در حالیکه جامعه هنوز از شوک تورم عمومی و نوسانات اقتصادی که بخش اعظمی از آنها دستاورد عبدالناصر همتی، وزیر برکنار شده اقتصاد است، رها نشده، فعال شدن مکانیسم ماشه بار دیگر فضای روانی بازارها را بهویژه در حوزه خودرو، به شدت تحت تأثیر قرار داد و این اتفاق به جهت آن است که دولت چهاردهم نتوانست تبیین کند که اقتصاد ایران با فعالسازی تمام تحریمها و اجرا شدن مکانیسم ماشه هم میتواند روی ریل درست حرکت کند؛ البته به شرط آنکه دولت پزشکیان بخواهد در مسیر درست قرار گیرد.
ظرف کمتر از چند روز از انتشار نخستین خبرها درباره تحریمهای جدید، قیمت خودرو در بازار آزاد به شکلی غیرمنتظره و هیجانی جهش کرد؛ جهشی که نه از مسیر واقعی اقتصاد بلکه از کانال خبرسازی و سوداگری هدایت شد.
بررسی خبرنگار ما نشان میدهد در فاصله کوتاهی پس از افزایش نگرانیهای سیاسی، برخی از خودروهای داخلی رشد قیمتی بیش از ۱۰۰ میلیون تومان را تجربه کردند. مدلهایی که در هفته پیش از اعلام مکانیسم ماشه در رکود قیمتی به سر میبردند، ناگهان با سیلی از تقاضای کاذب و التهاب روانی مواجه شدند. در سوی دیگر بازار، خودروهای وارداتی و مونتاژی نیز در کمتر از پنج روز جهش خیرهکنندهای را پشت سر گذاشتند؛ رشد بیش از ۲۰۰ میلیون تومانی در برخی مدلهای پرطرفدار نشان داد که بازار خودرو بیش از آنکه تابع نرخ ارز باشد، به اخبار و جریانسازیهای رسانهای وابسته است. قیمت ارز در این مدت کمتر از ۱۰ هزار تومان بلا رفت اما تاثیرش چندین برابر بر سایر بازارها بود.
این جهش قیمتی در حالی رقم خورد که طی دو روز گذشته، با کاهش نرخ ارز، بازار تا حدودی عقبنشینی کرد؛ اما کاهشهای بعدی در مقایسه با رشد اولیه بسیار ناچیزاست. در خودروهای داخلی نهایتاً پنج تا هفت میلیون تومان و در خودروهای وارداتی و مونتاژی حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان از قیمتها کاسته شد؛ کاهشهایی جزئی که بههیچوجه التیامبخش مصرفکنندگان نبود و نیست و تنها نشان داد که بازار تمایل چندانی برای بازگشت به قیمتهای واقعی ندارد. درواقع، آنچه رخ داد، نمونه بارز چسبندگی قیمتی در بازاری است که انتظارات تورمی و خبرسازیهای سوداگرانه، بیش از عرضه و تقاضای واقعی، در آن نقشآفرینی میکنند.
محمدحسین سالاروند، کارشناس بازار خودرو، در گفتوگو با خبرنگار چارسوق با تأکید بر همین مسئله گفت: قیمت خودرو در ایران همیشه به صورت هیجانی افزایش پیدا میکند اما کاهش آن بسیار کند و جزئی است. بازار خودرو به شدت ملتهب است و در کنار این التهاب، رکود سنگینی حاکم شده است. خریداری در بازار نیست اما نرخها هر روز بالا میرود.
او با اشاره به نفوذ گسترده دلالان و نقش رسانههای غیررسمی در این وضعیت افزود: اکنون بازار کاملاً در اختیار دلالان قرار گرفته است. بسیاری از آنها با ایجاد کانالهای تلگرامی و انتشار اخبار غیرواقعی درباره تغییر قیمتها، ذهن مردم را بازی میدهند. این افراد بر اساس خودروهایی که در اختیار دارند یا حوالههایی که با رانت از خودروسازان گرفتهاند، خبرسازی میکنند تا قیمتها را در جهت منافع خود تغییر دهند. مردم هم ناخواسته در این تله میافتند و به خریدهای هیجانی دست میزنند.
نقش مخرب شبکههای اجتماعی در شکلدهی به انتظارات قیمتی، پدیدهای است که در دولت پیشین نیز مورد توجه قرار گرفته بود. در دولت شهید ابراهیم رئیسی، وزارت صمت و نهادهای نظارتی اقداماتی را برای کنترل این فضا آغاز کردند؛ از جمله محدودسازی فعالیت سایتها و کانالهای تلگرامی غیررسمی که در حوزه خودرو خبرسازی میکردند. حتی خودروسازان و مونتاژکاران نیز از هرگونه همکاری تبلیغاتی یا اطلاعرسانی با این کانالها منع شدند تا بازار از تأثیرگذاری عوامل غیررسمی مصون بماند؛ اما در دولت چهاردهم و با روی کار آمدن مسعود پزشکیان، این سیاستها عملاً کنار گذاشته شده است.
در این میان، دستگاههای نظارتی نیز تاکنون واکنش مؤثری نشان ندادهاند. در شرایطی که بازار خودرو به یکی از حساسترین بخشهای اقتصاد کشور تبدیل شده و هر تغییر قیمتی تأثیری مستقیم بر معیشت خانوارها دارد، بیتوجهی نسبت به فعالیتهای سوداگرانه در فضای مجازی میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد ملی بهدنبال داشته باشد. به گفته کارشناسان، بخش عمدهای از التهاب فعلی از محل بازی رسانهای و جوسازی روانی ایجاد شده است.
افزایشهای میلیونی و کاهشهای قطرهای، نتیجه همین چرخه معیوب است که در آن، خبر جای واقعیت را گرفته است. البته کاهش تولید و کاهش عرضه خودروسازان و مونتاژکنندگان هم از دیگر عوامل اثرگذار در این وضعیت است. بازار خودرو امروز بیش از هر زمان دیگری به عرصهای برای معامله روانی تبدیل شده؛ جایی که نه شاخصهای اقتصادی، بلکه تیتر کانالهای تلگرامی و صفحات مجازی تعیینکننده روند قیمتها هستند. در چنین فضایی، مردم بهجای آنکه مصرفکننده واقعی باشند، ناخواسته در نقش بازیگرانی هیجانی ظاهر میشوند که واکنش آنها خود به عاملی برای تشدید التهاب تبدیل میشود.
در حال حاضر، تنها نشانهای که از آرامش در بازار دیده میشود، توقف موقتی معاملات است؛ رکودی که ناشی از سردرگمی و بیاعتمادی خریداران است، نه بهبود شرایط اقتصادی. فعالان بازار معتقدند تا زمانی که فضای مجازی و رسانههای غیررسمی در خدمت منافع دلالان باشد و نهادهای رسمی در برابر آن سکوت کنند، هر خبر سیاسی یا اقتصادی میتواند بهسرعت به موج قیمتی تازهای تبدیل شود و فشار مضاعفی بر مردم وارد کند. اوجگیری قیمتها نشان داد که هر روز دست مردم از خرید خودرو کوتاهتر میشود؛ بهخصوص در مورد خودروهای مونتاژی و وارداتی که در زمان دولت شهید رئیسی قرار بود تنظیمکننده بازار شود و دهکهای پایین جامعه هم بتوانند صاحب خودروهای خارجی شود.
از ۱۰ سال پسانداز در ایران تا چند ماه در امارات و قطر
متوسط حقوق ماهانه در کشورمان حدود ۲۰ میلیون تومان (۲۴۰ میلیون تومان در سال) است، از همین رو خرید خودروهای وارداتی چینی و حتی مونتاژی به یک رویای دور از دسترس تبدیل شده است؛ اما در امارات و قطر، با اقتصادهای نفتی و حقوقهای بالاتر، خودروها به عنوان کالای مصرفی روزمره دیده میشوند. به عنوان مثال خودرو (بر اساس قیمت هفته گذشته که نرخ دلار ۱۱۳ هزار تومان بود) تیگو ۷ پرمیوم؛ این کراساوور چینی در کشورمان هفته گذشته زمانی که نرخ دلار ۱۱۳ هزار تومان بود، ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان قیمت دارد و اگر ایرانی بخواهد این خودرو را خریداری کند باید ۱۱ سال و ۳ ماه حقوق کامل خود را پسانداز کند؛ اما در امارات این خودرو با قیمتی در حدود، ۸۲.۵ هزار درهم، است و لذا تنها ۴ ماه و ۱ هفته زمان میبرد. در قطر هم این خودرو ۷۳ هزار ریال معادل ۴ ماه و ۳ هفته پسانداز است.
کرولا الیت ۲۰۲۴؛ تویوتای محبوب ایران ۳ میلیارد و ۴۷۰ میلیون تومان است؛ برای این خودرو هم مشتری ایرانی باید ۱۴ سال و ۶ ماه حقوقش را پسانداز کند؛ اما در امارات این خودرو ۷۴.۹ هزار درهم است و یک اماراتی در مدت ۳ ماه و ۳ هفته میتواند صاحب این خودرو شود و در قطر این خودرو ۷۳.۷ هزار ریال است و خریدار باید ۴ ماه و ۳ هفته صبر کند.
خودروی کمری ۲.۵ پریمیوم ادیشن ۲۰۲۵ هم از جمله خودروهای است که خریدش برای خیلی از ایرانیان کاملاً غیرممکن است. این سدان در ایران ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان و خرید آن با این حقوقها، ۲۹ سال و ۹ ماه زمان میبرد؛ البته این امر منوط به آن است که قیمت ارز تغییری نکند و کل حقوق ذخیره شود. در حالی که در امارات ۱۰۹.۹ هزار درهم است و با توجه به میزان درآمدی که آنها دارند خریدار باید فقط ۵ ماه و ۲ هفته زمان بگذارد و در قطر این خودرو ۱۰۳.۳ هزار ریال است و متقاضی بعد از ۶ ماه و ۳ هفته میتواند صاحب کمری شود.
مزدا ۳ هم در ایران ۴ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان و اگر کسی بخواهد صاحب این خودرو شود باید ۱۸ سال و ۶ ماه انتظار بکشد؛ در امارات این خودرو ۸۹.۹ هزار درهم و زمان انتظار ۴ ماه و ۲ هفته و در قطر با ۸۱.۵ هزار ریال خریدار فقط ۵ ماه و ۱ هفته باید انتظار بکشد.
اوتلندر دو دف SUV میتسوبیشی در ایران ۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان لذا یک ایرانی باید ۲۳ سال و ۹ ماه انتظار بکشد، اما در امارات این خودرو با ۱۰۰ هزار درهم زمان انتظار به ۵ ماه و در قطر با ۸۸ هزار ریال ۵ ماه و ۳ هفته زمان نیاز است.
کیا کی این مدل کرهای در ایران ۶ میلیارد و ۳۳۰ میلیون تومان است و متقاضی باید ۲۶ سال و ۵ ماه صبر کند، در امارات همین خودرو ۱۰۲.۹ هزار درهم است و مشتری آن تنها با ۵ ماه و ۱ هفته انتظار و ذخیره حقوق خود میتواند چنین خودروی را خریداری کند و در قطر همین خودرو ۹۶ هزار ریال و زمان انتظار ۶ ماه و ۱ هفته است.
چانگان ۵۵ SUV چینی در ایران حداقل ۳ میلیارد و ۲۴۰ میلیون تومان است و مردم باید ۱۳ سال و ۶ ماه حقوق خود را به طور کامل ذخیره کنند، در امارات این خودرو ۵۵ هزار درهم زمان انتظار رسیدن به آن ۲ ماه و ۳ هفته و در قطر با ۷۰ هزار ریال تنها ۴ ماه و ۲ هفته ذخیره حقوق میتوان این خودرو را خریداری کرد.
این مقایسه نشان میدهد چگونه عوامل اقتصادی مانند نرخ ارز، واردات، سطح درآمدها و سودجویی واسطهها خرید خودرو را در ایران به چالشی طولانیمدت تبدیل کرده، در حالی که در همسایگان، ما به تصمیمی کوتاهمدت تبدیل شده است.