.

درباره افزایش نرخ ارز هم سؤالات بسیاری در ذهن مردم هست. مردم می‌پرسند در شرایط جنگی که دشمن خون‌خوار از هدف قرار دادن هیچ زیرساختی ابا نداشت نوسانات و گرانی ارزی به این مقدار که این روزها شاهد آن هستیم نبود. به عنوان نماینده مردم در این زمینه چه نظری دارید؟

افزایش نرخ ارز دو دلیل اصلی دارد. در نظر بگیرید ارز هم یک کالاست و مانند هر کالایی تابع قاعده عرضه و تقاضاست. در زمان جنگ بخش تقاضا دچار رکود شده بود و بنابراین شاهد ایستایی قیمت ارز شدیم؛ اما پس از جنگ چون شرایط کسب‌وکار، تجارت و سفرهای خارجی مجدداً فراهم شده تقاضای ارز بالا رفته و باعث افزایش قیمت ارز شده است. همچنین دلیل دیگر افزایش اخیر قیمت ارز، تغییر مسیر کشور از راه بسته شده تراستی‌های امارات به سمت مسیرهای جدید دور زدن تحریم‌ها است. در کنار این دو دلیل من لازم می‌دانم نکته‌ای هم بگویم. دولت یک سیاستی به نام حذف ارز ترجیحی را سال گذشته اجرا کرد که در درستی اصل این تصمیم شخصاً هیچ بحثی ندارم؛ اما وقتی با روسای پیشین و فعلی بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و حتی شخص آقای رئیس‌جمهور بحث و تبادل نظر داشتم به آن‌ها گفتم که نمی‌شود یک‌شبه ارز 28 هزار و 500 تومانی را 150 هزار تومان کرد و توقع هیچ تورمی هم نداشت. متاسفم که توجهی نشد. ببینید وقتی بر اساس نتایج آزمون وسع 70 تا 75 درصد جامعه ما زیر خط فقر هستند و در شرایط خوبی نیستند نمی‌شود به یک‌باره سیاست‌های ارزی تندی اجرا کرد و نرخ تسعیر را به دست بازار فردوسی سپرد. حذف بازار دوم ارزی و نرخ تسعیر 60 هزار تومانی آن اشتباه مهلک دولت پزشکیان بود. اگر قرار است فردوسی برای ما نرخ ارز تعیین کند که خب ساختمان میرداماد را تعطیل کنیم و بانک مرکزی به همان فردوسی نقل مکان کند. دولت با سیاست‌های غلط ارزی، لیدری بازار ارز را به فردوسی، هرات و سلیمانیه منتقل کرده است.
اما برخی استدلال می‌کنند که نابسامانی امروز شرایط ارزی کشور به دلیل جنگ است.

اگر کسی امروز می‌گوید این شرایط بد اقتصادی کشور صرفاً به خاطر جنگ است او یک دروغگوی محض یا یک نادان است. باید قانون شناورسازی نرخ ارز به درستی اجرا شود. وگرنه اقدامات پروازی ارز و اینکه فنر را به یک‌باره رها کنیم هیچ اثری جز ضربه به طبقات پایین اقتصادی جامعه ندارد. آقای پزشکیان اطلاعات لازم اقتصادی ندارند و وزیر اقتصاد ایشان هم یک شخص صرفاً آکادمیک و یک مدیر ضعیف است که نتیجه تصمیمات چنین مجموعه‌ای را مردم به چشم می‌بینند. دولت پزشکیان اتفاقاً با سیاست‌های غلط اقتصادی در زمین کسانی بازی کرده که پولشان از پارو بالا می‌رود.

به وزیر اقتصاد اشاره کردید. عملکرد وزارت اقتصاد در شرایط جنگ اخیر را چگونه ارزیابی می‌کنید.

در ایام جنگ یکی از ضعیف‌ترین وزارتخانه‌های کشور وزارت اقتصاد بود. این وزارتخانه خودش را از مقام تنظیم‌گری اقتصاد کشور کنار کشیده و صرفاً یک تماشاچی است. از سیاست پولی با وزیر اقتصاد سخن بگویی می‌گوید من کاره‌ای نیستم و از سیاست مالی بپرسی می‌گوید در دست من نیست. متاسفانه در شرایط جنگی ما می‌بینیم که برخی جابه‌جایی‌های مدیریتی در دولت بر اساس سیاسی‌کاری و سیاست‌بازی رخ می‌دهد که تبعات آن منفی است. ما در مجلس در این شرایط جنگی سعی در مماشات با وزرا حتی وزرای ضعیف داریم تا کار کشور نخوابد اما در دولت بعضاً می‌بینیم شخص ناتوان و بی‌تجربه‌ای را مسئول یک مجموعه بسیار بزرگ و مهم کرده‌اند که قطعاً تبعات منفی آن به زودی خود را نشان خواهد داد. از این اشتباهات در دولت پزشکیان متاسفانه رخ می‌دهد و همان طور که گفتم آقای رئیس‌جمهور اطلاعات اقتصادی کافی ندارد.

متاسفانه در هر کشوری در شرایط جنگی عده‌ای سوداگر و محتکر وجود دارند که به قول معروف می‌خواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. در شرایط امروز نوع برخورد با این افراد در کشور ما را چگونه ارزیابی می‌کنید و توصیه شما چیست.

برخورد با افراد سوداگر در شرایط جنگی وظیفه دولت است. وقتی همه برای کشورشان جانشان را کف دست گرفته‌اند قابل قبول نیست که عده‌ای کالاهای مورد نیاز مردم را احتکار کنند. البته دولت در گزارش‌هایی که به مجلس می‌دهد دائماً مدعی اعمال نظارت است اما در میدان عمل ما تاثیری از این اعمال نظارت دولت نمی‌بینیم. البته یک کار خوبی که دولت انجام داده تفویض اختیارات در شرایط جنگی به استانداران است. این اقدام می‌تواند در امر نظارتی کمک حال دولت باشد. بانک مرکزی هم باید نظارت کند تا منابع بانکی به سمت تولید و نه دلالی و مال‌سازی برود. این تکلیف قانونی است و اگر اجرایی نشود مطمئن باشید ما از بانک مرکزی مطالبه و پرسشگری خواهیم کرد. درمجموع دولت تلاش کرده تا بر بازار نظارت کند اما نتیجه‌ای که حاصل شده مورد قبول مردم نیست.

هم رهبری شهید و هم رهبری فعلی انقلاب هر دو حامیان تولید بودند و هستند. درباره آسیب‌های جنگ تحمیلی اخیر به واحدهای تولیدی چه آماری وجود دارد.

آخرین آماری که ما داریم آسیب مستقیم و غیرمستقیم به 3 هزار واحد تولیدی کشور در طول جنگ تحمیلی اخیر است. دشمن به دنبال این بود که با زدن زیرساخت‌های تولیدی ما زنجیره‌های تولید را از کار بیندازد. دلیل هدف قرار دادن فولاد و پتروشیمی همین بود. دشمن می‌خواست با از کار انداختن این دو زنجیره مهم تولیدی علاوه بر ضربه به تولید داخلی، بیکاری ایجاد و تأمین ارز کشور را دچار مشکل کند؛ اما من این نوید را به مردم بدهم که برخلاف ادعای رئیس‌جمهور خبیث آمریکا که می‌گفت 20 سال بازسازی ایران طول می‌کشد یا برخی‌ها که در داخل القای ناامیدی می‌کردند بسیاری از واحدهای آسیب‌دیده مجدداً سرپا شده‌اند. باقی واحدها هم با دست توانمند داخلی‌ها در حال بازسازی است. این معجزه جنگ اخیر برای ما بود که بار دیگر به توان خودمان باور پیدا کردیم.

به نظر شما با وجود تهدیدات چندین باره رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن تمامی زیرساخت‌های حیاتی ایران، چرا دشمن به این تهدید عمل نکرد؟

تفاوت ماهیت دشمن با جمهوری اسلامی ایران در خوی وحشی‌گری آن‌هاست. مردم شاهد بودند که جمهوری اسلامی ایران با اینکه از سوی 8 کشور در این جنگ تحت فشار و تجاوز بود هیچ‌گاه جنایتی به‌مانند آنچه دشمن در مدرسه میناب انجام داد مرتکب نشد. ما مقتدرانه در برابر تهاجم 8 کشور و در رأس آن‌ها آمریکا و اسرائیل از خودمان دفاع کردیم اما ذره‌ای از خطوط قرمز انسانی و اسلامی‌مان کوتاه نیامدیم. مردم بدانند اگر دشمن فولاد مبارکه یا عسلویه ما را هدف قرار داد ما چندین برابر به آنها خسارت وارد کرده‌ایم. تازه حجم بالای خسارات ناشی از پاسخ‌های ما در برابر آثار انسداد تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی هیچ است. اصلاً دشمن به این دلیل در موضوع تهدید حمله به زیرساخت‌های ما عقب نشست که توانمندی ایران در پاسخگویی و تأثیر بر اقتصاد جهانی را دید.

برای کشورهای منطقه که در این جنگ همکار یا پشتیبان آمریکا بودند چه آینده‌ای پیش‌بینی می‌کنید؟

این جنگ اخیر پایان رویافروشی کشورهایی بود که سال‌ها تبلیغات کرده بودند که امن‌ترین کشورهای منطقه ما برای سرمایه‌گذاری هستند. این کشورها میلیاردها دلار در توریسم و هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کرده بودند که ضربه بزرگی به این سرمایه‌گذاری آن‌ها وارد شده است. البته این اتفاقات به دلیل این بود که این کشورها یا مستقیماً در تجاوز علیه ما شرکت داشتند و یا حریم هوایی، زمینی یا دریایی آن‌ها در اختیار دشمن متجاوز بود. درنهایت من فکر می‌کنم دیگر دوران رویافروشی تمام شده و امنیت روانی لازم برای سرمایه پذیری در کشورهای عربی از بین رفته است.

فکر می‌کنید درباره فضای مجازی و اینترنت در آینده باید چه سیاستی از سوی نظام دنبال شود؟

نیروهای نظامی و امنیتی کشور بارها درباره جاسوسی شرکت‌هایی چون گوگل، آمازون، اوراکل، متا، اپل و مانند اینها از اطلاعات شخصی کاربران ایرانی هشدار داده بودند. جنگ اخیر ثابت کرد که حتی اطلاعات شخصی گوشی‌های بسیاری از ما از طریق این شرکت‌ها طی قراردادهای کلان چندین میلیارد دلاری در اختیار پنتاگون قرار گرفته است. البته در جلسه اخیری که با وزیر ارتباطات داشتیم ایشان مطرح کردند که این شرکت‌ها پس از هدف قرار گرفتن دو مرکز مهم داده‌ای آمازون و اوراکل در منطقه به دست توانمند نیروهای مسلح ایران، اعلام کرده‌اند هرگونه همکاری با ایالات متحده را به حالت تعلیق درآورده‌اند. امیدواریم این‌طور باشد. در غیر این صورت مردم عزیز ایران بدانند که دستان ایران بسیار بلند است و هر همکاری مستقیم یا غیرمستقیم با دشمنان ایران و ایرانی بی‌پاسخ نخواهد ماند. ما در برابر امنیت مردم ایران هیچ خط قرمزی نداریم؛ اما درباره خودمان هم نیازمند اصلاح و درس‌آموزی از تجربه‌های گذشته هستیم. دیگر امکان اعمال همان مدیریت گذشته بر فضای مجازی کشور نیست. تلگرام، متا یا هر مجموعه‌ای که می‌خواهد به مردم ایران خدمات پیام‌رسان یا شبکه اجتماعی ارائه دهد باید در کشور ما دفتر رسمی داشته باشد. از سوی دیگر، باید شبکه ملی اطلاعات که پیشرفتی 60 تا 65 درصدی دارد تکمیل شود. فرض کنید در 9 اسفند که دشمن خون‌خوار به ما حمله کرد ما امکانات شبکه داخلی اطلاعات را نداشتیم. در آن صورت چه فاجعه‌ای که در قطع ارتباطات مردم یا قطع خدمات بانکی رخ نمی‌داد و چه ضربه‌هایی که به کشور وارد نمی‌شد. البته این را بگویم که مخالف صد در صد ایجاد انحصار برای شرکت‌های داخلی فعال در حوزه فناوری اطلاعات مشابه مدلی که برای خودروسازان داخلی اجرا کرده‌ایم هستم.
شما نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی هستید. درباره مذاکراتی که با واسطه میان ایران و آمریکا در قالب تبادل پیام جریان دارد چه نظری دارید.

فکر می‌کنم هنوز خیلی زود است که درباره نتایج مذاکرات میان ایران و آمریکا نظر بدهیم؛ اما نکاتی به ذهنم می‌رسد که به نظرم باید در تحلیل شرایط به آن‌ها توجه کنیم. اول اینکه مقامات آمریکایی در میان افکار عمومی کشورشان شدیداً تحت فشار هستند و نیازمند ارائه یک برگ برنده، حتی شده صرفاً در لفظ به عنوان دستاورد این مذاکرات هستند. از سوی دیگر ایران عزیز ما سه خط قرمز مهم دارد. اول بحث تضمین آمریکا برای عدم تجاوز مجدد به خاک ما چه از سوی خودش و چه از سوی متحدانش، دوم بحث غرامت خساراتی که به ما وارد کرده حال از طریق عوارض تنگه هرمز یا هر روش دیگری و سوم حفظ دانش هسته‌ای و غنی‌سازی ما که مردم مطمئن باشند اصلاً و ابداً در هیچ‌کدام از اینها کوتاه نخواهیم آمد. آمریکا مجبور است به ما امتیاز بدهد و سیلی هم بخورد. جز این بشود مردم عزیز ایران از ما نخواهند پذیرفت. مردمی که با وجود انتقاد به شرایط اقتصادی دو ماه است کف خیابان‌ها از نظام و کشور دفاع می‌کنند مگر از ما می‌پذیرند که بخواهیم از خطوط قرمزمان کوتاه بیاییم. اگر خدایی ناکرده ذره‌ای کوتاه بیاییم، مردم از ما می‌پرسند چرا همان 5 سال پیش امتیاز ندادید و کوتاه نیامدید و ما جوابی نخواهیم داشت. نکته مهمی که مردم باید بدانند هم این است که در مورد مقاومت در برابر زیاده‌خواهی آمریکایی‌ها هیچ اختلافی میان سران حکومتی ما وجود ندارد و محکم بودن تیم مذاکراتی ما باعث جا خوردن طرف آمریکایی شده است.

مطالب مرتبط