۲۰:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴

در حالی که بهزاد نبوی، محمدجواد ظریف، غلامحسین کرباسچی و یاشار سلطانی، حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز را زمینه‌ساز نقض تفاهم اسلام‌آباد از سوی ایران معرفی می‌کنند، مقامات رسمی این ادعا را «جنگ شناختی دشمن» خوانده‌اند؛ وقایع میدانی هم تأکید ...

تلاش اصلاح‌طلبان برای سفیدشویـی آمریکا

تلاش اصلاح‌طلبان برای سفیدشویـی آمریکا

در حالی که بهزاد نبوی، محمدجواد ظریف، غلامحسین کرباسچی و یاشار سلطانی، حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز را زمینه‌ساز نقض تفاهم اسلام‌آباد از سوی ایران معرفی می‌کنند، مقامات رسمی این ادعا را «جنگ شناختی دشمن» خوانده‌اند؛ وقایع میدانی هم تأکید دارد نقض اصلی از سوی آمریکا با باز کردن کریدور جنوبی رخ داده است.
بهزاد نبوی، محمدجواد ظریف، غلامحسین کرباسچی و یاشار سلطانی افرادی هستند که مدعی شده‌اند یک گروه خودسر با حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز زمینه نقض تفاهم اسلام‌آباد بین ایران و آمریکا را فراهم کرد. این روایت از مدت‌ها پیش توسط اصلاح‌طلبان مطرح شد و مقامات رسمی کشور نیز بارها و بارها به آن پاسخ داده‌اند. برای مثال ۲۸ شهریور امسال، اسماعیل بقائی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی، در گفت‌وگویی تلویزیونی با اشاره به فضاسازی‌های اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد که ادعای نقض تفاهم‌نامه از سوی نیروهای مسلح، «بخشی از جنگ شناختی دشمن است». از سوی دیگر امیرسعید ایروانی در نامه‌ای به آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل و نیز رئیس شورای امنیت درباره «نقض‌های اساسی یادداشت تفاهم اسلام‌آباد از سوی آمریکا و تداوم اقدامات تجاوزکارانه آن علیه ایران» ۴۲ مورد از موارد نقض تفاهم توسط آمریکا را فهرست کرد. اما واقعیت پنهان چیست؟ مهم‌ترین بند تفاهم، پذیرش ترتیبات ایرانی در اداره تنگه بود. یعنی ایران در ازای پذیرش برخی تعهدات، حق مدیریت و ترتیبات خاص خود را در مهم‌ترین گذرگاه نفتی جهان تثبیت کرده بود. آمریکا از روز اول اراده کرد این بند را نقض کند و مثل نقض سایر بندها، آن را عادی‌سازی کند. آزاد نکردن دارایی‌ها و عدم آتش‌بس در سایر جبهه‌ها، نمونه‌های روشن این نقض‌هاست. منطقا ایران باید در دفاع از دست‌آوردهایش در تفاهم‌نامه، خودش را جدی نشان می‌داد و در دوران گذار روی حقوقش می‌ایستاد تا بتواند در توافق نهایی حق خود را تثبیت کند.
باز کردن کریدور جنوبی در تنگه، نقض اساسی تفاهم توسط آمریکا بود. اقدامی که اگر بی‌پاسخ می‌ماند، عملاً بند اصلی تفاهم را بی‌اثر می‌کرد. بعد از چند روز هشدار، اقدام به موقع و زدن شناورها و بی‌تفاوت نماندن نسبت به نقض حقوق ایران در تفاهم‌نامه، توسط مجموعه تصمیم‌گیران کشور قابل دفاع بود. در این شرایط، اصرار طیف سیاسی خاصی در ایران برای معرفی ایران به عنوان ناقض تفاهم اسلام‌آباد، علی‌رغم اعلام صریح مسئولان وزارت خارجه و همچنین وقایع رخ‌داده در کف میدان، شاید یک گزاره دروغ را به یک روایت درست تبدیل نکند؛ اما شاید مقدمه تحمیل پروژه تسلیم به کشور باشد. این تجربه قبلا هم در پرونده برجام برای سفیدشویی آمریکا پس از نقض با عبارت «عده‌ای روی موشک‌ها شعار نوشتند» مطرح شد و سابقه دارد. تسلیم، که همانند بارهای دیگر، پشت کلیدواژه مذاکره پنهان است. حتماً برای تجویز مذاکره، در گام اول باید تجربه نقض عهد طرف آمریکایی در مرتبه قبل سفید شود.
غلامحسین کرباسچی، در برنامه به وقت ایران، در شبکه خبر در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر این که «بعد از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد سه کشتی را نیروهای مسلح زدند» گفت: پزشکیان گفته من نمی‌دانم چه کسی کشتی‌ها را زده؛ هنوز هم رسمی ندیده‌ایم نهادی گردن بگیرد. اگر این سه کشتی زده نمی‌شد ایران دست برتر را داشت.
سخنگوی سپاه، درواکنش به کرباسچی گفت: حمله به کشتی‌های متخلف پاسخی به سومین نقض عهد آمریکا بود. سردار حسین محبی ادامه داد: آمریکا 2بار حین مذاکرات نقض عهد و حمله کرد و بار سوم بعد از امضای تفاهم‌نامه دوباره نقض عهد کرد. وی افزود: حمله به کشتی‌های متخلف بعد از امضای تفاهم‌نامه، نه اقدام خودسرانه بوده و نه بدون هماهنگی با مسئولان بالاتر. این حمله قطعا پاسخ قاطع و دندان‌شکن به نقض عهد سوم آمریکا بود.

مطالب مرتبط