در حالی که ماهها از شروع درگیریهای نظامی میان آمریکا و ایران میگذرد، قیمت بنزین در ایالات متحده دوباره سر به فلک کشیده و از مرز ۴ دلار برای هر گالن عبور کرده است. اما این بار قصه فرق میکند.
در موج قبلی گرانی، بسیاری از آمریکاییها با پولی که دولت زیر عنوان «بازپرداخت مالیاتی» به حسابشان ریخته بود، توانستند تا حدی هزینههای سوخت را تحمل کنند.
ولی حالا دیگر خبری از آن پولهای اضافه نیست و مردم باید با پساندازشان یا با کم کردن از خرجهای دیگر، بنزین ماشینشان را تأمین کنند. موضوعی که نهتنها زندگی روزمره را سختتر کرده، بلکه به یک بمب ساعتی سیاسی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شده است.
گرانی اول؛ یک نفسگیری کوتاه با پول بازپرداخت مالیاتی
بلومبرگ، خبرگزاری معروف اقتصادی، در تحلیلی جدید نشان داده که بعد از شروع جنگ، قیمت بنزین در آمریکا بیش از ۵۰ درصد بالا رفت و در ماه می (اواخر بهار) به اوج ۴.۵۶ دلار رسید. هر چند بعداً تا حدودی پایین آمد، اما با تازهشدن درگیریها در غرب آسیا، دوباره قیمتها به بالای ۴ دلار برگشت.
جالب اینجاست که در آن موج اول، مصادف شد با واریز پول بازپرداخت مالیاتی که میانگین آن نزدیک به ۳۲۷۶ دلار بود و به مردم کمک کرد تا فشار گرانی را یکطرفه کنند. حالا اما آن مهلت تمام شده و دست مردم برای مقابله با این تورم جدید، خالی است.
آخر خط برای پولهای پسانداز؛ مردم به دیوار خوردهاند
شاید مهمترین بخش این ماجرا، پایان یافتن فصل دریافت بازپرداختهای مالیاتی باشد. دیگر خانوادههای آمریکایی نمیتوانند روی آن پولهای از پیشبینینشده حساب کنند.
در چنین شرایطی، اگر بخواهند با قیمت بنزین کنار بیایند، چارهای ندارند جز اینکه از پولهای پسانداز خود بردارند یا از خرجهای دیگر مثل تفریح، پوشاک یا حتی خوراک بزنند. همین حالا هم که قیمت مواد غذایی و اجناس اساسی سرسامآور شده، این گرانی جدید، کمر خانوادههای متوسط را بیشتر خم کرده است.
تیم کویلان، یکی از اقتصاددانان ارشد آمریکا، در این باره به بلومبرگ گفته که مصرفکننده آمریکایی تا الان شجاعانه در برابر این شوکها ایستاده، اما اگر جنگ ادامه پیدا کند، دیگر راهی برای تأمین هزینههای اضافی باقی نمیماند و مردم مجبور میشوند اولویتهای خرجکردن خود را کاملاً عوض کنند.
آمارها هم این حرف را تأیید میکند. هر چند که در سهماهه دوم سال، مخارج مصرفی رشد خوبی داشته، اما نرخ پسانداز مردم در ماه ژوئن (اوایل تابستان) به پایینترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ رسیده است. این یعنی مردم دیگر چیزی برای خرج کردن ندارند و اگر قیمت بنزین باز هم بالا برود، باید از بسیاری از کالاهای ضروری هم دست بکشد.
فقط نفت گران نشده؛ پالایشگاهها هم دست به کار شدهاند
جالب است بدانیم که گرانی بنزین در آمریکا فقط به خاطر بالا رفتن قیمت نفت خام نیست. بخشی از ماجرا به خود پالایشگاهها برمیگردد.
بلومبرگ توضیح داده که ذخایر سوخت در آمریکا پایین آمده و از طرفی، پالایشگاهها ترجیح میدهند به جای بنزین، سوخت دیزل و هواپیما تولید کنند چون در بازار جهانی پولسازتر است. همین موضوع باعث شده که قیمت بنزین در جایگاههای سوخت، حتی با وجود نوسانات قیمت نفت، در سطح بالایی باقی بماند.
اولیور آلن، کارشناس ارشد اقتصادی، هم هشدار داده که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، دیگر نمیتوان انتظار داشت مردم همانند قبل خرج کنند و دیر یا زود، اقتصاد آمریکا به جایی میرسد که مصرفکنندهها مجبور به کمخرجی میشوند.
بُعد سیاسی قضیه؛ مردم عصبانیاند و تقصیر را به گردن ترامپ میاندازند
اما این ماجرا فقط یک بحران اقتصادی نیست؛ یک تهدید سیاسی بزرگ هم برای ترامپ محسوب میشود. در آمریکا، قیمت بنزین یکی از دمدستترین چیزهایی است که مردم هر روز با آن سروکار دارند و هر وقت گران میشود، همه نگاهها به سمت کاخ سفید میچرخد. مردم به سادگی قیمت بنزین را با عملکرد رئیسجمهور قاطی میکنند و این برای هر دولتی خطرناک است.
لورل هاربریج-یونگ، استاد علوم سیاسی دانشگاه نورثوسترن، به بلومبرگ گفته که رأیدهندگان آمریکایی خیلی سرراست قضیه را به گردن رئیسجمهور میاندازند و این یعنی اگر قیمت بنزین پایین نیاید، جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر (آبان-آذر) ضربه سختی خواهند خورد.
نظرسنجی تازه دانشگاه کوئینیپیاک هم نشان میدهد که تنها ۳۲ درصد از مردم از ترامپ حمایت میکنند و ۷۳ درصد شرکتکنندگان گفتهاند که ترامپ مسئول اصلی گرانی بنزین است.
همهچیز به پایان جنگ بستگی دارد
در مقابل این موج انتقادها، دولت آمریکا همچنان سعی دارد آرامش را حفظ کند. مقامات کاخ سفید میگویند که سیاستهای بلندمدتی برای ثبات اقتصادی دارند و معتقدند اگر بتوانند جنگ با ایران را تمام کنند، قیمت نفت حتماً پایین میآید. خود ترامپ هم در یکی از سخنرانیهای انتخاباتی اخیرش به مردم گفته که صبور باشند و به او فرصت بدهند، چون به زودی قیمت نفت حتی از قبل از جنگ هم کمتر میشود. اما با توجه به آمار و ارقام و خالی شدن جیب مردم، به نظر میرسد که حرفها و وعدهها، این بار چندان خریداری ندارد و کارتهای اعتباری و حسابهای بانکی مردم، دیگر حرف اصلی را میزنند.