سخنرانی رئیسجمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بار دیگر بر استانداردهای دوگانه، حق ایران برای برخورداری از امنیت و بیاعتباری تهدید و فشار تأکید کرد. بیان این مواضع و استفاده از ظرفیت حقوق بینالملل برای ایران ضروری است، اما تجربه ماههای اخیر نشان داده که اثبات حقانیت و مظلومیت بهتنهایی رفتار قدرتها را تغییر نمیدهد. آنچه میتواند جایگاه ایران را در نظم منطقهای و جهانی تغییر دهد، افزایش گزینههای کشور و تبدیل ظرفیتهای جغرافیایی، انرژی، تجاری و اقتصادی به ابزارهای واقعی قدرت است؛ همان اتفاقی که استفاده فعالتر از ظرفیت تنگه هرمز بخشی از آن را نشان داد.
رئیسجمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل تلاش کرد تصویری روشن از منطق ایران در تقابل جاری ارائه کند: ایران آغازگر جنگ نبوده، تسلیم فشار نمیشود، استانداردهای دوگانه هستهای را نمیپذیرد و همچنان راه دیپلماسی را باز میداند. این روایت برای ثبت موضع ایران، تأثیرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد مشروعیت بینالمللی اهمیت دارد. اما میان اثبات اینکه ایران حق دارد و واداشتن دیگران به رعایت این حق فاصله بزرگی وجود دارد.
رئیس مجمع عمومی سازمان ملل در افتتاح نشست امسال این پرسش را مطرح کرد که مردم دیگر نمیپرسند سازمان ملل وجود دارد یا نه؛ میپرسند آیا این سازمان کار میکند؟ این پرسش درواقع محدودیت اساسی نهادهای بینالمللی را نشان میدهد. قواعد و نهادها میتوانند برای یک کشور مشروعیت، ائتلاف و ابزار حقوقی ایجاد کنند، اما تضمینی وجود ندارد که قدرتهای بزرگ در تعارض با منافع خود به همان قواعد پایبند بمانند.
حقانیت زمانی اثرگذار است که پشتوانه قدرت داشته باشد
روابط بینالملل فقط عرصه اقناع اخلاقی نیست. کشورها زمانی ناچار به در نظر گرفتن منافع یک بازیگر میشوند که کنار گذاشتن آن منافع برایشان هزینه داشته باشد. این قدرت لزوماً به معنای قدرت نظامی نیست. امنیت انرژی، موقعیت جغرافیایی، دسترسی به مسیرهای ترانزیتی، ظرفیت تولید، بازار، شبکههای مالی، روابط تجاری، فناوری، توان تحمل تحریم و امکان ایجاد ائتلاف، همگی میتوانند به ابزار قدرت تبدیل شوند.
ایران در بسیاری از این حوزهها ظرفیت بالقوه قابل توجهی دارد، اما ارزش راهبردی یک ظرفیت زمانی آشکار میشود که بتوان آن را به یک گزینه واقعی تبدیل کرد.
تحولات تنگه هرمز نمونه روشنی از این تفاوت است. اهمیت جغرافیایی تنگه هرمز دههها شناخته شده بود، اما زمانی که اختلال در عبور انرژی به افزایش قیمت نفت، کمبود گازوئیل، فشار بر تجارت کشورهای منطقه و نگرانی از تورم در آمریکا منجر شد، این جغرافیا مستقیماً وارد محاسبات سیاسی شد. به این ترتیب ظرفیتی که پیشتر بهعنوان یک تهدید بالقوه مطرح میشد، به یکی از موضوعات قابل مذاکره میان ایران، آمریکا و کشورهای منطقه تبدیل شده است.
این تجربه یک درس مهم دارد: داشتن موقعیت جغرافیایی قدرت ایجاد نمیکند؛ توان استفاده و معامله بر سر آن است که موقعیت جغرافیایی را به قدرت تبدیل میکند.
نظم منطقهای در حال تغییر است
همزمان نشانههایی از تغییر نگاه کشورهای عربی خلیج فارس نیز دیده میشود. قطر از ایجاد چارچوب امنیتی مشترک با حضور ایران سخن گفته، امارات بر ضرورت گفتوگوی مستقیم عربی ـ ایرانی تأکید کرده و عربستان نیز ایده ترتیبات عدم تعرض منطقهای را بررسی کرده است.
این تغییر را نمیتوان فقط نتیجه موفقیت دیپلماسی یا اقناع اخلاقی دانست. جنگ و اختلال در تنگه هرمز به این کشورها نشان داده است که حذف ایران از ترتیبات امنیتی منطقه هزینه دارد و امنیت آنها را نیز تضمین نمیکند.
اینجا یک فرصت برای ایران شکل گرفته است. مشارکت در ساخت نظم منطقهای آینده میتواند بسیار فراتر از درخواست اجرای بهتر قواعد موجود باشد. ترتیبات امنیت انرژی، تضمین آزادی تجارت، مدیریت تنگه هرمز، کریدورهای زمینی و دریایی، سرمایهگذاری مشترک و سازوکارهای مالی میتوانند بخشی از معماری جدید روابط ایران با همسایگان باشند.
کشوری که در شکل دادن به این قواعد نقش داشته باشد، نسبت به کشوری که پس از تدوین قواعد فقط خواهان رعایت حقوق خود شود، موقعیت متفاوتی خواهد داشت.
ابزارهای قدرت ایران فقط در تنگه هرمز خلاصه نمیشود
اگر تنگه هرمز تنها ابزار ایران باقی بماند، همان ابزار نیز به مرور ارزش خود را از دست خواهد داد. کشورهای منطقه اکنون به دنبال خطوط لوله، بنادر جایگزین، مسیرهای زمینی و ناوگانهای جدید هستند تا آسیبپذیری خود را کاهش دهند. بنابراین منطق استفاده از تنگه هرمز باید به حوزههای دیگر گسترش پیدا کند.
جغرافیای ایران میتواند در کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب به اهرم تبدیل شود؛ بازار انرژی ایران میتواند با سرمایهگذاری و اتصال بیشتر به همسایگان ارزش راهبردی پیدا کند؛ روابط اقتصادی با چین، روسیه، هند و کشورهای منطقه میتواند از خرید و فروش کالا فراتر رود و به وابستگی متقابل تبدیل شود؛ شبکه مالی و تجاری کشور نیز باید در برابر قطع یک مسیر یا یک ارز، گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد.
در همه این حوزهها معیار یکسان است: هر ظرفیت باید تعداد گزینههای ایران را افزایش دهد و هزینه نادیده گرفتن منافع ایران را برای دیگران بالا ببرد.
سازمان ملل ابزار است، نه تکیهگاه امنیت
استفاده از سازمان ملل، حقوق بینالملل و نهادهای چندجانبه نباید کنار گذاشته شود. کنار گذاشتن این ابزارها چیزی از قدرت آمریکا کم نمیکند و فقط یکی از ظرفیتهای ایران برای مشروعیتسازی و ائتلافسازی را از بین میبرد. اما امنیت و حقوق کشور نیز نمیتواند به عملکرد این نهادها وابسته باشد. ایران میتواند در سازمان ملل از حق خود دفاع کند و همزمان برای شرایطی آماده باشد که سازمان ملل قادر به دفاع از آن حق نیست.
در نظم جهانی در حال تغییر، احترام به منافع یک کشور از بیان مکرر حقانیت و مظلومیت آن حاصل نمیشود. حقانیت زمانی در روابط بینالملل اثر عملی پیدا میکند که پشت آن قدرت، گزینه و توان ایجاد هزینه وجود داشته باشد.
میرهادی رهگشای