۲۱:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۷

برای بررسی دقیق‌تر چرایی موج گرانی‌های اخیر، احتمال وقوع قحطی و شرایط کشور در دوران تحمیل جنگ و محاصره از سوی آمریکا به گفت‌وگو با «حجت‌الله عبدالملکی»، وزیر کار دولت شهید رئیسی پرداخته‌ایم: آیا آنگونه که مسئولان دولت چهاردهم به‌خصوص شخص ...

«حجت‌الله عبدالملکی»، وزیر کار دولت شهید رئیسی در گفت‌وگو با چارسوق:

عامل اصلی گرانی‌ها رها کردن بازار ارز است

عامل اصلی گرانی‌ها رها کردن بازار ارز است

برای بررسی دقیق‌تر چرایی موج گرانی‌های اخیر، احتمال وقوع قحطی و شرایط کشور در دوران تحمیل جنگ و محاصره از سوی آمریکا به گفت‌وگو با «حجت‌الله عبدالملکی»، وزیر کار دولت شهید رئیسی پرداخته‌ایم:

آیا آنگونه که مسئولان دولت چهاردهم به‌خصوص شخص رئیس‌جمهور ادعا می‌کنند؛ موج گرانی ماه‌های اخیر به دلیل شرایط جنگی تحمیل شده به کشورمان است؟
صریح بگویم که دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه هیچ تاثیری حتی در حد یک درصد هم بر افزایش تورم نداشته‌اند. ما در ایران ۸۰ سال است که درگیر تورم هستیم و این تورم دو عامل عمده دارد. عامل اصلی و ابتدایی ایجاد تورم در ایران، ارزش پول ملی یا همان نرخ ارز است. ما به عیان شاهد بودیم که در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نرخ ارز نه تنها گران نشد بلکه ارزان‌تر هم شد و درنتیجه مهم‌ترین عامل ایجاد تورم را در زمان دو جنگ مذکور نداشتیم. درنتیجه گرانی‌های اخیر اصلاً ربطی به دو جنگ آمریکا علیه ایران ندارد. عامل دوم تولید تورم در ایران، قیمت حامل‌های انرژی مانند بنزین و گازوئیل است که هر نوع افزایش قیمت در آن‌ها بلافاصله ایجاد تورم و گرانی خواهد کرد. در دوران جنگ ما این موتور تولید تورم را نیز خاموش کرده بودیم. چراکه دولت پزشکیان به دلیل شرایط جنگی، تمامی برنامه‌های افزایش قیمت بنزین و گازوئیل را موقتاً به تأخیر انداخت. بنابراین به مسئولان دولتی توصیه می‌کنم که این‌قدر تقصیر موج گرانی ماه‌های اخیر را بر گردن شرایط جنگی نیندازند. به بیان دیگر، بهتر است دلیل گرانی‌ها را در تصمیمات و اقدامات دولت جستجو کنند.

آیا قبول دارید که وقوع جنگ آمریکا و ایران و به دنبال آن انسداد تنگه هرمز هزینه‌های کشتیرانی را برای همه کشورها از جمله ایران افزایش داده است؟ آیا نباید ریشه تورم را در همین مسئله و تأثیر آن بر قیمت تمام‌شده کالاها جستجو کرد؟
چندان با شما موافق نیستم. اولاً توجه کنید که هزینه حمل‌ونقل دریایی در تورم کلی ایران ناچیز است. ثانیاً اکثر کالاهای ایرانی با کشتی‌های ایرانی جابه‌جا شده‌اند که قاعدتاً افزایش هزینه سوخت نداشته‌اند. ثالثاً عمده ذخایر کالایی کشور در دوران پیش از جنگ و به دلیل پیش‌بینی‌هایی که شده بود تهیه و ذخیره‌سازی شده و لذا ما در زمان جنگ اصلاً تردد چندانی در دریا نداشته‌ایم که هزینه این تردد بخواهد افزایش یافته و بر تورم کالاها تأثیر بگذارد. درنتیجه قاطعانه می‌گویم که دریانوردی هیچ هزینه اضافه‌ای بر اقتصاد ایران طی ۶ ماه اخیر تحمیل نکرده است. بنابراین دولت چهاردهم باید به دنبال بهانه‌تراشی‌های دیگری برای توجیه گرانی‌ها باشد.

آیا جنگ باعث کاهش درآمدهای ارزی و درنتیجه شوک به اقتصاد ایران نشده است؟ آیا شوک مذکور در قالب موج گرانی‌ها خودنمایی نمی‌کند؟
این یک دروغ آشکار است. چراکه درآمدهای ارزی کشور در جنگ رمضان نه تنها کاهشی نیافته بلکه افزایش هم داشته است. در روزهایی از جنگ که ما همچنان امکان صادرات نفت داشتیم قیمت نفت ایران ۸۵ درصد افزایش و حجم نفت صادراتی نیز ۵۰ درصد بالا رفته است. درنتیجه حتی اگر روزهای محاصره دریایی را هم عاری از صادرات نفت در نظر بگیریم باز هم درآمد ارزی جمهوری اسلامی ایران در ایام جنگ رمضان بالا رفته و دولت چهاردهم و شخص آقای پزشکیان نمی‌توانند ادعا کنند که موج گرانی‌های اخیر به دلیل کاهش درآمدهای ارزی ناشی از جنگ رمضان است. چراکه آمارها بیان می‌دارد که درآمد نفتی ایران به تنهایی ۲.۷ برابر شده است. بنابراین فرض شما از اساس غلط است و ما اصلاً شوک ارزی ناشی از کاهش درآمدهای ارزی نداشته و نداریم. همچنین شخصاً از داخل بانک مرکزی خبر دارم که وضعیت منابع ارزی کشور بسیار مطلوب است. درنتیجه این بهانه نیز نمی‌تواند از سوی دولت چهاردهم برای توجیه موج گرانی‌ها به کار گرفته شود.

آیا نمی‌توان اینگونه فرض کرد که موج گرانی‌های اخیر به دلیل شوک ناشی از جنگ در بخش عرضه کشور است؟
این فرض شما نیز نادرست است. ببینید ما از بعد از جنگ ۱۲ روزه انتظار جنگ فراگیر دیگری داشتیم و درنتیجه حجم بسیار زیادی کالا به سرعت تهیه و در کشور ذخیره‌سازی شد. درنتیجه ما در تمام ایام جنگ رمضان وفور کالا و عرضه گسترده داشته‌ایم و هنوز هم داریم. حتی کسانی که مدعی تأثیر جنگ بر گرانی کالاها هستند هم هیچ کدام مدعی کمبود کالا در کشور نبوده و نیستند. مجموعه‌های فولاد و پتروشیمی هم که از جنگ آسیب دیدند همگی انبارهای پر از کالا به اندازه نیاز ۵ تا ۶ ماه صنعت کشور داشته‌اند. همچنین اکثر این واحدها نیز تاکنون به عرصه تولید بازگشته و اجازه نداده‌اند ذره‌ای کمبود در کشور و صنعت احساس شود. بنابراین هیچ کمبودی در زمینه کالا وجود نداشته که بخواهد شوک عرضه و موج گرانی ایجاد کند. درنتیجه این بهانه نیز نمی‌تواند مبنای آقای پزشکیان و دولت ایشان برای توجیه موج گرانی‌ها باشد.

بگذارید صریح بپرسم. پس شما دلیل موج گرانی افسارگسیخته اخیر را چه چیزی می‌دانید؟
دلیل گرانی‌های اخیر قطعاً سیاست‌های غلط اقتصادی دولت چهاردهم در ۲ سال اخیر به‌خصوص ایام منتهی به جنگ است. ما می‌بینیم که در ۲ سالی که از عمر دولت چهاردهم می‌گذرد نرخ ارز دائماً رو به افزایش بوده و هیچ توجهی به حفظ ارزش پول ملی نشده و نمی‌شود. بنابراین افزایش تورم در این ۲ سال امری اجتناب‌ناپذیر بوده است. تازه همان طور که گفتم نرخ ارز در ایام دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه برخلاف سیاست دولت کاهش هم یافت. بنابراین دولت چهاردهم از بهانه افزایش نرخ ارز و تورم به بهانه جنگ هم نمی‌تواند در جهت توجیه فشار گرانی‌هایی که به مردم وارد کرده استفاده کند. از سوی دیگر دولت پزشکیان اعتقاد راسخی دارد که بازار را باید به حال خودش رها کند و هیچ نظارت و دخالتی در آن نداشته باشد. در حالی که عدم دخالت دولت در بازار در شرایطی که تعداد عرضه‌کنندگان محدود است درنهایت باعث افزایش قیمت‌ها خواهد شد. به عنوان مثال، واردکننده برنج پاکستانی که هر کیلو برنج وارداتی برای او ۴۵ هزار تومان آب خورده؛ همین برنج را کیلویی ۲۶۰ هزار تومان به مغازه‌دار فروخته است. واقعاً حیرت‌آور است که بازار در این دولت به این شکل به حال خودش رها شده است. در حالی که در دولت شهید رئیسی نظارت‌های سفت و سختی بر بازار اعمال می‌شد و واردکننده برنجی که هر کیلو برای او ۲۸ هزار تومان آب خورده بود اجازه نداشت آن را بیش از ۳۰ تا ۳۲ هزار تومان در بازار توزیع کند. درنهایت معتقدم که جنگ در افزایش قیمت‌ها هیچ اثری نداشته و موج گرانی‌هایی که مردم را آزرده زاییده تفکرات و اقدامات دولت پزشکیان است.

یعنی شما معتقدید حتی جنگ اثر روانی بر گرانی‌ها نیز نداشته است؟
من از شما می‌پرسم که اثر روانی دقیقاً چیست. آیا جز این است که دولت با اتخاذ سیاست‌هایی که باعث نااطمینانی از آینده می‌شود روح و روان مردم را تحت فشار گذاشته و اقتصاد را در شرایط التهاب نگه داشته است. همان طور که گفتم دولت پزشکیان بازار را رها کرده است. اثر روانی هم دقیقاً در همین راستاست که در ۲ سال اخیر، مردم فارغ از جنگ و صلح به دلیل بی‌خیالی دولت چهاردهم در قبال کنترل بازار دائماً انتظار گرانی دارند. درنتیجه اگر اثر روانی هم باعث گرانی‌ها شده باشد باز این اثر روانی نه زاییده جنگ که به دلیل عملکرد دولت چهاردهم است.

ریاست محترم جمهوری مطرح کرده بودند که اگر حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی انجام نمی‌شد در کشور قحطی رخ می‌داد. همچنین مقامات آمریکایی دائماً تبلیغ و جنگ رسانه‌ای انجام می‌دهند که نتیجه محاصره دریایی ایران درنهایت وقوع قحطی در کشورمان است. آیا اصولاً ایران کشوری است که امکان وقوع قحطی در آن وجود داشته باشد؟
بستگی دارد ما درباره چه زمانی صحبت می‌کنیم. اگر درباره دوران جنگ‌های جهانی اول و دوم صحبت می‌کنیم پاسخ مثبت است و ما وقتی تاریخ را می‌خوانیم می‌بینیم که متاسفانه به دلیل توطئه استعمارگران، ضعف بنیه تولید در ایران و عملکرد ضعیف مقامات کشور، در دوران دو جنگ جهانی در ایران قحطی شد و میلیون‌ها نفر جانشان را از دست دادند. همچنین در دهه شصت و دوران دفاع مقدس ما هنوز میراثدار کاستی‌های دوران پهلوی بودیم. یعنی بنیه تولید در ایران به دلیل اینکه در زمان پهلوی تولید در اولویت سیاستگذاری‌ها قرار نداشت ضعیف بود. اما من به طور قاطع می‌گویم که اصلاً و ابداً امکان وقوع قحطی در ایران امروز چه به دلیل مسائل ارزی که آقای پزشکیان مدعی شده و چه به دلیل محاصره دریایی دشمن آمریکایی وجود نداشته و ندارد. چراکه بنیه تولیدی کشور ما به برکت ۴ دهه تلاش‌های داخلی بسیار قوی است. امروزه ما فقط ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی‌مان را واردات انجام می‌دهیم. همچنین فقط ۱۵ درصد از غذای مورد نیاز مردم و دام وارد می‌شود و در تولید ۸۵ درصد غذای کشور خودکفا هستیم. همچنین خوشبختانه این موهبت را داریم که عمده زنجیره تولید را در کشورمان ایجاد کرده‌ایم. بنابراین دلیلی نمی‌بینم که عده‌ای مردم را از وقوع قحطی بترسانند. چراکه امکان وقوع قحطی در ایران وجود ندارد. جالب است که مردم عزیز ما بدانند که محاصره دریایی یک دیوار فولادی آنگونه که آمریکایی‌ها سعی در القای آن دارند نیست و بسیاری از کالاها با شرایطی از این محاصره به راحتی عبور می‌کنند. به عنوان مثال شاید گفتن این نکته خیلی عجیب باشد اما افرادی در سنتکام هستند که با دریافت رشوه کشتی‌ها را از محاصره عبور می‌دهند. از سوی دیگر ما مناطق آزاد و مبادی ورودی فراوانی در مرزهای کشور داریم که همین الآن با کمک همسایگانمان در حال تأمین نیازهای ایران هستند. ناوگان کشتیرانی چین هم در حال مراوده با ایران است و این ناوگان معاف از هر نوع محاصره دریایی به راحتی به هر نقطه‌ای حرکت می‌کند. بنابراین احتمال وقوع قحطی در ایران صفر است.

برخی کارشناسان معتقدند اگر دولت پزشکیان در اجرای حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی به مانند روش دولت شهید رئیسی در حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی عمل می‌کرد؛ مردم آسیب کمتری متحمل می‌شدند. نظر شما به عنوان عضو کابینه شهید رئیسی چیست؟
به طور کلی معتقدم هر نوع افزایش قیمت ارز اقدامی نامطلوب و اشتباه است. حال چه در قالب حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی و یا در قالب حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی این اتفاق رقم خورده باشد. اما دولت شهید رئیسی در ماجرای حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی خیلی تلاش کرد که تاثیرات تورمی آن بر بازار و مردم به حداقل ممکن برسد. درنتیجه اثر تورمی حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی در دولت قبل خیلی کمتر از اثر تورمی تصمیم دی‌ماه ۱۴۰۴ دولت پزشکیان بود. چراکه دولت پزشکیان اصلاً سیاستی برای مدیریت بازار کالاهای مختلف ندارد. یعنی دولت چهاردهم هم خیلی راحت قیمت ارز را بالا برد و هم خیلی راحت بازار را به حال خودش رها کرد تا قیمت‌ها به صورت دیوانه‌وار جهش کنند. درنتیجه مردم از تصمیم دولت وفاق ضربه بسیار شدیدی خورده‌اند.

کارشناسان معتقدند اگر دولت پزشکیان میزان مشخصی از مواد غذایی و کالاهای اساسی سفره مردم را به مانند آنچه در دوران دفاع مقدس ۸ ساله در قالب کوپن رخ داد در اختیار مردم می‌گذاشت؛ به نتیجه بسیار بهتری از کالابرگ یک میلیون تومانی که ارزش آن درنتیجه تلاطمات ارزی بسیار کاهش یافته دست می‌یافت. نظر شما چیست؟
مردم عزیز ما در جریان باشند که نظر مجلس با نظر دولت در ماجرای کالابرگ کاملاً متفاوت بود. مجلسی‌ها می‌خواستند دولت مقدار مشخصی از سبد غذایی را در قالب کالابرگ با قیمت ثابت مثلاً برای مدت‌زمان یک سال در اختیار مردم قرار دهد تا امنیت غذایی و روانی جامعه تأمین شود. اما متاسفانه دولت چهاردهم زیر بار نرفت. ظاهراً برای دولت چهاردهم هیچ اهمیتی ندارد که این یک میلیون تومان کالابرگ که ارزش آن شدیداً هم کاهش یافته چه مقدار قدرت خرید به هر شخص یا خانواده می‌دهد. به هر حال دولت چهاردهم اشتباه محاسباتی بسیار بدی کرد و اگر به نظر مجلس فعلی یا روش دولت زمان دفاع مقدس عمل می‌کرد قطعاً رضایت مردم بیشتر بود. چراکه کارآمدی روش فعلی دولتی‌ها در بحث کالابرگ زیر سؤال جدی رفته است.

آیا فکر می‌کنید درباره اهمیت تنگه هرمز مبالغه می‌شود یا به راستی اعمال قدرت جمهوری اسلامی ایران بر این تنگه توانسته اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؟
اهمیت تنگه هرمز از ابتدا بر همه از جمله ما مشخص بود اما در ۶ ماه اخیر این اهمیت بیش از پیش بر همه ما آشکار شده است. به عنوان مدرس اقتصاد بین‌الملل معتقدم باید زیرشاخه‌ای با عنوان اقتصاد تنگه هرمز به رشته اقتصاد بین‌الملل اضافه شود. تنگه هرمز فقط گذرگاه ۲۰ درصد نفت و ۳۰ درصد گاز دنیا نیست. بلکه گذرگاه ۳۰ تا ۴۰ درصد کود شیمیایی دنیاست. در صورت عدم تأمین این حجم از کود شیمیایی، جهان دچار بحران غذایی شده و قیمت مواد غذایی تا ۲ برابر بالاتر خواهد رفت. از سوی دیگر، وقتی دریانوردی در تنگه هرمز دچار مشکل شود در تمام دریاها و اقیانوس‌های دنیا مختل خواهد شد. یعنی حمل‌ونقل بین‌المللی فلج می‌شود. در همین مدت انسداد تنگه، نه تنها سوخت جت ۲ برابر افزایش قیمت پیدا کرده بلکه تقاضا برای هواپیماهای جدید از دو شرکت سازنده بوئینگ و ایرباس نیز کاهش یافته است. یعنی صنعت هوانوردی در صورت بسته ماندن تنگه هرمز دیگر آن سودآوری گذشته را نخواهد داشت. در زمینه هوش مصنوعی نیز شرکت‌های بزرگ جهانی که عمدتاً آمریکایی هستند ۱.۵ تریلیون دلار بر روی هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کرده‌اند که انسداد تنگه هرمز زنجیره تأمین آن‌ها را با اختلال جدی مواجه کرده است. کابل‌های اطلاعات و اینترنت جهانی هم از زیر تنگه هرمز عبور می‌کند. صنعت خودروسازی جهان هم از بسته بودن تنگه هرمز آسیب جدی دیده است. درنتیجه باید گفت اقتصاد تنگه هرمز بسیار مهم است و تسلط ایران بر این تنگه بسیار برای اقتصاد جهانی مهم است. بنابراین ایران باید تسلط خود بر تنگه را همچنان حفظ کند. ما معتقدیم هر آنچه خسارت که دشمنان ما پس از انقلاب اسلامی در قالب جنگ و تحریم به ما وارد کرده‌اند با حفظ کنترل ایران بر تنگه هرمز قابل جبران است.

این بحث که اگر رابطه ما با آمریکا بهبود پیدا کند این کشور ۳ تریلیون دلار در اقتصاد ایران سرمایه‌گذاری خواهد کرد را چه قدر منطبق بر واقعیت می‌دانید؟
بعد از جنگ جهانی دوم اقتصاد آمریکا به بزرگترین زالوی اقتصاد جهانی تبدیل شده است. از ۱۹۷۱ تا به حال دائماً تراز تجاری آمریکا منفی بوده است. یعنی به میزان ۲۰ تریلیون دلار در این ۵۵ سال از سوی آمریکا از باقی کشورها گرفته شده اما چیزی به کشورها داده نشده است. این بزرگترین دزدی اقتصادی تاریخ است. واقعاً لقب زالوی اقتصاد جهانی برازنده آمریکاست. بنابراین ما از چنین آمریکایی نمی‌توانیم انتظار سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران را داشته باشیم. نمونه ونزوئلا را ببینید که چگونه ثروت این کشور به دست آمریکا غارت می‌شود. سفر ترامپ به کشورهای حاشیه خلیج فارس را به یاد بیاورید که ترامپ اعلام کرد از کشور کوچک امارات قول سرمایه‌گذاری ۴ تریلیون دلاری در آمریکا را گرفته است. بنابراین آمریکایی که خودش لنگ غارت دیگران است نمی‌تواند و نمی‌خواهد که در ایران ۳ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری کند و چنین ادعاهایی شبیه رویاست.

مطالب مرتبط

پربیننده ترین اخبار