۱. روایت وارونه ظریف از صعود چین؛ مذاکره یا قدرتسازی؟
۲. چرا چین پیش از مذاکره با آمریکا، قدرت نظامی خود را تقویت کرد؟
۳. تجربه برجام؛ پاسخ روشن به نسخه مذاکرهمحور ظریف
۴. از امتیازدهی به آمریکا تا تحریم و جنگ؛ حاصل سالها اعتماد به واشنگتن
۵. نمایندگان مجلس: هزینه مقاومت کمتر از هزینه تسلیم است
۶. فرصتمحوری به سبک ظریف؛ نادیده گرفتن تهدیدهای آشکار آمریکا
۷. عربستانِ میزبان پایگاههای آمریکا، شریک فرصت یا تهدید امنیتی؟
۸. وقتی واقعیتهای میدان با تحلیلهای دیپلماتیک همخوانی ندارد
۹. دوگانهسازی میان میدان و دیپلماسی؛ تکرار یک نسخه شکستخورده
۱۰. مراقب روبیو باشیم یا ظریف؟ جدال بر سر شناخت دشمن و منافع ملی
تجربه چین، برخلاف روایت مذاکرهمحور ظریف، نشان میدهد که دیپلماسی بدون قدرت ملی، اصلاحات اقتصادی و محاسبه دقیق منافع طرف مقابل، بهتنهایی کشورها را به قدرت جهانی تبدیل نمیکند.
اظهارات اخیر محمدجواد ظریف درباره تجربه چین و ضرورت تغییر نگاه ایران از «تهدیدمحوری» به «فرصتمحوری» بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که آیا مشکل سیاست خارجی ایران، بدبینی به آمریکا و کشورهای منطقه است یا نادیده گرفتن واقعیتهای امنیتی و اعتماد بیش از اندازه به وعدههای قدرتهای غربی؟
ظریف با اشاره به تجربه مائو تسهتونگ، رهبر پیشین چین، مدعی شده است که مذاکره با آمریکا زمینه تبدیل این کشور به یک ابرقدرت را فراهم کرد. او همچنین با انتقاد از نگاه تهدیدمحور ایران به تحولات منطقه، بر ضرورت تغییر این رویکرد تأکید کرده است. اما آیا تجربه تاریخی چین واقعاً مؤید چنین برداشتی است؟ و مهمتر از آن، آیا کارنامه چندین سال مذاکره با آمریکا و تجربه برجام، جایی برای تکرار این نسخه باقی گذاشته است؟
چین با دست پر مذاکره کرد
نگاهی به تاریخ روابط چین و آمریکا نشان میدهد که نزدیکی دو کشور در اوایل دهه ۱۹۷۰، نه در خلأ و صرفاً بر اثر تمایل به مذاکره، بلکه در بستر رقابتهای راهبردی جنگ سرد شکل گرفت.
سفر هنری کیسینجر به پکن در سال ۱۹۷۱ و سفر ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، در سال ۱۹۷۲، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود. این تحولات در شرایطی رخ داد که چین پیشتر توان هستهای خود را توسعه داده بود و آمریکا نیز درگیر جنگ ویتنام و رقابت با اتحاد جماهیر شوروی بود. در چنین شرایطی، تغییر محاسبات واشنگتن و ملاحظات راهبردی دو طرف، نقشی اساسی در گشایش روابط ایفا کرد.
بنابراین، تقلیل این تحول تاریخی به گزاره «چین مذاکره کرد و ابرقدرت شد»، نادیده گرفتن بخش مهمی از واقعیت است. چین در آن مقطع، کشوری فاقد قدرت و ابزار چانهزنی نبود؛ بلکه توان نظامی، موقعیت ژئوپلیتیک و ملاحظات رقابت قدرتهای بزرگ در شکلگیری روابط جدید نقش داشتند.
از سوی دیگر، جهش اقتصادی چین عمدتاً با اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز از سال ۱۹۷۸، پس از دوران مائو، شتاب گرفت. از این رو، میان گشایش دیپلماتیک در دهه ۱۹۷۰ و رشد اقتصادی بلندمدت چین باید تمایز قائل شد. هیچیک از این تحولات را نمیتوان صرفاً به مذاکره با آمریکا فروکاست.
درس تجربه چین برای ایران نیز روشن است: مذاکره زمانی میتواند به دستاورد پایدار منجر شود که بر پایه قدرت ملی، منافع متقابل و محاسبه واقعبینانه رفتار طرف مقابل انجام گیرد؛ نه آنکه خود مذاکره به هدف اصلی سیاست خارجی تبدیل شود.
برجام؛ آزمونی که نمیتوان نادیده گرفت
ظریف در حالی بار دیگر بر تجربه مذاکره با آمریکا تأکید میکند که خود از چهرههای اصلی سیاست خارجی ایران در دوران مذاکرات هستهای و شکلگیری برجام بوده است. به همین دلیل، ارزیابی توصیههای او بدون بررسی نتایج آن تجربه، ارزیابی کاملی نخواهد بود.
توافق هستهای با هدف حلوفصل اختلافات و فراهم کردن زمینه رفع تحریمها شکل گرفت، اما خروج آمریکا از برجام و کنار گذاشتن تعهداتش، بار دیگر مسئله تضمینپذیری توافق با واشنگتن را به کانون توجه بازگرداند.
پرسش اساسی این است که اگر مذاکره و توافق، بدون برخورداری از ضمانتهای مؤثر و اهرمهای بازدارنده، نتواند مانع نقض تعهدات طرف مقابل شود، چگونه میتوان آن را نسخهای قطعی برای پیشرفت و امنیت کشور معرفی کرد؟
تجربه برجام دستکم یک هشدار مهم دارد: نباید میان مذاکره بهعنوان ابزار دیپلماسی و اعتماد به طرف مذاکرهکننده خلط کرد. مذاکره میتواند بخشی از سیاست خارجی باشد، اما نتیجه آن را رفتار واقعی طرف مقابل، توازن قدرت و امکان اجرای تعهدات تعیین میکند.
فرصتمحوری یا نادیده گرفتن تهدید؟
بخش دیگری از اظهارات ظریف به ضرورت تغییر نگاه ایران به کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، اختصاص دارد. او نگاه تهدیدمحور را مانعی برای گسترش فرصتهای دیپلماتیک و اقتصادی معرفی میکند. اصل بهرهگیری از فرصتهای همکاری منطقهای محل مناقشه نیست؛ مسئله از جایی آغاز میشود که فرصتمحوری به معنای کماهمیت جلوه دادن تهدیدهای واقعی یا چشمپوشی از رفتار عملی برخی دولتها تعبیر شود.
همکاری با همسایگان و توسعه روابط اقتصادی، ضرورتی راهبردی است؛ اما این همکاری باید بر اساس احترام متقابل، منافع مشترک و ارزیابی رفتار واقعی طرف مقابل شکل بگیرد. نمیتوان صرفاً با تکیه بر اظهارات دوستانه، احتمال همکاری یک کشور با فشارهای سیاسی، اقتصادی یا اقدامات نظامی علیه ایران را نادیده گرفت.
این انتقادها ناظر بر یک مسئله اساسی است: در سیاست خارجی، نه نگاه مطلقاً تهدیدمحور راهگشاست و نه فرصتمحوری بدون پشتوانه. معیار اصلی باید شناخت دقیق تهدیدها و فرصتها و تنظیم روابط بر اساس منافع ملی باشد.
دیپلماسی بدون قدرت، تضمین نمیآورد
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که تجربه تاریخی ایران و تحولات منطقه نشان داده است که رفتار بازیگران بینالمللی را نمیتوان صرفاً با حسن نیت یا تغییر ادبیات دیپلماتیک توضیح داد. وجود پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، سابقه حمایت قدرتهای خارجی از تجاوز رژیم بعث عراق و تجربه نقض تعهدات برجامی، همگی ضرورت محاسبه دقیق تهدیدها را یادآوری میکنند.
البته این واقعیتها به معنای نفی دیپلماسی یا ضرورت قطع ارتباط با کشورهای منطقه نیست. مسئله، تعیین جایگاه واقعی دیپلماسی در منظومه قدرت ملی است. دیپلماسی باید در خدمت تأمین منافع کشور باشد و از ظرفیتهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دفاعی برای افزایش قدرت چانهزنی بهره بگیرد.
مسئله، مذاکره نیست؛ نسخهپیچی بدون توجه به واقعیتهاست
اختلاف اصلی بر سر اصل مذاکره نیست؛ هیچ سیاست خارجی واقعبینانهای را نمیتوان به نفی مطلق گفتوگو تقلیل داد. مسئله آن است که آیا مذاکره بهخودیخود میتواند جایگزین قدرت ملی شود و آیا صرف تغییر نگاه به آمریکا و کشورهای منطقه، رفتار خصمانه احتمالی آنها را تغییر میدهد؟
تجربه چین نشان میدهد که گشایش دیپلماتیک در بستر محاسبات راهبردی و موازنه قدرت شکل گرفت و جهش اقتصادی آن نیز به اصلاحات عمیق اقتصادی وابسته بود. تجربه برجام نیز ضرورت پرهیز از اعتماد بیپشتوانه به وعدههای آمریکا را برجسته میکند.
از این منظر، پیش از آنکه برای ایران نسخه مذاکره با الگوگیری از چین پیچیده شود، باید به این پرسش پاسخ داد که چه عواملی قدرت چانهزنی کشور را افزایش میدهد، چه تضمینی برای اجرای تعهدات طرف مقابل وجود دارد و چگونه میتوان از تکرار هزینههای تجربههای گذشته جلوگیری کرد؟
دیپلماسی زمانی موفق است که به تقویت منافع ملی منجر شود؛ نه آنکه امید به توافق، جایگزین شناخت واقعیتها و تقویت توان داخلی شود. ایران برای تعامل مؤثر با جهان به دیپلماسی فعال نیاز دارد، اما این دیپلماسی باید بر پایه قدرت، هوشیاری و تجربه تاریخی استوار باشد؛ نه خوشبینی به طرفی که سابقه نقض تعهداتش را نمیتوان نادیده گرفت.
***
چرا ظریف میدان را تهدید میبیند؟
اظهارات محمدجواد ظریف درباره نقش مذاکره مائو با آمریکا در تبدیل چین به ابرقدرت، این پرسش را مطرح کرده که آیا صعود پکن محصول دیپلماسی بود یا قدرت نظامی، رقابتهای جنگ سرد و اصلاحات اقتصادی؟
اظهارات محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، درباره نقش مذاکره با آمریکا در تبدیل چین به قدرت جهانی، با واکنشهایی همراه شده که بار دیگر تجربه تاریخی نزدیکی پکن و واشنگتن را در بستر رقابتهای جنگ سرد و موازنه قدرت به کانون توجه آورده است.
ظریف با اشاره به تجربه چین در دوران مائو تسهتونگ گفته که «چینیها از مائو تسهتونگ تجلیل میکنند، زیرا او با مذاکره با آمریکا زمینه تبدیل چین به یک ابرقدرت را فراهم کرد.»
این اظهارنظر، بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که آیا گشایش روابط پکن و واشنگتن نتیجه ابتکار چین برای مذاکره بود یا تغییر موازنه قدرت و محاسبات راهبردی آمریکا، زمینه این چرخش تاریخی را فراهم کرد.
در اوایل دهه ۱۹۷۰، روابط دو کشور پس از سالها خصومت وارد مرحله تازهای شد. سفر هنری کیسینجر به پکن در سال ۱۹۷۱ و سفر ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، در سال ۱۹۷۲، از مهمترین نقاط عطف این روند بود.
این نزدیکی در شرایطی شکل گرفت که چین در حال تقویت توان نظامی و هستهای خود بود و آمریکا نیز درگیر جنگ ویتنام و رقابت راهبردی با اتحاد جماهیر شوروی بود.
چین در سال ۱۹۶۴ نخستین آزمایش هستهای خود را انجام داده بود و در سال ۱۹۶۷ نیز به توانایی آزمایش بمب هیدروژنی دست یافت. از سوی دیگر، حمایت پکن از برخی جریانهای سیاسی و نظامی در شرق آسیا، بخشی از رقابت گستردهتر این کشور با آمریکا در دوران جنگ سرد بود.
بنابراین، تحلیل نزدیکی دو کشور بدون در نظر گرفتن این تحولات، تصویری کامل از چرایی آغاز مذاکرات ارائه نمیدهد.
گفتنی است اصلاحات اقتصادی چین از سال ۱۹۷۸ و پس از دوران مائو آغاز شد که در رشد بلندمدت اقتصاد چین نقشی تعیینکننده داشت. این در حالی است که ظریف رشد چین را به چند سال قبل از فوت مائو یعنی حدود ۱۹۷۰ ربط داده است.
از طرفی، نزدیکی دیپلماتیک دو کشور در دهه ۱۹۷۰، در بستر رقابت با شوروی و تغییر محاسبات واشنگتن شکل گرفت؛ درحالیکه جهش اقتصادی چین عمدتاً با اصلاحات و سیاست درهای باز از سال ۱۹۷۸، پس از مرگ مائو، شتاب گرفت.
از این رو، استناد ظریف به تجربه چین برای دفاع از مذاکره با آمریکا، بدون تفکیک میان گشایش دیپلماتیک، موازنه قدرت و اصلاحات اقتصادی، تصویری ناقص از تاریخ را ارائه میدهد.
تجربه پکن بیش از آنکه اثبات کند مذاکره بهتنهایی یک کشور را به قدرت جهانی تبدیل میکند، نشان میدهد دیپلماسی زمانی میتواند دستاوردی پایدار داشته باشد که با راهبرد بلندمدت و تقویت ظرفیتهای ملی در کنار قدرت نظامی همراه شود.
گفتنی است ظریف به عنوان وزیر امور خارجه ایران در دهه گذشته تجربه برجام که حاصل چندین سال با طرف آمریکایی بود، را نیز در کارنامه خود دارد.
****
بهجای ایران، به فکر نجات غرب هستند
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در انتقاد به اظهارات اخیر ظریف درباره نگاه فرصتمحور به جهان گفت: برخی افراد بیش از آنکه به فکر منافع ایران باشند، در اندیشه نجات کشورهای غربی هستند و با خوشبینی به آمریکا و نادیده گرفتن تهدیدهای آن، هزینههای سنگینی به کشور تحمیل میکنند.
حجتالاسلام وحید احمدی، نماینده کنگاور، صحنه و هرسین در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به اظهارات اخیر ظریف گفت: نوع نگاه افراد به مسائل، نقش تعیینکنندهای در تحلیل و ارزیابی آنها دارد. در عرصه سیاست و روابط بین کشورها، هم تهدید وجود دارد و هم فرصت؛ بنابراین، نه میتوان همه مسائل را صرفاً از دریچه فرصت دید و نه باید همهچیز را تهدید تلقی کرد. هر دو رویکرد، بدون در نظر گرفتن واقعیتها، میتواند به تحلیل نادرست مسائل منجر شود.
وی افزود: به اعتقاد من، نگاه ظریف به مسائل بسیار خوشبینانه است و اساساً برخی از واقعیتهای خارجی را مورد توجه قرار نمیدهد. مگر برخی از کشورهایی که ایشان نام میبرد، با در اختیار قرار دادن سرزمین و امکانات خود برای آمریکا، برای کشور ما تهدید ایجاد نکردهاند؟
نماینده کنگاور در مجلس با بیان اینکه برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس، پایگاههای نظامی در اختیار آمریکا قرار دادهاند، بیان کرد: این کشورها طی ۳۰ تا ۴۰ سال گذشته، هزینههای هنگفتی پرداخت کردهاند تا به امکانات نظامی آمریکا در منطقه قوت ببخشند، آیا جز این است که این اقدامات برای کشور ما تهدیدآمیز بوده و این تهدیدها در جریان جنگ نیز خود را نشان داده است؟
احمدی اظهار داشت: آیا جمهوری اسلامی ایران این تهدیدها را به وجود آورده است؟ یا عملکرد ما باعث شده که آمریکا از هزاران کیلومتر دورتر به منطقه بیاید و دهها پایگاه در اطراف ایران ایجاد کند؟ این نوع نگاه، سادهاندیشی و ناشی از نداشتن تحلیل دقیق و درست از مسائل است.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، خاطرنشان کرد: ما در عملکرد برخی از این دوستان، مواردی داشتهایم که بهواسطه خوشبینی، به کشور ضرر وارد کردهاند. این آقایان میتوانند تاریخ دیپلماسی را مرور کنند. جمهوری اسلامی ایران طی ۴۷، ۴۸ سال گذشته، بارها حسن نیت خود را نشان داده است. هرگاه با موردی خصومتآمیز مواجه شده، تلاش کرده است آن را خصومت تلقی نکند یا حتی در صورت تشخیص خصومت، با همکاری و همراهی طرف مقابل بنشیند و در مواردی، برخی از نقطهنظرات آنها را نیز اعمال کند.
وی با بیان اینکه در رابطه با برجام، ما امتیازات زیادی داده و فرصتهای بسیاری را از دست دادیم، عنوان کرد: در قبال این امتیازات و فرصتهای ازدسترفته، چه چیزی به دست آوردیم؟ در گذشته با آنها همکاری کردیم، اما بهعنوان «محور شرارت» معرفی شدیم.
احمدی ادامه داد: در مورد کشورهایی هم که این آقایان مطرح میکنند و میپرسند چرا در فلان کشورها فلان نوع نیرو را نداریم، باید پرسید که در کجای دنیا سفرا را بدون ضابطه انتخاب میکنند؟ سفرا بر اساس مجموعهای از توانمندیها، معیارها و ویژگیهای متناسب با شرایط و مشخصات کشور مقصد انتخاب میشوند.
نماینده کنگاور در مجلس با اشاره به برخی از این افراد که اظهار میکنند امتیاز بدهیم، خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، این افراد خودباخته و مرعوب هستند و صرفاً به دنبال امتیاز دادن هستند تا ببینند در ادامه چه اتفاقی میافتد؛ حال آنکه تاکنون مشخص شده است که اساساً هزینه مقاومت کمتر از هزینه تسلیم در برابر آمریکاست.
وی در ادامه گفت: آمریکا و غرب، که برخی از این آقایان آنها را کعبه آمال خود قرار دادهاند، چه نگاهی به جمهوری اسلامی ایران دارند؟ آیا جز نفت، گاز، معادن غنی و موقعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران، به موضوع دیگری توجه میکنند؟
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: به اعتقاد من، برخی از افرادی که چنین اظهارنظرهایی مطرح میکنند، بیش از آنکه به درد جمهوری اسلامی ایران بخورد، در اندیشه نجات کشورهای غربی هستند. این مسائل برای همگان روشن است و ملت ما نیز بهخوبی از آن آگاه است. بر همین اساس، امروز شاهد هستیم که ملت ما بیش از ۲۲۰ روز است در صحنه حضور دارد و حاضر نیست تسلیم شود.
وی در پایان مطرح کرد: به اعتقاد بنده، این نوع نظریهها جایی ندارد. البته این اظهارنظرها متأسفانه سیگنالهایی است که این افراد میدهند و قطعاً میتواند خوشایند کشورهای غربی باشد. با این حال، ملت رشید و فهیم ایران فریب اینگونه اظهارنظرها و گفتوگوهایی را که در ظاهر، در پوشش دیپلماسی مطرح میشوند، نخواهد خورد. ملت ما به درک و شناخت روشنی از این مسائل رسیده است و قطعاً دیگر مرعوب افرادی نخواهد شد که سراسر وجودشان را ترس فراگرفته است.
***
تحلیلهای ظریف درباره منطقه، مغرضانه نباشد، سادهلوحانه است
رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس با اشاره به اظهارات اخیر محمدجواد ظریف درباره ضرورت تغییر نگاه تهدیدمحور به فرصتمحور در سیاست خارجی، گفت: این تحلیلها یا مغرضانه است و یا در بهترین حالت، سادهلوحانه است، همکاری با کشورهای همسایه زمانی معنا دارد که منافع مشترک حفظ شود و طرف مقابل در پی آن نباشد که این منافع را صرفاً به سود خود تأمین کند.
محمد صالح جوکار نماینده یزد در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به سخنان محمدجواد ظریف درباره نگاه ایران به کشورهای همسایه و ضرورت فرصتمحور بودن نگاه به جهان، که اخیراً در فضای مجازی منتشر شده بیان کرد: همکاری با کشورهای همسایه زمانی معنا دارد که منافع مشترک حفظ شود و طرف مقابل در پی آن نباشد که این منافع را صرفاً به سود خود تأمین کند. روابط منطقهای باید بر پایه احترام متقابل و پایبندی عملی به تعهدات شکل بگیرد.
وی با انتقاد از اظهارات ظریف از رویکرد برخی کشورهای منطقه در قبال ایران اظهار کرد: بسیاری از کشورهای منطقه تحت نفوذ و سلطه آمریکا قرار دارند و نمیتوان صرفاً بر اساس اظهارات آنها درباره دوستی و همکاری قضاوت کرد. آنچه اهمیت دارد، رفتار عملی این کشورهاست. وقتی در عمل در جهت منافع دشمن حرکت میکنند، نمیتوان چنین رفتاری را با ادعای دوستی با ایران سازگار دانست.
تحلیلهای آبکی برخی از افراد به نفع آمریکا است
رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس افزود: برخی افراد تحلیلهایی آبکی به نفع آمریکا ارائه میکنند که در نهایت به سود آمریکا و متحدان آن در منطقه تمام میشود؛ چنین تحلیلهایی برای ملت ایران قابل قبول نیست. ما چند بار باید از یک سوراخ گزیده شویم؟ باید از تجربههای گذشته درس بگیریم و دیگر با عینک خوشبینی بیپشتوانه به دشمن نگاه نکنیم. ما هزینههای سنگینی به دلیل چنین رویکردهایی پرداختهایم و تکرار این تجربهها قابل قبول نیست. این افراد چند صباحی خاموش باشند قطعاً منافع مردم ایران تأمین میشود.
جوکار با اشاره به پیامدهای برخی مواضع و تحلیلهای سیاسی تصریح کرد: برخی با دیدگاههای خود برای ملت هزینه زایی میکنند، طرح دیدگاههایی که با واقعیتهای منطقه همخوانی ندارند، میتواند هزینههای بیشتری به ملت تحمیل کند. بهتر است اجازه داده شود مردم و نیروهای مسلح وظایف خود را انجام دهند و از ورود به مباحثی که بدون شناخت دقیق شرایط مطرح میشوند، پرهیز شود. این تحلیلها تحلیلهای روبنایی است. مغرضانه میتواند باشد و مغرضانه نباشد ساده لوحانه است.
وی در ادامه، با تاکید بر نقش برخی کشورهای منطقه در تحولات اخیر اظهار کرد: علاوه بر عربستان، رفتار سایر کشورهای همسایه نیز باید بر اساس اقدامات عملی آنها ارزیابی شود. هنگامی که آمریکا از مشارکت برخی کشورها در طرحهای فشار اقتصادی یا محاصره دریایی ایران سخن میگوید و از آنها قدردانی میکند، نمیتوان این مسائل را نادیده گرفت.
نماینده یزد تأکید کرد: در سیاست خارجی، هر اقدامی که طرف مقابل انجام میدهد، باید با پاسخی متناسب مواجه شود. اگر در برابر اقدامات خصمانه واکنشی نشان داده نشود، ممکن است طرف مقابل این رویکرد را نشانه ضعف تلقی کند. البته نحوه پاسخگویی باید با در نظر گرفتن ملاحظات و چارچوبهای سیاست خارجی تعیین شود. جمهوری اسلامی ایران هیچگاه آغازگر جنگ نبوده و همواره در برابر تجاوزها از خود دفاع کرده است.
تحلیلهای ظریف با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارند
وی اظهار کرد: باید پرسید چه کشورهایی با تأمین منابع مالی، سلاح و تجهیزات نظامی، صدام را در جنگ علیه ایران حمایت کردند. ما با عراق در حال جنگ بودیم، اما آغازگر این جنگ نبودیم و هیچ جنگی را علیه هیچ کشوری شروع نکردیم.
رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس افزود: این تصور که اگر ما وارد جنگ نشویم، دیگران نیز علیه ما اقدام نخواهند کرد، منطقی نیست؛ چراکه تجربه نشان داده است جمهوری اسلامی ایران همواره در موضع دفاع قرار داشته است. باید پرسید چه کسانی صدام را برای آغاز جنگ علیه ایران تقویت کردند و با حمایتهای مالی و تسلیحاتی خود، زمینه تجاوز به کشورمان را فراهم آوردند.
جوکار با اشاره به تحولات اخیر منطقه و جنگ علیه ایران تصریح کرد: در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه باید بررسی کرد که چه کشورهایی خاک، سواحل، پایگاههای نظامی و حریم هوایی خود را در اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دادهاند و امکان استفاده از این ظرفیتها را برای اقدامات نظامی علیه ایران فراهم کردهاند.
وی با بیان اینکه بخشی از فضاسازیهای صورتگرفته در داخل کشور در چارچوب عملیات روانی دشمن قابل ارزیابی است، گفت: نباید اجازه داد تحلیلهایی که با واقعیتهای میدانی و منافع ملی کشور همخوانی ندارند، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند و برعکس بیان میکنند.
روابط دوستانه منطقهای باید در عمل نشان داده شود نه فقط در اظهارات
وی با تأکید بر ضرورت حفظ ارتباط با کشورهای منطقه خاطرنشان کرد: تعامل با دولتهای منطقه فینفسه اقدامی بدی نیست، اما باید با چشمانی باز و نگاهی عمیق انجام شود. جمهوری اسلامی ایران همواره خواهان تعامل با کشورهای همسایه بوده است، ولی کشورهایی که به ملت ایران آسیب وارد کردهاند، باید مسئولیت اقدامات خود را بپذیرند و خسارتهای واردشده را جبران کنند. نمیتوان از کنار این موضوع بهسادگی گذشت.
وی ادامه داد: ما تحولات سیاسی و نظامی منطقه غرب آسیا را با دقت دنبال میکنیم. اگر کشوری از یک سو ادعای دوستی با ایران داشته باشد و از سوی دیگر در عمل به دشمن برای ضربهزدن به ملت ایران کمک کند، این رفتار پذیرفتنی نیست. روابط دوستانه باید در عمل نیز نشان داده شود، نه اینکه صرفاً در سطح اظهارات باقی بماند.
رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها در ادامه، با اشاره به برخی تحلیلهای مطرحشده درباره سیاست خارجی، اظهار کرد: ارائه تحلیلهای سطحی و بیتوجهی به واقعیتهای منطقه مغرضانه است و اگر مغرضانه نباشد سادهلوحانه است. تحلیل مسائل منطقه غرب آسیا مستلزم شناخت دقیق تحولات سیاسی، امنیتی و نظامی است.
برجام را با ویتامین و هورمون نیز راه بیندازند، کارساز نیست
جوکار با انتقاد از ادامه حمایتها از توافق هستهای برجام افزود: با وجود تجربههای گذشته، هنوز برخی از برجام دفاع میکنند و بر ضرورت حفظ آن تأکید دارند؛ امروز برجام با کلی ویتامین و هورمون نیز راه بیندازند، کارساز نیست. آمریکا پس از توافق، از آن خارج شد و تعهدات خود را زیر پا گذاشت. این تجربه نشان داد که نمیتوان صرفاً به وعدههای طرف مقابل اعتماد کرد.
وی تصریح کرد: نمیتوان با افزودن توجیهات مختلف، برجام را به شکلی احیا کرد که مشکلات و تجربههای گذشته نادیده گرفته شوند. دوره این توافق به شکل سابق به پایان رسیده است و باید واقعیتهای موجود را در نظر گرفت. آمریکا در شکلگیری این توافق نقش داشت، اما در نهایت خود از آن خارج شد و عملاً تعهداتش را کنار گذاشت.
رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس در توصیهای به محمدجواد ظریف گفت: برای مدتی دست از سر مردم و انقلاب بردار تا همه کارها و مسائل حل میشود.
محمدجواد ظریف در سخنانی که اخیراً در فضای مجازی منتشر شده، با طرح دوگانه «نگاه تهدیدمحور یا فرصتمحور» در سیاست خارجی، رویکرد ایران به کشورهای منطقه را مورد انتقاد قرار داد و مدعی شد نگاه تهدیدمحور تهران موجب شده است سفرای ایران در کشورهایی مانند افغانستان، سوریه و عراق نماینده نیروی قدس باشند، نه بازرگان و دیپلمات.
وی با اشاره به عربستان سعودی تأکید کرد که تلقی این کشور بهعنوان تهدید، خود میتواند زمینهساز تهدید تلقی شدن آن باشد و بر ضرورت تغییر نگاه ایران به کشورهای منطقه از رویکرد تهدیدمحور به فرصتمحور تأکید کرد.
***
نگاه فرصتمحور یعنی اینکه اجازه دهیم کشور تجزیه شود؟
عضو هیاترئیسه مجلس، با انتقاد از اظهارات اخیر محمدجواد ظریف درباره ضرورت تغییر نگاه تهدیدمحور به فرصتمحور در سیاست خارجی، خواستار شفافسازی او درباره نسبت دیپلماسی با دفاع از کشور شد و گفت: آیا نگاه فرصتمحور به معنای فراهم کردن زمینه برای تجزیه ایران و آسیب رساندن به کشور است؟
علیرضا سلیمی، نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به سخنان محمدجواد ظریف درباره نگاه ایران به کشورهای همسایه و ضرورت فرصتمحور بودن نگاه به جهان، که اخیراً در فضای مجازی منتشر شده، گفت: کشورهای همسایه بههیچوجه تهدید نیستند و نباید آنها را تهدید تلقی کرد؛ اما مسئله اینجاست که وقتی آقای ظریف از ضرورت فرصتمحور بودن نگاه به جهان صحبت میکند، باید روشن کند که دقیقاً چه منظوری دارد.
وی افزود: این اظهارات از این جهت اهمیت دارد که از سوی فردی مطرح میشود که خود از عوامل برجام بوده است. وقتی گفته میشود باید به جهان نگاه فرصتمحور داشته باشیم، لازم است مشخص شود که این نگاه در عمل به چه معناست و چه نتایجی به دنبال خواهد داشت.
عضو هیات رئیسه مجلس اعلام کرد: آیا منظور از فرصتمحور بودن این است که به آمریکاییها اجازه دهیم در برخی کشورها پایگاه ایجاد کنند یا اینکه رژیم صهیونیستی سلاح هستهای داشته باشد و همچنان به تعدی و تخطی خود ادامه دهد؟ آیا این هم مصداق فرصتمحور بودن نگاه ما به جهان است؟
سلیمی با تأکید بر ضرورت شفافسازی در این زمینه تصریح کرد: حرفی که چندپهلو و مبهم باشد و گوینده نیز توضیح روشنی درباره آن ارائه نکند، محل سؤال است. اگر منظور آقای ظریف این است که ما فرصت در اختیار دیگران قرار دهیم تا کشورمان را تجزیه کنند و به قطعات مختلف تقسیم کنند، باید صریحاً این موضوع را روشن کند.
نماینده تهران در مجلس اظهار داشت: آیا منظور این است که ما فرصت را در اختیار دیگران بگذاریم تا به کشورمان آسیب بزنند؟ آیا باید در برابر چنین حملاتی از خود دفاع نکنیم؟ آقای ظریف باید توضیح دهد که نگاه ایشان به مقوله دفاع چیست.
عضو هیاترئیسه مجلس با اشاره به آنچه رویکرد یکجانبه در برخی مواضع ظریف میداند، اظهار کرد: معمولاً از نگاه ظریف، ایران مقصر است و از سوی رئیس او نیز گاهی بحثهایی مانند برگزاری رفراندوم مطرح میشود؛ اما پس از آن گفته میشود که منظور چیز دیگری بوده است. بنابراین، باید روشن شود که دیدگاه آنان درباره دفاع از کشور چیست.
سلیمی بیان کرد: وقتی دیگران به ما حمله میکنند، آیا باید مانند گوسفندی باشیم که سر خود را پایین بگذارد تا دیگران بهراحتی او را ببرند و نباید از خود دفاع کنیم؟ اکنون که دشمن به ما حمله کرده است، معنای نگاه فرصتمحور چیست و قرار است چه نسبتی با دفاع از کشور داشته باشد؟
عضو هیات رئیسه مجلس خاطرنشان کرد: مگر ما رهبر یک کشور را ترور کردهایم یا به مدرسه و بیمارستان حمله کردهایم؟ وقتی دیگران به ما حمله میکنند، دفاع کردن یک امر طبیعی و برخاسته از فطرت انسانی است.
نماینده تهران در پاسخ به این پرسش که آیا چنین رویکردی را میتوان ناشی از سادهاندیشی دانست، گفت: انسان با شنیدن برخی از این اظهارات به این سؤال میرسد که آیا بعضی افراد پروژههای خاصی را دنبال میکنند یا خیر. برخی مواضع نشان میدهد که این اظهارات ممکن است کاملاً هدفمند و در راستای پیشبرد برخی پروژهها مطرح شوند؛ ازاینرو، این موضوع یک سؤال جدی است که باید درباره آن تأمل کرد.
وی با اشاره به عملکرد دیپلماتیک ظریف نیز اظهار کرد: ما به دیپلماسی اعتقاد داریم و با اصل آن مخالف نیستیم اما باید مشخص شود که در شرایطی که دشمن به دنبال تحمیل خواستههای خود است و میخواهد طرف مقابل تسلیم شود، دیپلماسی چه معنایی پیدا میکند و قرار است چه نتیجهای داشته باشد، باید روشن شود که در چنین شرایطی، منظور از دیپلماسی چیست.
***
ظریف بازهم دو قطبی ساخت؛ اینبار با تعابیر رکیک
ظریف در سخنان خود با استفاده از تعابیر رکیک، دوگانهای جدید ساخته و بازهم ایران را بهجای دشمنان، متهم کرده است.
در سخنانی که اخیراً در فضای مجازی منتشر شده، محمدجواد ظریف ضمن توهین و استفاده از تعابیر رکیک که نقل آن دور از شان مخاطبان فرهیخته است، دوگانهای جدید با عنوان «نگاه تهدید محور یا فرصت محور»، علیه امنیت ایران طرح کرد.
ظریف بهنوعی ایران را مسئول دشمنیها و مشکلات معرفی کرد و علت آن را نگاه تهدید محور از سوی تهران دانست.
او دلیل ادعاهای خود را اینگونه عنوان کرد: «اگر نگاه ما به منطقه تهدید محور باشد، باید سفیرمان نماینده قدس باشد، اگر نگاهمان فرصت محور باشد، باید سفیرمان بازرگان و دیپلمات باشد. چرا سفرای ما در افغانستان و سوریه و عراق، نماینده قدس هستند؟ چون آنها را تهدید میبینیم. اگر تهدید نبینیم، آنوقت زمینه برای فرصت ایجاد میشود.»
ظریف در این سخنرانی، عربستان را یکی از کشورهایی میداند که باید نگاه تهدید محور به آن را اصلاح کنیم. او تاکید کرد که اگر ما عربستان را تهدید بدانیم، آنوقت برای ما تهدید میشود.
در اینجا لازم است چند نکته بسیار ساده را به آقای ظریف که سالها وزیر خارجه بوده و در این وزارت خانه حضور داشت، آموزش داد.
جدای از آنکه ادعاهای ظریف در خصوص سفرا صحیح است یا مانند موارد گذشته دروغ، باید دانست که حضور نظامیان ردهبالا در سفارتخانههای مهم، اقدامی است که توسط بازیگرانی همچون آمریکا انجام میشود.
از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱، سفیر آمریکا در عربستان، جان ابی زید، ژنرال ۴ ستاره ارتش ایالاتمتحده و طولانیترین فرمانده سنتکام، بود. این ژنرال پر سابقه، در جنگهای متعدد آمریکا در منطقه حضور داشت.
پرواضح است که آمریکا نگاهی فرصت محور به پادشاهی سعودی دارد. بهویژه ترامپ که حتی بهطور علنی تعبیر گاو شیرده را برای سعودیها به کار برد. با این حال، چنین نظامی رده بالایی را بهعنوان سفیر خود در عربستان انتخاب کرد.
یکی دیگر از کشورهایی که ظریف از آن نام برده و ایران را در ارتباط با او متهم به نگاه تهدید محور کرده، افغانستان است. ظریف باید بیاموزد که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱، سفیر آمریکا در افغانستان، سپهبد کارل آیکنبری، با ۳۵ سال سابقه خدمت نظامی، بود.
انتخاب یک چهره نظامی بهعنوان سفیر توسط آمریکا، حتی در کره جنوبی نیز دیده میشود. دریاسالار هری هریس، فرمانده سابق ناوگان اقیانوس آرام و ناوگان ششم ایالاتمتحده، از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱، سفیر آمریکا در کره جنوبی بود.
ژنرال ولیام کرو، یازدهمین رئیس ستاد مشترک ایالاتمتحده بود که از ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷، بهعنوان سفیر آمریکا در انگلستان، خدمت کرد.
تئودور کاتوف، سفیر پیشین آمریکا در امارات بود که پیش از حضور در وزارت خارجه، در ارتش خدمت میکرد.
سفرای نظامی آمریکا در کشورهای مختلف، لیستی پرتعداد است. این افراد نه صرفاً در کشورهایی که دشمن آمریکا، بلکه در کشورهای متحد آمریکا بهعنوان سفیر خدمت کردهاند و اندیشمندان روابط بینالملل، این موضوع را رویکردی تهدید محور و عامل تخریب روابط نمیداند.
البته انتخاب نظامیان بهعنوان سفیر، به ایالات متحده محدود نمیشود و کشورهایی همچون انگلستان نیز چنین رویکردی را در انتخاب سفرا در نظر گرفتهاند.
ظریف در بخشی دیگر از صحبتهای خود، بازهم به موضوع مذاکره پرداخت و گفت: «اگر من اینجا تا صبح راجع به گذشته غر بزنم، قاسم زنده میشود؟ سیدحسن زنده میشود؟ بیایید یک واقعیت را بپذیریم. همان کاری که مائو برای چین انجام داد. مائو گفت من به خودم باور دارم که جلوی آمریکا بنشینم و با آن مذاکره کنم. چین بعد از این بود که پیشرفت کرد.»
این درحالی است که ظریف حداقل از دهه ۷۰ تاکنون در حال مذاکره است یا در مذاکرات نقش داشته یا به مذاکره توصیه میکند.
پیش از هر دو جنگ نیز، ایران در حال مذاکره و امتیازدهی بود. اما آمریکا جنگ را انتخاب کرد. بعد از جنگ ۴۰ روزه نیز ایران بازهم مذاکره کرد و آمریکا بازهم آن را نقض کرد.
اینکه با نشستن جلوی آمریکا مشکلات حل میشود، موضوعی است که شخص ظریف سالها آن را انجام داد. اما نتیجه آن، افزایش تحریمها و تحمیل جنگ بود.