پزشکیان در زمان انتخابات: مردم به این خاطر با ما مشکل دارند که سفره ما و مردم با هم یکی نیست
روز گذشته در صحن علنی مجلس، پرداخت حقوقهای نجومی در دولت مسعود پزشکیان، فاش شد. علی خضریان، نمایندهٔ مجلس، در تذکری خطاب به وزیر کار گفت: آقای میدری!
سؤال من خیلی واضح است آقای علی احمدنیا سرپرست اداره اطلاعرسانی دولت کسی که در دولت نشسته چگونه در اول مهرماه ۱۴۰۴ در پتروشیمی جم با حقوق نجومی استخدام رسمی شده است؟
وی افزود: ما در مجلس در موضوع شرکتیها ورود کردیم و در این موضوع مصوباتی داشتیم ولی دولت زیر بار هزینه مالی آن نمیرود.
مردم شریف ایران! زمانی که شما در وضعیت شرکتی قرار دارید و دولت میگوید بار مالی دارد به من بگویید چطوری فردی که در دولت رئیس اطلاعرسانی دولت هست یکشبه در مجموعه پتروشیمی جم با حقوق ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان جذب کردند؟
پس از این تذکر خضریان، علی احمدینیا در متنی مدعی شد که خضریان دروغ میگوید.
اما خضریان هم ساعاتی بعد حکم کارگزینی احمدنیا را منتشر کرد که طبق حکم کارگزینی، احمدنیا از اول مهرماه امسال با درجه مدیریتی در پتروشیمی جم استخدام رسمی شده و پایه حقوق او هم ۱۳۰ میلیون تومان درج شده است.
خضریان نوشت: جناب احمدنیا! حتماً باید دستگاههای نظارتی به حساب شما برسند! فقط پاسخ این سؤالات را هم به افکار عمومی بدهید. چرا در حکم کارگزینی، تاریخ استخدام اول مهر امسال است؟! چگونه به یکباره رسمی شدهاید در حالی که هزاران و صدها نفر، تقاضای رسمی شدن داشتهاند ولی رانت شما را نداشتند؟
آیا پاستور، عسلویه است و شرایط کار با آقای پزشکیان شرایط سخت محیط کارگاهی است که بابت آن در حکم حقوقی، ۶۰ درصد فوقالعاده میگیرید؟
پست «مدیر ویژه» چیست که برای علی احمدنیا ایجاد شده است؟ توضیح این پست را باید مدیران پتروشیمی جم بفرمایند. حضور در شورای اطلاعرسانی دولت به فرض صحت ادعا، مغایر قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل دولتی و رأیهای صادره از دادگاههای صالحه میباشد.
آیا در پتروشیمی جم، به غیر از حکم، کارانه و مزایای ماهانه دریافت نکردهاید؟!
آقای میدری! حکم را ببینید و کلاهتان را بالاتر بگذارید.
شایان ذکر است مسعود پزشکیان سال گذشته در زمان انتخابات ریاست جمهوری تاکید داشت: باید مسئولان بر سر سفرهای بنشینند که مردم نشستهاند؛ اگر این کار را انجام دهیم مردم میتوانند به ما اعتماد کنند… دولت و مجلس و قوه قضاییه سفرههای متفاوتی با یکدیگر دارند، تا زمانی که من در همان سفرهای ننشینم که برای مردم پهن کردم هیچ وقت درد مردم را درک نمیکنم. درد و رنج مردم را داشتن و سر سفره مردم نشستن مشکل را راحت حل میکنند وقتی مردم ببینند من در همان صفی ایستادم که آنها ایستاده اند آن موقع هست که همراهی می کند…. صدای مردم زمانی بیرون میآید که بنده برای خودم سفره دیگر انداختم و کار دیگری انجام میدهم و میگویم انشالله حل میشود… اگر سرویسها و خدمات و امکانات یکسان نباشد نمیتوان مشکلی را حل کرد، اگر سفره مسئول و مردم جدا باشد، مشکل حل نمیشود چون درد را نمی فهمیم.