06:22 - 2026/07/19

اصرار بر صلح شرافتمندانه، نه مصداق فضیلت اخلاقی بلکه نماد یک خطای ادراکی و راهبردی بزرگ محسوب می‌شود به گزارش تسنیم، سخنان اخیر رئیس دولت اصلاحات از سوی بسیاری از نقادان و تحلیلگران حوزه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل مورد توجه قرار گرفته ا...

مرز صلح و شرافت در ذهن رئیس دولت اصلاحات!

مرز صلح و شرافت در ذهن رئیس دولت اصلاحات!

اصرار بر صلح شرافتمندانه، نه مصداق فضیلت اخلاقی بلکه نماد یک خطای ادراکی و راهبردی بزرگ محسوب می‌شود

به گزارش تسنیم، سخنان اخیر رئیس دولت اصلاحات از سوی بسیاری از نقادان و تحلیلگران حوزه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل مورد توجه قرار گرفته است. در این سخنان، سید محمد خاتمی از کلیدواژه‌ای تحت عنوان “صلح شرافتمندانه” یاد کرده و خود را طرفدار آن دانسته است. اگرچه در ظاهر این سخنان ایده‌آل‌گرایانه و تزیین شده، برخی مخاطبان را جذب می‌کند اما با واقعیات و حقایق گذشته، جاری و آتی در دنیای امروز فرسنگ‌ها فاصله دارد!
تأکید بر «صلح شرافتمندانه» در برابر دشمنی که نه به قواعد اخلاقی پایبند است، نه به تعهدات خود وفادار می‌ماند و اساساً خصومت آن با نظام و ملت ایران یک دشمنی ماهوی و ریشه‌دار است، در عمل می‌تواند تعارض‌های جدی در سطح مفهومی، راهبردی و سیاسی ایجاد کند. مسئله اصلی اینجاست که صلح، وقتی معنا و کارکرد واقعی پیدا می‌کند که طرف مقابل (دشمن) به میزانی از شرافت یا حداقل قوانین بازدارنده و محدودیت‌های هنجاری پایبند باشد! اگر یک طرف، صلح را صرفاً تاکتیکی برای تجدید قوا، نفوذ، فریب یا تحمیل بیشتر بداند، اصرار بر صلح شرافتمندانه، نه مصداق فضیلت اخلاقی، بلکه در بهترین حالت نماد یک خطای ادراکی و راهبردی بزرگ محسوب می‌شود!

نخستین تعارض، تعارض میان «زبان اخلاق» و «واقعیت میدان» است. وقتی دشمنی ماهیتاً بر حذف، تضعیف یا استحاله شما متمرکز است، سخن گفتن از صلح شرافتمندانه بدون توجه به این واقعیت، نادیده‌گرفتن ماهیت خصومت و ساده‌سازی آن است. در این حالت، واژه شرافت در معادله‌ای به‌کار می‌رود که یک‌سوی آن یعنی کاخ سفید اساساً به شرافت، عهد، انصاف یا قواعد انسانی باور ندارد. نتیجه آن است که مفهومی اخلاقی، در زمینی نامتقارن مصرف می‌شود و همین عدم تقارن، می‌تواند به سوءبرداشت در داخل و سوءاستفاده در خارج منجر شود.
دومین تعارض، در سطح افکار عمومی و ادراک اجتماعی شکل می‌گیرد. وقتی جامعه سال‌ها با شواهد روشن از دشمنی عمیق، خیانت، فشار، تحریم، تهدید یا تجاوز روبه‌رو بوده است، تأکید مکرر بر صلح با چنین دشمنی، اگر به‌درستی تبیین نشود، ممکن است به دو برداشت متناقض منتهی شود: یا نشانه‌ای از ضعف تلقی شود، یا نشانه‌ای از ساده‌انگاری. در هر دو حالت، سرمایه روانی جبهه داخلی آسیب می‌بیند. جامعه‌ای که باید در برابر تهدید هوشیار، منسجم و مقاوم باقی بماند، ممکن است دچار سردرگمی تحلیلی شود؛ به‌ویژه اگر پیام صلح، بدون تبیین همزمان منطق بازدارندگی، قدرت و بی‌اعتمادی راهبردی مطرح شود.
سومین تعارض، تعارض در سطح رفتار دشمن است. دشمن بی‌اخلاق و تروریست آمریکایی، از پیام‌های صلح‌طلبانه لزوماً برداشت مثبت نمی‌کند؛ بلکه چه‌بسا آن را نشانه‌ای از فرسودگی، تردید یا آمادگی برای عقب‌نشینی بداند. در چنین شرایطی، به جای کاهش فشار، ممکن است بر شدت فشارها بیفزاید.
چهارمین تعارض، به حوزه راهبرد بازمی‌گردد. هر نظام سیاسی برای بقا و پیشرفت، نیازمند انسجام در تعریف دوست، دشمن، تهدید و فرصت است. اگر در سطح گفتمانی، دشمن ماهوی همچنان دشمن معرفی شود، اما در سطح پیام سیاسی، از صلح شرافتمندانه با او سخن گفته شود، بدون آنکه حدود، شروط و الزامات این صلح دقیقاً روشن باشد، نوعی دوگانگی راهبردی پدید می‌آید. این دوگانگی می‌تواند دستگاه تصمیم‌گیری، بدنه نخبگانی و حتی نیروهای میدانی را دچار ابهام کند. در سیاست، ابهام کنترل‌نشده نه نشانه انعطاف، بلکه منبع اختلال است.
آیا رئیس دولت اصلاحات نسبت به چنین قواعد مبرهنی در حوزه‌های ادراکی، شناختی و سیاسی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران آگاه نیست؟! البته از فردی که هنوز حاضر به اعلام برائت از عملکرد وقیحانه و غیرقابل توجیه خود در جریان فتنه آمریکایی-صهیونیستی سال 1388 نیست، انتظار دیگری وجود ندارد!

کویت در گرداب جنگ ترامپ؛ از شوری آب آشامیدنی تا فلج شدن صنعت نفت
کویت که تا پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یکی از باثبات‌ترین اقتصادهای نفتی منطقه محسوب می‌شد، پس از فروپاشی آتش‌بس و از سرگیری درگیری‌ها، با توقف صادرات نفت، آسیب به زیرساخت‌های حیاتی، بسته شدن حریم هوایی و کسری بودجه فزاینده، وارد یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اقتصادی تاریخ خود شده است.
کویت که تا پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یکی از ثبات‌ترین اقتصادهای منطقه را با تولید روزانه حدود ۲.۷ میلیون بشکه نفت در اختیار داشت، این روزها پس از شکست آتش‌بس و از سرگیری حملات، بار دیگر با بحرانی تمام‌عیار در بخش انرژی و اقتصاد دست و پنجه نرم می‌کند.
احیای کوتاه‌مدت و فروپاشی دوباره صادرات نفت
در دوره آتش‌بس ۴۰ روزه میان آمریکا و ایران که از نیمه‌های ژوئن ۲۰۲۶ (اواخر خرداد ماه) آغاز شده بود، کویت با سرعتی شگفت‌آور توانست بخش ق

ابل ‌توجهی از تولید و صادرات نفت خود را احیا کند. بر اساس گزارش‌های رویترز و بلومبرگ، تولید نفت کویت که در اوج جنگ به کمتر از ۵۶۲ هزار بشکه در روز سقوط کرده بود، در ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۱.۶۵ میلیون بشکه در روز رسید و در ده روز پایانی این ماه به حدود ۱.۹ میلیون بشکه در روز نزدیک شد. شرکت نفت کویت نیز در ۱۸ ژوئن، وضعیت قوه قاهره را لغو و محموله‌های جدیدی برای صادرات عرضه کرد.
با این حال، این بهبودی کوتاه‌مدت با شکست آتش‌بس در ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ و از سرگیری حملات در تنگه هرمز، یک‌شبه از بین رفت. در پی بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و اعلام ترامپ مبنی بر پایان آتش‌بس، تنگه هرمز که پیش از جنگ روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کرد، بار دیگر عملا به روی کشتی‌های تجاری بسته شد و ترافیک عبوری به شدت کاهش یافت.

تاسیسات حیاتی در آتش؛ از نیروگاه شعیبه تا بندر الاحمدی
در کنار توقف صادرات، حملات ایران به تاسیسات زیربنایی کویت، خسارت‌های سنگین دیگری نیز به همراه داشته است. شرکت ملی نفت کویت اعلام کرد که یکی از تاسیسات حیاتی این کشور در بخش نفت، هدف حملات مکرر قرار گرفته که منجر به مجروح شدن تعدادی از کارکنان و بروز خسارات مادی قابل‌ توجه شده است. همچنین تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده از تخریب گسترده اسکله سوخت ناوگان آمریکا در بندر الاحمدی حکایت دارد.
در همین حال، وزارت برق، آب و انرژی‌های تجدیدپذیر کویت تایید کرده که یکی از نیروگاه‌های تولید برق و تاسیسات آب‌شیرین‌کن این کشور هدف حملات قرار گرفته و آتش‌سوزی گسترده‌ای در آن رخ داده است. این دومین حمله به تاسیسات آب‌شیرین‌کن در دو روز اخیر است؛ کشوری که ۹۰ درصد آب آشامیدنی خود را از طریق شیرین‌سازی دریا تامین می‌کند.
بسته شدن حریم هوایی و فرار مسافران از کویت
به دنبال حملات ایران و هدف‌ قرار گرفتن اهداف آمریکایی در کویت، فرودگاه بین‌المللی کویت به دلیل بسته شدن حریم هوایی، فعالیت خود را متوقف و همه پروازها لغو شده است. این وضعیت موجب ازدحام شدید مسافران در ترمینال‌های فرودگاه شده و بسیاری از شهروندان و اتباع خارجی به دنبال یافتن راهی برای خروج از کویت هستند.

بودجه‌ای مبتنی بر واقعیت‌های جنگ؛ کسری ۳۱.۷ میلیارد دلاری
تاثیر این حملات بر بودجه دولت کویت به وضوح قابل مشاهده است. بر اساس گزارش وزارت دارایی کویت، کسری بودجه واقعی در سال مالی ۲۰۲۵ – ۲۰۲۶ به ۷.۱ میلیارد دینار (حدود ۲۳ میلیارد دلار) رسیده که نسبت به سال قبل ۱۳.۲ درصد افزایش داشته است. برای درک بهتر بزرگی این رقم، کافی است بدانیم که این کسری تقریبا برابر با کل درآمدهای غیرنفتی پیش‌بینی‌شده در بودجه سال آینده (۲.۹ میلیارد دینار) است، یعنی دولت کویت برای جبران این کسری، باید بیش از دو برابر کل بودجه عمرانی و جاری خود را از منابع غیرنفتی تامین کند. به عبارت دیگر، این کسری به اندازه کل هزینه‌های پیش‌بینی‌شده برای بخش‌های آموزش و بهداشت در یک سال مالی است و نشان می‌دهد که کویت برای پر کردن این خلا، ناچار به استفاده از ذخایر صندوق ثروت ملی خود یا استقراض گسترده خواهد بود. این کسری در حالی ثبت شده که درآمدهای نفتی به دلیل توقف صادرات از طریق تنگه هرمز، حدود ۱۱ درصد کاهش یافته و عملا نیمی از درآمدهای نفتی پیش‌بینی‌شده در بودجه محقق نشده است.

آینده‌ای مبهم؛ اقتصاد در انتظار بازسازی ۱۰۰ میلیارد دلاری
تحلیلگران اقتصادی موسسه اعتباری ملی کویت (NBK) پیش‌بینی کرده‌اند که در صورت ادامه وضعیت فعلی، تولید ناخالص داخلی کویت در سال ۲۰۲۶ تا ۱۳ درصد کاهش یابد و کسری بودجه به ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی برسد. بر اساس نظرسنجی رویترز، اقتصاد کویت در سال ۲۰۲۶ حدود ۸.۱ درصد کوچک‌تر خواهد شد.
هیثم العظمی، کارشناس نفتی هشدار داده که هزینه بازسازی زیرساخت‌های نفت و گاز کشورهای شورای همکاری خلیج‌ فارس که در جریان جنگ فعلی آسیب دیده، از برآورد ۲۵ میلیارد دلاری شرکت ریستاد انرژی فراتر خواهد رفت. به گفته وی، اگر جنگ دو ماه ادامه یابد، هزینه‌های تعمیر و بازگشت به سطح تولید پیشین می‌تواند از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رود و در صورت تمدید به سه ماه، این رقم به بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار خواهد رسید.
به گزارش العرب تایمز، مضوس الرشیدی، استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه کویت تاکید کرده که هزینه تعمیر خسارت‌های واردشده به بخش نفت کویت همچنان در حال افزایش است و کویت حق دارد پس از پایان جنگ، از ایران از طریق دادگاه‌های بین‌المللی درخواست غرامت کند. وی افزود که انتظار می‌رود همه کشورهای خلیج‌ فارس به دنبال جبران خسارت‌های خود باشند.
کویت که تا پیش از جنگ به عنوان یکی از ثبات‌ترین اقتصادهای خاورمیانه شناخته می‌شد، اکنون درگیر بحرانی تمام‌عیار شده است. حملات مکرر به تاسیسات حیاتی، توقف کامل صادرات نفت، بسته شدن حریم هوایی و کسری بودجه‌ای بی‌سابقه، همگی دست به دست هم داده‌اند

تا اقتصاد این کشور را در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ خود قرار دهند.

مطالب مرتبط