ترامپ هیچگاه فکرش را هم نمیکرد آنچه به عنوان عملیات نظامی «خشم حماسی» علیه ایران آغاز کرده درنهایت با تحقق «وعده صادق» ایران در منطقهای کردن نبرد، اقتصاد جهانی را به چنین وضع اسفباری دچار کند. برای درک بهتر وقایع مرتبط با کنترل هوشمند تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی ایران و اعمال محاصره دریایی از سوی ایالات متحده و سطح تاثیرگذاری این اقدامات بر هر یک از طرفین درگیر و اقتصاد جهانی به گفتوگو با مسعود پل مه، دبیر انجمن کشتیرانی و خدمات وابسته نشستهایم:
این روزها این سؤال خیلی در میان مردم و حتی کارشناسان مطرح و مورد بحث است که آیا جمهوری اسلامی ایران بر اساس قواعد بینالمللی دریانوردی حق اعمال کنترل هوشمند بر عبور و مرور در تنگه هرمز را دارد؟
جمهوری اسلامی ایران عضوی از سازمان بینالمللی دریانوردی است. این عضویت، حقوقی برای ما در تنگه هرمز قائل میشود که ما سالها به هر دلیلی درصدد احقاق آن نبودیم. اما جنگ تحمیلی سوم یا همان جنگ رمضان ما را بر آن داشت که از طریق کنترل هوشمند تنگه هرمز، حقوق حقه خودمان را مطالبه کنیم. عدم تخلیه نابجای آب توازن، عدم تخلیه زباله و جلوگیری از آلودگیهای نفتی مواردی است که جمهوری اسلامی ایران به سبب عضویت در سازمان بینالمللی دریانوردی و کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط میتواند بر آن نظارت و با آن برخورد کند. از سوی دیگر در شرایط جنگی این حق برای ایران به رسمیت شناخته شده که از تردد کشتیها و شناورهای تحت مالکیت یا مرتبط با کشورهای متخاصم جلوگیری به عمل آورد. حتی ما اجازه داریم از آن قبیل فعالیتهای تجاری که کمککننده یا تشدیدکننده فعالیت نظامی دشمن هستند ممانعت به عمل بیاوریم. هماکنون به غیر از شناورهای تحت مالکیت یا مرتبط با دشمن که ذکر شد؛ تردد عادی تحت ضوابط تعیینشده جمهوری اسلامی ایران برای سایر شناورها در جریان است. کنترل هوشمند تنگه هرمز دقیقاً به همین معناست و کشورها باید به سازوکار جمهوری اسلامی ایران جهت تردد ایمن تن دهند. لازم به ذکر است که ضوابط و سازوکار اعمالشده از سوی جمهوری اسلامی ایران کاملاً منطبق بر قواعد بینالمللی و مصالح عالیه کشورمان است.
آماری از شناورهای خواهان عبور از تنگه هرمز با اجازه و هماهنگی جمهوری اسلامی ایران دارید؟
هماکنون بیش از 3000 کشتی با ملیتها، انواع، اوزان و کاربریهای گوناگون در صف تردد از تنگه هرمز قرار دارند. برخی از این کشتیها به دلیل وحشت از شرایط جنگی حاکم شده از سوی آمریکا و اسرائیل بر منطقه، خودشان اصلاً تمایلی به عبور فوری از تنگه هرمز ندارند. از سوی دیگر، اهمیتی که جمهوری اسلامی ایران به عبور ایمن کشتیها میدهد باعث شده که ظرفیت روزانه تردد کشتیها محدود و مدیریت شده باشد. اما تاکید میکنم که عبور و مرور همواره برقرار است. همچنین نباید فراموش کنیم که مسئول وضعیت فعلی، تحمیلکنندگان جنگ به ملت ایران هستند و دنیا باید از آنها مطالبه و به آنها اعتراض کند.
لطفاً درباره اهمیت تنگه هرمز و خلیج فارس برای اقتصاد جهانی توضیح دهید.
20 درصد از سهم تجارت دنیا مربوط به منطقه خلیج فارس است. 60 درصد از منابع و ذخایر سوخت فسیلی دنیا در منطقه ما قرار دارد. پیش از جنگ رمضان، روزانه 110 تانکر غولپیکر حامل نفت، گاز، مشتقات نفتی، گاز مایع و انواع سوخت از تنگه هرمز عبور میکردند. 35 درصد گاز موردنیاز جهان به همراه 40 درصد محصولات پتروشیمی دنیا که از قضا در بحث کشت و زرع بسیار مهم هستند از تنگه هرمز عبور میکنند. همه اینها یعنی یک گردش مالی 1800 میلیارد دلاری در سال و 150 میلیارد دلاری در ماه از طریق تنگه هرمز در جریان بوده که با اقدام جنگ افروزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی متوقف شده است.
آیا اقتصاد جهانی در همین کوتاهمدت، تبعات بحران در تنگه هرمز را احساس کرده است؟
دنیا نتایج جنگ رمضان را با افزایش قیمت بنزین در جایگاههای سوخت بهخصوص در مناطقی چون اروپا و آمریکا به چشم میبیند. هزینه انرژی مصرفی جهت گرمایش یا سرمایش منازل به شدت بالا رفته است. الآن قیمت کود مصرفی کشاورزان دنیا به بالاترین حد خودش رسیده است. از طرفی قیمت سوخت مصرفی کشتیها از قیمت 450 تا 750 دلار سه ماه پیش به حداقل 2400 دلار در هر تن رسیده است. همه اینها نشاندهنده ایجاد یک تورم جهانی در اثر مشکلات پیشآمده در تنگه هرمز است. این تورم ناشی از توقف ماهیانه 150 میلیارد دلار تجارت جهانی از طریق تنگه هرمز و درنتیجه کمبود کالا و انرژی در سراسر دنیا است.
اما رئیسجمهور آمریکا بارها وعده داده این شرایط موقتی است و با پایان جنگ با ایران و در صورت پیروزی او همه قیمتها کاهش خواهد یافت.
ترامپ ظاهراً این جمله معروف را فراموش کرده که خراب کردن آسان و ساختن دشوار است. وگرنه هیچگاه ادعا نمیکرد که بازارهای بورس و انرژی جهان به زودی و با پایان جنگ با ایران به حالت عادی بازخواهند گشت. ببینید وقتی یک بحران بینالمللی مؤثر بر اقتصاد رخ میدهد؛ بازارهای مالی شروع به منقبض شدن میکنند و این فرآیند جز با اطمینان کامل از حل بحران و عدم تکرار آن متوقف نخواهد شد. البته این شرایط نااطمینانی را آمریکا و رژیم صهیونیستی خودشان به وجود آوردهاند. وقتی دومرتبه در میانه دیپلماسی به کشوری که پای میز مذاکره نشسته حمله میکنید خب معلوم است دنیا همیشه با تردید به هر نوع وعده آمریکا و رژیم صهیونیستی برای عدم تهاجم سوم نگاه خواهد کرد. الآن دود همین اقدامات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد به چشم متحدان عربشان در جنوب خلیج فارس میرود. چراکه به دلیل انتخاب پایینترین ریسک در بازار سرمایه، سرمایهها در حال خروج از این کشورهای عربی بهخصوص از بخش نفت و گازشان هستند. یعنی سرمایهگذاران از کشورهای جنوبی خلیج فارس به مناطق دیگر جهان نقل مکان میکنند.
رئیسجمهور آمریکا مدعی شده که به کنترل ایران بر تنگه هرمز هر زمانی که اراده کند پایان خواهد داد. حتی چند روز پیش ادعا کرد در قالب عملیات اسکورت نظامی با کمک 3 ناو آمریکایی تعدادی کشتی را از تنگه هرمز عبور داده است. چه قدر چنین ادعایی را منطبق بر واقعیت میدانید؟
آمریکا هر چه تلاش کرد در جنگ علیه ایران از سوی متحدانش یاری نشد. نه متحدانش در ناتو و نه در جنوب شرق آسیا حتی حاضر به همکاری با او صرفاً در بازگشایی تنگه هرمز نشدند. ترامپ قمارباز قهاری است اما گاهی قواعد بازی را از یاد میبرد. ببینید در این عملیات اخیر هر کسی متوجه میشود که ناوهای آمریکایی حتی خودشان هم نتوانستهاند از تنگه هرمز عبور کنند و ترامپ دروغ گفته است. چراکه خود رئیسجمهور آمریکا پیشتر مدعی شده بود که مسیر عادی تنگه هرمز که پیش از جنگ استفاده میشد از سوی ایران مینگذاری شده است. من کارشناس نظامی نیستم اما هر آدم عاقلی میتواند دروغهای ترامپ را متوجه شود. سه ناو جنگی چگونه ممکن است از مسیر مینگذاری شده ادعایی ترامپ عبور کرده و به هیچ مینی برخورد نکنند. رصدهای میدانی و کارشناسی ما هم نشان میدهد که تنگه در کنترل کامل ایران است و ادعاهای ترامپ و رسانههای حامی او صرفاً جنگ تبلیغاتی است. از سوی دیگر، وقتی میبینیم شخصی که رئیسجمهور قویترین کشور دنیا از نظر قدرت مادی و مدعی جایزه صلح نوبل است؛ ظرف 3 ساعت 7 توئیت متناقض میزند باید به عقل او شک کنیم. باز هم تاکید میکنم که ترامپ یک قمارباز قهار است اما شک نکنید انشاءالله در این قمار بازنده خواهد بود. کنترل هوشمند تنگه هرمز در اختیار نیروهای مسلح ایران است و بدون هماهنگی با ایران هیچ کشوری توان عبور نظامی و تجاری از این تنگه را ندارد.
لطفاً درباره تبعات جنگ رمضان و شرایط جدید تنگه هرمز بر کشورهای عربی جنوب خلیج فارس که متحدان سنتی آمریکا هستند توضیح دهید.
اکنون تمام بنادر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به حالت تعطیل درآمده است. این تعطیلی میتواند تبعات اقتصادی جدی از جمله اختلال در چرخه تأمین کالاهای ضروری و بیکاری گسترده را به کل منطقه جنوبی خلیج فارس تسری دهد. درباره امارات هم باید به دقت صحنه را رصد کرد. اهمیت بندر جبل علی دبی در این مطلب است که این مکان به عنوان هاب کانتینری جهان شناخته میشود. یعنی هر نوع اختلال در این بندر، میتواند فرآیند حمل کالا و شرکتهای بزرگ فعال در این عرصه را دچار مشکل، فرسایش، تعویق زمانی، خسارت و تعدیل نیرو کند. از اینرو، لزوم تعامل سیاسی روسای کشورهای عرب با جمهوری اسلامی ایران جهت حفظ نظم و امنیت منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز ضروری به نظر میرسد. همچنین اهمیت بندر فجیره برای کشور امارات در این است که بخش مهمی از صادرات نفت این کشور از مبدأ این بندر صورت میگیرد. اتفاقاً برعکس تبلیغاتی که میشود جمهوری اسلامی ایران با کنترل هوشمند تنگه هرمز نه درصدد ایجاد مشکل برای کشورهای همسایه مسلمان بلکه به دنبال تضمین حملونقل ایمن برای آنهاست. ببینید بندر فجیره هم قاعدتاً در این شرایط جنگی باید تابع قواعد تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی ایران باشد. چراکه شرایط جنگی ممکن است هر خطری را متوجه بنادر و شناورهایی کند که بیتوجه به صحنه نبرد در حال فعالیت هستند. بندر فجیره گرچه از منطقه اصلی تنگه فاصله دارد اما بالاخره فاصله آن از صحنه نبرد نظامی بسیار کم است. امید زیادی دارم که با تعاملات سیاسی میان رهبران کشورمان و کشورهای عربی جنوب خلیج فارس به زودی شاهد تن دادن این کشورها به قواعدی باشیم که برای عبور ایمن شناورهای خودشان لازم است. چراکه آسیبپذیرترین اقتصادها در برابر جنگ منطقهای همین اقتصادهای عربی هستند و لذا انتظار عقلانیت بیشتری از مقامات برخی از این کشورها میرود.
محاصره دریایی اعمالی آمریکا علیه ایران را چه مقدار جدی و مؤثر میدانید؟
محاصره دریایی اعمالی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نقض فاحش حقوق دریانوردی تجاری است. مردم عزیز ایران بدانند که گرچه محاصره دریایی ممکن است مشکلاتی برای ما ایجاد کند اما ما هم روزنهها و روشهای خودمان را برای بیاثر کردن و دور زدن آن داریم. در موضوع توقیف کشتی توسکا هم به دلیل پایمردی و ایستادگی جمهوری اسلامی ایران، نهایتاً با وساطت دو کشور دوست و برادر ما یعنی عمان و پاکستان هم کشتی حامل بار و هم خدمه به اسارت گرفته شده آن توأمان آزاد و تحویل ایران شدند. اخیراً هم موفق شدهایم یک کشتی فلهبر غولپیکر حامل کالاهای اساسی را با اسکورت و حمایت نیروهای نظامی شجاع کشورمان از میانه محاصره ادعایی آمریکا عبور داده و به بندر مقصد در کشورمان برسانیم. درباره ذخایر کالاهای اساسی هم این نوید را به مردم عزیز ایران میدهم که در برخی کالاهای اساسی حتی تا 9 ماه هم ذخیره داریم و در این زمینه وضعیت کشور در شرایط عالی قرار دارد. به نظرم کشور توانمندی مدیریت شرایط و تابآوری لازم در برابر این محاصره را دارد. درباره جایگزینی مسیر تجارت دریایی هم یک توضیحی لازم میدانم که بدهم. ببینید بالاترین حجم و ارزانترین روش تجارت در دنیا از طریق دریاست. اما حتی اگر در بدترین سناریوی ممکن محاصره دریایی ایران ادامه هم یابد هیچ مشکل غیرقابل حلی برای ما وجود ندارد. اولاً بیشترین حجم تجارت ایران با کشورهایی چون روسیه، چین، ترکیه و کشورهای سی آی اس خواهد بود که ما از طریق ریلی و جادهای امکان اتصال به همه آنها را داریم. ثانیاً ما سالهاست از مسیرهای ریلی همسایگان تردد مسافری و تجاری داشتهایم و میتوانیم برای جبران کمبود بحث دریایی در تجارت، خطوط ریلی و جادهای با همسایگانمان یعنی عراق، ترکیه، ارمنستان، جمهوری باکو، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان را حتی فعالتر هم کنیم. بنابراین تابآوری ایران در این زمینه بسیار بالا و راههای جایگزین هم فراوان است. درباره وضعیت عالی ذخایر کالاهای اساسی هم پیشتر توضیح دادم که مردم خیالشان راحت باشد.
درباره تابآوری آمریکاییها در صورت تداوم شرایط فعلی چه پیشبینی و برآوردی دارید؟
به نظرم خالی از لطف نیست یک نگاهی هم به وضعیت دشمن هم داشته باشیم. آمریکاییها اقتصادشان بیشترین وابستگی به و آسیبپذیری از خلیج فارس را دارد. دلیل آن هم این نکته است که هیچ صنعتی در کشورهای جنوبی خلیج فارس وجود ندارد که آمریکاییها به نحوی سرمایهگذار یا سهامدار آن نباشند. بنابراین درست است که محاصره دریایی ضرباتی به ما خواهد زد اما مطمئن باشید که تداوم اختلال در کشتیرانی خلیج فارس ضربات سهمگینی به اقتصاد آمریکا وارد خواهد کرد. این ضربات شامل خسارتهای مالی ناشی از توقف فرآیند تولید و صادرات کالا و درنتیجه آن تعدیل گسترده نیرو و افزایش فزاینده بیکاری در آمریکاست. بنابراین آمریکا بازنده اصلی این قماری خواهد بود که آغاز کرده است.