گزارش عملکرد شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی (شستا) در دولت چهاردهم بیانگر سقوط سوددهی این هلدینگ است. در حالی که شستا از محل پسانداز میلیونها کارگر ایجاد شده و باید به بازنشستگان کارگری خدمات ارائه دهد، اما سوءمدیریت در این شرکت در دولت چهاردهم کاملا واضح است.
انتصاب محمدرضا سعیدی که یک چهره افراطی اصلاحطلب محسوب میشود، در رأس مدیریت شستا عامل اوضاع نامناسب این شرکت است و تا زمانی که سیاسیکاری در این حوزه ادامه داشته باشد، امیدی به اصلاح این هلدینگ نیست.
بر اساس صورتهای مالی منتشرشده توسط شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی (شستا) زیان عملیاتی این شرکت (بدون احتساب شرکتهای تابعه) در پایان سال ۱۴۰۴ به ۲۵۱ میلیارد تومان رسید که ۳۹ درصد بیشتر از این رقم در پایان سال ۱۴۰۳ بوده است.
در پایان سال ۱۴۰۳ زیان عملیاتی شستا ۱۸۱ میلیارد تومان بود یعنی در سال ۱۴۰۴ حدود ۷۰ میلیارد تومان بر زیان عملیاتی آن اضافه شده است.
از سوی دیگر هزینههای مالی شستا در پایان سال ۱۴۰۴ به ۳۶۹۱ میلیارد تومان رسید که ۷۶ درصد بیشتر از سال ۱۴۰۳ بوده است. در پایان سال ۱۴۰۳ هزینههای مالی شستا ۲۱۰۰ میلیارد تومان بود و طی یک سال ۱۵۰۰ میلیارد تومان بر این هزینهها افزوده شده است.
زیان قبل از کسر مالیات شستا هم در پایان سال ۱۴۰۴ حدود ۷۲ درصد بیشتر از پایان سال ۱۴۰۳ شد و از ۲۲۵۶ میلیارد تومان به ۳۸۸۶ میلیارد تومان افزایش پیدا کرد.
بدین ترتیب زیان خالص شستا هم با ۷۱ درصد افزایش از ۲۲۶۷ میلیارد تومان در پایان سال ۱۴۰۳ به ۳۸۸۷ میلیارد تومان در پایان سال ۱۴۰۴ رشد کرد.
این در حالی است که مسعود پزشکیان در زمان انتخابات ریاست جمهوری از مدیرانی که در شرکتهای دولتی فقط ایجاد زیان میکنند به شدت انتقاد کرده و گفته بود: در بسیاری از بنگاهها مدیران، ضرر میدهند و فوقالعاده مدیریت میگیرند. در هیچ جای دنیا به مدیری که سیستم را تخریب میکند، فوقالعاده مدیریت نمیدهند.
اکنون با توجه به عملکرد ناموفق محمدرضا سعیدی در مدیریت شستا و افزایش زیاندهی این شرکت، منتظر برخورد پزشکیان با این مدیر زیانآور هستیم.
سعیدی همکار احمد میدری در مجلس ششم بوده و از امضاکنندگان نامه موسوم به جام زهر و متحصنین بوده است.
سعیدی، از اعضای طیف رادیکال دفتر تحکیم در ده هفتاد بود که به همراه برخی عناصر دیگر مانند حقیقتجو و موسوی خوئینی و یوسفیان و تاجرنیا، در فهرست انتخاباتی حزب مشارکت و اصلاحطلبان وارد مجلس ششم شدند و در تحرکات ساختارشکنانه به عنوان پـیرو حزب منحله مشارکت نقش داشتند. از این جمع، حقیقتجو و موسوی خوئینی پس از دوره نمایندگی از کشور گریختند و پناهندگی گرفتند.
میثم سعیدی جزو متحصنان مجلس و مدعیان استعفا بود؛ جمعی از افراطیون سیاسیکاری که مجلس را به بنبست کشاندند و در حالی که نارضایتی مردم از این سیاسیکاریها و عدم توجه به مشکلات اقتصادی اوج میگرفت، کوشیدند با تهدید به استعفا در کنار برخی مدیران دولت خاتمی، انتخابات مجلس هفتم را به تعطیلی بکشانند که البته ناکام ماندند. میثم سعیدی آن روزها بازیچه پدرخواندههای افراطیون بود و صلاحیتش رد شده بود.
او همچنین در ادامه دنبالهروی از پدرخواندههای حزب مشارکت، نامه موسوم به جام زهر را که خواستار تسلیم در برابر آمریکا به بهانه مسئله هستهای بود، امضا کرده بود.
