کشورهای اروپایی، با فعال کردن سازوکار ماشه فرآیند بازگشت قطعنامههای تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد را آغاز کردند، اما ایران تاکنون تنها به محکومیت این اقدام بسنده کرده است. از آنجا که از ماهها قبل کاملاً قابل پیشبینی بود که در اوایل شهریورماه کشورهای اروپایی چنین اقدامی انجام میدهند، انتظار این بود که ایران گزینههای عملیاتی خود را بلافاصله بعد از اقدام اروپاییها به اجرا درآورد. این اقدامات میتوانست مواردی همچون «افزایش میزان ذخایر و درصد غنیسازی اورانیوم»، «پایان بازرسیها، غیرفعال کردن تمامی دوربینهای نظارتی و خروج از NPT»، «فعال کردن سایتهای هستهای جدید به دور از نظارت آژانس»، «اعلام ترک هرگونه مذاکره با غربیها به دلیل بدعهدی» و مواردی از این دست را شامل شود.
اواخر هفته گذشته سه کشور اروپایی با فعالسازی «سازوکار ماشه» روند بازگشت قطعنامههای تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران را آغاز کردند. بر اساس سازوکار تعریفشده، ابلاغ رسمی این تصمیم به سازمان ملل روندی تقریباً غیرقابل بازگشت را آغاز میکند که ظرف اندکی بیش از یک ماه به بازگشت تحریمهای تعلیقشده سازمان ملل علیه ایران منجر خواهد شد؛ تحریمهایی که طی یک دهه گذشته در حالت تعلیق قرار داشتند. این تحریمها قرار بود اوایل مهرماه و با پایان یافتن زمان ۱۰ ساله ذکر شده در توافق برجام، به کلی بیاعتبار شوند و امکان بازگشت آنها وجود نداشته باشد.
به این ترتیب زمان فعالسازی سازوکار ماشه، به نحوی از سوی اروپاییها تنظیم شده است که اندکی پیش از بیاعتبار شدن قطعنامههای تحریمی، بار دیگر فعال شوند و عملاً ایران از منفعتی که قرار بود برجام در لغو کردن قطعنامههای تحریمی سازمان ملل به ارمغان بیاورد، بیبهره بماند.
اقدام اروپاییها کاملاً قابل پیشبینی بود
مرور تحولات بیش از یک سال اخیر به خوبی نشان میدهد که اقدام اروپاییها در فعال کردن سازوکار ماشه در اوایل شهریورماه کاملاً قابل پیشبینی بود. به طور طبیعی آنها تلاش کردند تا جای ممکن ایران را پای میز مذاکره نگه دارند و در آخرین لحظات ممکن، سازوکار ماشه را فعال کنند. اروپاییها در این مدت به بهانه تداوم مذاکرات تا جای ممکن از ایران امتیاز گرفتند و عملاً هیچ منفعتی به ایران نرساندند؛ چراکه اساساً به دلیل پیروی از سیاستهای آمریکا، از زمان خروج این کشور از برجام، اروپاییها توان اجرای تعهدات طرف مقابل به ایران را نداشتند.
در طول ماههای اخیر برخی از کارشناسان و نهادهای اندیشهورز نیز به طور رسمی اعلام کرده بودند که اروپا در این بازه زمانی سازوکار ماشه را فعال خواهد کرد و ایران باید برای پاسخ به آن آماده باشد. به طور خاص اندیشکده اقتصاد مقاومتی اردیبهشت ۱۴۰۴ در میانه مذاکرات، طی یک گزارش کارشناسی با موضوع «فشار حداکثری آمریکا همزمان با مذاکرات و اقدامات فعالانه ایران»، ۳۰ اقدام که لازم است ایران در مواجهه با کارزار فشار حداکثری آمریکا و فعال شدن احتمالی سازوکار ماشه در اواخر تابستان امسال، هر چه سریعتر در دستور کار قرار دهد را ارائه نمود.
انتظار این بود که واکنش ایران فوری باشد
درحالیکه اروپاییها در هماهنگی کامل با طرف آمریکایی، راهبرد مشخصی را در تعامل با ایران پیش بردند، اما ایران با وجود فعال شدن سازوکار ماشه تنها به محکوم کردن آن بسنده کرده است. برنامه نداشتن ایران برای پاسخ متقابل به زیادهخواهی طرف مقابل، نه تنها یکی از دلایل پیشروی آنها در افزایش خواستههای نامشروع از ایران است، بلکه به اثرگذاری بیشتر تحریمها و تشدید شوکهای اقتصادی نیز دامن میزند.
ایران در اردیبهشتماه ۱۳۹۷ واکنش قابل توجهی به خروج آمریکا از برجام نشان نداد و از آن زمان نیز صرفاً به محکوم کردن طرف مقابل و کاهش تعهدات برجامی بسنده کرده است. تنها امید ایران برای مفید جلوه دادن این انتظار ۷ ساله، بیاعتبار شدن بدون بازگشت قطعنامههای تحریمی سازمان ملل در مهرماه امسال بود که آنهم به لطف فعال شدن سازوکار ماشه از دسترس خارج شده است. به بیان دیگر در طول ۱۰ سال اخیر ایران تعهدات گستردهای را در قبال برجام به صنعت هستهای و اقتصاد خود تحمیل کرد و خیری از رفع تحریمها ندید و یک ماه دیگر وضعیت تحریمهای بینالمللی نیز به ۱۰ قبل بازخواهد گشت.
اکنون که هرگونه منفعت از مذاکره با غربیها در طول ۱۰ سال اخیر به کلی از بین رفته است، انتظار این بود که ایران از ماهها قبل گزینههای عملیاتی مشخصی را برای پاسخ به فعال شدن سازوکار ماشه از سوی اروپاییها آماده کند و بعد از این اقدام بلادرنگ به آن واکنش نشان دهد.
واکنش مطلوب ایران در پاسخ به فعال شدن سازوکار ماشه
اولین مرحله از مواجهه مطلوب ایران با شرایط تحریمی فعلی درک این موضوع است که آمریکا و اروپا در حال عملیاتی کردن یک جنگ اقتصادی علیه ایران هستند و مذاکره یا حمله نظامی صرفاً تاکتیک آنها برای تحمیل خواستهشان به ایران است. در چنین شرایطی جستجو برای پیدا کردن یک شرایط برد-برد آن هم صرفاً در میز مذاکره، به مثابه آب در هاون کوبیدن است و تنها راهبرد کاربردی تلاش برای تقویت مواضع اقتصادی و سیاسی از یک سو و ضربه زدن به منافع طرف مقابل از سوی دیگر است. تنها در شرایطی مذاکرات میتواند دستاوردی به همراه داشته باشد، که ایران پیش از آن در میدان برای خود بردار قدرت تعریف کرده باشد. تقویت صنعت هستهای، تقویت اقتصاد داخلی، برقراری روابط اقتصادی و تجاری گسترده با کشورهای همسو چون چین و روسیه و عدم ابراز تمایل مفرط به مذاکره با غربیها برای رفع مشکلات، ازجمله اقداماتی است که از یک سو به رفع مشکلات ایران منجر میشود و از سوی دیگر میتواند گره مذاکرات را نیز باز کند.
فعالسازی سازوکار ماشه تیر خلاصی بود به رویکرد «حل مشکلات با غرب از طریق مذاکره» و امید آن میرود که از این پس مسئولین با اتخاذ رویکرد «جنگ اقتصادی» تا جای ممکن برای تقویت اقتصاد داخلی و ضربه زدن به اقتصاد آمریکا و اروپا، با فرض ماندگاری تحریمها تلاش کنند. همچنین انتظار میرود اقداماتی همچون «افزایش میزان ذخایر و درصد غنیسازی اورانیوم»، «پایان بازرسیها، غیرفعال کردن تمامی دوربینهای نظارتی و خروج از NPT»، «فعال کردن سایتهای هستهای جدید به دور از نظارت آژانس»، «اعلام ترک هرگونه مذاکره با غربیها به دلیل بدعهدی» به عنوان بخشی از پاسخ ایران به بدعهدی اروپاییها و آمریکا در مذاکرات بیش از دهساله اخیر در دستور کار قرار بگیرد.