هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج فارس با نماد «فارس» که تا مدتها رتبه نخست ارزش بازار (مارکتکپ) را در اختیار داشت، این روزها با ارزش بازار (مارکتکپ) 1032 همتی فاصله قابلتوجهی با صدرنشین ارزش بازار یعنی صنایع ملی، مس ایران با نماد «فملی» دارد، به طوریکه مارکت کپ «فملی» حالا به 2149 همت یا بیش از 2 برابر «فارس» رسیده است. نماد «فارس» که در روز 26 خرداد 1405 بازگشایی شد، از تاریخ مذکور تاکنون افتی نزدیک به 10% ثبت کرده و عملا برخلاف بسیاری از نمادهای بورسی حرکت کرده است.
وضعیت این هلدینگ بسیار ویژه است. فعالیت پتروشیمیهای مبین و فجر که از ستونهای اصلی تامین انرژی و خوراک واحدهای فعال در عسلویه و از سرمایهگذاریهای اصلی «فارس» هستند، پس از حمله دشمن آمریکایی صهیونی، متوقف شده است.
«فارس» مالک 65.4% از سهام پتروشیمی نوری است که از 15 فروردینماه متوقف شده بود! دلیل این اتفاق، عدم دریافت خوراک و سرویسهای جانبی از دو زیرمجموعه فارس یعنی شرکت مبین و فجر انرژی است.
نوری از 24 خردادماه با 70% ظرفیت تولید را آغاز کرده و در گزارش عملکردی در بهار 1405، افت 18% رقم درآمدها، رشد تقریبا 100% هزینههای اداری تشکیلاتی و رشد 29% سود خالص را مخابره کرده است. تجهیزات «پتروشیمی نوری» در جنگ آسیب ندیده اما تناژ تولید واقعی شرکت در بهار 1405 نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش 88 درصدی داشته است. فارس تقریبا با داشتن 51% از سهام پتروشیمی تندگویان (با نماد شگویا)، عملا سهامدار عمده آن محسوب میشود. این شرکت زیرمجموعه نیز در سایه جنگ و توقف اجباری عملیات از 15 فروردین، عملکرد ضعیفی در بهار داشته و افت 98% سود عملیاتی و 92% سود خالص را گزارش کرده است. شایان ذکر است که داراییها و تجهیزات «شگویا» در این حملات آسیبی ندیده است.
در پتروشیمی پارس 50.6 درصد از سهام شرکت در اختیار «فارس» بوده و فعالیتهای تولیدی این شرکت نیز از فروردین 1405 در سایه تهدیدات حمله به زیرساختها متوقف شده بود و بر همین اساس در گزارش فصل بهار افت 70% درآمد عملیاتی را گزارش کرده است.
اهمیت این تحولات برای هلدینگ خلیج فارس در این است که این شرکت صرفاً یک شرکت تولیدی نیست؛ بلکه یک هلدینگ سرمایهگذاری است که بخش قابلتوجهی از ارزش اقتصادی و جریان نقدی آن به عملکرد شرکتهای زیرمجموعه وابسته است.
توقف تولید در برخی شرکتها و کاهش سودآوری برخی دیگر میتواند در دورههای آتی بر سود نقدی دریافتی هلدینگ خلیج فارس اثر منفی بگذارد. البته شدت این اثر به مدت زمان بازگشت تولید، سرعت ترمیم زنجیره تأمین و وضعیت سودآوری شرکتهای زیرمجموعه بستگی دارد.
بنابراین، عملکرد آینده «فارس» بیش از هر چیز به سه متغیر وابسته خواهد بود: سرعت بازگشت مجتمعهای زیرمجموعه به ظرفیت تولید، توان آنها برای بازسازی سودآوری و میزان جریان نقدیای که درنهایت به شرکت مادر منتقل میکنند.
درحال حاضر که زمزمههای تغییر تیم مدیریتی «فارس» شنیده میشود، مهم است که یک هلدینگ با چه وضعیتی، واگذار میشود. در چنین شرایطی که جنگ بر مهمترین جریان نقدی «فارس» اثر به شدت منفی گذاشته، یکی از مهمترین چالشهای مدیریت جدید، نقدینگی خواهد بود.