10:02 - 2025/06/18

در حالی که موج جدید حملات اسرائیل به زیرساخت‌های حیاتی ایران وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده، پیام دیشب دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» با لحنی هشدارآمیز، توجهات بین‌المللی را جلب کرد. او خطاب به مردم...

مهار واشنگتن از مسیر بازدارندگی چندلایه

مهار واشنگتن از مسیر بازدارندگی چندلایه

در حالی که موج جدید حملات اسرائیل به زیرساخت‌های حیاتی ایران وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده، پیام دیشب دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» با لحنی هشدارآمیز، توجهات بین‌المللی را جلب کرد. او خطاب به مردم ایران نوشت: «تهران را فوراً ترک کنید!» و هم‌زمان تأکید کرد که آمریکا نباید در کنار اسرائیل برای «مهار تهدید ایران» تردید به خود راه دهد. این پیام، زنگ خطر جدی برای ورود مستقیم یا غیرمستقیم واشنگتن به جنگ را به صدا درآورد. در چنین شرایطی، پرسش راهبردی این است که جمهوری اسلامی ایران چگونه می‌تواند با افزایش هوشمندانه هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم برای آمریکا، مانع ورود واشنگتن به جبهه نظامی اسرائیل شود یا دست‌کم، حمایت بی‌قید و شرط ایالات متحده از تل‌آویو را دچار تردید و تعدیل کند؟ در ادامه این یادداشت، سناریوهای قابل اجرا برای تحقق این هدف بررسی شده است.
۱. تهدید مستقیم منافع آمریکا در منطقه. یکی از مهم‌ترین ابزارهای در اختیار ایران برای بازدارندگی، تهدید یا اخلال در امنیت پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیاست. ایران و متحدان منطقه‌ای آن، به‌ویژه گروه‌های مقاومت در عراق، سوریه و یمن، توانایی انجام عملیات موشکی، پهپادی و تهاجمی محدود علیه مراکزی چون عین‌الاسد، الحریر، التنف، الشدادی و ناوگان پنجم آمریکا در بحرین را دارا هستند. حتی بدون اجرای عملیات، صرف تهدید صریح و آشکار ایران به هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی در صورت ادامه حملات اسرائیل می‌تواند هزینه حفاظت فیزیکی، استقرار پدافند، جابجایی نیرو و عملیات روانی برای پنتاگون را به‌شدت افزایش دهد. تجربه حمله به عین‌الاسد در دی ۱۳۹۸ و سکوت محاسبه‌شده آمریکا در آن زمان، نمونه‌ای از کارایی این تهدیدات هدفمند است. ایران همچنین می‌تواند از ظرفیت‌های سایبری و روانی خود علیه زیرساخت‌ها و اعتبار آمریکا استفاده کند. حملات هدفمند سایبری به زیرساخت‌های انرژی، مالی یا حمل‌ونقل در داخل خاک آمریکا – با سطحی از انکارپذیری – می‌تواند ضربه‌ای پرهزینه اما بدون ورود مستقیم به جنگ ایجاد کند. همچنین، افشای اطلاعات درباره حمایت پشت‌پرده آمریکا از جنایات جنگی اسرائیل یا مشارکت در حملات به اهداف غیرنظامی ایران، می‌تواند مشروعیت بین‌المللی آمریکا را زیر سؤال ببرد.
۲. فشار بر اقتصاد آمریکا از طریق اهرم انرژی. ایران می‌تواند با افزایش ناامنی در کریدورهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز یا دریای سرخ، عملاً موجب افزایش قیمت جهانی نفت و افزایش تورم وارداتی در آمریکا شود. عملیات محدود علیه نفتکش‌های وابسته به اسرائیل یا حمله نیابتی به تأسیسات انرژی عربستان و امارات، از جمله ابزارهایی است که در صورت اجرای هوشمند و انکارپذیر، می‌تواند هزینه سیاسی و اقتصادی سنگینی برای واشنگتن داشته باشد. افزایش قیمت نفت خام به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه در شرایط تورمی کنونی آمریکا، می‌تواند تأثیر مستقیمی بر محبوبیت دولت آمریکا، بازارهای مالی، و نرخ بهره داخلی داشته باشد.
۳. جنگ سایبری و عملیات شناختی علیه آمریکا. ایران در دهه اخیر سرمایه‌گذاری وسیعی بر ظرفیت‌های جنگ سایبری و عملیات شناختی انجام داده است. حملات سایبری هدفمند به تأسیسات حمل‌ونقل، پالایشگاه‌ها، سیستم‌های برق یا بانک‌های آمریکایی می‌تواند با هزینه کم، اثربخشی بالایی در تغییر افکار عمومی آمریکا درباره حمایت از اسرائیل داشته باشد. در کنار آن، افشای اسناد یا اطلاعات درباره نقش پنهان آمریکا در حملات به ایران یا جنایات جنگی اسرائیل، می‌تواند مشروعیت اخلاقی آمریکا را در فضای رسانه‌ای جهانی و داخلی به چالش بکشد. چنین عملیاتی، اگر با مهارت اجرا شود، نقش مهمی در بازداشتن دولت آمریکا از ورود مستقیم به جنگ خواهد داشت.
۴. استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک برای شکاف در غرب. در کنار اقدامات سخت‌افزاری، ایران باید از ظرفیت دیپلماتیک خود برای تحریک شکاف میان آمریکا و شرکای اروپایی‌اش استفاده کند. ایران می‌بایست با ادامه دیپلماسی فعال در قالب بریکس، شانگهای، عدم تعهد و محور مقاومت، آمریکا و اسرائیل را در نهادهای جهانی منزوی کند. همکاری با چین و روسیه در شورای امنیت برای صدور بیانیه‌های ضد اسرائیل، تلاش برای ایجاد اجماع در اوپک یا اتحادیه اقتصادی اوراسیا علیه حضور نظامی آمریکا در منطقه، و نیز تشویق کشورهای عربی به اتخاذ مواضع بی‌طرف یا حتی منتقد، همگی ابزارهای هزینه‌ساز دیپلماتیک هستند.
۵. زوایای پنهان توانمندی نظامی ایران و تهدیدهای راهبردی. ایران هنوز بخش عمده‌ای از قدرت نظامی خود را فعال نکرده است. سامانه‌های موشکی با برد بلند، پهپادهای انتحاری سنگین، و حتی موشک‌های کروز پنهان‌کار با برد بالای ۱۵۰۰ کیلومتر هنوز به میدان نیامده‌اند.

علاوه بر آن، سامانه‌های جنگ الکترونیک، سلاح‌های سایبری نسل جدید، و ظرفیت‌های بازدارندگی هسته‌ای بالقوه، از جمله ابزارهای مرحله‌بندی‌شده در دکترین دفاعی ایران هستند. تهدید علنی به استفاده از این ظرفیت‌ها، بدون لزوماً عبور از خط قرمز عملیاتی، می‌تواند واشنگتن را وادار کند تا محاسبات راهبردی خود را بازنگری کند؛ زیرا هزینه تقابل با ایران، به‌ویژه در صورت ورود به جنگ چندجبهه‌ای، برای آمریکا بسیار بالا خواهد بود.
جمع‌بندی. ایران برای مهار نقش و تغییر محاسبات آمریکا در جنگ و جلوگیری از ورود آن به جبهه نظامی، باید راهبردی ترکیبی و چندلایه را اتخاذ کند: از تهدید منافع سخت آمریکا در منطقه گرفته، تا اخلال در امنیت انرژی جهان، عملیات سایبری و شناختی، تحرک دیپلماتیک بین‌المللی، و سرانجام بهره‌برداری از ظرفیت‌های پنهان قدرت نظام و تهدید هدفمند به عبور از خطوط قرمز جهانی – بدون اجرای فوری – همچون تهدید به خروج از NPT یا آغاز غنی‌سازی ۹۰ درصدی، یا تجهیز گروه‌های مقاومت به سلاح‌های نقطه‌زن دقیق، می‌تواند فضای روانی جهانی را به سود ایران تغییر دهد. چنین تهدیدهایی باید حساب‌شده و با پیام‌رسانی دیپلماتیک و رسانه‌ای هوشمند همراه باشد. این راهبرد می‌تواند بدون ورود به جنگ تمام‌عیار با آمریکا، هزینه‌های آن را به حدی بالا ببرد که حمایت از اسرائیل دیگر در محاسبات استراتژیک واشنگتن مقرون‌به‌صرفه نباشد.

داوود منظور
رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه