بازگشت تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا، بار دیگر تنگه هرمز را به کانون بحران تجارت جهانی تبدیل کرده؛ بحرانی که اینبار بیش از هر طرف دیگری، اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نشانه گرفته و از جهش هزینههای بیمه و حملونقل تا اختلال در بنادر و زنجیره تأمین، میلیاردها دلار خسارت روی دست همسایگان جنوبی ایران گذاشته است.
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ تنگه هرمز که روزگاری مایه فخر و مباهات شیوخ نفتی بود، به دنبال ماجراجویی جدید آمریکا و نقض آشکار تفاهمنامه اسلامآباد، دوباره دچار اختلالی تمامعیار شده است. در حالی که کشتیهای تجاری و نفتکشهای عربی بر اساس مفاد صریح این توافق، آماده عبور امن از آبراه بودند، واشنگتن با بازگشت به دشمنیهای دیرینه، توافق را یکجانبه به هم زد و منطقه را بار دیگر به کام هرج و مرج کشاند.
این بار اما هزینه این بحران را کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میپردازند که با میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا خود را در باتلاقی از هزینههای سرسامآور و بنبستهای لجستیکی گرفتار میبینند.
ترامپ آتشبس را شکست اما آتش از مشعل ایران به دامن عربها سرایت کرد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با یک اعلامیه جنجالی، عمر توافق شکننده با ایران را به پایان رساند اما این پایانِ یک آرامش بود و آغازِ طوفانی که دامنش به سرعت به متحدان نفتی واشنگتن در جنوب خلیج فارس رسید. در یک چرخش غیرمنتظره، پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین و کویت آخر هفته گذشته، طعمه پاسخ کوبنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدند و وزارت برق کویت ناچار شد از اصابت ترکش به تاسیسات حیاتی خود خبر دهد؛ خبری که هرچند سعی در کماهمیت جلوه دادن آن داشت اما زنگ خطر را برای همسایگان عربی به صدا درآورد.
با این حال، تأثیر واقعی این درگیریها را نباید در آوار ساختمانها جست؛ بلکه باید در توقف چرخهای اقتصاد و تجارت منطقه کاوید. آنچه بر سر نفت و تجارت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در روزهای اخیر گذشته، فراتر از یک درگیری نظامی ساده است. صرف نظر از خطری که نفتکشها و کشتیهای حامل گاز از کشورهای عربی را با عبور از مسیرهای غیرمجاز تهدید کرده، هزینههای این ماجرا است که عددی نیست که به راحتی از کنار آن گذشت.
هزینه نجومی بیمه؛ از ۲۵ هزار دلار در سال تا ۳۰ هزار دلار در هفته
به نوشته پایگاه تحلیلی The OpsCon در ۲۰ ژوئن (سیام خرداد)، نرخ حقبیمه مخاطرات جنگی برای عبور از خلیج فارس به سطح نجومی ۴ درصد از ارزش هر کشتی رسیده است. برای درک این عدد، کافی است بدانیم که بیمه محافظت و غرامت که زمانی ۲۵ هزار دلار در سال هزینه داشت، اکنون به ۳۰ هزار دلار در هفته افزایش یافته است؛ جهشی ۶۰ برابری که عملاً جذابیت اقتصادی بنادر استراتژیک منطقه را به صفر رسانده است.
غول کشتیرانی جهان، شرکت مرسک (Maersk) فاش کرد که این بحران، ماهانه ۵۰۰ میلیون دلار هزینه اضافی بر دوش فعالان صنعت حملونقل تحمیل کرده و به صراحت اعلام کرده که بخش بزرگی از تنگه هرمز مینگذاری شده است.
جبلعلی؛ بهشت سابق، جهنم جدید برای تجار کوچک
مناطق آزاد تجاری خلیج فارس که روزگاری با وعده معافیتهای مالی و ترانزیت آسان، سرمایهگذاران خارجی را به خود جذب میکردند، حالا به نمادی از بحران اقتصادی تبدیل شدهاند. بندر جبلعلی در امارات که زمانی پررونقترین بندر خاورمیانه بود، این روزها صحنهای تلخ برای فعالان اقتصادی رقم زده است.
هزینه تخلیه هر کانتینر استاندارد در این بندر به ۶۰۰ دلار رسیده است. این مبلغی است که واردکننده یا صاحب کالا باید به شرکتهای خدمات بندری یا اپراتورهای تخلیه و بارگیری پرداخت کند تا محمولهاش از کشتی پیاده شود. در شرایط عادی، این هزینه کسری از هزینههای لجستیکی بود اما حالا با افزایش حقبیمه، توقف کشتیها و تاخیرهای طولانی، این رقم برای بسیاری از بازرگانان کوچک و متوسط غیرقابل تحمل شده است.
اما ریشه اصلی بحران به انباشت کانتینرهای خالی در اسکلهها بازمیگردد. ماجرا از این قرار است که در شرایط عادی، کشتیها پس از تخلیه کالاهای وارداتی، کانتینرهای خالی را دوباره بارگیری کرده و به مقصد بعدی میفرستند تا صادرکنندگان از آنها برای ارسال محمولههای جدید استفاده کنند؛ اما حالا با افزایش هزینههای بیمه و توقف بسیاری از کشتیها در بنادر یا تغییر مسیر، این چرخه طبیعی مختل شده است. کشتیها یا اصلاً به بنادر نمیرسند یا با تأخیر فراوان میرسند و فرصت جابهجایی کانتینرهای خالی را از دست میدهند.
درنتیجه، کانتینرهای خالی در اسکلهها انباشته میشوند؛ جایی برای کانتینرهای پر ندارند و صادرکنندگان نیز برای ارسال کالاهای خود با کمبود شدید کانتینر مواجه میشوند. این یعنی صادرات متوقف، واردات گرانتر و زنجیره تأمین در بنبست کامل قرار دارد.
به نوشته نشریه تخصصی Lloyd’s List در ۲۶ ژوئن، شرکتهای بزرگ و سرمایهدار هنوز توانایی هضم این هزینههای سرسامآور را دارند اما فعالان اقتصادی کوچک و متوسط که لبه تیز بحران را احساس میکنند، عملاً در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند و بسیاری ناچار به خروج از بازار شدهاند.
پل خشکی؛ یک رؤیا که به سراب پیوست
در میان این همه فشار، کشورهای عربی به فکر افتادهاند تا با ساخت یک پل زمینی از عمان و امارات به سمت عربستان، از شر تنگه هرمز خلاص شوند؛ اما این طرح نیز مانند بسیاری از پروژههای پرهزینه آنها، با شکست مواجه شده است. دادههای میدانی نشان میدهد که شرکتهای بزرگ بینالمللی حتی ارسال محمولههای زمینی از امارات به سمت جده را نیز به حالت تعلیق درآوردهاند و وعده افزایش ظرفیت خط لوله نفتی غرب عربستان، در برابر ناامنیهای فزاینده، اقدامی قانعکننده به نظر نمیرسد.
ابهام و نااطمینانی عربها از وضعیت هرمز پس از بازگشت تنشها
زیان زوانه، کارشناس اقتصاد سیاسی میگوید جنگ با ایران باعث بیثباتی در سراسر جهان شده و کشورهای خلیجفارس هم به شدت از آن متأثر شدهاند. بعد از توافقهای ایران آمریکا و لبنان اسرائیل، منطقه وارد مرحله پرابهامی شده، بهویژه که حملات به کشتیها دوباره شروع شده است.
به گفته وی اوضاع فعلی ترکیبی از مذاکرات بینتیجه، درگیریهای پراکنده و اظهارات ضدونقیض است که خطرات سیاسی، اقتصادی و نظامی را برای کل دنیا افزایش داده است.
زوانه تاکید دارد که نوسان قیمت نفت، گاز و طلا نشانه این دوران گذار است. همچنین بازگشت به الگوی اقتصادی پیش از جنگ، با کاهش نیاز به کارگران خارجی، به چالشی بزرگ تبدیل شده است. هنوز مشخص نیست که این بازسازی چگونه و به نفع چه کسی انجام میشود.
وی میگوید کشورهای بزرگی مثل آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان هم با بدهی بالا، نارضایتی مردمی و کاهش اعتماد به آمریکا مواجهاند؛ بنابراین در شرایط فعلی، امید به ثبات جهانی، یک توهم بیش نیست.
همچنین رجب یورولماز، رئیس انجمن بینالمللی تحقیقات سیاستهای اقتصادی نیز میگوید درگیری در خلیجفارس، هزینههای حملونقل دریایی را بهطور دائمی بالا برده است. بیمه گرانتر و تغییر مسیر کشتیها، قیمت کالاها را افزایش داده و به مناطق آزاد مثل جبلعلی ضربه زده است.
به گفته وی شرکتهای بزرگ این هزینهها را تحمل میکنند اما شرکتهای کوچک در فشارند و ممکن است ورشکست شوند یا به جای دیگری نقل مکان کنند. کمبود کانتینرهای خالی هم تأخیر و هزینه بیشتری ایجاد کرده است.