با توجه به مشکلات اقتصادی اخیر و شرایط این روزهای کشور به گفتوگو با «فتحالله توسلی»، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو هیات امنای صندوق توسعه ملی پرداختهایم:
آیا همانگونه که مسئولان دولتی اصرار دارند بیان کنند گرانیهای عجیب اخیر به دلیل جنگ است؟
قطعاً عمده گرانیهای بازار اصلاً ارتباطی با جنگ و شرایط جنگی ندارد. مثلاً در بحث فولاد و پتروشیمی نهایت تاثیری که آسیب جنگی واحدهای تولیدی میتواند بر بازار داشته باشد 10 درصد است. اما شاهدیم برخی اقلام فولاد و پتروشیمی از 40 تا 150 و حتی 200 درصد افزایش قیمت داشتهاند. خب قطعاً اینها منطقی و منطبق بر واقعیتها نیست. چراکه بر فرض چند واحد فولاد و پتروشیمی هم آسیبدیده باشد؛ اولاً انبارهای ذخیرهسازی کشور برای محصولات فولاد و پتروشیمی تا ماهها پر است و ثانیاً اکثر واحدهای آسیبدیده بلافاصله بعد از 2 هفته به خط تولید بازگشتهاند. بنابراین اینکه برخی از جمله تعدادی از مسئولان دولتی دائماً با اشاره به شرایط جنگی به دنبال توجیه گرانیها هستند را اصلاً قابل قبول نمیدانم و نتیجه این اقدام چیزی جز سوءاستفاده گرانفروشان نیست.
لطفاً درباره بحث گرانی خودرو و لوازم خانگی در هفتههای اخیر توضیح دهید. آیا این گرانیها را منطقی میدانید؟
درباره بحث گرانی خودرو یا لوازم خانگی به دلیل آسیب به فولاد یا پتروشیمی باید بگویم که این گرانیها غیرقابل قبول است. اولاً که انبارهای خودروسازان کاملاً پر از محصولات فولاد و پتروشیمی است. ثانیاً دهها هزار خودروی آماده و مونتاژشده در پارکینگهای خودروسازان در حاشیه اتوبان تهران-کرج پارک شده است. پس این دوستان به چه حقی مثلاً یک خودرو که قبلاً تولید شده را باید یک میلیارد تومان گران کنند. من که دلیلی جز سودجویی و سوءاستفاده از شرایط نمیبینم. درباره لوازم خانگی هم شرایط مشابه است و گرانیها قابل قبول نیست
آیا با سیاست حذف ارز ترجیحی از سوی دولت در دیماه 1404 موافق هستید؟
حذف ارز ترجیحی اقدامی درست و لازم بود اما انتخاب زمان و نحوه اجرای آن افتضاح بود. انصافاً دولت به مردم ظلم کرد. مثلاً در یک نمونه دهها هزار تن روغن از ذخایر استراتژیک دولت را که در زمان ارز 28 هزار و 500 تومانی ذخیره کرده بودند با قیمت جدید و بسیار بالاتر در اختیار مردم قرار دادند. یعنی جنسی که دولت با قیمت قبلی و ارزانتر خریده بود را به قیمت جدید و گرانتر به مردم فروخت. اینکه عدهای از فروشندگان خرد هم به گرانفروشی روی آوردهاند به دلیل الگوبرداری از همین رفتار وزارت جهاد کشاورزی و دولت است.
به وزارت جهاد کشاورزی اشاره کردید. عملکرد این وزارتخانه را در دولت چهاردهم چگونه ارزیابی میکنید؟
وزارت جهاد کشاورزی آنگونه که بایسته و شایسته بوده به وظایفش عمل نکرده است. حقیقتاً معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی ضعیفترین معاونت این وزارتخانه است. یعنی فقط با آب و خاک کشور بازی میکند و هیچ کار خاصی هم انجام نمیدهد. قنوات کشور از سوی این معاونت به کلی رها شده و بعضاً تا دهها میلیارد تومان خسارت این رهاشدگی است. در حوزههای مختلف ما با چالش جدی در بخش کشاورزی کشور مواجه هستیم. سازمان منابع طبیعی هم به عنوان زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی گویا کاری جز تصرف زمین کشاورزانی که بعضاً دههها بر روی آن کار کرده و زحمت کشیدهاند ندارد. از طرفی تفاسیر عجیب وزارت جهاد کشاورزی از قانون تغییر کاربری زمین باعث شده هزاران روستای کشور دچار مشکل شوند. در بحث نحوه تامین و توزیع کالاهای اساسی مردم هم که برای همه ما روشن است وزارت جهاد کشاورزی چگونه عمل کرده است.
عملکرد بانک مرکزی در شرایط جنگ اقتصادی اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظرم عملکرد بانک مرکزی افتضاح بوده است. نه فقط در مورد ارز، بلکه در همه زمینهها ما یک عملکرد ضعیف از بانک مرکزی شاهدیم. متقاضیان را از برج 9 سال 1403 معطل وام ازدواج نگه داشتهاند. خب اینها نابسامانی و ضعف عملکرد است. پس نظارت بانک مرکزی بر بانکها دقیقاً کجاست. الآن بانک مرکزی ایران بیشترین نیروی انسانی را در میان تمام بانکهای مرکزی جهان دارد. پس این همه نیرو دقیقاً چه میکنند که خروجی کار اینقدر افتضاح است. ظاهراً بانک مرکزی فقط بلد بوده بهترین ساختمانها در بهترین خیابانها را تملک کند و زیاد کاری با وظایف تعریف شدهاش نداشته است. من 3 سال پیش درباره زیان انباشته بانک آینده هشدار داده بودم اما بانک مرکزی به وظیفهاش به درستی عمل نکرد. حالا هم بانک آینده با آن همه بدهی و دیون را زیرمجموعه بانک دولتی ملی بردهاند و یک بار مالی جدید بر دوش دولت قرار دادهاند. خب تدبیر بانک مرکزی دقیقاً چیست. از سوی دیگر، وزارت نفت در حال حاضر مبلغ زیادی به صندوق توسعه ملی بدهکار است. بانک مرکزی به عنوان عضو هیات امنای صندوق توسعه ملی چرا این همه سال پیگیر این مطالبه صندوق نبوده است؟ یعنی نمیشد مثلاً زمانی که این مطالبه نصف این مقدار مذکور بود آن را وصول کرد تا شرایط این قدر وخیم نشود.
اصولاً بانکداری خصوصی چه نقشی در اقتصاد ایران دارد؟
دهها بانک خصوصی در کشور داریم که بهترین ساختمانها، امکانات و رفاهیات در اختیار آنهاست. یک نفر بیاید بگوید دقیقاً چند پروژه را بانکهای خصوصی در ایران اجرا کردهاند و اصولاً نقش این همه بانک در اقتصاد ایران دقیقاً چیست. اینها فقط روال عادی اقتصاد ایران را بر هم زدهاند و هیچ کار مثبتی هم نمیکنند. مثلاً چرا بازسازی فولاد مبارکه به 4 بانک خصوصی واگذار نمیشود تا اینها هم یک کار مثبتی در اقتصاد ایران انجام بدهند. این بانکها فقط بلدند نرخ سود پرداختی را بالا ببرند و سرمایههای مردمی را از بانکهای دولتی به سمت خودشان جذب کنند. سرمایه بالایی که جذب میکنند را هم به نه سمت تولید بلکه به سمت بنگاهداری و خرید ملک میبرند.
تصمیمگیر اصلی اقتصاد در دولت کیست؟
به عنوان نماینده مردم، خود من هم هنوز نمیدانم قرارگاه اقتصادی کشور دقیقاً کجاست و دولت میخواهد بالاخره با اقتصاد ایران چه کند. اصلاً اول یک نفر بیاید بگوید تصمیمگیر اصلی اقتصاد ایران کجاست. شعام، سران قوا، بانک مرکزی، مجلس یا وزارت اقتصاد کدام یک اقتصاد را راهبری میکنند. تا تصمیمگیر اصلی اقتصاد ایران پیدا نشود؛ کلاف سردرگم بانکداری هم ادامه خواهد داشت.
درباره پولهای بلوکهشده ارقام مختلفی میشنویم و بخشی از مذاکرات ما با آمریکاییها مربوط به همین پولهاست. تحلیل شما در این زمینه چیست؟
ما الآن داریم با آمریکاییها سر 16 میلیارد دلار اموال بلوکهشده ایران مذاکره کنیم. این در حالی است که فقط در یک مورد، با پیگیری قوه قضائیه 20 میلیارد یورو ارز حاصل از صادرات به کشور بازگشته است. 10 میلیارد دیگر هم در نوبت پیگیری قوه قضائیه قرار دارد. یک فهرست 1000 نفره گیرندگان ارز ترجیحی هم وجود دارد که مجموعاً 10 میلیارد هم آنها باید ارز به کشور برگردانند. یعنی 40 میلیارد یورو معادل تقریبی یک سال صادرات غیرنفتی کشور فقط معطل پیگیری برای بازگشت به کشور بود. مشکلات کشور ما اینهاست. مذاکره خوب است اما گاهی ما مسائل اصلیتر از مذاکره را رها کردهایم.
نظر مجلس شورای اسلامی درباره افزایش مبلغ کالابرگ مردم چیست؟
نظر مجلس بر این است که مبلغ کالابرگ مردم در سال 1405 باید افزایش یابد اما دولت بهانه میآورد که منابع لازم برای این کار را ندارد. به هر حال با افزایش تورم و فشاری که گرانیها به خانوار ایرانی وارد کرده دولت باید هر چه زودتر تدبیری در این زمینه انجام بیندیشد.
درباره آسیبهای جنگ رمضان به اقتصاد ایران ارقام گوناگونی میشنویم. نظر شما چیست؟
معتقدم آسیبهای جنگ رمضان از سوی عدهای بیش از حد بزرگنمایی میشود. من نمیدانم سخنگوی محترم دولت عدد 270 میلیارد دلار ادعایی را از کجا آورده است. اصلاً همچنین رقم بزرگی با عقل جور درنمیآید. ببینید آمریکا که آن همه پایگاههایش خسارتدیده و هزینه تسلیحاتش دهها و صدها برابر تسلیحات ایرانی است کلاً در این جنگ 50 میلیارد دلار هزینه کرده و خسارت خورده است. درنتیجه باید واقعگرا باشیم و ارقام عجیبی نگوییم که با عقل جور درنمیآید.
درباره بحث محاصره دریایی با توجه به سخن رئیسجمهور آمریکا مبنی بر فلج کردن اقتصاد ایران از طریق این رویکرد محاصرهای، آیا مردم باید نگران باشند؟
خیلی به حرفهای ترامپ نباید توجه کرد چراکه او دچار توهم است. این دیوانه فکر میکند میتواند یک تمدن 7 هزار ساله را یکشبه نابود کند. درباره بحث محاصره دریایی هم معتقدم مشاوره غلط انگلیسیها و صهیونیستها به ترامپ است. آنها به ترامپ گفتهاند چون ایران دچار مشکلات اقتصادی است اگر راه تامین کالای این کشور را ببندی دیگر کارش تمام است و جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد. غافل از اینکه محیط جغرافیایی ایران اصلاً قابل محاصره نیست. ما با 15 کشور دیگر همسایه هستیم. مگر ما جزیرهایم که از محاصره دریایی آمریکا وحشت داشته باشیم. مردم هم خیالشان راحت باشد. ما در حال حاضر بخش عمده نیاز کشور را از طریق همسایگان و حملونقل ریلی و دریایی شمال تامین میکنیم.