باید سیاست ارزی و تجارت بینالمللی ما هم مقاومتی شود
تا چه زمانی میخواهیم خودمان را در این شرایط جنگی که به ما تحمیل شده وسط کنوانسیونهای بینالمللی گیر بیندازیم. طرف به ما حمله کرده بود و عدهای از سیاسیون بحث میکردند ما بر اساس کدام قانون و کنوانسیون بینالمللی میخواهیم تنگه هرمز را مسدود کنیم.
اگر هنوز هم مسئولی داریم که درک نکرده این جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی جنگ وجودی است و ما به ناچار باید تا فلج کردن دشمن به پیش برویم؛ باید به فهم این مسئول از مسائل شک کرد
الآن مردم دیگر کاری ندارند روحانی و قالیباف یا اصولگرا و اصلاحطلب سرکارند؛ مردم دارند میبینند که طرف مقابل اصلا دنبال مذاکره و تفاهم با ایران نیست.
امروز هم امثال ظریف همان حرفهای ارتجاعی زمان برجام را میزنند و انتظار دارند ما با دشمن بنشینیم و 400 کیلوگرم اورانیوم غنیشده را هم بدهیم برود
باید سیاست ارزی و تجارت بینالمللی ما هم مقاومتی شود
باید تا جایی بجنگیم که آمریکا بدون مذاکره خودش آن ۲۰ میلیارد دلار پول بلوکهشده ما را پس بدهد و حاکمیت ما بر تنگه هرمز را قبول کند
اگر همین الآن رفراندوم برگزار شود، بیش از ۷۰ درصد مردم رأی میدهند که باید بجنگیم و مذاکره نکنیم
دفاع مقدس 40 روزه اخیر ملت ایران که به فرموده رهبری گرانقدر انقلاب هنوز هم در قالب سکوت صحنه نبرد نظامی، تداوم دارد؛ حوادث شگرفی را رقم زده که بیشک بر آینده کشور، منطقه و جهان موثر خواهد بود و به قولی نظم نوین جهانی مدنظر ملتها و کشورهای مستقل را رقم خواهد زد. برای شناخت هر چه بیشتر آنچه در این زمینه در جریان است به گفتوگو با «روحالله ایزدخواه»، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی نشستهایم:
به عنوان یک کنشگر سیاسی، جمهوری اسلامی قبل و بعد از جنگ 40 روزه اخیر را چه مقدار متفاوت ارزیابی میکنید؟
جمهوری اسلامی ایران قدرت خفتهای بود که به برکت دفاع مقدس 40 روزه اخیر بیدار و احیا شد. بُعد اول قدرت جمهوری اسلامی را در قالب قاطعیت، ایستادگی و کوتاه نیامدن کشور در برابر دشمن شاهد هستیم. بُعد دوم در قالب بعثت یا برانگیخته شدن حماسی مردم خودنمایی کرده است؛ اما مهمترین بُعد قدرت جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظام مردمسالاری دینی را در قالب فرهنگ الگوسازی آن شاهد هستیم. این بُعد سوم میزان نفوذپذیری و تاثیرپذیری بیشتری هم دارد.
بسیاری از کارشناسان سیاسی و دفاعی جهان از موفقیت نظامی شگفتانگیز جمهوری اسلامی ایران در برابر دو قدرت اتمی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی طی دو جنگ در کمتر از یک سال اخیر متعجب و حیرتزده هستند. حتی برخی معتقدند ایران نه تنها به خوبی در صحنه نبرد از خود دفاع کرده بلکه تهاجمات بسیار خوبی هم علیه دشمنان انجام داده است. دلیل این موفقیت در چیست؟
عرصه دفاعی و نیروهای مسلح کشور دقیقا همان عرصهای بود که امام شهید ما حضرت آیتالله سید علی خامنهای مستقیما مدیریت میکردند. نتایج مدیریت جهادی ایشان در دهههای گذشته در این عرصه را امروز به عیان شاهد هستیم و هم مردم عزیز خودمان و هم همه دنیا قدرت دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران را به وضوح حس میکند. همه دیدند در برابر دشمنی تا دندان مسلح در یک جنگ نامتقارن محکم ایستادیم و موازنه صحنه نظامی را به نفع خودمان تغییر دادیم. رهبر شهید انقلاب از همان سال 82 نیاز کشور به رویارویی با دشمن در فواصل دور را پیشبینی و راهبرد دستهای بلند را به نیروهای مسلح کشور ابلاغ کرده بودند. رشد سریع صنایع موشکی و پهپادی کشور حاصل همین رهنمود و دستور رهبری شهید بوده است. شک نکنید با این حجم تحریمها صنایع نظامی کشور جز با مدیریت جهادی نمیتوانست اینگونه میانبر بزند و به لبه فناوری برسد. فقط مدیریت جهادی رهبر شهید انقلاب بود که صنعت موشکی و پهپادی ما را از دچار شدن به سرنوشتی مشابه صنایع خودروسازی، پتروشیمی یا فولاد نجات داد. با اطلاع میگویم که از قبال پیشرفت صنایع موشکی ما طی این 20 سال صنایع غیرنظامی ما نیز منتفع شد و سرریز دانش بسیاری داشتیم. همیشه جنگها در دنیا اهرم توسعه شتابان بودهاند البته برای کشورهایی که توان متحول کردن توانمندیهایشان در خلال و پس از جنگ را داشته باشند. مطمئن باشید جنگ اخیر نیز اهرم توسعه شتابان ایران در مؤلفههای نظامی خواهد بود. اینکه صنعت نظامی ایران برعکس صنایع دیگر کشور بسیار پیشرفته است به دلیل توجه به رهنمودهای رهبری است. بچههای هوافضا و موشکی فرمایشات رهبری را اجرا میکردند.
یعنی معتقدید با وجود توانمندیهای مالی و لجستیکی دشمن، صنعت نظامی جمهوری اسلامی ایران با یک سبک متفاوت از مدیریت توانسته اتفاق مهمی را رقم بزند؟
قطعا همینطور است. ببینید، بودجه نظامی جمهوری اسلامی ایران نسبت به آمریکا یکصد و پنجاهم است. با کاری که ما در این جنگ انجام دادیم مطمئن باشید به زودی بسیاری از کشورها به سراغ ما میآیند تا الگوی ما در زمینه نظامی را بیاموزند و بتوانند در برابر قدرتهای بزرگ نظامی مقاومت کنند. ما سالهاست دچار یک نقص اساسی در روایت گری پیشرفت کشور هستیم. روایت گریهای ما سازمانی و رسمی شده و بخش مردمی را از کار کنار گذاشتهایم. برای همین هنوز بخش زیادی از جامعه خودمان به خوبی درک نکردهاند که چه اتفاق مهمی را در دو جنگ اخیر در صحنه نبرد نظامی رقمزدهایم. برخی دوستان ما تحلیل میکنند که ما داریم تبدیل به قدرت چهارم تاثیرگذار در صحنه جهان میشویم. البته من فکر میکنم قضیه فراتر از اینهاست. ما داریم تبدیل به مرجع حکمرانی و حکومتداری در جهان میشویم.
برخی معتقدند اشتباهات گذشته ما در زمینه توسعه متمرکز برخی صنایع و بیتوجهی به چرخه خلق ارزش افزوده آنها، ما را در نبرد اخیر در برابر ضربات دشمن آسیبپذیر ساخته بود. در این زمینه توضیح دهید.
در فولاد ما این اشتباه را کردیم و ضربه هم خوردیم. البته اشتباه مربوط به چندین دهه بود؛ اما حالا به جای اینکه شرکت فولاد مبارکه را با آن هزینه هنگفت به همان شکل قدیم احیا کنیم تا باز هم مورد حمله موشکی قرار بگیرد؛ میتوانیم یک نگاه توسعهای منطقهای بر اساس زنجیرههای صنعت فولاد در جای جای کشور داشته باشیم. ما 55 میلیون تن ظرفیت منصوبه فولادی داریم اما تا پیش از جنگ اخیر نهایتا 30 میلیون تن تولید داشتیم؛ یعنی با همین ظرفیتهای موجود میتوانیم ظرفیت تولید فولاد کشور را تقریبا 2 برابر کنیم. میتوانیم کار را به دست همان فولاد مبارکه منتها با تنظیم گری دولت بسپاریم تا از همه ظرفیتهای مغفول کشور در هر نقطهای استفاده شود.
در پتروشیمی هم اشتباهات زیادی انجام دادهایم. واحدها و کارخانجات بزرگ را به قصد خام فروشی در نزدیک سواحل تاسیس کردیم و زنجیره ارزش در کشور تکمیل نشد. به جای این کار ما باید شهرکهای پتروشیمیایی مقیاس متوسط اما انبوه در کشور تاسیس میکردیم تا بتوانیم از تمامی ظرفیتها بهره ببریم. ما سالهاست اینها را در اندیشکدهها به مسئولان میگوییم. اگر به جای این واحدهای بزرگ، 50 شهرک پتروشیمیایی احداث میکردیم دیگر به این خام فروشی هم دچار نبودیم. ما باید الگوهای مردمی بومی خودمان را دنبال کنیم نه صرفا الگوهایی که برخی کشورهای خاص برای کشورهای جهان سومی چون ما تجویز کردهاند. الگوهای غلطی که تا به حال دنبال کردهایم ما را وابسته به واردات محصولات با ارزش افزوده بالا نگه داشته و باید این دور باطل را بشکنیم. در جنگ هم دیدیم این سیاستهای غلط گذشته چه قدر ما را در برابر حملات دشمن آسیبپذیر کرده بود. پس باید تحول ایجاد کنیم.
انتقاداتی از جانب شما به نوع پاسخهای نظامی ایران به تهاجمات دشمن نسبت به زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور مطرح شده بود. لطفا توضیح بیشتری بدهید. آیا پاسخهای ایران را کافی نمیدانید؟
یک نکته انتقادی دارم که در خلال جنگ تحمیلی 40 روزه هم گفته بودم. وقتی دشمن نیروگاه یا فولاد ایران را هدف قرار میدهد؛ پاسخ آن هدف قرار دادن فولاد و پتروشیمی آمریکا و متحدانش نیست. توجه کنید آمریکا کشوری صاحب فناوری است که کارخانه به دنیا صادر میکند و بازسازی صنایع چندان مشکلی برای آمریکا ایجاد نخواهد کرد. حتی اگر خسارتی که ما وارد کردهایم چندین برابر خسارت وارده بر صنایع خودمان باشد. ما باید گلوگاههای اقتصاد آمریکا را هدف بگیریم و این برای ما بازدارندگی به دنبال خواهد داشت. دشمن باید دردش بیاید و زنجیره اقتصادیاش مختل شود و نتواند به سرعت خودش را بازسازی کند. البته بستن تنگه هرمز از سوی ایران یک کاری در این قد و قوارهای بود که عرض میکنم و تمام معادلات و حساب و کتاب اقتصادی غربیها را بر هم زد. فراموش نکنیم اقتصاد آمریکا به واسطه پترودلار به تنگه هرمز وابسته است و ما میتوانیم دومینووار اقتصاد آنها را فلج کنیم. البته مسئله تنگه هرمز صرفا نظامی یا اقتصادی نیست و باید یک اتاق فرمان چندوجهی مخصوص برای آن در کشور ایجاد کنیم. اتاقی که بتواند امور تنگه را ذیل منویات رهبری در نظام حکمرانی ما تدبیر کند. البته معتقدم شروع هر کاری در زمینه تنگه هرمز باید از کانال مجلس و قانونگذاری آن باشد.
به تنگه هرمز اشاره کردید. سیاست نظام در زمینه این آبراه راهبردی در آینده چه خواهد بود؟
همانطور که ولی امر ما فرمودهاند اهرم مسدود کردن تنگه حتی بعد از جنگ هم باید برای کشور ما باقی بماند؛ یعنی ما باید مطالباتمان در این جنگ و دفاع مقدس از قبیل غرامت، لغو تحریمها و بازگشت منابع بلوکهشده را از این طریق وصول کنیم. قطعا از کانال مجلس در این زمینه قانونگذاری خواهیم کرد. برخی از دوستان از ذهنشان بیرون کنند که با این دشمن میتوان با همان زبان برجام مذاکره کرد. آن دو دو تا چهارتاهای قدیمی دیگر در دنیای امروز و با این دشمن جواب نمیدهد. خوشبختانه دشمن ما هم به قدری احمق هست که دقیقا وسط مذاکره با اقدامات مخربی که انجام میدهد دست خودش را رو کرده است. تا چه زمانی میخواهیم خودمان را در این شرایط جنگی که به ما تحمیل شده وسط کنوانسیونهای بینالمللی گیر بیندازیم. طرف به ما حمله کرده بود و عدهای از سیاسیون بحث میکردند ما بر اساس کدام قانون و کنوانسیون بینالمللی میخواهیم تنگه هرمز را مسدود کنیم. ما گاهی خیلی به دیپلماسی و حقوق بینالملل وفادار میشویم و اصلا انگار باید همه دانشگاههای این عرصه را در جهان بدهند به ما اداره کنیم.
نگاهی در میان برخی صاحبنظران وجود دارد که باید فورا پیروزیهای صحنه نبرد را به امتیازات بر روی کاغذ تبدیل و از دشمن امتیازگیری کنیم. تحلیل شما چیست؟
ترامپ انسان تاجر مسلک قماربازی است و نوع سیاست ورزی او نیز برگرفته از همین نوع شخصیت اوست؛ بنابراین ما صرفا درگیر یک نبرد نظامی نیستیم و این جنگ هم مطلقا با نگاه تاکتیکی به نتیجه نخواهد رسید. اگر هنوز هم مسئولی داریم که درک نکرده این جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی جنگ وجودی است و ما به ناچار باید تا فلج کردن دشمن به پیش برویم؛ باید به فهم این مسئول از مسائل شک کرد. نمیدانم یعنی اینقدر درک این مسئله سخت است که دشمن ما را به قصد کشت میزند و باید مقابله کنیم. وقتی رهبر و دهها مسئول ارشد ما را شهید کردند خیلی چیزها معلوم شد؛ یعنی دشمن دنبال جنگ وجودی است و با یک امتیاز و دو امتیاز قرار نیست قانع شود. چه برسد که پیروزیهای ما در صحنه نظامی را هم برایمان در معامله نقد کند. ترورهای بیسابقه، ایجاد اغتشاش خیابانی، تسلیح گروهکهای مسلح تروریست تجزیهطلب و هدف قرار دادن زیرساختهای کشور نشان میدهد نگاه دشمن به جنگ با ما یک جنگ تمامعیار وجودی است.
تا کجا باید بجنگیم؟ تصویر و افق آینده جنگ چیست؟ تا مذاکره تا توافق تا دستیابی به یک پیروزی؟ اصولا جنگ تا کجا؟!
اگر نگاه قرآنی داشته باشیم باید تا جایی بجنگیم که ریشه فتنه را بخشکانیم؛ یعنی هر جایی این وسط کار را رها کنیم دشمن خودش را قویتر میکند و باز هم به سراغ ما میآید؛ پس چارهای جز خشکاندن ریشه فتنه دشمن نداریم. اصلا در چنین جنگی خیلی دو دو تا کردن به کار نمیآید چراکه رو به روی تو یک دیوانه تمامعیار است. وقتی طرف با عرف بینالمللی به سراغ ما نیامده اصلا چرا باید ما خودمان را برای او محاسبه پذیر کنیم. پنتاگون علنا اعلام کرده بود مشکل ما با امثال حاج قاسم سلیمانی این است که اینها در دانشکدههای نظامی ما درس نخواندهاند و برای سیستم ما پیشبینی پذیر و محاسبه پذیر نیستند. ما باید تا جایی بجنگیم که دشمن خودش، داوطلبانه و بدون پیششرط بیاید شروط ایران را بپذیرد و اجرایی کند؛ یعنی دشمن خودش داوطلبانه به ما گزارش کار بدهد که فلان دارایی شما را آزاد یا تحریمهای نظام بانکی شما را لغو کردهام.
درباره جنگ ترکیبی دشمن و نقش رسانهها توضیح دهید. مردم ایران و سایر ملتها چگونه با وجود این حجم عظیم تبلیغات ضد ایرانی در صحنه دفاع از ایران هستند؟
ما هنوز درک درستی از جنگ ترکیبی نداریم. ما در رسانه خیلی ضعیفیم. چرا ما باید هنوز اخبار را از میان رسانهها و توئیتهای دشمن بشنویم. انصافا ما در جنگ رسانهای شکست خوردهایم و آنچه که دنیا را احیا کرده نه رسانههای ما بلکه فرهنگ مقاومت و ایثار و شهادت ماست. ما نه مردم خودمان را با این فضای رسانهای میتوانیم قانع کنیم و نه توان همراه ساختن مردم بیداردل جهان را داریم. اگر هم مردم بیداردل جهان با ما همراه هستند به برکت خون امثال شهدای مدرسه میناب است. انصافا ما مردم خودمان را هم نشناختهایم. رسانهها هم مردم را نمیشناسند. این مردم فرسنگها از مسئولان و رسانهها جلوتر هستند و تعجب همگان را برانگیختهاند. یک چیزی هم در گلویم گیر کرده که باید بگویم. ما هنوز مردم ایران را نشناختهایم. حتی این رسانههای حزباللهی ما هم ملت ایران را نشناختهاند. البته مقصر اصلی تکنوکراتها هستند که در این 4 دهه بعد از دفاع مقدس در هر عرصهای راه را برای حضور، بروز، نقشآفرینی، ظهور و ورود مردم مسدود کردند. حالا اما ما میبینیم مردم حضور دارند و چه قدر هم از مسئولان و رسانههای کشور جلوتر هستند. این مردم به معنای واقعی کلمه مبعوث شدهاند و مطمئن باشید فقط نه در کف خیابان بلکه در صحنه جهاد و شهادت هم پای کارند. حالا ترامپ قمارباز تهدید کند که میخواهد زیرساخت بزند؛ مردم خودشان دارند میگویند ما ترسی نداریم و تا آخر ایستادهایم. این مردم دارایی اصلی ما در این نبرد وجودی هستند.
یعنی معتقدید مردم از مباحثی چون مذاکره با دشمن حمایت نمیکنند؟
معلوم است که دیگر مذاکره برای مردم اولویت نیست. ببینید اصلا ما بپذیریم که مذاکره یک چیز خوبی است. قبول میکنیم. چشم؛ اما الآن مردم میگویند روبه روی ما، یعنی آن طرف آمریکایی یک شخصیتی و یک تفکری حضور دارد که اصلا نمیخواهد مذاکره کند. خب حالا جمهوری اسلامی ایران چگونه برود با چنین شرایطی با کسی که نمیخواهد درواقعیت مذاکره کند؛ به تفاهم برسد. باز هم میگویم که جنگ دشمن با ما نبرد وجودی است. الآن مردم دیگر کاری ندارند روحانی و قالیباف یا اصولگرا و اصلاحطلب سرکارند؛ مردم دارند میبینند که طرف مقابل اصلا دنبال مذاکره و تفاهم با ایران نیست. مردم میگویند ما تا آخر پای کار کشور ایستادهایم. اصلا به نظر من بیاییم تکلیف این بحث مذاکره را یک بار با رفراندوم روشن کنیم و مردم نظرشان را بگویند تا همه ببینند که دیگر مذاکره اولویت مردم نیست. کمی به تجربه گذشته نگاه کنید. چه قدر تاوان دادیم تا به ما ثابت شود که نباید در برابر دشمن در هر موضوعی از جمله هستهای عقبنشینی کرد. به قول رهبر شهیدمان ما دهه 90 را از دست دادیم و 10 سال کشور را پشت غنیسازی صفر درصد نگه داشتیم. در این جنگ اخیر هم ما رهبر عزیزمان را از دست دادیم که بزرگترین ضربه دشمن به ما بود. امروز هم امثال ظریف همان حرفهای ارتجاعی زمان برجام را میزنند و انتظار دارند ما با دشمن بنشینیم و 400 کیلوگرم اورانیوم غنیشده را هم بدهیم برود. الآن دشمن از ما میخواهد که محاصره دریایی بمانیم اما تنگه هرمز را باز کنیم. همه ذخایر اورانیوم غنیشده را تحویل بدهیم و حتی نه 20 سال بلکه تا ابد غنیسازی نداشته باشیم. اصلا یکی به ما بگوید آن شکلاتی که آمریکا این 20 سال در قبال این همه امتیاز که از ما گرفته به ما داده چه بوده است. ما اصلا هیچ وقت با آمریکا معامله نکردهایم. چون از معامله خبری نیست و آنها فقط امتیاز میخواهند.
عملکرد برخی همسایگان عرب ایران در منطقه از جمله امارات متحده عربی در جنگ اخیر محل بحث است. در این زمینه نگاهتان چیست؟ آیا به راستی آنگونه که بسیاری تحلیلگران غربی هم اذعان میکنند چهره منطقه غرب آسیا در حال تغییر است؟
امارات در جنگ اخیر خیلی بد بازی کرد و عملا در انتهای جنگ اخیر مستقیما علیه ما وارد عمل شد. تجار و کسانی که سالهاست در امارات زندگی میکنند خودشان میگویند امارات دیگر تمام است و بعید است دیگر سرمایه چندانی در آینده جذب این کشور حاشیه خلیج فارس شود. یکی از خوبیهای جنگ اخیر این بود که سیاست غلط ارزی ایران که داوطلبانه دستمان را زیر ساطور امارات گذاشته بودیم اصلاح شد. از قبل از جنگ بارها درباره سیاستهای خصمانه امارات هشدار داده بودیم اما اصراری وجود داشت که شبکه تراستی ایران در امارات فعالیت داشته باشد. باید سیاست ارزی و تجارت بینالمللی ما هم مقاومتی شود. مقاومت که فقط در بعد نظامی نیست. یکی دیگر از آثار مهم این جنگ نیز این بود که آن آرامش کاذبی که ذیل نظم آمریکایی در اقتصاد جهانی شکل گرفته بود از بین رفت. هم در خاورمیانه، هم در آمریکای لاتین، هم در اروپا و هم در سراسر جهان این فروپاشی نظم آمریکایی را دیدیدم. امروز کار به جایی رسیده که اصلا ما نیازی به صادرات فرهنگ مقاومت نداریم و دنیا خودش دارد به سراغ ما میآید. صحنه تغییر کرده است. دنیا دارد میبیند ما کشوری هستیم که سلاحمان را خودمان میسازیم؛ با اتکا به خودمان مقاومت میکنیم و اقتصادمان را هم خودمان اداره میکنیم. آن فضایی که دشمن سعی میکرد القا کند که دو ماه پیش در کف خیابانها براندازی در جریان بود دیگر از بین رفته است. معاون وزیر خارجه آلمان به وزیر خارجه ما در وسط جنگ 12 روزه گفت اگر فراخوان حمله زمینی به اسرائیل بزنید من قول میدهم یک میلیون نفر فقط از آلمان به کمک شما خواهد آمد. این دقیقا تغییر چهره منطقه و جهان است.