در شرایطی که کشور با تبعات جنگ و فشار تحریمها مواجه است، آمارهای منتشرشده درباره فروش نفت و تحقق درآمدهای بودجهای، تصویری متفاوت از روایت کمبود منابع ارزی ارائه میدهد. فروش نفت ایران در شهریورماه امسال از ۳ میلیارد دلار فراتر رفته و به بالاترین میزان فروش ماهانه در دو سال گذشته رسیده است؛ موضوعی که پرسشهایی جدی درباره ریشه افزایش نرخ ارز و نحوه مدیریت منابع ارزی کشور مطرح میکند.
این آمار نشان میدهد وضعیت درآمد ارزی دولت مناسب است اما افرادی همچون عبدالناصر همتی با سیاهنماییهایی که در هفتههای اخیر کلید زدند، موجب ایجاد التهاب در بازار ارز شدند. درواقع رئیس بانک مرکزی به جای آن که به دنبال ایجاد آرامش در بازار ارز باشد، خودش با سیگنالهای رسانهای عامل التهاب شده است.
رکورد فروش نفت در شهریور
بر اساس آمار منتشرشده از سوی خبرگزاری فارس، فروش نفت ایران در شهریورماه از مرز ۳ میلیارد دلار عبور کرده است. این رقم، بیشترین میزان فروش ماهانه نفت ایران در دو سال گذشته محسوب میشود.
چین همچنان بزرگترین مشتری نفت ایران است و مطابق گزارش ماه گذشته رویترز، ایران بزرگترین صادرکننده دریایی نفت به چین بوده است. این آمار نشان میدهد که با وجود محدودیتهای تحریمی، مسیر فروش نفت و کسب درآمد ارزی کشور همچنان فعال است.
از سوی دیگر، بر اساس آمار سازمان برنامه، درآمد نفتی کشور تاکنون بیش از سقف تعیینشده در بودجه محقق شده است. تحقق بالاتر از سقف بودجه، از منظر برنامهریزی مالی، ظرفیت بیشتری برای تأمین واردات کالا و اجرای پروژههای ملی در اختیار دولت قرار میدهد.
تحقق ۱۰۱ درصدی درآمد نفت و گاز؛ تناقض با روایت کمبود منابع
یکی از مهمترین ارقام مطرحشده در رسانهها، به عملکرد منابع بودجهای تا پایان تیرماه مربوط میشود.
بر اساس این دادهها، در حالی که منابع حاصل از فروش نفت و گاز به تحقق ۱۰۱ درصدی رسیده، بودجه دولت همچنان با ۲۱.۵ درصد کسری مواجه بوده است. این تفاوت نشان میدهد که تحقق درآمد و دسترسی مؤثر به منابع، دو مسئله متفاوت هستند و بررسی نحوه تخصیص، انتقال و مدیریت درآمدها ضروری است.
پول هست، اما در مسیر بودجه نیست
طبق اعلام دیوان محاسبات، ۳۱ هزار میلیارد تومان از منابع سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی در حساب این سازمان رسوب کرده و بلااستفاده مانده است.
محسن برزوزاده، مدیرکل اسبق خزانه، نیز در گفتوگو با فارس عنوان کرده است که بسیاری از منابع دولت پیش از ورود به خزانه به حساب شرکتها واریز میشوند. به گفته او، در این فرآیند منابع بودجهای عملاً به منابع فرابودجهای تبدیل میشوند.
این موضوع از منظر مدیریت مالی دولت اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است بخشی از منابع تحققیافته، بهجای قرار گرفتن در مسیر شفاف بودجه و خزانه، در حساب دستگاهها و شرکتها باقی بماند و از دسترس مستقیم دولت خارج شود.
ریشه گرانی ارز؛ کمبود دلار یا ضعف مدیریت و التهاب روانی؟
رکورد فروش نفت، تحقق ۱۰۱ درصدی درآمد نفت و گاز و وجود منابع رسوبکرده در حساب برخی دستگاهها، این پرسش را مطرح میکند که آیا افزایش نرخ ارز را میتوان صرفاً با کمبود درآمد ارزی توضیح داد؟
بر مبنای دادههای ارائهشده، نسبت دادن تمام مشکلات ارزی به نبود منابع، بدون بررسی عملکرد بانک مرکزی، نحوه عرضه ارز و مدیریت جریانهای مالی، تحلیلی ناقص خواهد بود.
از منظر سیاستگذاری اقتصادی، مدیریت انتظارات و جلوگیری از ایجاد التهاب روانی در بازار ارز اهمیت ویژهای دارد. اظهارات نگرانکننده یا روایتهای بدبینانه برخی مقامات، در صورتی که بدون ارائه تصویر کامل از منابع و ظرفیتهای ارزی کشور مطرح شوند، میتوانند بر انتظارات فعالان اقتصادی اثر بگذارند.
آمارهای مطرحشده از فروش نفت و تحقق درآمدهای بودجهای، نشان میدهند که درآمدزایی ارزی کشور در سال جاری، حتی در شرایط جنگ، ادامه داشته و در برخی شاخصها از سطح پیشبینیشده فراتر رفته است.
در چنین شرایطی، بررسی عملکرد بانک مرکزی و دولت باید از چند محور آغاز شود:
• نحوه عرضه و تخصیص ارز حاصل از صادرات نفت.
• دلایل تحقق نیافتن کامل ظرفیت منابع در مصارف بودجهای.
• رسوب منابع در حساب شرکتها و دستگاهها.
• آثار اظهارات رسمی بر انتظارات تورمی و بازار ارز.
• میزان شفافیت در اعلام درآمدهای ارزی و جریان انتقال منابع به خزانه.
مسئله اصلی، صرفاً میزان درآمد ارزی نیست؛ بلکه چگونگی مدیریت، دسترسی و استفاده از این درآمدهاست. پاسخگویی درباره این فرآیندها میتواند به روشن شدن سهم محدودیتهای خارجی، مدیریت پولی و عوامل روانی در افزایش نرخ ارز کمک کند.
