اعلام آتشبس بعد از جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی و ایران، توسط آمریکاییها ابعاد مختلفی را در سطح جهانی ایجاد کرد و پژوهشگران و کارشناسان سیاسی و بینالمللی هنوز درباره ابعاد آن در رسانهها و مجامع بینالمللی صحبت میکنند. ما در چارسوق سعی کردیم ریشههای پیروزی ملت ایران در این جنگ و تسلیم شدن صهیونیستها را بعد از اقدامات تجاوزکارانهشان مورد بررسی قرار دهیم و همین موضوع بهانهای شد تا با دکتر عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران همکلام شده و تحلیل او را در این خصوص جویا شویم که مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:
* به نظر شما چرا از ابعاد مختلف بنا به اذعان اکثر تحلیلگران ایران پیروز جنگ 12 روزه بود؟
برای بررسی این موضوع باید کمی به عقب برگردیم. نظام ما تدبیر بسیار هوشمندانه داشت و اجازه داد یک تجربه قبلاً آزموده شده تجربه شود. برخی از اقشار مردم به این جمعبندی در حافظه تاریخی خود رسیده بودند که آمریکا در مذاکره عملکرد صادقانهای ندارد. ولی برخی از اقشار مردم این تجربه منفی را نسبت به مذاکره با آمریکا نداشتند. رئیسجمهور آمریکا رسماً اعلام کرده بود که ما غنیسازی در خاک ایران را به رسمیت میشناسیم و فقط میخواهیم ایران سلاح هستهای نداشته باشد. همین موضوع سبب شد ما دوباره به مسئله مذاکره توجه کنیم تا به آگاهی اقشار مختلف مردم کمک کنیم.
تجربه را دوباره تجربه کردن کار عقلانی نیست، ولی احترام نظام به افکار عمومی باعث شد که فضای مذاکره در کشور بار دیگر تجربه شود. این باعث شد بعد از تهاجم رژیم صهیونیستی یک اتحاد کاملاً بینظیر در کشور ما شکل بگیرد. شاید کسی باور نمیکرد این اتحاد 95 درصدی در کشور شکل بگیرد و حتی محاسبات دشمن هم در این زمینه غلط بود.
این سعهصدر را ما در رفتار امام و مقام معظم رهبری بسیار میبینیم. اگر تدبیر رهبری نبود، برنامه صهیونیستها در این حمله به اهداف خودش میرسید. آنها فقط به دنبال از بین رفتن برنامه هستهای و موشکی نبودند و هدف نهایی آنها تجزیه ایران بود. در اتفاقی که بعد از مرگ خانم مهسا امینی در سال 1401 رخ داده بود دشمن توانسته بود اتحاد خوبی بین گروههای تجزیهطلب ایجاد کند؛ و این بار هم صهیونیستها با این همین نقشه و برنامه وارد شدند. یکی از راهبردهای اصلی صهیونیستها تجزیهطلبی است چون آنها با کشورهای ضعیف و کوچکتر راحتتر میتوانند کار کنند. آنها این مدل را قبلاً در کشورهایی مثل سودان دنبال کردهاند و امروز هم در کردستان به شدت بر طبل تجزیهطلبی میکوبند. گروههای تجزیهطلب برنامه گستردهای هم برای ورود پهپادها، ریزپرندهها و مواد منفجره به کشور داشتهاند و دیدید که اقدامات تروریستی هم در کشور انجام دادند. صهیونیستها از مذاکره برای اقدامات پنهانی استفاده کردند ولی آگاهی ملت ایران سبب شد اختلافات کنار گذاشته شده و وحدت حول ایران بزرگ شکل بگیرد.
* به نظر شما این آتشبس چقدر پایدار خواهد بود و آیا صهیونیستها باز هم برای تهاجم به کشورمان برنامه دارند؟
جنگ و نقض آتشبس میتواند حین مذاکره شکل بگیرد. ما امروز به دشمن اعتماد نداریم و ممکن است هر بهانهای برای حمله به این پیدا کنند. دروغگو بودن صهیونیستها در اتفاقات اخیر برای مردم مشخص شد. به عنوان مثال با این که به چندین نقطه تهران حمله کردند شما ناامنی خاصی را در تهران شاهد نبودید. شاید عدهای که کودک یا سالمند داشتند از تهران رفتند ولی بسیاری از مردم در تهران باقی ماندند و به زندگی روزمره خود ادامه دادند. صهیونیستها گفتند ما به بیمارستانها و مناطق مسکونی حمله نکردیم، ولی دروغ آنها برای مردم روشن شد. دعوت از ترامپ برای حمله به تاسیسات فردو بعد از این که خود رژیم اسرائیل هم به این تاسیسات حمله کرده بود نشان دیگری از دروغگو بودن آنها بود. حتی بعد از تهاجم آمریکا صهیونیستها بار دیگر به این نقطه حمله کردند تا مشخص شود آمریکاییها هم دروغگو هستند. بررسیها درنهایت نشان داد تحت انجام این تهاجمات هیچ آسیب خاصی به برنامه هستهای کشور وارد نشده است.
* ثمره این دروغها در افکار عمومی چه نمودی داشت؟
ثمره این دروغها جایی مشخص شد که علی رغم تهدیدات صهیونیستها برای خروج از تهران اجتماعات زیادی در پایتخت علیه تجاوزگری رژیم اسرائیل انجام شد. به شهادت رساندن دانشمندان اقدام شنیعی بود که جنایت علیه بشریت به حساب میآمد چون آنها متعلق به کل انسانها بودند و کل دانش بشری را افزایش میدادند. متاسفانه سازمانهای بینالمللی و حتی آژانس بینالمللی انرژی هستهای هم این ترورها را محکوم نکرد. مگر میشود 16 دانشمند کشور به راحتی ترور شود و این سازمانها سکوت کنند. این نشان میدهد صهیونیستها با مجامع بینالمللی هم برای تهاجم با کشورمان هماهنگ بودند. این موضوعات باعث شد که ذات این سازمانها برای مردم آشکار شود و آگاهی در آنها رشد کند. در ملتهای با فرهنگ هرچه آگاهی افزایش پیدا کند، مقاومت بیشتر میشود.
* انتقادهای زیادی از سوی برخی مخالفان جمهوری اسلامی درباره حمایت ایران از محور مقاومت در دهههای اخیر مطرح شده بود. به نظر میرسد تهاجم اخیر رژیم صهیونیستی نشان داد که این حمایتها بیدلیل نبود و عمق راهبردی کشور برای مبارزه با اسرائیل افزایش یافته است. نظر شما در این خصوص چیست؟
صهیونیستها پدیده نژادپرستی را دنبال میکنند. این پدیده طوری است که همه ملتها باید زیر یوغ نژادپرستان باشند. رژیم اسرائیل مروج پدیده نژادپرستی برای حفظ خود هستند. افرادی که در خط مقدم نژادپرستی هستند و آن را با پوست و گوشت و استخوان خود درک میکردند مورد حمایت جدی ما قرار داشتند. گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی جز همین افراد بودند و در این جنگ مشخص شد که حمایت از گروههای مقاومت درنهایت باعث میشود که دست رژیم نژادپرست صهیونیستی از مرزهای کشور دور بماند. ملت ما در موضوع فلسطین علاوه بر مبارزه با نژادپرستی، وظیفه دینی و شرعی هم داشت. چرا ما باید از مسلمانی که به ناحق مورد ظلم و ستم قرار میگیرد دفاع نکنیم؟
دنیای استکبار ابتدا با نقشه مظلومنمایی از صهیونیستها دفاع کرد و تاکید داشت که آنها باید مالک نقطهای از جهان شود. در حالی که عکس این موضوع بود. در تاریخ ویل دورانت آمده که یک نوع مقاومت مسیحی علیه اشرافیت یهودی ایجاد شده شده که این اشرافیت آلوده به فساد اخلاقی و مالی بود؛ بنابراین ما در تاریخ یک نوع تنفر به اشرافیت یهود که بعدها به صهیونیست و نژادپرستی تبدیل شد. ولی امروز حمایت از مردم مظلوم فلسطین تبلیغات دنیای استکبار را از بین میبرد. دنیای غرب با تاریخسازی جعلی مدعی کشته شدن 6 میلیون یهودی شدند در حالی که اصلاً این تعداد یهودی در دنیا وجود نداشت. امروز مشخص شد که فضا برعکس بوده و این صهیونیستها هستند که در دنیا جنایت میکنند. هولوکاست واقعی با مستنداتی که همه میتوانند ببینند شکل گرفته و دیدید که بعد از تهاجم رژیم صهیونیستی به ایران بلافاصله افکار عمومی جهان به حمایت از ایران برخاستند. این اتفاق آگاهی همه ملتها را افزایش داد و نهایت این موضوع یکی از عوامل محدودکننده آنها بود.
* اگر بخواهید به چند مصداق از شکست صهیونیستها اشاره کنید چه نکاتی مدنظرتان هست؟
صهیونیستها فکر میکردند در صورتی که به ایران حمله کنند مردم در مقابل حاکمیت قد علم میکنند ولی دیدند هرچه بمبارانها بیشتر میشود وحدت در داخل بیشتر میشود.
موضوع دوم این است که جنگ اخیر جنگ متقارن نبود چون توانمندیهای ما یک نوع توانمندیهای مردمی بود. بسیاری از فرماندهان ما به معنای عرفی نظامی نبودند و برای ایجاد صلح برای ملت ما و سایر ملتها به سمت نظامیگری آورند. به عنوان مثل شهید باقری یک شخصیت علمی برجسته در دانشگاه امیرکبیر بود که به سمت مسائل نظامی آمد. این مدل افراد توانستند یک تحول بزرگ در فضای نظامی جهان ایجاد کنند.
صهیونیست احساس کردند سلاحهایی از سوی ایران در حال استفاده است که آنها توانایی رهگیری آن را ندارند. شما دیدید که در سه روز پایانی جنگ در حوزه نظامی ما کاملاً دست برتر را داریم و توان نظامی ما برای دشمن ناشناخته است. این موضوع قواعد نظامی حاکم بر جهان را عوض کرد. این که ایران خارج از این قواعد امنیت خود را به شکل بومی رقم بزند برای دنیا ناشناخته بود.
گروههایی مانند منافقین و سلطنتطلبان به شدت در ایران منفورند و نتوانستند کار ویژهای که برایشان مشخص شده را انجام دهند. گروههای تجزیهطلب هم به شدت منفورند و تمام هزینههایی که صهیونیستها برای آنها کردند به فاصله گرفتن بیشتر مردم از آنها انجامید. مهمترین دلیلی هم که صهیونیستها را در این نبرد با شکست روبهرو کرد این بود که به هیچ کدام از اهدافی که میخواستند نرسیدند که از جمله آنها نابودی توانمندی هستهای ما بود.
وقتی دانشمندان و فرماندهان در کنار هم قرار گرفتند نشان میدهد که علم در خدمت ایجاد امنیت در کشور قرار گرفتند و این اتفاق کمنظیری است که در کمتر جایی در دنیا رخ داده است. ما در حوزه دفاعی باید برخی حوزهها را تقویت کنیم و از توان علمی کشور بیشتر استفاده کنیم و در برخی حوزهها مانند صنایع موشکی در همین جنگ هم نشان دادیم که بسیار سرآمد هستیم. مثلاً ما در زمینه رادار اقدامات بومی خوبی انجام دادیم و برای تولید انبوه آن و پوشش کشور بزرگی مانند ایران فاصله داریم. ولی وقتی ما در برخی زمینهها دست برتر را داریم میتواند برای ما بازدارندگی ایجاد کند.
* پاسخ جمهوری اسلامی به تهاجم آمریکا چه تبعاتی در حوزه بینالملل داشت؟
پاسخ جمهوری اسلامی به حمله ددمنشانه آمریکا به تاسیسات هستهای کشور آگاهی خوبی در منطقه درست کرد. ملتهای منطقه فهمیدند که این پایگاهها برای امنیت خودشان درست نشده و برای این درست شده که منافع رژیم نژادپرست صهیونیستی را در منطقه تأمین کند. شما دیدید که 99 درصد مردم منطقه خواهان پیروزی کشورمان در این جنگ اخیر بودند. این تحول بسیار بزرگی بود و به همین دلیل ترامپ بلافاصله دست خود را بالا برد. ترامپ گمان میکرد ما تنگه هرمز را میبندیم و او با تلاش برای باز کردن تنگه میتواند خود را به عنوان قهرمان حمایت از تجارت بینالملل معرفی کند. ولی تدبیر درست مسئولان کشور نقشه ترامپ را خراب کرد.
* دلیل اظهارات متناقض ترامپ در روزهای اخیر چیست؟
من متاسفم که مدیریت جهانی در اختیار افراد لاابالی قرار دارد که نسخه نژادپرستی برای ملتها میپیچند ولی خودشان بسیار حقیرند. ترامپ یک فرد جاهل است که عصاره نژادپرستی را به دنیا ارائه میدهد. تغییر مدام اظهارات ترامپ نشان میدهد که او بابت آگاهی افکار عمومی جهان نگران و مضطرب شده است. فقط این فرد میتواند هر لحظه یک دروغ میکند. او قبلاً گفته بود که اگر ایران حمله ما را پاسخ دهد من تلافی خواهم کرد ولی روز دیگر این سخنان خود را رد میکند. این ثبات نداشتن به یک بههمریختگی داخلی برمیگردد. این نکتهای است که نشان میدهد قدرت آمریکا رو به افول است. هرچه آنها از صهیونیستها بیشتر دفاع کنند شکاف در جامعهشان بیشتر میشود. شما دیدید وقتی جنایات غزه در دانشگاههای آمریکا مطرح شد آنها پلیس را وارد دانشگاه کردند و چهره دموکراسی خود را از بین بردند. این نشان میدهد که آنها هر لحظه بیشتر از قبل در حال آشفته شدن هستند.