برای بررسی دقیقتر شرایط کشور و مشکلات اقتصادی جاری به گفتوگو با «روح الله ایزدخواه»، نماینده مجلس پرداختهایم:
تحلیل شما از گرانی افسارگسیخته ارز در ماههای اخیر چیست؟
الآن با دو معضل اساسی در بحث ارزی مواجهیم. نخست اینکه بانک مرکزی نمیخواهد دست از اجرای سیاستهای غلط ارزی بردارد. دوم اینکه مجلس شورای اسلامی بنای ورود به بحث ارزی برای مجبور کردن دولت و بانک مرکزی برای تغییر این دستفرمان غلط فعلی را ندارد. عجیب است که مجلس در چنین موضوع مهمی برای کشور اینقدر منفعل عمل میکند. به خاطر میآورم که در دوران مجلس یازدهم برای یک موضوع دسته دهم و بیاهمیت چون توزیع قیر رایگان حداقل ۵ مرتبه در صحن علنی رأیگیری شد و زمان مجلس از صبح تا ظهر در بحث برای این موضوع گذشت. اما اینکه چرا برای تصمیمگیران فعلی مجلس، سؤال از دولت درباره جهشهای ارزی در صحن علنی چندان اولویتی ندارد؛ جای سؤال دارد.
راهحل پیشنهادی شما برای معضل ارزی کشور چیست؟
تنها راهحل معضل ارزی کشور این است که مجلس آستینها را بالا بزند و قاعده ارزی کشور را تغییر بدهد. تجربه ۴ دهه اخیر به ما ثابت کرده که سیستم ارز شناور مدیریتشده در اقتصاد ایران کارایی ندارد. در اقتصادی که مبتنی بر رانت و تسلط خصولتیها بر اقتصاد کلان است؛ اصلاً ارز شناور مدیریتشده معنایی ندارد. در اقتصادی که نرخ رسمی قاچاق سالیانه ۳۰ میلیارد دلار است اصلاً ارز شناور مدیریتشده قابل اجرا نیست.
درباره عملکرد بانک مرکزی چه تحلیلی دارید؟
اصولاً معلوم نیست که بانک مرکزی دقیقاً چگونه اداره میشود و نظارتی هم بر عملکرد آن وجود ندارد. این چه استدلالی نخنما شدهای در میان مدیران بانک مرکزی است که هنوز هم افزایش صادرات را در گروی افزایش نرخ ارز میدانند. البته من هم قبول دارم که افزایش نرخ ارز میتواند صادرات را بالا ببرد. اما این جهش صادراتی فقط در مورد مواد خام و مواد اولیه صنعتی رخ خواهد داد. یعنی با افزایش نرخ ارز ما تبدیل به تأمینکننده مواد اولیه صنعت سایر کشورها میشویم. از سوی دیگر مگر خود آقایان دولتی در جلسات به ما نمایندگان نمیگویند که صنایع بزرگ به دلیل افزایش نرخ ارز به چنان قدرتی دست یافتهاند که برای بانک مرکزی شرط و شروط میگذارند تا ارز صادراتی را به کشور بازگردانند. به بیان سادهتر، صنایع بزرگ در حال چانهزنی با بانک مرکزی برای بالا بردن بیشتر نرخ ارز و نابودی هر چه بیشتر ارزش پول ملی هستند.
درباره عملکرد عبدالناصر همتی به عنوان رئیسکل بانک مرکزی چه نظری دارید؟
همتی مگر عملکرد موثری به نفع مردم هم داشته که ما قضاوت کنیم و بگوییم خوب یا بد بوده است. اگر جای آقای همتی یک رایانه را هم در جایگاه رئیسکل بانک مرکزی قرار داده و برایش دستورالعمل فعلی مدیریت افتضاح بازار ارز را تعریف میکردیم؛ نتیجه چندان بهتر از شرایط فعلی نبود. طبق اعتراف صریح بانک مرکزی، این مجموعه حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار مازاد عرضه در بازار ارز را طی دیماه ۱۴۰۴ تاکنون خریداری کرده و اجازه نداده ذرهای نرخ ارز پایین بیاید و حداقل مردم بک نفس راحتی بکشند. به زبان سادهتر، مردم بدانند که بانک مرکزی نمیخواهد نرخ ارز پایین بیاید و ارزانتر شود. مگر آقایان مسئول در بانک مرکزی و دولت معتقد به اجرای سیاستهای اقتصادی لیبرالی و بازار آزاد نیستند. خب بسمالله. اجازه بدهند که بازار ارز با وجود مازاد عرضهای که دارد نرخ را تعیین کند. چرا بانک مرکزی برخورد یک بام و دو هوایی که دارد به نفع گرانتر شدن ارز در بازار ارزی کشور دخالت میکند.
یعنی بانک مرکزی سیاست ارزی خاصی را دنبال میکند که در راستای گرانسازی ارز است؟
قطعاً بله. بانک مرکزی سیاستهای ارزی مدنظر خودش را اعمال میکند و هیچ کاری هم با سرنوشت تولید و صنعت در این کشور ندارد. البته میدان لازم برای این یکهتازی و خودرایی بانک مرکزی را ما مجلسیها به اشتباه در اختیارش قرار دادهایم. روزی که در قانون برای بانک مرکزی استقلال از دولت را در نظر گرفتیم باید فکر این روزها هم میبودیم. چراکه استقلال بانک مرکزی به معنای رهاسازی بازار ارز است. همان زمان بررسی قانون استقلال بانک مرکزی در مجلس، توضیح دادم که در شرایط خاص کشور ما، استقلال بانک مرکزی نشدنی است و فقط عامل ایجاد مشکلات جدید خواهد بود. افسوس میخورم که چرا گوش شنوایی در میان اکثریت نمایندگان مجلس نبود. ما با این مستقل سازی اشتباهی که تصویب کردیم؛ بانک مرکزی را تبدیل به دلال ارز و طلا و النگوفروش کردهایم.
یعنی بانک مرکزی بازیگر و دلال اصلی بازارهایی چون طلا و ارز است؟
بله. بانک مرکزی عطش زیادی برای ورود به بازارهای طلا و ارز دارد. ما الآن کارمان به جایی رسیده که در حال فروش طلای آبشده هستیم که در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست. در این شرایط در زیرپله خانهها طلا آب کرده و معامله میکنند. صنعت طلاسازی قانونی و رسمی ایران در حال نابودی بوده و طلاسازهای زیرپلهای در حال قبضه بازار هستند. پلتفرمهای غیرپاسخگو هم مثل قارچ سر برآورده و وارد بازار طلا شدهاند. من معتقدم که بانک مرکزی خواسته یا ناخواسته بانی این وضعیت است. چون بانک مرکزی به بازار طلا و ارز التهاب بیهوده وارد کرده است. این چه معنایی دارد که به جای هدایت نقدینگی کشور به سمت بازارهای مولد، آن را به سمت خرید طلا و ارزی سوق دهیم که قرار است در گاوصندوق گذاشته شده و سه قفله هم شود. این سوداگری آشکار با هدایت بانک مرکزی است.
ماجرای اجازه دولت برای واردات خودروهای لوکس خارجی در شرایطی که دولتیها دائماً آه و ناله میکنند که ارز ندارند چیست؟
در ماجرای واردات خودرو ما با قصه دم خروس و قسم حضرت عباس مواجهیم. هیات عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام، سازوکاری که ما در مجلس برای واردات خودرو طراحی کرده بودیم را به کلی بر هم زده و زیر و رو کرده است. براساس طرحی که مجلس تهیه کرد قرار بر این بود که به هر شخص حقیقی ایرانی اجازه ورود خودرو با اولویت خودروهای اقتصادی داده شود اما مجمع انحصار واردات را در اختیار چند شرکت بزرگ گذاشته است. در طرح مجلس، نیازی به ایجاد نمایندگی در کشور هم نبود و فقط خدمات پس از فروش را منظور کرده بودیم. چراکه ایجاد نمایندگی در شرایط تحریم به معنای رانت برای عدهای خاص بوده و فقط قیمت خودروها را بیجهت بالا میبرد. حتی تعرفه خودروهای برقی و خودروهای با داخلی سازی بیشتر را به شدت کاهش داده بودیم تا اولویت مصرف مردم این موارد باشند. اما شاهد بودیم که مجمع تشخیص مصلحت نظام طرح ما را کاملاً تغییر داده و اصلاً یک طرح متفاوتی در مجمع تهیه و تصویب شد. نتیجه این طرح مجمع همین وضع فعلی واردات خودروهای لوکس به کشور در شرایط تحریم اقتصادی و محاصره دریایی و هوایی از سوی دشمن است. مردم بدانند اگر دولت دائماً آه و ناله میکند که کمبود ارز داریم به خاطر این است که در سال گذشته ۷ تا ۸ میلیارد دلار واردات خودرو و قطعات آن به کشور انجام شده است. به طور دقیقتر یک تا ۱.۵ میلیارد دلار خودرو به کشور وارد شده که عمده آنها خودروهای لوکس است. این در حالی است که دولت مدعی است ارز کافی برای برخی کالاها با اولویت بالاتر ندارد.
یکی از انتقاداتی که در شرایط تحریم به دولت و بانک مرکزی میشود اجبار واردکنندگان به تعیین منشأ ارزشان است. نظرتان در این زمینه چیست؟
یکی از سیاستهای غلط بانک مرکزی الزام به مشخص کردن منشأ ارز برای تمام کالاهاست. برای کالایی چون خودروی برقی که نیاز امروز کشور است چرا باید به واردکننده بگوییم که بیا و منشأ ارزت را مشخص کن. اصلاً فرض کنید منشأ ارز طرف، کف خیابان باشد. خب این بیچاره آن ارز کف خیابان که قرار بوده در راه قاچاق هزینه شود را جمع کرده و برای واردات قانونی نیاز روز کشور یعنی خودروی برقی هزینه کرده است. این چه اشکالی دارد. اتفاقاً این هدفمندسازی ارزی است. بانک مرکزی باید در این شرایط تحریمی، الزام به تعیین منشأ ارز را برای کالاهای اساسی و اولویتدار موردنیاز کشور بردارد. البته شنیدهایم که اخیراً برای نهادههای دامی این اقدام انجام شده که البته نمیدانیم نتیجه چه بوده است. چون بانک مرکزی آقای همتی، لحظهای و هر هفته تصمیمات ارزیش را تغییر میدهد. خداوکیلی نتیجه الزام به تعیین منشأ ارز چه چیزی جز این بوده که تولیدکننده و واردکننده ما بیجهت تا ۶ ماه در صف بمانند. این صف درست کردنها خودش نوعی موثرنمایی تحریم آمریکاست.
مباحثی چون ناترازی بنزین چه تاثیری بر محدودسازی منابع ارزی دولت و افزایش قیمت ارز داشته است؟
ابتدا لازم میدانم تا خیلی شفاف بیان کنم که جهشهای ارزی اخیر اصلاً ربطی به شرایط جنگی، کمبود درآمدها و منابع ارزی و محاصره دریایی ندارد. برای مشکلاتی که دولت مطرح میکند مانند کمبود بنزین هم راهحل وجود دارد. دولت مدعی است که ۶ میلیارد دلار بنزین وارد کرده است. البته بررسیهای دیوان محاسبات، دروغ بودن این ادعای دولت را اثبات میکند. چراکه دولت، عدم النفع صادرات را هم به عنوان پول پرداختی برای واردات بنزین به حساب آورده است. یعنی در واقعیت دولت فقط ۲ تا ۲.۵ میلیارد دلار بنزین وارد کرده که در صورت عمل به قانون اسقاط خودروهای فرسوده که در برنامه هفتم توسعه آوردهایم میتواند همین میزان بنزین را هم وارد نکند. بنابراین توصیه من به دولت این است که به قانون عمل کند تا مشکلات حل شود.
آیا آنگونه که دولتمردان دائماً بیان میکنند؛ گرانیهای کمرشکن چند ماه اخیر به دلیل جنگ رخ داده است؟
این ادعای دولت که گرانیهای چند ماه اخیر به دلیل جنگ است در عمل رد شده است. مگر یادتان نیست که قیمتها در زمان جنگ تثبیت شده بود و حتی ارز مقداری هم ارزان شد. بنابراین ادعای دولت باطل است. توصیه میکنم دولتیها دست از حرفهای عوامفریبانه و پوپولیستی بردارند. اگر آماری دارند که به صورت علمی نشان دهد که جنگ عامل گرانیهاست شخصاً استقبال میکنم که آن را ملاحظه کنم. از سوی دیگر، رئیسجمهور و سایر مدعیان پاسخ بدهند که چه طور در زمان دفاع مقدس ۸ ساله ما این جهشهای ارزی و گرانیها را نداشتهایم. آن زمان که امکانات و توان کشور خیلی پایینتر از الآن هم بود اما هم چرخ جبههها و هم چرخ زندگی مردم میچرخید. تا زمانی که تکلیف باندهایی که یک پایشان در مدیریت اقتصاد کلان کشور و پای دیگرشان در بنگاهداری است روشن نکرده و دست از تداوم سیاستهای غلط فعلی در اقتصاد برنداریم؛ اقتصاد ایران بهبود را تجربه نخواهد کرد. حتی اگر جنگ و تحریم هم به صورت کامل پایان یابد.
توصیه مشخص شما در این شرایط جنگ اقتصادی به رئیسجمهور چیست؟
توصیه من به برادر عزیز و خدوم، جناب آقای دکتر پزشکیان فقط یک چیز است. آقای رئیسجمهور، لطفاً جلوی انحصارات، قوانین و بخشنامههای دست و پا گیر بایستید و به دنبال تغییرشان باشید. آخر چه معنایی دارد که واردکننده ایرانی برای واردات نهاده به برزیل و آرژانتین مراجعه کند اما طرف خارجی به او بگوید که ما فقط به فلان آقای خاص از ایران جنس میفروشیم و به تو نمیدهیم. یعنی سطح انحصار در کشور ما به قدری بالا رفته که آن را به خارج از کشور هم صادر کردهایم. آیا نباید جلوی این جماعت منتفع از انحصار و رانت را گرفت. از سوی دیگر، بازارچههای مرزی ایران را که تبدیل به محل واردات پیلهوری شده را باید به کانون صادرات کالاهای ایرانی تبدیل کنیم. اما متاسفانه قوانین صادراتی ما برای خرده صادرکنندگان کشور سخت و دست و پا گیر است. جوان کوله بر ما که جنس خارجی به داخل میآورد؛ میتواند در صورت یاری دولت به صورت قانونی جنس ایرانی را به خارج ببرد و کسب درآمد هم کند. همچنین امروز دامداران ما با نصف و حتی کمتر از نصف ظرفیت کار میکنند. دلیل آن هم این است که طی بخشنامهای هر نوع صادرات دام زنده ممنوع شده است. خب چه اشکالی دارد اگر دامداری بتواند علاوه بر تأمین نیاز کشور، مازاد تولیدش را صادر و برای کشور ارزآوری کند. به خدا همه این نمونههایی که عرض کردم و بسیاری موارد دیگر قابل حل است. فقط کمی همت در دولت نیاز دارد. اگر چنین مشکلاتی حل شود؛ دیگر لازم نخواهد بود که آقای رئیسجمهور دائماً ناله کنند که دولت پول ندارد. چون چرخ اقتصاد شروع به چرخش خواهد کرد و کیک اقتصادی بزرگتر خواهد شد. انصافاً هیچ کدام از این مشکلات هم ربطی به جنگ و تحریم ندارند.
آیا ادعای رئیسجمهور درباره احتمال وقوع قحطی در کشور را تأیید میکنید؟
جناب آقای پزشکیان ادعا کردهاند که اگر ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی را در دیماه ۱۴۰۴ حذف نمیکردند در کشور قحطی میشد. سؤال ما از ایشان این است که ادعایشان بر مبنای چه دادهها و آمارهایی است. همچنین وقتی ذخایر استراتژیک کشور برای ماهها پر از کالاهای اساسی است اصولاً وقوع قحطی ممکن نیست. از سوی دیگر، همین الآن اکثریت واحدهای تولیدی کشور که انصافاً عمده نیازهای داخل را به صورت بسیار خوبی تأمین کردهاند؛ زیر ظرفیت اسمی کار میکنند. یعنی در صورتی که دولت کمی مساعدت انجام دهد علاوه بر این بازار داخلی پر از کالا، امکان صادرات بسیار بالایی هم به همسایگانمان وجود دارد. بنابراین میبینیم که اصلاً شرایط کشور ما به شکلی نبوده و نیست که امکان وقوع قحطی در آن وجود داشته باشد. بنابراین از قوه محترم قضائیه خواهش میکنم در موضوع ادعای آقای رئیسجمهور مبنی بر وقوع قحطی به صورت جدی ورود کنند و این سخن را مصداق تشویش اذهان عمومی به حساب بیاورند. به نظرم آقای رئیسجمهور به جای ادعاهای عجیب باید به این سؤال ما پاسخ بدهند که مگر قرار نبود با حذف ارز ترجیحی، رانت ارزی هم حذف بشود. خب ایشان توضیح بدهند پس نام اختلافی که میان نرخ ارز اتاق مبادله و بازار آزاد وجود دارد چیست. آیا این نوعی تداوم رانت ارزی نیست. همچنین ایشان باید پاسخ بدهند که آیا وضع سفره مردم در این ۹ ماهی که از حذف ارز ترجیحی گذشته بهتر شده است. چون ایشان مدعی بودند که ارز ترجیحی به هدف که همان سفره مردم است برخورد نمیکند و به جیب دلالها و رانتخواران میرود.