نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی را یکشبه افزایش دادند
متاسفانه چون تیم فعلی سازمان مالیاتی صرفاً به آینده سیاسی خود میاندیشند، شاهد فرار مالیاتی گسترده در اصناف بانفوذ هستیم و اسم آن را میگذارند تعامل با اصناف.
سرنوشت بزرگترین پرونده فرار مالیاتی تاریخ کشور که مربوط به مؤدیان یکی از صندوقهای قرضالحسنه در تهران بود، به کجا رسید؟!
عملکرد سازمان امور مالیاتی در سالهای اخیر و با توجه به تشدید تحریمها و لزوم کاهش اتکای بودجه دولت به درآمدهای نفتی از اهمیت بالایی برخورد است. وحید عزیزی، مدیرکل سابق دفتر مبارزه با فرار مالیاتی و پولشویی سازمان امور مالیاتی کشور معتقد است سازمان امور مالیاتی در رسیدن به اهداف خود، بهویژه با آنچه در قانون برنامه هفتم آمده است فاصله زیادی دارد. این موضوعات بهانهای شد تا گفتوگویی با وی داشته و نظر او را در این خصوص جویا شویم:
به نظر شما سازمان امور مالیاتی چه میزان در دستیابی به اهداف سیاستهای کلان نظام موفق بوده است؟
در دوره فعلی سازمان امور مالیاتی با پدیدهای مواجه هستیم که چون به وجه کارشناسی سابق آن اعتماد وجود دارد، اهدافی که برای سازمان تعیین شده را تغییر میدهند و سپس محقق میکند. به طور مثال چندین سال در فرآیند تصویب سیاستهای کلی برنامه هفتم و قانون برنامه، تعیین شد که نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی که طبق محاسبه سازمان امور مالیاتی در سال اول اجرای برنامه 5 درصد است، سالی یک درصد به آن اضافه شود تا در سال پایانی به ۱۰ درصد برسد.
با این حال مدیران سازمان امور مالیاتی پس از تصویب قانون، صورت و مخرج نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی را تغییر دادند؛ یعنی گفتند در خصوص تولید ناخالص داخلی، محاسبه بانک مرکزی را که از مرکز آمار کمتر است بگذاریم و در صورت هم مواردی مانند عوارض را اضافه کنیم؛ بنابراین مخرج کاهش و صورت کسر افزایش یافت؛ بدون هیچگونه زحمتی. نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی یکشبه از ۵ به ۸.۳ درصد رسید! در حالی که چند ماه قبل از آن سازمان، خودش گزارشی با اعداد پایینتر منتشر کرده بود. عملاً زحمتی که در طی این سالیان کشیده شده بود تا نظام مالیاتی برای این تلاش هدفگذاری کند با یک تغییر شکلی از بین رفت. خب اگر مبنای محاسبه را تغییر دادید مشکلی ندارد، هدف برنامه را هم از 10 به 13 یا 15 درصد افزایش دهید.
هدف بعدی برنامه هفتم این بود که تمام بودجه و هزینههای جاری از مالیات تأمین شود. در این راستا یکی از آماری که ماهانه باید در سایت سازمان مالیاتی منتشر شود، آمار وصولی ماه قبل است اما به راحتی وقتی در تأمین وصولی ناتوان شدند، آمار را تا چند ماه منتشر نمیکنند تا زمانی که ببینند شرایط کمی بهبود پیدا کرده است. خب آمار را منتشر نکردید با دولت و سازمان برنامه که روی این مسئله حساب کرده چه میکنید؟
افرادی که آشنایی دارند میدانند که وصولی مالیات هرسال عمدتاً مربوط به درآمد سال گذشته است. متاسفانه امسال بسیاری از فعالیتهای لازم برای مواعد مالیاتی انجام نشده بود و برخی از سامانهها آماده نبوده که از مؤدیان اظهارنامه دریافت شود و به تبع آن وصولی محقق نشده است اما تمامی این ناکارآمدیها با یک کلمه جنگ قربانی میشود؛ و نهادهای نظارتی هم نمیتوانند مطالبه درستی کنند. این در حالی است که با لابی سنگین سازمان در مجلس و رسانهها، کمترین عدد ممکن برای درآمدهای امسال در بودجه گنجانده شده است. مسئلهای که ما اکنون داریم این است که به جای اینکه مدیران ارشد سازمان امور مالیاتی تلاشگر باشند تا اهداف برنامه را محقق کنند عمده زمانشان درگیر این است که عدد مالیات در بودجه کم نوشته شود یا لایحه اصلاحی برای کاهش این عدد به مجلس برود.
در خصوص فرار مالیاتی اقدامات سازمان مالیاتی چه میزان اثربخشی داشته است؟
رئیس سازمان در همه فعالیتهای رسانهای و ارائه به مسئولان ادعا میکند در زمینه مبارزه با فرار مالیاتی عملکرد تاریخی داشته است. البته به مرور زمان و با توجه به تکمیل قوانین، حتماً اقداماتی در حال انجام است. منتهی مسئله اصلی مبارزه با فرار مالیاتی این است که ما هم بتوانیم به طور سیستمی جلوی این کار را بگیریم و هم با مصادیق بزرگ آن مبارزه کنیم از طریق نهادی که متولی این کار باشد.
در زمینه هوشمندسازی و استفاده از دادهها عملاً اتفاقی که افتاده، استفاده اشتباه از دادههایی است که بخشی از آنها معتبر هم نیست. جایگذاری چند عدد در اکسل که هوشمندسازی و حسابرسی سیستمی نیست. متاسفانه استفاده غلط، مضاعف و بدون منطق از اطلاعات بانکی، دارد مسیر را به سمتی میبرد که مردم با افرادی که موافق حذف سیستم مالیاتی و اعمال صرفاً مالیات بر تراکنشها بودند، همراه شوند.
از طرف دیگر اینکه به اسم هوشمندسازی، حسابرسی حذف شود و سازمان صرفاً با یکی دو داده برای افراد مالیات تعیین کند، این حتماً کمک به افرادی است که توانستهاند مبادلات مالی خود را پنهان کنند و مالیات ندهند. این افراد حتماً از این به اصطلاح هوشمندسازی خوشحالند. هرسال گفته میشود، مالیات ۸۰ درصد مؤدیان صفر شد. خب چطور چنین اتفاقی ممکن است؟ چگونه فردی که قبلاً مؤدی نبوده است چندین سال پشت سر هم مالیاتش صفر میشود؟ یا این شخص فعالیتی ندارد و قبلاً آمار شناسایی مؤدیان جدید مخدوش بوده است یا فرار مالیاتی داریم که خودمان داریم از آن چشمپوشی میکنیم. متاسفانه چون تیم فعلی سازمان صرفاً به آینده سیاسی خود میاندیشند، شاهد فرار مالیاتی گسترده در اصناف بانفوذ هستیم و اسم آن را میگذارند تعامل با اصناف.
اینکه نهادهای مالیاتی سایر کشورها با وجود اینکه در فناوری شاید از ما جلوترند اما نیروهایشان چند برابر سازمان مالیاتی ماست، علتش دقیق و سخت بودن حسابرسی است اما برخی دارند با کلیدواژه هوشمندسازی و یک سامانه غیرروشن به نام سامانه مؤدیان، مردم، رسانهها، نمایندگان مجلس و مسئولان بالادستی را فریب میدهند و میگویند ما داریم به سمت حسابرسی صددرصد سیستمی حرکت میکنیم. الحمدالله واژه هوش مصنوعی هم که اخیراً باب شده برای پوشاندن هر نقصی! سامانه مؤدیان را به صورت ناقص پیش بردهاند که فرار مالیاتی را تشویق میکند تا اینکه بخواهد جلوی آن را بگیرد و به جای جبران ایراد در رسانهها پروژه تعریف میکنند که پیشبرد سامانه مؤدیان را تبلیغ کنند. نتایج واقعیاش کجاست؟
برای مبارزه با فرار مالیاتی چه اقداماتی باید انجام شود؟
در حوزه فرار مالیاتی مردم توقع دارند با مسائل کلان و مصادیق بزرگ برخورد شود. اخبار کم و ضعیفی از این موضوع منتشر میشود و آمارهایی که در صورت تکرار آن میشود دقیقتر راجع به آنها توضیح داد اما سؤالات جدی درباره مصادیق بزرگ واقعی وجود دارد که سرنوشت بزرگترین پرونده فرار مالیاتی تاریخ کشور که مربوط به مؤدیان یکی از صندوقهای قرضالحسنه در تهران بود، به کجا رسید؟! از همین پرونده میشد چند همت فرار مالیاتی شناسایی کرد اما آیا واقعاً مصلحتهایی مانع از این است که به درستی رسیدگی شود؟
ما در تمامی کشورهای موفق در حوزه مالیات نهاد مبارزه با فرار مالیاتی داریم که گاهی از خود سازمان مالیاتی نیز بزرگتر است و نیروهای بیشتری دارد اما در دو سال اخیر مرکز مبارزه با فرار مالیاتی تضعیف شده است، قسمت تراکنشهای بانکی که مهمترین دادههایی است که از اشخاص وجود دارد از این مرکز گرفته شده است. بخش فناوری این مرکز که قرار بود الگوهای شناسایی فرار را تعریف کند، از آن منفک شده است. شناسایی شرکتهای کاغذی از آن گرفته شده و نیروهای خوب و حرفهای آن با کلیدواژه هوشمندسازی در حال توزیع در سایر بخشها هستند. این بود تقویت مبارزه با فرار؟
در خصوص مالیات از حقوقبگیران عملکرد سازمان مالیاتی را چگونه ارزیابی میکند؟
سازمان امور مالیاتی باید از اشخاصی مالیات بگیرد که واقعاً باید مالیات بدهند و نمیدهند و چتر رحمت خود را بر سر کسانی بگستراند که درآمد کمی دارند.
نکته مهم، تمرکز فشار سازمان بر روی پایههای حقوق است. زمانی که در شناسایی درآمد ضعیف عمل میشود مجبوریم فشار را بر روی کسانی که حقوقبگیر هستند بیاوریم چراکه راحتترین کار این است.
اقدام مثبتی که شد این بود که کف معافیتها افزایش پیدا کرد، اما چیزی که در عمل مشاهده میشود این است که در حوزه اصناف، اصناف پرقدرت همچنان با ارتباطات و تعاملاتی که دارند در سایه امن قرار دارند. از سوی دیگر شاهد این هستیم که اداره کل مؤدیان بزرگ در سازمان امور مالیاتی وظیفه آن به جای شناسایی فرار مالیاتی مؤدیان بزرگ، شده تعامل با مؤدیان بزرگ برای اینکه در ماههای کمبود وصولی با اینها مذاکره کند و عملاً از وظیفه اصلی خود باز مانده است.