21:39 - 2026/07/25

کریدور شمال–جنوب با وجود موقعیت ممتاز ایران هنوز به یک مسیر پایدار و تجاری تبدیل نشده؛ کارشناسان معتقدند که نبود نقشه راه و حکمرانی یکپارچه، زمان ترانزیت نامشخص، ضعف لجستیک و بی‌ثباتی مقررات، مزیت جغرافیایی کشور را بلااستفاده کرده است. کر...

چرا کریدور شمال–جنوب با وجود مزیت جغرافیایی ایران هنوز تجاری نشده است؟

چرا کریدور شمال–جنوب با وجود مزیت جغرافیایی ایران هنوز تجاری نشده است؟

کریدور شمال–جنوب با وجود موقعیت ممتاز ایران هنوز به یک مسیر پایدار و تجاری تبدیل نشده؛ کارشناسان معتقدند که نبود نقشه راه و حکمرانی یکپارچه، زمان ترانزیت نامشخص، ضعف لجستیک و بی‌ثباتی مقررات، مزیت جغرافیایی کشور را بلااستفاده کرده است.
کریدور بین‌المللی شمال–جنوب با برخورداری از موقعیت جغرافیایی ممتاز ایران، سابقه تاریخی و اهمیت ژئوپلیتیکی، یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کشور برای توسعه ترانزیت منطقه‌ای به شمار می‌رود؛ با این حال، این کریدور هنوز نتوانسته متناسب با ظرفیت‌های جغرافیایی و اقتصادی ایران به یک مسیر پایدار و قابل اتکا برای تجارت بین‌المللی تبدیل شود.
مشکل این مسیر که تاکنون به تجاری‌سازی نرسیده، را نمی‌توان تنها به کمبود زیرساخت یا فشار تحریم‌ها محدود کرد، بلکه مسئله اصلی، تبدیل نشدن مزیت جغرافیایی ایران به یک «نظام عملیاتی قابل اتکا» است.
در تجارت بین‌المللی، موقعیت جغرافیایی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود که یک مسیر بتواند زمان حمل قابل پیش‌بینی، هزینه رقابتی، ثبات مقررات و کیفیت خدمات را به صاحبان کالا ارائه دهد؛ مؤلفه‌هایی که در سال‌های گذشته به یکی از حلقه‌های مفقوده توسعه کریدور شمال–جنوب در ایران تبدیل شده‌اند.
نخستین مانع توسعه کریدور را نبود حکمرانی یکپارچه است. کریدور شمال–جنوب یک زنجیره به‌هم‌پیوسته از بندر، ریل، جاده، پایانه، مرز و تشریفات گمرکی است، اما در ایران هر یک از این اجزا تحت مدیریت و منطق متفاوتی قرار دارند و ساختار منسجم و مقتدری که بتواند این بخش‌ها را در قالب یک راهبرد واحد مدیریت کند، شکل نگرفته است.
ناتمام بودن برخی حلقه‌های کلیدی زیرساختی و نبود نگاه کریدوری در بهره‌برداری از زیرساخت‌ها از دیگر موانع است. گلوگاه‌های ریلی، محدودیت ظرفیت پایانه‌های مرزی، کمبود تجهیزات بارگیری و تخلیه، ضعف اتصال بنادر به شبکه پسکرانه و نارسایی مراکز لجستیکی، باعث شده زمان عبور کالا از مسیر ایران با نوسان همراه باشد که منجر به نارضایتی صاحبان کالا و روی برگرداندن از مسیر تجاری می‌شود.
به گفته حسن کریم‌نیا، کارشناس حمل‌ونقل و ترانزیت، در رقابت کریدوری، زمان نامطمئن حتی می‌تواند یک مسیر طولانی اما قابل پیش‌بینی را جذاب‌تر کند؛ زیرا صاحبان کالا و اپراتورهای بین‌المللی برای انتخاب مسیر، علاوه بر فاصله جغرافیایی، به قابلیت پیش‌بینی زمان و هزینه نیز توجه می‌کنند.
بی‌ثباتی‌های سیاستی و مقرراتی که به دلیل نبود کلان‌راهبرد ترانزیتی کشور و عدم تعریف دقیق جایگاه و نقش ایران در تجارت و ترانزیت اوراسیا است، نیز یکی دیگر از چالش‌های جدی کریدور شمال–جنوب است.
تغییرات مکرر در رویه‌های اجرایی، تعرفه‌ها، ضوابط مرزی، سیاست‌های ارزی و تفسیرهای متفاوت از مقررات، ریسک ادراک‌شده مسیر را افزایش داده و هزینه‌ای پنهان بر فعالیت‌های ترانزیتی تحمیل کرده است.
رقابت میان کریدورها دیگر صرفاً بر سر جاده و ریل نیست، بلکه داده، رهگیری لحظه‌ای، اسناد الکترونیکی، پنجره واحد و شفافیت عملیاتی نیز در انتخاب مسیر اهمیت دارد. ایران در این حوزه همچنان با استانداردهای مورد انتظار بازار منطقه‌ای و جهانی فاصله دارد که بخش قابل‌توجهی از توقف‌های چند هفته‌ای در مرزها باید موارد حذف خواهد شد.
از سوی دیگر، تحریم‌ها و فشارهای خارجی نیز از عوامل اثرگذار بر روند توسعه کریدور شمال–جنوب عنوان شده‌اند. تحریم‌ها علاوه بر محدود کردن منابع مالی و سرمایه‌گذاری خارجی، هزینه تأمین تجهیزات، بیمه محموله‌ها، همکاری با شرکت‌های بین‌المللی و نقل‌وانتقال مالی را افزایش داده‌اند.
با این حال، چشم‌انداز کریدور شمال–جنوب همچنان مثبت است و نیاز روسیه و اوراسیا به مسیرهای متنوع، تمایل هند برای دسترسی سریع‌تر به بازارهای شمالی و بازتعریف شبکه‌های تجاری منطقه را فرصت‌هایی برای ایران دانسته است.
کریم‌نیا معتقد است که فعال‌سازی این کریدور نیازمند عبور از نگاه صرفاً سیاسی و تبدیل آن به یک «محصول حرفه‌ای لجستیکی-ترانزیتی» است؛ مسیری که به گفته او، با تشکیل کنسرسیوم‌های عملیاتی، ارائه نرخ و زمان مشخص، توسعه سامانه‌های رهگیری و شفافیت اطلاعاتی و گزارش‌دهی مستمر درباره گلوگاه‌ها می‌تواند به یکی از پیشران‌های اقتصاد ترانزیتی منطقه تبدیل شود.
بر این اساس، مسئله اصلی کریدور شمال–جنوب دیگر صرفاً ساخت زیرساخت نیست؛ بلکه چالش اصلی، ایجاد یک زنجیره لجستیکی منسجم، قابل پیش‌بینی و رقابت‌پذیر است تا مزیت ژئوپلیتیکی ایران درنهایت به مزیت پایدار اقتصادی و ترانزیتی تبدیل شود و در امنیت اقتصاد 50 سال آینده کشور و تحقق رشد 8 درصدی اقتصادی ایران که در قانون توسعه و پیشرفت هفتم آمده، نقش ایفا کند.

مطالب مرتبط