در شرایط فعلی نشانههای شکلگیری دومینویی بسیار بزرگتر در خلیج فارس دیده میشود. جرقه این بار از تنگه هرمز زده شده و اقتصاد جهانی را تهدید میکند.
سال ۲۰۰۸ بود. وامهای مسکن موسوم به «سابپرایم» در آمریکا، به خیل عظیمی از مردم داده شده بود؛ وامهایی با ریسک بالا که به نظر میرسید هیچوقت بازپرداخت نخواهند شد. بانکها این وامها را بستهبندی میکردند، با رتبههای سرمایهگذاری به بانکهای سراسر جهان میفروختند و با پول آن، وامهای جدید میدادند. این یک دومینوی پنهان بود که از یک مغازه وامدهی در حومه شهر شروع شد و کل سیستم مالی را آلوده کرد.
در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸، لیمان برادرز، چهارمین بانک بزرگ سرمایهگذاری آمریکا، سقوط کرد. کسی فکر نمیکرد سقوط یک بانک، دنیا را به لرزه درآورد؛ اما این فقط شروع یک واکنش زنجیرهای بود که در کمتر از چند ماه، اقتصاد جهانی را تا مرز فروپاشی پیش برد. حالا در سال ۲۰۲۶، نشانههای شکلگیری دومینویی بسیار بزرگتر در خلیج فارس دیده میشود. جرقه این بار از تنگه هرمز زده شده و اقتصاد جهانی را تهدید میکند.
دومینوی ۲۰۰۸: از یک بانک تا کل جهان
بحران ۲۰۰۸ از یک نقطه شروع شد: وامهای بیرویه بانکها به افرادی که توان بازپرداخت نداشتند. بانکها این وامهای بیارزش را به عنوان «اوراق با درجه سرمایهگذاری» به سراسر جهان میفروختند. قیمت مسکن در حال رشد بود، بنابراین کسی نگران نبود.
پله اول: سقوط لیمان برادرز. در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸، بانک سرمایهگذاری لیمان برادرز ورشکست شد. فردایش، بازار پول آمریکا قفل زد. بانکها دیگر به یکدیگر اعتماد نکردند و وامدهی بینبانکی متوقف شد.
پله دوم: سرایت به کل والاستریت. واشنگتن میچوال و واکوویا در عرض چند روز سقوط کردند. AIG، شرکت بیمه عظیم آمریکایی که بیمه این اوراق سمی را فروخته بود، در آستانه ورشکستگی قرار گرفت.
پله سوم: جهش به اروپا. بحران به آمریکا محدود نماند. بانکهای اروپایی میلیاردها دلار از اوراق سمی آمریکایی خریده بودند. رویال بانک آو اسکاتلند در بریتانیا و مؤسسات بزرگ آلمان و فرانسه نیز به لبه پرتگاه رسیدند.
پله چهارم: فروپاشی بازارهای جهانی. شاخص داو جونز آمریکا ۳۴ درصد سقوط کرد. شاخص لندن ۳۱ درصد و شاخص آلمان ۴۰ درصد ریخت. قدرت تخریب این دومینو در بازارهای نوظهور وحشتناکتر بود؛ شاخص چین ۷۰ درصد آب رفت و شاخص روسیه ۷۸ درصد سقوط کرد.
بلایی که بر سر آمریکا و جهان آمد
بحران از والاستریت به خیابانهای اصلی رسید. بانکها وامدهی را متوقف کردند، شرکتها نقدینگی خود را از دست دادند و مجبور به تعدیل نیرو شدند. نرخ بیکاری در آمریکا به ۱۰ درصد رسید. قیمت مسکن ۳۰ درصد سقوط کرد و میلیونها خانواده خانههای خود را از دست دادند. دولت آمریکا مجبور شد ۷۰۰ میلیارد دلار برای نجات بانکها هزینه کند.
رکود اروپا شدیدتر از آمریکا بود. کشورهای حوزه یورو وارد بحران بدهی شدند. یونان، اسپانیا، پرتغال و ایرلند در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند. نرخ بیکاری در اسپانیا به ۲۵ درصد رسید و اعتراضات گسترده خیابانها را فرا گرفت.
بازارهای نوظهور سنگینترین ضربه را خوردند. چین که به صادرات متکی بود، رشد اقتصادی آن از ۱۴ درصد به ۶ درصد سقوط کرد. روسیه و برزیل نیز وارد رکود عمیق شدند. تجارت جهانی برای اولین بار از جنگ جهانی دوم کاهش یافت.
فدرال رزرو تخمین زد که این بحران برای هر شهروند آمریکایی ۷۰ هزار دلار هزینه داشته است. مجموع هزینه جهانی این بحران بیش از ۱۰ تریلیون دلار برآورد شده است.
دومینوی ۲۰۲۶: جرقه در خلیج فارس
نشانههای شکلگیری دومینویی بسیار بزرگتر دیده میشود. جرقه این بار در بازار وامهای مسکن نیست، در تنگه هرمز زده شده است. وقتی ایران و آمریکا وارد جنگ مستقیم شدند، اولین دومینو به حرکت درآمد.
پله اول: جهش قیمت نفت. نفت خام از ۷۰ دلار به بالای ۱۱۰ دلار رسید. قیمت بنزین در آمریکا ۳۵ درصد افزایش یافت و در برخی ایالتها از مرز ۴ دلار عبور کرد.
پله دوم: انفجار انتظارات تورمی. انتظارات تورمی یکساله در آمریکا از ۳.۸ درصد به ۴.۸ درصد جهش کرد. فدرال رزرو در تله سیاست پولی گرفتار شد؛ نه میتواند نرخ بهره را کاهش دهد (چون تورم بالاست) و نه افزایش دهد (چون اقتصاد در معرض رکود است).
پله سوم: سقوط بازارهای مالی. شاخص S&P ۵۰۰ از آغاز جنگ تاکنون حدود ۴.۵ تریلیون دلار از ارزش خود را از دست داده است. ارزش سهام شرکتهای بزرگ آمریکایی در حال آب شدن است.
پله چهارم: بحران در زنجیره تأمین جهانی. این جایی است که بحران ۲۰۲۶ از ۲۰۰۸ خطرناکتر میشود. خلیج فارس ۴۵ درصد گوگرد و ۲۲ درصد کودهای شیمیایی جهان را تأمین میکند. قیمت اوره در آمریکا ۷۰ درصد جهش کرده و امنیت غذایی جهان را تهدید میکند. قطر که یکسوم هلیوم جهان را تولید میکند، صنعت نیمههادی را با بحران مواجه کرده است.
آمریکا در آستانه فروپاشی؟
منابع معتبر بینالمللی پیشبینیهای هشداردهندهای درباره آینده آمریکا ارائه دادهاند.
فایننشال تایمز نوشت که جنگ ایران ضعف دلار را آشکار کرده و روند فاصلهگیری کشورها از دلار شتاب گرفته است. سهم دلار از ذخایر جهانی ارز و طلا برای اولین بار در ۲۶ سال به زیر ۵۰ درصد سقوط کرده است.
مجله اسپکتاتور آمریکا را در آستانه «لحظه سوئز» خود توصیف کرده است. نسبت بدهی آمریکا به تولید ناخالص داخلی به ۱۲۰ درصد رسیده و هزینه سود بدهیها از بودجه نظامی این کشور پیشی گرفته است.
ری دالیو، بنیانگذار بزرگترین صندوق سرمایهگذاری جهان، نبرد بر سر تنگه هرمز را «لحظه سوئز نهایی برای دلار آمریکا» توصیف کرده و هشدار داده ناتوانی واشنگتن در حفظ جریان انرژی، منجر به رویگردانی جهانی از دلار خواهد شد.
گلدمن ساکس هشدار داده اگر تنگه هرمز یک ماه دیگر بسته بماند، میانگین قیمت نفت برنت بالای ۱۰۰ دلار تثبیت میشود. وود مکنزی نیز برآورد کرده میانگین قیمت بالای ۹۰ دلار میتواند اقتصاد جهانی را به رکود سوق دهد.
دومینویی که تازه شروع شده
بحران ۲۰۰۸ از یک بانک در نیویورک شروع شد و کل جهان را درنوردید. شاخص داو جونز ۳۴ درصد، شاخص لندن ۳۱ درصد و شاخص چین ۷۰ درصد سقوط کرد. میلیونها نفر بیکار و میلیونها خانه در آمریکا از دست رفت. هزینه آن بحران برای هر شهروند آمریکایی ۷۰ هزار دلار بود.
بحران ۲۰۲۶ از یک تنگه در خلیج فارس شروع شده و نشانههای گسترش آن به همه اقتصادهای بزرگ دیده میشود. فرق این دومی با اولی در سه چیز است: سرعت فز آینده (عرض چند هفته به جای چند ماه)، وسعت تخریب صنعتی و غذایی (نه فقط سیستم مالی) و شدت تأثیر بر دلار که سلاح هستهای آمریکاست.
شاخصهای جهانی هنوز به طور کامل وحشت را قیمتگذاری نکردهاند، اما دومینوها در حال چیده شدن هستند. جرقه قبلاً زده شده؛ حالا باید دید این موج تا کجا پیش میرود و چه زیرساختهایی را با خود خواهد برد. بحران ۲۰۰۸ یک هشدار بود. بحران ۲۰۲۶ میتواند یک فاجعه باشد.