در سال ۲۰۲۵، عبور قیمت جهانی طلا از مرز تاریخی ۴۰۰۰ دلار برای هر اونس موجی از بحث و تفسیر در بازارهای مالی جهان ایجاد کرد. بسیاری از تحلیلگران در ابتدا این جهش را نوعی هیجان بازار یا حباب روانی تعبیر کردند، اما بررسی دقیقتر از منظر نظری و دادهای نشان میدهد که این افزایش نه تصادفی است و نه بدون پشتوانه، بلکه محصول همافزایی سه نیروی قدرتمند و همجهت است: نااطمینانی ژئوسیاسی و سیاسی، انتظار افت بازده واقعی، و ورود بیسابقه سرمایه نهادی از طریق صندوقهای معاملهپذیر بورسی طلا(ای تی اف) و خرید بانکهای مرکزی. این سه نیرو در کنار هم نظمی جدید در بازار فلزات گرانبها پدید آوردهاند که منطق اقتصادی خاص خود را دارد.
در علم اقتصاد سیاسی، طلا همواره نماد پناهگاه امن در روزهای بیثباتی بوده است. وقتی بازارها به شوک، جنگ یا بحران سیاسی واکنش نشان میدهند، سرمایهها از داراییهای ریسکی مانند سهام به سمت داراییهای امن نظیر طلا حرکت میکنند. دادههای شاخص ریسک ژئوسیاسی که توسط پژوهشگران فدرال رزرو منتشر میشود، در سهماهه اول سال ۲۰۲۵ جهشی چشمگیر را ثبت کرده است؛ این شاخص بیش از دو و نیم برابر میانگین دهساله گذشته افزایش یافته است.
این جهش درنتیجه افزایش تنشهای خاورمیانه، ادامه جنگ اوکراین و نگرانی از آینده روابط چین و آمریکا رخ داده و به سطوحی رسیده که تنها در مقاطع بحرانی مانند حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مشاهده شده بود.
در همین راستا، صندوق بینالمللی پول در گزارش چشمانداز اقتصادی جهان در آوریل ۲۰۲۵ تأکید میکند که شاخص نااطمینانی سیاسی در کشورهای گروه هفت نسبت به سال ۲۰۲۴، سی و پنج درصد افزایش یافته است.
بانک جهانی نیز در گزارش سهماهه دوم خود از دورنمای بازارهای کالایی در سال ۲۰۲۵ تصریح میکند که بخش عمده افزایش ۴۵ درصدی ارزش دلاری بازار طلا در نیمه نخست سال جاری ناشی از تقاضای پناهگاهی در برابر ریسکهای سیاسی و اقتصادی بوده است.
مدلهای کمی صندوق بینالمللی پول نشان میدهد این مؤلفه بهتنهایی حدود چهل درصد از رشد قیمت طلا را توضیح میدهد. به بیان ساده، در جهانی که تنش، تحریم و درگیری جایگزین پیشبینیپذیری شده است، سرمایهگذاران به پناهگاههای قدیمی بازگشتهاند و هیچ پناهگاهی به اندازه طلا مطمئنتر نیست.
عامل دوم جهش قیمت طلا کاهش بازده واقعی اوراق و انتظارات از چرخش سیاست پولی است. در بازار مالی، طلا دارایی بدون بازده جاری است؛ بنابراین وقتی نرخهای بهره واقعی کاهش مییابد، هزینه نگهداری طلا پایین آمده و جذابیت آن افزایش مییابد.
دادههای بلومبرگ و وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد که بازده واقعی اوراق دهساله خزانه از دو ممیز سهدهم درصد در اکتبر ۲۰۲۴ به یک ممیز چهاردهم درصد در سپتامبر ۲۰۲۵ کاهش یافته است؛ یعنی افتی حدود نود واحد پایه در کمتر از یک سال. گزارش اوت ۲۰۲۵ بانک یو بیاس سوئیس به عنوان معتبرترین مؤسسات مالی در حوزه بانکداری سرمایهگذاری، مدیریت ثروت، و خدمات مالی بینالمللی حاکی از آن است که هر کاهش صد واحد پایهای در بازده واقعی بهطور تاریخی موجب افزایش پانزده تا بیست درصدی قیمت واقعی طلا شده است.
صندوق بینالمللی پول نیز برآورد میکند که میانگین نرخ بهره واقعی در اقتصادهای پیشرفته در سال ۲۰۲۵ به سهدهم درصد رسیده، درحالیکه در سال ۲۰۲۲ حدود یک ممیز یکدهم درصد بود. این افت شدید، طلا را به گزینهای برتر نسبت به اوراق بدهی و سپردههای بانکی تبدیل کرده است. درواقع، کاهش بازده واقعی همان بنزینی است که بر آتش نااطمینانی ژئوپلیتیکی ریخته و به جهش قیمتها سرعت داده است.
سومین و شاید تعیینکنندهترین نیروی جهش طلا، ورود سرمایه نهادی گسترده از سوی صندوقها و بانکهای مرکزی است. در سال ۲۰۲۵، جریان نقدی بیسابقهای از سوی صندوقهای معاملهپذیر بورسی طلا (ای تی اف) و نهادهای رسمی به این بازار سرازیر شده است.
طبق دادههای شورای جهانی طلا، در سهماهه دوم ۲۰۲۵ جریان خالص سرمایهگذاری در ایتیافهای طلای فیزیکی به ۲۶ میلیارد دلار رسیده است که بالاترین میزان فصلی از زمان راهاندازی این ابزار در سال ۲۰۰۴ محسوب میشود. فقط در ماه سپتامبر ۲۰۲۵، سرمایهگذاری درای تی افها ۱۷.۳ میلیارد دلار افزایش یافته که معادل رشد ماهانه ۲۴ درصدی است. درنتیجه، کل دارایی تحت مدیریت این صندوقها از ۱۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۲۴۵ میلیارد دلار در پایان سهماهه سوم ۲۰۲۵ رسیده است.
اما داستان به ای تی افها ختم نمیشود؛ بانکهای مرکزی نیز دوباره به خریداران استراتژیک طلا تبدیل شدهاند. بر اساس دادههای رسمی صندوق بینالمللی پول و گزارش شورای جهانی طلا، بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱,۰۳۷ تُن طلا خریداری کرده و در نیمه نخست ۲۰۲۵ نیز ۶۴۵ تُن دیگر به ذخایر خود افزودهاند. چین بهتنهایی برای یازدهمین ماه متوالی خریدار خالص بوده و ذخایر طلای خود را از ۲,۲۴۵ تُن به ۲,۳۸۰ تُن رسانده است.
ترکیه، هند و روسیه نیز مجموعاً حدود ۱۸۰ تُن خرید داشتهاند. طبق برآورد موسسه آکسفورد اکونومیکس در سال ۲۰۲۵، خرید بانکهای مرکزی بهتنهایی ۲۵ درصد از افزایش قیمت جهانی طلا را توضیح میدهد. این حجم از ورود سرمایه به بازار، همان چیزی است که تحلیلگران آن را «دیوار پول» مینامند؛ موجی از نقدینگی که به جای عبور، در پشت طلا ایستاده و از آن حمایت میکند.
در تحلیل نهایی، دادههای کمی نشان میدهد که هر یک از این سه نیرو سهمی تقریباً مشابه در جهش اخیر داشتهاند: نااطمینانی ژئوپلیتیکی ۴۰ درصد، افت بازده واقعی ۳۰ درصد، و ورود سرمایه نهادی ۳۰ درصد. به بیان دیگر، جهش طلا به بالای ۴۰۰۰ دلار نه تنها بر پایه عوامل روانی یا سفتهبازی، بلکه بر اساس تغییرات واقعی در ساختار اقتصاد جهانی شکل گرفته است.
رشد سرمایهگذاری بانکهای مرکزی، نشانهای از تضعیف تدریجی نظم مالی مبتنی بر دلار و جستوجوی داراییهای جایگزین است. کاهش نرخهای بهره واقعی در اقتصادهای بزرگ، سیگنال تغییر چرخه سیاست پولی را میدهد. و افزایش نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی از واشنگتن تا تایپه، بازگشت به طلا را به تصمیمی عقلایی تبدیل کرده است. به تعبیر بانک جهانی، طلا در سال ۲۰۲۵ نه فقط دارایی امن، بلکه شاخصی از نگرانیهای جهان درباره آینده نظم مالی بینالمللی است.
با توجه به روندهای کنونی، سناریوی غالب برای پایان سال میلادی جاری تثبیت قیمت طلا در بازه ۳۸۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار است. تحلیلهای بانکهای سرمایهگذاری بزرگ احتمال جهش موقت تا ۴۵۰۰ دلار را نیز محتمل میدانند، بهویژه در صورتی که کاهش نرخهای بهره سریعتر از انتظار رخ دهد.
در مقابل، اگر بازده واقعی افزایش یابد یا تنشهای سیاسی فروکش کند، اصلاح موقتی هشت تا پانزده درصدی ممکن است، اما بعید است طلا به زیر ۳۵۰۰ دلار بازگردد. حتی در سناریوهای اصلاحی، کفهای قیمتی طلا نسبت به میانگین دهه گذشته بیش از هزار دلار بالاتر خواهد بود و به عبارتی طلا در مدار جدیدی از ارزشگذاری قرار گرفته است.
برآیند دادهها و نظریهها نشان میدهد که رالی طلای ۲۰۲۵ هیچ شباهتی به حبابهای سفتهبازانه ندارد. این جهش محصول سه جریان همافزا و قابل اندازهگیری است: نااطمینانی، نرخ و نقدینگی. هر سه بهطور همزمان و برای نخستینبار پس از بحران مالی جهانی در یک جهت عمل کردهاند.
بنابراین، عبور طلا از ۴۰۰۰ دلار نه نشانهی جنون بازار، بلکه آینهای از نگرانیهای عمیق درباره آینده نظم مالی جهانی است. در شرایطی که نظام پولی بینالمللی با تزلزل دلار، افزایش بدهیها و جنگهای ژئوپلیتیکی مواجه است، طلا دوباره به همان نقشی بازگشته که در قرنها تاریخ اقتصاد جهانی داشته است: پناهگاه اعتماد.
دکتر داوود منظور- اقتصاددان