۲۸ مرداد که عبدالناصر همتی در تلویزیون ادعا کرد صادرات نفت متوقف شده و ذخایر ارزی مسدود است، موتور دلار روشن شد و از آن روز بازار ارز در کشور روز خوش به خود ندیده است.
۲۸ مرداد قیمت دلار ۱۸۸۶۰۰ تومان بود و این روزها به ۲۵۰ هزار تومان هم رسیده است، یعنی رشد ۳۳ درصدی طی ۴۰ روز؛ به عبارت دیگر طی ۴۰ روز اخیر یکسوم از ارزش واحد پول کشورمان کاسته شده است. این در حالی است که از ابتدای سال جاری تا ۲۸ مرداد یعنی طی حدود ۵ ماه قیمت دلار فقط ۱۹ درصد گران شده بود. بازار ارز از اواخر مردادماه وارد دور تازهای از التهاب شد؛ روندی که همزمان با اظهارات تلویزیونی عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، درباره وضعیت صادرات نفت و دسترسی به ذخایر ارزی شدت گرفت.
همتی شامگاه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ در گفتوگوی ویژه خبری اعلام کرد که صادرات نفت ایران عملاً متوقف شده و درآمدهای نفتی با محدودیت جدی مواجه است. او همچنین گفت که ذخایر ارزی ایران به دلیل تحریمها در دسترس نیست.
در همان روز، قیمت دلار در بازار آزاد حدود ۱۸۸ هزار و ۶۰۰ تومان بود؛ اما طی حدود ۴۰ روز بعد، نرخ دلار به محدوده ۲۵۰ هزار تومان رسید؛ یعنی افزایش حدود ۶۱ هزار و ۴۰۰ تومانی و رشد تقریبی ۳۳ درصدی.
این جهش، پرسش مهمی را درباره نحوه اطلاعرسانی و مدیریت انتظارات ارزی از سوی بانک مرکزی مطرح میکند: آیا رئیسکل بانک مرکزی نباید پیش از اعلام عمومی اخبار منفی درباره منابع ارزی و صادرات نفت، آثار روانی چنین اظهاراتی بر بازار را نیز در نظر بگیرد؟ ضمن اینکه سخنان روزهای بعد سرلشگر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی و همینطور وزیر نفت دولت پزشکیان حکایت از این داشت که اظهارنظر همتی درباره صفر شدن صادرات نفت ایران نادرست بوده است.
وقتی رئیس بانک مرکزی سیگنال منفی میدهد
بانک مرکزی یکی از مهمترین نهادهای مؤثر بر انتظارات بازار ارز است؛ بنابراین، اعلام عمومی خبرهایی مانند «صادرات نفت صفر شده» و «ذخایر ارزی در دسترس نیست» حتی اگر درست باشد که درست هم نیست، میتواند در شرایط ملتهب، به افزایش نگرانی فعالان اقتصادی و تقویت تقاضای احتیاطی برای ارز منجر شود.
تناقض در روایت ارزی
از سوی دیگر، در هفتههای اخیر روایتهای متفاوتی درباره وضعیت منابع ارزی کشور مطرح شده است. برای نمونه، گزارشهایی به نقل از مسئولان اقتصادی از افزایش ذخایر ارزی سخن گفتهاند؛ در مقابل، رئیسکل بانک مرکزی از محدودیت شدید دسترسی به ذخایر و افت درآمدهای نفتی سخن گفته است.
این تفاوت در روایتها، اهمیت شفافیت و ارائه یک تصویر دقیق و منسجم از وضعیت منابع ارزی را بیشتر میکند؛ زیرا بازار ارز بهشدت تحت تأثیر انتظارات قرار دارد. بنابراین، در فاصلهای کوتاه، ارزش ریال در برابر دلار حدود یکسوم کاهش یافته است. در چنین شرایطی، عملکرد رئیسکل بانک مرکزی صرفاً با وعده کنترل بازار سنجیده نمیشود؛ نتیجه سیاستها و مدیریت انتظارات نیز بخشی از کارنامه سیاستگذار پولی است.
از این منظر، یکی از مهمترین انتقادها به مدیریت ارزی فعلی این است که بانک مرکزی از یکسو از کنترل بازار ارز سخن میگوید و از سوی دیگر، با اعلام عمومی اخبار بسیار منفی درباره صادرات نفت و ذخایر ارزی، خود به تشدید نگرانیهای بازار کمک میکند.
مسئله اصلی اکنون این است: اگر بازار ارز در کنترل است، چرا دلار در حدود ۴۰ روز از ۱۸۸ هزار و ۶۰۰ تومان به ۲۵۰ هزار تومان رسیده است؟
