در حالیکه دولتهای غربی با حمایت از جنگ علیه ایران تصور میکردند هزینه این ماجراجویی را میتوانند به منطقه تحمیل کنند، اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، بازار انرژی جهان را با یکی از بزرگترین شوکهای عرضه نفت روبهرو کرده و هزینه آن را به پمپبنزینها، کارخانهها، کامیونها و سفره خانوارهای اروپایی رسانده است. اکنون افزایش هزینه سوخت در کنار بحران معیشت، نارضایتیهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی، دولتهای اروپایی را با چالشی تازه مواجه کرده است؛ چالشی که ابعاد آن در اعتراضات خیابانی فرانسه و ایتالیا و اختلافات سران اتحادیه اروپا بر سر راه مهار قیمت انرژی آشکار شده است.
گازوئیل؛ نقطهضعف اقتصاد اروپا
آمار پایگاه بینالمللی GlobalPetrolPrices از تغییر قیمت سوخت پس از آغاز جنگ، تصویر روشنی از فشار واردشده بر مصرفکنندگان اروپایی ارائه میدهد. بر اساس این دادهها، در مقایسه با ۲۳ فوریه ۲۰۲۶، یعنی آخرین مقطع پیش از جنگ، قیمت بنزین و گازوئیل در بسیاری از کشورهای اروپایی افزایش چشمگیری داشته است.
در فرانسه، قیمت بنزین حدود ۲۹ درصد و گازوئیل حدود ۴۱ درصد افزایش یافته است. در ایتالیا نیز بنزین حدود ۲۱ درصد و گازوئیل بیش از ۳۰ درصد گرانتر شده است. در بلژیک افزایش قیمت بنزین به بیش از ۳۱ درصد و گازوئیل به حدود ۴۵ درصد رسیده است. در بلغارستان نیز بنزین حدود ۳۷ درصد و گازوئیل بیش از ۵۲ درصد افزایش قیمت داشته است.
این ارقام فقط تغییر برچسب قیمت در جایگاههای سوخت نیست؛ گازوئیل سوخت اصلی بخش بزرگی از ناوگان حملونقل جادهای اروپا، کامیونهای باری و ماشینآلات کشاورزی است. هنگامی که گازوئیل دهها درصد گران میشود، هزینه جابهجایی کالا، توزیع مواد غذایی، عملیات کشاورزی و تأمین مواد اولیه کارخانهها نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، شوک سوخت میتواند بهتدریج به موج تازهای از گرانی کالاها تبدیل شود.
البته درصدهای یادشده، تغییر قیمت پس از آغاز جنگ علیه ایران را نشان میدهند و نباید همه این افزایش را بدون بررسی عوامل دیگری مانند مالیات، سیاستهای داخلی و هزینه پالایش، صرفاً به یک عامل نسبت داد. بااینحال، گزارشهای اقتصادی درباره بحران تنگه هرمز، نقش اختلال عرضه انرژی را در این فشار تأیید میکنند.
وقتی اعتراض کامیونداران به خیابان میرسد
در ایتالیا، افزایش هزینه سوخت به یکی از محورهای اعتراض رانندگان کامیون تبدیل شده است. اعتراضات مرتبط با هزینههای زندگی و اختلال در فعالیتهای اقتصادی، فضای سیاسی این کشور را نیز تحت فشار قرار داده است. در فرانسه نیز اعتراضات گسترده اخیر، علاوه بر مطالبات مربوط به آموزش، دستمزد و خدمات عمومی، با نارضایتی از هزینههای زندگی و قیمت سوخت همراه بوده است.
البته بحران مسکن در اسپانیا و پرتغال، نارضایتی از خدمات عمومی در فرانسه و اعتراض به فساد در آلبانی، ریشهها و مطالبات جداگانهای دارند. اما شوک انرژی، بهویژه در کشورهایی که پیشتر نیز با مشکلات معیشتی و کسری بودجه روبهرو بودند، بر شدت فشار اقتصادی افزوده است.
گزارش رویترز در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ نیز از تشدید ناآرامیها و بیثباتی بازارهای مالی فرانسه خبر داد. افزایش نگرانی سرمایهگذاران درباره وضعیت مالی دولت و رشد بازده اوراق قرضه، نشان میدهد بحران اجتماعی و اقتصادی میتواند همزمان هزینه تأمین مالی دولت را نیز بالا ببرد.
اعتراف تلخ اروپا: انرژی گران، اقتصاد ضعیف
بحران انرژی به سطح مذاکرات عالی اتحادیه اروپا نیز رسیده است. اورسولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، اعلام کرده است که از زمان آغاز جنگ و اختلال در تنگه هرمز، هزینه واردات سوختهای فسیلی اروپا حدود ۱۰۰ میلیارد یورو افزایش یافته، بیآنکه انرژی بیشتری وارد این قاره شده باشد.
این رقم بهخوبی نشان میدهد که بحران انرژی چگونه میتواند بدون ایجاد ظرفیت تولیدی تازه، منابع مالی عظیمی را از اقتصاد اروپا خارج کند. پولی که میتوانست صرف سرمایهگذاری، توسعه صنعتی، زیرساختها و خدمات عمومی شود، اکنون باید برای خرید همان حجم انرژی یا تأمین هزینههای ناشی از افزایش قیمت آن پرداخت شود.
اختلاف دولتهای اروپایی بر سر راهکارهای مقابله با این بحران نیز قابلتوجه است. برخی کشورها خواهان انعطاف بیشتر در مقررات انرژی و قیمتگذاری کربن هستند؛ برخی دیگر نگران تضعیف سیاستهای زیستمحیطیاند. درحالیکه خانوارها و بنگاهها با افزایش هزینهها مواجهاند، دولتها هنوز بر سر مجموعهای از اقدامات مشترک و مؤثر به توافق نرسیدهاند.
تنگه هرمز؛ گلوگاه راهبردی بازار جهانی انرژی
اهمیت تنگه هرمز فقط به نفتی که مستقیماً به اروپا میرسد محدود نیست. این گذرگاه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان است و هرگونه اختلال در آن، عرضه جهانی را محدود کرده و خریداران را برای دستیابی به محمولههای جایگزین به رقابت وامیدارد. در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که بخش عمده نفت مورد نیاز خود را از مسیرهای دیگری تأمین میکنند، از افزایش قیمت جهانی مصون نمیمانند.
گزارش اکتبر بانک مرکزی ایتالیا درباره شوک انرژی تنگه هرمز نیز اختلال ایجادشده را یکی از بزرگترین شوکهای عرضه در بازار نفت توصیف میکند. بر اساس این بررسی، اثر مستقیم اختلال بر آسیا بیشتر بوده، اما اروپا نیز عمدتاً از مسیر افزایش قیمتها و رقابت شدیدتر برای تأمین منابع جایگزین آسیب دیده است.
این نکته، سازوکار اصلی اثرگذاری بحران را روشن میکند: برای افزایش هزینه انرژی در اروپا، لازم نیست تمام نفت مصرفی این قاره از تنگه هرمز عبور کند؛ کافی است عرضه جهانی کاهش یابد و قیمت محمولههای جایگزین بالا برود.
هزینهای که از بازار انرژی به سیاست منتقل میشود
افزایش قیمت سوخت برای دولتهای اروپایی فقط یک مسئله اقتصادی نیست. دولتها از یک سو باید فشار بر خانوارها و صنایع را کاهش دهند و از سوی دیگر با محدودیت منابع مالی و کسری بودجه مواجهاند. کاهش مالیات سوخت، پرداخت یارانه یا حمایت از بخش حملونقل میتواند بخشی از فشار را مهار کند، اما هزینه آن باید از منابع عمومی تأمین شود.
در مقابل، اگر دولتها حمایت کافی ارائه نکنند، افزایش هزینه انرژی میتواند نارضایتی عمومی را تشدید کند. این همان نقطهای است که یک بحران ژئوپلیتیک در خلیج فارس، به مسئلهای داخلی برای دولتهای اروپایی تبدیل میشود؛ از هزینه زندگی مردم گرفته تا رقابتپذیری صنایع، تورم و ثبات بازارهای مالی.
پیام راهبردی بحران هرمز
تحولات اخیر یک واقعیت مهم را یادآوری میکند: اقتصاد جهانی به مسیرهای محدود و حساس انتقال انرژی وابستگی دارد و اختلال در یک گلوگاه راهبردی میتواند آثار گستردهای فراتر از منطقه درگیر جنگ ایجاد کند. افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در اروپا، فشار بر حملونقل و صنعت، افزایش هزینه واردات انرژی و دشواری دولتها در توافق بر سر راهکارهای حمایتی، ابعاد مختلف همین آسیبپذیری را نشان میدهد.
برای ایران نیز این تحولات اهمیت راهبردی تنگه هرمز را برجسته میکند؛ هرچند تبدیل این اهمیت جغرافیایی به دستاورد پایدار، به ارزیابی دقیق هزینهها، واکنشهای بینالمللی، وضعیت عرضه جایگزین و پیامدهای بلندمدت اقتصادی نیاز دارد. واقعیت این است که اختلال در عرضه انرژی، هزینه جنگ را از میدان نظامی به بازارهای جهانی منتقل میکند و دولتهای حامی جنگ نیز از تبعات اقتصادی آن در امان نمیمانند.
آنچه امروز در اروپا دیده میشود، هشدار روشنی درباره هزینه اقتصادی جنگ است: هرچه اختلال در عرضه انرژی طولانیتر شود، فشار بر قیمتها، صنایع و خانوارها میتواند بیشتر شود؛ اما میزان این فشار و دوام آن، به تحولات نظامی، مسیرهای جایگزین عرضه و سیاستهای اقتصادی دولتها بستگی دارد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در روزهای ۱۷ تا ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۵ تا ۲۷ مهر ۱۴۰۵)، موج اعتراضات در چند کشور اروپایی گسترش یافته است. فرانسه و ایتالیا شاهد درگیریهای خیابانی و تخریب اموال بودهاند و در کشورهای دیگری نیز تجمعهای اعتراضی با محوریت گرانی، بحران مسکن، آموزش و اعتراض به عملکرد دولتها برگزار شده است.
کشورهای درگیر اعتراضات
۱. فرانسه – شدیدترین درگیریها
اعتراضات در پاریس و چندین شهر دیگر به درگیری با پلیس، آتشسوزی و غارت برخی فروشگاهها کشیده شده است. افزایش هزینههای زندگی، گرانی سوخت، مشکلات مدارس و کاهش کیفیت خدمات عمومی از محورهای اعتراضات بودهاند.
۲. ایتالیا – اعتراض به گرانی و خدمات عمومی
در میلان، تورین و بولونیا، تجمعات با درگیری میان معترضان و پلیس همراه شده است. افزایش هزینههای زندگی، دستمزدها، وضعیت آموزش و خدمات درمانی از موضوعات اصلی اعتراضات بودهاند.
۳. آلبانی – اعتراضات ضد دولتی
در تیرانا، پایتخت آلبانی، اعتراضات دانشجویی و ضد دولتی با مطالباتی درباره فساد، اشتغال و مشکلات آموزشی ادامه داشته است. گزارشها از درگیری با پلیس و آتشسوزی در یک ساختمان قضایی حکایت دارند.
۴. بلژیک – اعتراضات معیشتی و دانشجویی
در بروکسل و برخی مناطق دیگر تجمعهایی درباره افزایش هزینههای زندگی و هزینههای تحصیل برگزار شد؛ در مواردی نیز درگیری با پلیس گزارش شده است.
۵. پرتغال – بحران مسکن و اجارهبها
در لیسبون، تجمعهای گستردهای در اعتراض به افزایش قیمت مسکن و هزینههای زندگی شکل گرفت. بحران دسترسی به مسکن، بهویژه برای جوانان و مستأجران، از مهمترین محورهای اعتراضات است.
۶. اسپانیا – اعتراض به بحران مسکن
اعتراضات بر افزایش اجارهبها، دشواری تأمین مسکن و اخراج مستأجران متمرکز بوده است. گزارشها از برپایی اردوگاههای اعتراضی در مادرید و دیگر نقاط حکایت دارند.
۷. صربستان – اعتراضات ضد فساد
اعتراضات جوانان و دانشجویان علیه فساد و عملکرد سیاسی دولت نیز ادامه دارد؛ هرچند گزارشهای مورد بررسی، شدت درگیریها در صربستان را همسطح فرانسه و ایتالیا نشان نمیدهند.
تاثیر مستقیم جنگ علیه ایران بر اعتراضات در اروپا
نکته مهم این است که این اعتراضات یک جنبش واحد با علت یکسان نیستند؛ در برخی کشورها گرانی و کاهش قدرت خرید، در برخی بحران مسکن و در برخی فساد و نارضایتی سیاسی محرک اصلی بوده است.
تأثیر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر اعتراضات اخیر اروپا قابلتوجه و در برخی کشورها مستقیم است؛ اما نمیتوان همه اعتراضات را ناشی از جنگ دانست. شواهد منتشرشده تا ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ نشان میدهد شوک انرژی ناشی از جنگ، بهویژه از مسیر افزایش قیمت سوخت و هزینه حملونقل، فشار معیشتی را تشدید کرده و به یکی از محرکهای اعتراضات تبدیل شده است. در کنار آن، بحران مسکن، دستمزدهای ناکافی، مشکلات آموزش و نارضایتی از دولتها نیز نقش مستقلی دارند.












