ایرانخودرو، بهعنوان یکی از بزرگترین خودروسازان کشور، چند سالی است که با روشهای فروش مبتنی بر قرعهکشی محصولات خود را عرضه میکند. این روش، که بهظاهر برای مدیریت تقاضای بالا و عرضه محدود طراحیشده، بهمرور به یک چالش بزرگ برای مصرفکنندگان و حتی خود شرکت تبدیل شده است. در حالی که خصوصیسازی ایرانخودرو با انتقال سهام به شرکت کروز نوید تحولات مثبت در تولید و عرضه را میداد، شواهد نشان میدهد که این تغییرات چندان محقق نشده و عرضه قطرهچکانی مدیران ایرانخودرو همچنان ادامه دارد.
ایرانخودرو از سال ۱۳۹۹ به دلیل عدم تعادل بین عرضه و تقاضا، به سیستم قرعهکشی روی آورد. این روش قرار بود بهطور موقت تقاضای کاذب را کنترل کند و خودرو را به دست مصرفکنندگان واقعی برساند. اما پس از گذشت بیش از پنج سال، قرعهکشی نهتنها به یک رویه ثابت تبدیل شده، بلکه به ابزاری برای حفظ وضعیت موجود در بازار خودرو بدل گشته است. در آخرین طرح فروش اعلامشده در اردیبهشت ۱۴۰۴، ایرانخودرو بار دیگر از قرعهکشی برای تخصیص محصولات خود استفاده کرد، در حالی که تعداد متقاضیان چندین برابر ظرفیت عرضه بود. در طرح اخیر حدود سه میلیون نفر برای ۱۲۰ هزار دستگاه خودرو ثبتنام کردند، که تنها ۳۶ هزار دستگاه به متقاضیان عادی اختصاص یافت. این عدم تناسب نشاندهنده تداوم شکاف عمیق بین عرضه و تقاضاست و البته به نفع خودروساز چراکه میتواند همچنان از فاصله قیمت کارخانه و بازار به نفع خود و فشار به دولت برای گرفتن مجوز افزایش قیمت استفاده کند.
دلایل تداوم قرعهکشی
سیستم قرعهکشی به دلیل چند عامل ساختاری و سیاستی همچنان پابرجاست. نخست، قیمتگذاری توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت و شورای رقابت باعث شده که قیمت خودروهای ایرانخودرو در کارخانه بهطور قابلتوجهی پایینتر از بازار آزاد باشد. این اختلاف قیمت، که گاه تا ۵۰ درصد میرسد، تقاضای کاذب را تشدید کرده و خودرو را از یک کالای مصرفی به یک دارایی سرمایهای تبدیل کرده است. دوم، ناتوانی ایرانخودرو در افزایش تولید به سطح تقاضای واقعی بازار، که سالانه حدود ۱.۲ میلیون دستگاه برآورد میشود، عرضه را محدود نگه داشته است. در سال ۱۴۰۲، کل تولید ایرانخودرو و سایر خودروسازان به ۱.۳۳ میلیون دستگاه رسید، که همچنان با نیاز بازار فاصله دارد. سوم، نبود زیرساختهای لازم برای فروش مستقیم یا عرضه در بورس کالا، که میتوانست جایگزین قرعهکشی شود، این روش را به تنها گزینه عملی برای خودروساز تبدیل کرده است.
پیامدهای قرعهکشی برای مصرفکنندگان
قرعهکشی نهتنها نتوانسته مشکل دسترسی به خودرو را حل کند، بلکه به ابزاری برای آزار مصرفکنندگان تبدیل شده است. متقاضیان باید مبالغ هنگفتی را در حسابهای وکالتی بلوکه کنند، بدون تضمین دریافت خودرو. در طرحهای اخیر، تنها ۴ درصد از ثبتنامکنندگان شانس دریافت خودرو داشتهاند، که این امر حس ناامیدی و بیاعتمادی را در میان مردم تقویت کرده است. همچنین، تأخیر در تحویل خودروها، حتی برای برندگان قرعهکشی، به دلیل مشکلات تولید و کمبود قطعات، به نارضایتی دامن زده است. این وضعیت باعث شده که بسیاری از متقاضیان به بازار آزاد روی بیاورند، جایی که قیمتها به دلیل عرضه محدود و دلالی سرسامآور است.
بحرانی که ریشه در تولید دارد
عرضه قطرهچکانی خودرو توسط ایرانخودرو یکی از اصلیترین دلایل ناکامی در پاسخگویی به تقاضای بازار است. این شرکت، به دلیل مشکلات ساختاری در زنجیره تأمین، کمبود قطعات وارداتی، و ناکارآمدیهای مدیریتی، نتوانسته تولید خود را به سطحی برساند که نیاز بازار را پوشش دهد. در حالی که تقاضای واقعی سالانه حدود ۱.۲ میلیون دستگاه است، ایرانخودرو در بهترین حالت تنها نیمی از این مقدار را تأمین میکند. این محدودیت در عرضه، همراه با سیاستهای قیمتگذاری دستوری، به ایجاد یک بازار سیاه و افزایش نقش دلالان منجر شده است.
چالشهای تولید
گزارشها نشان میدهد که قطعهسازان داخلی به دلیل کمبود مواد اولیه و برق در آستانه تعطیلی هستند. علاوه بر این، زیان انباشته ۱۵۰ همت ایرانخودرو، که ناشی از فروش خودروها با قیمتی پایینتر از هزینه تولید است، توان مالی شرکت را برای سرمایهگذاری در توسعه تولید کاهش داده است. این وضعیت باعث شده که ایرانخودرو به جای افزایش تولید، به مدیریت تقاضا از طریق قرعهکشی و عرضه محدود متوسل شود و لذا رویکرد و رویه جدید ایرانخودرو در قالب خصوصیسازی شبه دار هم نتوانست مشکلات این خودروساز را حل کند. بر این اساساً عرضه قطرهچکانی نهتنها قیمتها را در بازار آزاد بالا برده، بلکه به رکود معاملات نیز منجر شده است. به گفته رئیس اتحادیه نمایشگاهداران، کاهش عرضه در اواخر ۱۴۰۲ باعث افزایش ۴ تا ۱۷ میلیون تومانی قیمت برخی خودروهای داخلی شد، در حالی که بازار همچنان راکد بود. این وضعیت نشان میدهد که عرضه محدود نهتنها نیاز مصرفکنندگان را برآورده نمیکند، بلکه به بیثباتی بازار و افزایش سوداگری دامن میزند.
کروز و وعدههای تحققنیافته
خصوصیسازی ایرانخودرو، که با انتقال بخش عمده سهام به شرکت کروز در سال ۱۴۰۳ انجام شد، قرار بود نقطه عطفی در تاریخ این خودروساز باشد. کروز، بهعنوان یکی از بزرگترین تأمینکنندگان قطعات خودرو در ایران، ادعا داشت که با مدیریت جدید، تولید را افزایش داده و سیستم فروش را اصلاح خواهد کرد. اما شواهد نشان میدهد که این وعدهها چندان محقق نشدهاند. قرعهکشی همچنان ادامه دارد، عرضه قطرهچکانی تشدید شده، و زیان انباشته شرکت به سطوح بیسابقهای رسیده است. کروز، که پیشتر به دلیل اتهاماتی نظیر قاچاق قطعات و گرانفروشی مورد انتقاد بود، نتوانسته تغییرات ساختاری لازم را در ایرانخودرو پیاده کند. برخی تحلیلگران معتقدند که تعارض منافع بین کروز بهعنوان تأمینکننده قطعات و ایرانخودرو بهعنوان خودروساز، به افزایش هزینههای تولید و تداوم ناکارآمدیها منجر شده است. به جای سرمایهگذاری در توسعه فناوریهای جدید مانند خودروهای هیبریدی یا برقی، که میتوانست ایرانخودرو را در بازار رقابتیتر کند، کروز بر حفظ وضعیت موجود تمرکز کرده است.
یکی از وعدههای اصلی کروز، حذف قرعهکشی و افزایش عرضه از طریق بهبود تولید بود. اما در عمل، نهتنها قرعهکشی حذف نشده، بلکه مشکلات تولید تشدید شدهاند. گزارشهای اخیر نشان میدهد که ایرانخودرو همچنان با کمبود قطعات و نقدینگی مواجه است و طرحهای فروش جدید، مانند عرضه در بورس کالا، به دلیل محدودیتهای قانونی و زیرساختی به کندی پیش میروند. این ناکامیها باعث شده که اعتماد عمومی به خصوصیسازی ایرانخودرو کاهش معنا داری پیدا کند و انتقادات از کروز به دلیل عدم شفافیت و سوءمدیریت افزایش یابد.
با ایان اوصاف باید عنوان کرد که سیستم قرعهکشی ایرانخودرو، که به دلیل عدم تعادل عرضه و تقاضا و سیاستهای قیمتگذاری دستوری شکل گرفت، به یک چالش مزمن برای مصرفکنندگان و خودروساز تبدیل شده است. عرضه قطرهچکانی، که ریشه در مشکلات تولید و ناکارآمدیهای مدیریتی دارد، نهتنها نیاز بازار را برآورده نکرده، بلکه به بیثباتی قیمتها و افزایش دلالی منجر شده است. خصوصیسازی با مدیریت کروز، که قرار بود تحولآفرین باشد، نتوانسته وعدههای خود را عملی کند و ایرانخودرو همچنان در گرداب زیان انباشته و ناکارآمدی گرفتار است. برای برونرفت از این وضعیت، اصلاح سیاستها، سرمایهگذاری در افزایش تولید، و توسعه فناوریهای جدید ضروری است. تا زمانی که این تغییرات ساختاری رخ ندهد، قرعهکشی و عرضه محدود بهعنوان نمادی از ناکامی صنعت خودرو ایران ادامه خواهد یافت.