«نادر انتصار» رئیس گروه علوم سیاسی و استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه آلابامای جنوبی امریکا است. او درجه لیسانس خود را از دانشگاه کالیفرنیا، فوق لیسانس از دانشگاه میسوری و دکتری را از دانشگاه سنت لوئیس امریکا اخذ کرده است. «ترامپ و ایران: از مهار تا تقابل» و «برنامه هستهای ایران» از جمله کتابهای انتصار به شمار میروند.
روزنامه چارسوق در گفتوگو با این استاد ایرانی دانشگاههای آمریکا به بررسی و تحلیل جنگ تحمیلی ایران و اسرائیل پرداخته است.
*هدف نهایی نتانیاهو از حمله به ایران چه بود؟
در این حمله نتانیاهو چند هدف را دنبال میکرد که برخی از آنها اهداف درازمدت با برخی از آنها کوتاهمدت بودند. مهمترین هدف درازمدت نتانیاهو ضعیف کردن قدرت نظامی و قدرت بازدارندگی ایران و تبدیل تدریجی ایران به عنوان کشور کم قدرت در منطقه بود. هدف دیگر درازمدت نتانیاهو اقدام برای تجزیه ایران بود که آن هدف را سالها است که اسرائیل و حتی برخی از استراتژیستهای آمریکا دنبال کردهاند. در کوتاهمدت، هدف نتانیاهو ایجاد رعب و هرج و مرج در سطح حکومتی و اجتماعی و فلج کامل در سراسر ایران طبق برنامههای اسرائیل-آمریکا بود.
*در 12 روز جنگ، هم ترامپ و هم نتانیاهو، بر لزوم تغییر نظام در ایران تاکید کردند. ترامپ و نتانیاهو بر اساس چه نشانههایی به دنبال تغییر نظام بودند؟
هم ترامپ و هم نتانیاهو به این نتیجه رسیده بودند که با کشتن برقآسای رهبران عالیرتبه نظامی ایران، نظام فروپاشی خواهد کرد. لذا، بر لزوم تغییر نظام در ایران تاکید داشتند. البته در طول ۱۲ روز جنگ چنین اتفاقی رخ نداد و محاسبه آن دو نفر غلط از کار در آمد.
* به نظر میرسد نتانیاهو در حمله به ایران، ذهنیتی ساده و تکبعدی داشت؛ یعنی تصور میکرد با این حمله ایران ظرف چند روز تسلیم خواهد شد. نتانیاهو از چه چیزی غفلت کرد؟ ایران چه در اختیار و چنته داشت که نتانیاهو را غافلگیر کرد؟
گرچه سالها است که دولت و نهادهای وابسته به دولت اسرائیل مطالعات گستردهای در مورد ساختار حکومت در ایران انجام دادهاند، اما شخص نتانیاهو شاید با قلدری و ذهنیتی ساده و تکبعدی ایران را با جنبشهایی مانند حزبالله یا حماس قاتی کرده بود؛ یعنی نفرت ذاتی نتانیاهو از ایران مانع از تفکر منطقی او شده بود. گرچه جنگ چند روزی است متوقف شده است، ولی هنوز هیچ شواهدی وجود ندارند که نشان دهند تغییری در ذهنیتی ساده و تکبعدی نتانیاهو ایجاد شده باشد.
*نقش اپوزیسیون برانداز جمهوری اسلامی، در ایجاد ذهنیت ساده و تکبعدی نتانیاهو چقدر تاثیرگذار بود؟
آنچه که بنام اپوزیسیون خارج نشین شناخته میشود نمیتوان به معنی حقیقی اپوزیسیون از آن نام برد. «اردشیر زاهدی» (وزیر خارجه دوران محمدرضا پهلوی) در سالهای آخر عمرش به درستی لقب «قمپوزیسیون» را به این نوع افراد داده بود. در بهترین شرایط اسرائیل از آنها به عنوان پادو استفاده کرده است؛ یعنی گرچه برخی از آنها با پندارشان و کردارشان ذهنیت ساده و تکبعدی نتانیاهو را تقویت کردهاند، ولی اسرائیل از اینها به عنوان مالهکش سیاسی استفاده میکند نه تصمیمگیر سیاسی.
*آیا در اتاق فکر رژیم صهیونیستی، ایده فرسایشی شدن جنگ با ایران وجود داشت؟ آیا برای این جنگ فرسایشی، ظرفیت سنجی صورت گرفته بود؟
ایده فرسایشی شدن جنگ با ایران در اتاق فکر رژیم اسرائیل به عنوان یک سناریو همواره موردنظر بوده است. من نمیدانم که در این مورد ظرفیت سنجی صورت گرفته است یا خیر. ولی استراتژی ستهای اسرائیل جنگ فرسایشی را به نفع رژیم خود نمیدانند. برای همین است که در تمام جنگهای اسرائیل تأکید بر برقآسایی جنگ بوده است نه کشاندن درگیری به طرف یک جنگ فرسایشی.
* چرا ترامپ به جنگ با اسرائیل با ایران ورود کرد؟ این ورود، خلاف وعدههای انتخاباتی او بود. او همیشه میگفت به حضور آمریکا در جنگهای منطقهای پایان خواهد داد و دوره پایان نقش نظامی آمریکا فرارسیده است.
وعدههای انتخاباتی ترامپ مانند وعدههای دیگرش را نباید جدی گرفت. علاوه بر معلومالحال بودنش، دولت ترامپ، بخصوص افراد سطح بالای مدیریت سیاست خارجی دولت وی، از بسیاری از جنگطلبان ضد ایران تشکیل شده است.
اخیراً مایکل هادسون، اقتصاددان و استراتژیک آمریکائی یک مصاحبه طولانی با «بن نورتون» روزنامهنگار داشت که در این مصاحبه به موضوع مهمی اشاره کرد. هادسون به جلسهای در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی در موسسه هادسون اشاره میکند که با شرکت «هرمان کان» استراتژیست مشهور جنگهای هستهای و تعداد زیادی از عالیرتبهترین ژنرالهای آمریکا انجام شده بود. در این جلسه «هرمان کان» درباره یک استراتژی مهمی که آمریکا باید در مورد ایران در نظر بگیرد صحبت کرد. گرچه ایران در آن زمان به عنوان متحد آمریکا در مقابله به کمونیسم و اتحاد جماهیر شوروی حساب میشد، «هرمان کان» برای تجزیه ایران به پنج کشور مجزا طرحی ارائه داد که باید در صورتی که شاه به رقیب اصلی آمریکا در آن زمان، یعنی شوروی، میدان دهد و یا با آن روابط نزدیکی برقرار کند، امریکا باید استراتژی تجزیه ایران را اجرا کند.
طرح تجزیه ایران برای مقابله با رقیب اصلی امریکا در غرب آسیا که اکنون چین است نه روسیه، به عنوان یکی از ستونهای سیاستهای آمریکا در غرب آسیا باقی مانده است. بنابراین جنگ اسرائیل با ایران که در حقیقت باید آن را جنگ اسرائیل-آمریکا با ایران خواند را باید در چارچوب این تئوری بررسی کرد.
*با توجه به آتشبس که اندکی پس از تعرض آمریکا به تاسیسات هستهای ایران و در مقابل حمله موشکی ایران به پایگاه العدید به وقوع پیوست، این فرضیه قوی شکل گرفته که دخالت آمریکا برای نجات اسرائیل از جنگ با ایران بود. چقدر این فرضیه را قبول دارید؟
من این فرضیه را قبول ندارم. دلیل اصلی آمریکا در حمله به ایران و آتشبسی که در جنگ اعلام شد برای دوباره نگاری در نحوه ادامه جنگ بود.
*موقعیت اسرائیل پس از جنگ با ایران چگونه است؟ اسرائیل از جنگ با ایران چه آموخت؟
صدمات اقتصادی اسرائیل به چندین میلیارد رسیده است. گرچه نیروی هوائی اسرائیل یکدست باقی مانده است، ولی از نظر نظامی نیز اسرائیل صدماتی دید که از زمان تأسیس آن تاکنون سابقه نداشته است. ما هنوز در مورد تمام جوانب این خسارات اطلاعات دقیقی نداریم چون دولت اسرائیل اطلاعات خسارات جنگیاش را تاکنون طبقهبندی و محرمانه کرده است. ولی من شکی ندارم که در آینده جهان به اطلاعات بیشتری در این مورد دست خواهد یافت.
علاوه بر صدمات اقتصادی و نظامی، اسرائیل متحمل صدمات روانی نیز شده است. هر کشوری از جنگ درسهایی را میآموزد. اسرائیل نیز از این قاعده مستثنا نیست. به نظر من مهمترین درس فوری که اسرائیل از جنگ با ایران آموخت این است که غرب همواره پشت این رژیم ایستاده است و از قانونشکنی و جنایات جنگی دولت اسرائیل تحت هر عنوانی حمایت خواهد کرد.
*یعنی در داخل اسرائیل، نظر کارشناسان درباره تاثیرات جنگ با ایران چگونه طبقهبندی و صورتبندی میشود؟
بله اکثر اطلاعات و تحقیقات مطرح کارشناسان اسرائیل درباره تاثیرات جنگ با ایران تا مدت زیادی طبقهبندیشده باقی خواهند ماند. با مرور زمان، برخی از این تحقیقات در دسترس عموم قرار خواهند گرفت ولی سریترین آنها شاید برای همیشه بهصورت محرمانه و دور از دسترس محققین باقی بمانند.
*امکان تعرضی دیگر از سوی اسرائیل را میدهید؟
بله بخصوص اگر چنین تعرضی با آمریکا هماهنگ بشود مانند جنگ ۱۲ روزه اخیر که شامل حمله آمریکا به خاک ایران بود. متاسفانه خط قرمز جنگی که در گذشته در موردش صحبت و نوشته میشد از بین رفته است.