اختلال بزرگ بانکی کشور در جنگ اخیر موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت، اما با وجود شرایط جنگی کشور خواستیم تا در زمان آرامتری به این موضوع بپردازیم. حال که امروز از بحران اولیه جنگ خارج شدهایم، زمان مناسبی برای طرح برخی نگرانیها و سوالات است. اگر امروز پرسیده شود که مدیریت بانک مرکزی، نحوه اطلاعرسانی و مسئولیتپذیری نهادهای حاکمیتی در مواجهه با اختلالات گسترده شبکه بانکی در جنگ اخیر چگونه بود، پاسخ کلمه “افتضاح” خواهد بود.
درست در روزهایی که دشمن در اسفندماه سال گذشته، علاوه بر بمباران شهرها، حملات سایبری هدفمندی را علیه زیرساختهای مالی کشور آغاز کرد، ما شاهد یک اتفاق ناخوشایند زنجیرهای در خدماترسانی بانکها بودیم. حملاتی که ابتدا از بانکهای بزرگ دولتی شروع شد و در موج دوم حمله به بانکهای دیگر رسید، سپس کل شبکه پرداخت کشور را اذیت کرد تا مردم برای مراودات مالی به زحمت بیفتند. امروز که از غبار این حوادث فاصله گرفتهایم، جا دارد تا نهاد مسئولی به برخی پرسشها و نگرانیها پاسخ دهد.
نخست آنکه، در حالی که طبق قانون و اساسنامه، بانک مرکزی مسئول مستقیم پایداری سیستم پرداخت کشور و تعیین استانداردهای تابآوری در بانکهاست، چرا در روزهای بحران، شاهد غیبت این نهاد بودیم؟ چرا بانک مرکزی به جای ایفای نقش “مدیر بحران” و ارائه دستورالعملهای واحد برای بازیابی خدمات، سیاست سکوت را در پیش گرفت؟ این سکوت و ضعف شدید در شفافسازی، نه تنها بر سردرگمی مردم افزود، بلکه باعث لطمه سنگین بر اعتماد عمومی نسبت به کارکرد نظام بانکی و شبکه پرداخت شد تا جایی که بخشی از مردم به سمت استفاده دوباره از اسکناس و تلاش برای ذخیرهگیری پول فیزیکی رفتند.
دوم آنکه، جایگاه شرکت ملی انفورماتیک به عنوان بازوی فناورانه و “مغز متفکر” بانک مرکزی در این میان کجا بود؟ وقتی زیرساختهای مشترکی چون شتاب و ساتنا دچار اختلال شدند، یعنی ضربه به هسته مرکزی پرداخت کشور وارد شده است. آیا این شرکت حاکمیتی، با متمرکز کردن بیش از حد زیرساختها، عملا یک نقطه شکست واحد ایجاد نکرده است که باعث شد تا با یک ضربه، کل سیستم فلج شود؟ همچنین، باید پرسید آیا پنهان شدن شرکت ملی انفورماتیک به عنوان راهبر اصلی نظام پرداخت در پشت شرکت خدمات انفورماتیک به عنوان مجری، فرار از پاسخگویی نبود؟
سوم آنکه، آیا تقلیل مسئولیت اطلاعرسانی به مدیر روابط عمومی یک شرکت خدماتی یا دبیر شورای هماهنگی بانکهای دولتی، درواقع تلاشی برای سلب مسئولیت از سوی بانک مرکزی نبود؟ در میانه یک جنگ اقتصادی و سایبری، مردم نیاز دارند پاسخ را از سیاستگذار اصلی یعنی بانک مرکزی بشنوند، نه از مجریان.
با عبور از بحران اولیه، نگرانیهای جدی پدیدار میشود. حال که کشور در یک جنگ اقتصادی تمامعیار قرار دارد، اگر دوباره حملاتی از این دست به زیرساختهای پرداخت کشور و بانکها رخ دهد، آیا تدبیری برای جلوگیری از وقوع آن اندیشیده شده است؟ آیا وابستگیهای پنهان به سختافزارها و نرمافزارهای کربنکینگ خارجی، بر افزایش ریسک حملات دوباره به زیرساختهای فناوری بانکی نمیافزاید؟
امروز سوال این است که در این مدت، بخش انفورماتیک بانک مرکزی دقیقاً چه کرده است؟ توقع نداریم که به شفافیت بگوید چه کرده است، همین که اعلام کند چنین حوادثی دیگر تکرار نخواهد شد، برای مردم کافی است. اگر فردا دوباره سیستمهای بانکی در اثر حملات سایبری قطع شوند، چه کسی مسئول و پاسخگو است؟ آیا شرکت ملی انفورماتیک به عنوان “راهبر” و بانک مرکزی به عنوان “ناظر و سیاستگذار اصلی”، پاسخی برای عدم تکرار این تراژدی دارند یا باز هم شاهد بازی “پنهان شدن در سایه” خواهیم بود؟
بزودی و در روزهای آینده در این زمینه بیشتر خواهیم نوشت.