برای بررسی مشکلات واگذاری پرحرف و حدیث ایرانخودرو به کروز و تحلیل شرایط جنگی میان ایران و آمریکا به گفتوگو با «مصطفی طاهری»، نماینده مجلس پرداختهایم:
* نظر شما درباره واگذاری ایرانخودرو به کروز چیست؟
واگذاری ایرانخودرو به شرکت کروز ازنظر شکلی، حقوقی و قانونی یک خلاف آشکار بوده است. شورای رقابت بر اساس قانون برنامه هفتم توسعه مرجع رسیدگی به قانونی بودن واگذاری ایرانخودرو به کروز بوده که طی 8 مورد وجود تعارض منافع در این واگذاری را اثبات نموده است. با این حال عجیب است که نظر شورای رقابت ملاک کار قرار نگرفته و همچنان ایرانخودرو به کروز واگذار شده است. همچنین بر اساس قانون برنامه هفتم توسعه کروز نه تنها نمیتوانسته مالک ایرانخودرو باشد بلکه به دلیل تعارض منافعی که دارد باید همان سهام پیشین را هم نهایتاً ظرف 2 سال واگذار میکرده است. حال یکی به من به عنوان نماینده مجلس توضیح دهد که چرا چنین عمل خلاف قانونی اتفاق افتاده است.
* اما آقای رئیسجمهور صراحتاً در گفتوگوی تلویزیونی از واگذاری ایرانخودرو به کروز دفاع کردهاند.
ظاهراً مشاوران آقای پزشکیان اطلاعات غلط به ایشان میدهند. چگونه میتوان از واگذاری ایرانخودرو به کروز دفاع کرد وقتی که حتی مجمع برگزارشده هم ایراد قانونی داشته است. آقای پزشکیان عزیز ما همه دلسوز شما هستیم ولی تا ابد که نمیتوان به اسم وفاق دیگران را ساکت کرد و اجازه بحث کارشناسی نداد. دولت با واگذاری اشتباه ایرانخودرو ، این مجموعه را چاله خارج کرده و به درون چاه انداخته است. الآن مشکلات و ایراداتی که برای ایرانخودرو پس از واگذاری ایجاد شده خیلی بیشتر و بزرگتر از دوران پیش از واگذاری است. از سوی دیگر، مردم در حال پرداخت تاوان تصمیم غلط دولت پزشکیان هستند. چراکه برای اولین بار در تاریخ خودروسازی ایران، شرکت کروز به عنوان مالک ایرانخودرو ، ظرف 11 ماه اخیر 3 بار افزایش قیمت بر محصولات ایرانخودرو اعمال کرده است. یعنی به طور میانگین ما بین 145 تا 180 درصد افزایش قیمت در محصولات گوناگون ایرانخودرو در کمتر از یک سال اخیر شاهد بودهایم. خب آقای پزشکیان با چه رویی از چنین فاجعهای دفاع میکند.
* آیا کروز از پیش پرونده حقوقی مفتوحه داشته است؟
بله. یک پرونده بالای 30 هزار میلیارد تومان مربوط به چند سال قبل دارد. البته اگر مبلغ با ریال جدید بهروزرسانی شود سر به فلک میگذارد و چندین برابر میشود. بنابراین واگذاری ایرانخودرو به کروز افتخاری ندارد که آقای پزشکیان در تلویزیون برای دولتشان دستاورد خیالی از آن بسازند. من افتخار میکنم که جزء نمایندگان استیضاحکننده عبدالناصر همتی به عنوان وزیر وقت اقتصاد بودهام. چراکه رقمزننده فاجعه واگذاری ایرانخودرو به کروز ایشان است و پزشکیان بیجهت از او دفاع میکند.
* عدهای از حقوقدانان معتقدند واگذاری شرکتهای مادری چون ایرانخودرو برخلاف قانون اساسی است. نظر شما چیست؟
بر اساس اصل 44 قانون اساسی ایرانخودرو و سایپا چون شروط شرکتهای مادر را دارند نباید به بخش خصوصی واگذار شوند. یعنی دولت حتی اگر هم به دنبال واگذاری چنین مجموعههایی است باید حداقل 20 درصد سهام خود را در این مجموعهها حفظ کند. از سوی دیگر، دولت حتی اگر میخواهد کاری برخلاف قانون انجام دهد لااقل باید یک خیری برای مردم داشته باشد. توجه کنید اینکه مردم از خودروسازی ناراضی هستند یک بحث است و اینکه دولت کاری کرده که ناراضیتر شوند بحثی دیگر است. سال 92 تولید خودرو در ایران بالای 2 میلیون دستگاه بوده اما امسال تا پایان سال بعید میدانم به بالای 750 هزار دستگاه برسد.
* شما اشاره داشتید که کروز 3 مرتبه در کمتر از یک سال قیمت محصولات ایرانخودرو را بالا برده است. مقصر این میزان آزادی عمل مدیران کروز کدام نهاد یا سازمان است؟
مقصر اصلی سازمان حمایت از تولیدکننده و مصرفکننده است که فقط به فاکتور اصلی تولیدکننده خودرو اعتماد میکند. آنهم از شرکتی مانند کروز که از پیشتر به ما ثابت شده که گرانفروشی داشته است. درباره کیفیت محصولات خودروسازان هم حرف و حدیث بسیار است. باید از خودمان بپرسیم که آیا از رده خارج کردن خودروهای فرسوده در ازای این خودروهای بیکیفیت تولید جدید منطقی است. طرح جایگزینی خودروهای فرسوده و ممنوعیت تردد خودروهای بالای 20 سال در کلانشهرها انصافاً طرح خوبی است. اما طبق معمول دولت پزشکیان زمان بسیار بدی را برای انجام یک کار خوب تعیین کرده است.
* چه قدر با این ادعای آقای رئیسجمهور که اگر ارز 28500 تومانی حذف نمیشد قحطی به وجود میآمد موافقید؟
این ادعای رئیسجمهور که اگر ارز 28500 تومانی را حذف نمیکردیم قحطی میشد منطبق بر واقعیت نیست. چگونه ممکن است که دولتهای رئیسی و روحانی به کالاهای اساسی ارز ترجیحی پرداخت کردند و قحطی هم نشد اما تا نوبت دولت پزشکیان رسید از آسمان قحطی نازل شد؟ به نظرم کمی به شعور مردم احترام بگذاریم و اظهارنظرهای عجیب کمتری داشته باشیم. همان دیماه 1404 که دولتیها تصمیم به حذف ارز ترجیحی و به قول خودشان حذف رانت گرفتند من گفتم استدلال مدیران دولت که ما گرانی را به قحطی ترجیح میدهیم استدلال سخیف و ناپختهای است. مردم مطمئن باشند نه قحطی در کار بوده و نه قرار است در کار باشد و الحمدالله کالا در کشور به وفور وجود داشته و دارد. این استدلالهای قحطیپایه هم برای توجیه گرانسازی ارز از سوی دولتمردان و مدیران دولتی مطرح میشود تا از زیر فشارها خارج شوند. چراکه حذف ارز ترجیحی حقیقتاً تورم و گرانی شدیدی به مردم عادی تحمیل کرده است. ببینید من خودم حامی ارز تکنرخی یا چندنرخی نیستم اما معتقدم میتوان یک روش میانهای یافت که نه منابع کشور به یغما برود و نه مردم زیر بار گرانیها کمر خم کنند.
* آیا ادعای وقوع قحطی در ایران ارسال نشانههای ضعف به دشمن نیست؟
اینکه وسط شرایط جنگی آقای پزشکیان از قحطی سخن گفتهاند نهایت ناپختگی و ناکاربلدی مشاوران ایشان را میرساند. ما نباید وسط جنگ پالس ضعف به دشمن ارسال کنیم. آقای دکتر پزشکیان به جای آه و نالههای مداوم و ادعاهای عجیب در رسانهها بهتر است کمی هم به کارشناسان رجوع کنند. مگر ایشان در تبلیغات انتخاباتی مدعی نبودند که بدون نظر کارشناسان هیچ تصمیمی نخواهند گرفت و هیچ سخنی بر زبان نخواهند آورد. خب این ادعای وقوع قحطی را نزد کارشناسان و اندیشکدهها مطرح کنند و بررسی شود که آیا واقعاً در ایران بزرگ، با این میزان از منابع خدادادی و 15 همسایهای که ما داریم آیا اصلاً امکان وقوع قحطی وجود دارد یا خیر.
* در برابر محاصره دریایی چه اقداماتی میتوانیم انجام دهیم؟
ببینید اولاً اینکه محاصره دریایی برای ما مشکلاتی ایجاد کرده یک واقعیت است. اما دو نکته را لازم میدانم که بیان کنم. اول اینکه ما باید راههای جایگزین بنادر جنوبی را طی سالیان اخیر فعال میکردیم اما سستی کردهایم. به هر حال هنوز هم دیر نشده و آمریکا با اعمال محاصره دریایی یک توفیق اجباری برای ما ایجاد کرده که ضعفهای لجستیکی و مرزی کشور را برطرف کنیم و حجم مبادلات خارجی را از مرزهای غیرجنوبی افزایش دهیم. نکته دومی هم که لازم میدانم بگویم این است که مقابله با محاصره دریایی با آه و ناله و القای یاسی که برخی مقامات کشور انجام میدهند میسر نمیشود. نباید دل مردم را بیجهت خالی کرد. ایران ما توانمند است و قطعاً دست نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر نقشه محاصره دریایی پر است. ببینید نظام تا به حال اراده نکرده تا در برابر محاصره دریایی کارتی جز تنگه هرمز رو کند اما اگر مسئولان کشور اراده کنند دست ایران و میزان تابآوری ما در مقایسه با آمریکا خیلی پرتر است. آمریکاییها اگر 3 ماه تابآوری در برابر انسداد تنگه هرمز داشته باشند؛ مطمئن باشید ایرانیها میتوانند با استفاده از اهرمهای فراوانی که در منطقه غرب آسیا دارند این تابآوری آمریکاییها را به شدت کاهش بدهند. من از زبان سردار محسن رضایی این نکته را شخصاً شنیدهام و خوشبختانه ایشان در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی و نماینده رهبری معظم انقلاب در این شورا، انصافاً تاکنون بسیار عالی و تهاجمی موضعگیری کردهاند. من به مردم عزیز ایران این نکته را بگویم که بحمدالله جمهوری اسلامی میتواند در لحظه تغییر راهبرد دهد و مسئله تنگه را تبدیل به مسئله ممنوعیت صادرات انرژی از هر نقطهای از غرب آسیا تبدیل کند. بنابراین جای هیچ نگرانی در مورد محاصره دریایی و تبعات آن وجود ندارد. چراکه ایران دست بالا را دارد.
* آیا مذاکره با آمریکا درنهایتاً به پایان جنگ خواهد انجامید؟
با جنگ فرسایشی مخالفم اما این مدل مذاکراتی که ما با آمریکاییها انجام دادهایم را بزرگترین خطای استراتژیک مقامات مسئول در دولت و مجلس میدانم. رک و راست بگویم که ما بدترین روش را برای پایان جنگ آزمودهایم. مذاکره با آمریکاییها آن هم به واسطه قطر و پاکستان اشتباه بوده است. برای این ادعای خودم البته استدلالهایی دارم. اولاً مگر رهبری شهید ما را نهی شدید از مذاکره با آمریکاییها نکردند و تجربه تاریخی هم نشان نداد که پیشبینیهای ایشان درست بوده و آمریکاییها پیمانشکن هستند. ثانیاً در همه مواردی که جمهوری اسلامی ایران با آمریکا مذاکره کرده پیشقدم دولتها بودهاند. یعنی مثلاً دولت روحانی یا پزشکیان آنقدر اصرار به مذاکره کردند که رهبری درنهایت برای حفظ انسجام کشور اجازه مشروط فرمودند. رهبری فعلی انقلاب نیز بنا بر مصالحی نظر دولت آقای پزشکیان را مبنی بر مذاکره مشروط پذیرفتند وگرنه علیالاصول نظر رهبری چیز دیگری بود. ثالثاً ما اگر اجازهای هم برای مذاکره با آمریکاییها از رهبر شهید داشتیم مربوط به پیش از شهادت ایشان و هدف از مذاکره نیز جلوگیری از وقوع جنگ بود. وقتی جنگ شده و رهبر عزیزتر از جان ما را شهید کردهاند دیگر مذاکره چه معنایی دارد. رابعاً نفس مذاکره در ذهن ملت مبعوث شده ما به معنای دادن فرصت به آمریکای شکستخورده است. از اینرو مذاکره امری مذموم محسوب میشود. خامسا مذاکره به معنای اصالت دادن به آمریکای جنایتکار است که قاعدتاً اشتباه مهلک است. سادساً آمریکاییها میخواستند به هر نحوی ما را وارد مسیر مذاکره کنند. وگرنه غیرممکن بود 10 بند پیشنهادی ایران که کاملاً حداکثری نوشته شده بود را بپذیرند.
* شما نافی مذاکره با آمریکا هستید. راهکار شما برای پایان جنگ میان ایران و آمریکا چیست؟
همانطور که گفتم من مخالف جنگ فرسایشی و در عین حال مذاکره هستم. اما معتقدم میتوان جنگ و برخورد نظامی میان ایران و آمریکا را به بهترین شکل و به نفع ایران پایان داد. روش پیشنهادی من افزایش فشار طاقتفرسا به آمریکا در جهت متارکه جنگ از سوی این کشور است. یعنی باید کاری شبیه به جنگ ویتنام صورت دهیم که آمریکاییها دمشان را روی کولشان بگذارند و بگریزند. اما باید چه روشی باید این کار انجام شود. اولاً ما در منطقه باید از تنگه محوری و مدیریت صرف تنگه به سمت انرژی محوری برویم. یعنی باید اقدامات موثری انجام دهیم که نفت به ارقام بالای 120 تا 130 دلار در هر بشکه برسد. از ابتدا باید در این راستا همزمان با تنگه هرمز تنگه باب المندب نیز مسدود میشد که البته هنوز هم دیر نشده است. در کنار این بحث انسداد تنگهها، باید صادرات نفت عربستان از مبدأ بندر ینبع به هر نحو ممکن متوقف شود. در موارد دیگر نیز باید صادرکنندگان نفت بدانند که اگر ایران نفت نفروشد هیچکس نمیتواند نفت صادر کند. درنتیجه باید فوراً 20 میلیون بشکه نفت را از بازار خارج کنیم. ثانیاً باید توجه شود که شرکتهای آمریکایی سرمایهگذاریهای جدی در کشورهای منطقه از جمله امارات و سعودی دارند. درنتیجه وقتی دست ما به آمریکا نمیرسد به داراییهای بورسی این کشور در منطقه که میرسد. پس در کنار قدم اول که انرژی محوری بود باید سرمایهگذاریهای مستقیم طرفهای آمریکایی در منطقه مورد تهدید ایران قرار گیرد. ثالثاً کشورهای منطقه که مبدأ حمله به ایران هستند باید مورد تهدید واقع شوند. نمیدانم چرا ما فقط به هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا چسبیدهایم و اینقدر در قبال کشورهای عربی نجابت به خرج میدهیم. ما اصولاً باید با صاحبخانه کار داشته باشیم. وقتی طرف آسمان و خاکش را برای هدف قرار دادن بیت رهبری به آمریکا داده ما هم باید کاخهای ابوظبی، ریاض و کویت را هدف بگیریم. دوران نجابت بیش از حد باید تمام شود. رابعاً ما نباید از قدرت افکار عمومی منطقه و جهان غافل شویم و باید آنها را به جان سیاستمداران دشمن ایران بیندازیم که متاسفانه در این زمینه منفعل هستیم.
* اگر به این روشی که گفتید عمل کنیم تکلیف خسارات وارده به ایران چیست؟
در آن صورت آمریکاییها از منطقه رفتهاند و تنگه هنوز در دستان ماست. درنتیجه ما خسارات خودمان را بدون منتکشی و مذاکره بازی از طریق درآمدهای تنگه جبران خواهیم کرد. به عزیزان حامی مذاکره که مسیر را اشتباه رفته و کشور را مجبور به مذاکره بیفرجام کردهاند توصیه میکنم بازگردند و این روشی که برادر کوچکشان پیشنهاد میکند را انتخاب کنند. شک نکنند که در این صورت، ملت مبعوث هم درنهایت از گناهشان خواهد گذشت.