برای بررسی بیشتر تحولات منطقهای و شرایط اقتصادی کشور به گفتوگو با «پیمان فلسفی»، نماینده مجلس پرداختهایم:
مهمترین درس جنگ رمضان برای ایران چیست؟
مهمترین درس جنگ رمضان برای ایران درک این نکته بوده که لازمه پیروزی در جنگ اقتصادی، اتخاذ آرایش مناسب است که متاسفانه دولتمردان ما در بسیاری از موارد از این مسئله غافلند. همان طور که دشمن در جنگ ترکیبی با فشارهای اقتصادی به دنبال به زانو درآوردن ماست؛ ما هم باید برای پیروزی از همه اهرمهایی که در اختیار داریم استفاده کنیم. جنگ اخیر به خوبی نشان داد که آمریکا برعکس همه تبلیغاتی که میشود ابرقدرت نیست. حال ما باید همانگونه که در عرصه نظامی این عدم ابرقدرت بودن آمریکا را اثبات کردیم؛ اکنون در عرصه اقتصادی هم ثابت کنیم که فشارهای آمریکا هیچ خللی در رشد و بالندگی اقتصاد ایران ایجاد نخواهد کرد.
درباره اهمیت تنگه هرمز چه نظری دارید؟
به نظر من تنگه هرمز یک موهبت استراتژیک خدادادی است که در اختیار ملت ایران قرار گرفته است. البته قبلاً از این موهبت استفاده لازم را نکرده بودیم و اهمیت آن را به خوبی درک نمیکردیم. اما امروزه کنترل تنگه هرمز سطح تاثیرگذاری ایران بر مناسبات جهانی و اقتصاد بینالملل را بسیار افزایش داده است. اقتصاد آمریکا هم به تبع همین موضوع به دلیل انسداد تنگه تحت فشار است و اگر آمریکاییها این دشمنی کور را ادامه دهند سیلیهای سختتری دریافت خواهند کرد. فراموش نکنید که انسداد تنگه هرمز علاوه بر افزایش قیمت جهانی انرژی، قیمت مواد غذایی را هم به شدت بالا برده است. خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران در تأمین ۹۰ درصد غذای مورد نیازش خودکفاست ولی بسیاری از کشورهای غربی و عربی اکثریت غذای مورد نیاز مردمشان را وارد میکنند. بخش بزرگی از تولید و تجارت جهانی غذا هم وابسته به تنگه هرمز است.
آینده تنگه هرمز را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولاً شک نکنید همانگونه که رهبر عزیز انقلاب فرمودهاند؛ تنگه هرمز هیچگاه به شرایط پیش از تهاجم نظامی آمریکا باز نخواهد گشت. ثانیاً قطعاً کشورهای بیگانه و فرامنطقهای دیگر هیچ نقشی در تنگه هرمز و سایر آبراههای مهم منطقه نخواهند داشت. ایران مایل است که با مشارکت کشورهای منطقه و ذیل یک سیستم امنیتی دستهجمعی امور منطقه را سروسامان داده و دست بیگانگان را از آبوخاک سرزمینهای اسلامی کوتاه کند. کشورهای منطقه هم باید در آینده به واسطه نقش مهمی که ایران در تأمین امنیت تنگه هرمز ایفا خواهند کرد نوع نگاهشان در ۴۷ سال اخیر را نسبت به ایران تغییر دهند. در مجموع آینده تنگه هرمز و نقشآفرینی ایران در آن را درخشان میبینم.
نتیجه مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و عمان باید به چه سمت و سویی برود؟
البته لازم به ذکر است که بخشی از تنگه هرمز در آبهای سرزمینی کشور عمان قرار گرفته و قطعاً جمهوری اسلامی ایران حقوق طرف عمانی در این تنگه را به رسمیت میشناسد. اما بخش مهمتر تنگه در محدوده ایران است و از همین رو کشور ما باید مسئولیت امنیت عبور و مرور شناورهای غیرمتخاصم در این تنگه را بر عهده داشته باشد. در مدت اخیر دشمن تلاش زیادی کرد تا کشور عمان را هم به عنوان ذینفع تنگه در مقابل ایران قرار دهد و مسیر جعلی جنوبی در تنگه را رونق دهد که جمهوری اسلامی ایران زیر بار نرفت. همه دنیا باید بداند که امنیت تنگه جز با مدیریت ایران تأمین نخواهد شد و هیچ ترتیبی در مدیریت تنگه هرمز جز با در نظر گرفتن منافع ملی ایران به موفقیت نخواهد رسید. مسیر مذاکرات هم باید به همین سو باشد. چراکه حسن نیتهای سابق ما باعث شده که دشمن آمریکایی-صهیونیستی طی سالیان دراز از طریق همین آبراه جنوبی، لجستیک مورد نیاز پایگاههایش را تأمین کرده و برای ضربه زدن به ما آماده شود. درنتیجه جمهوری اسلامی ایران در موضوع کنترل تنگه هرمز بسیار جدی است و ذرهای کوتاه نخواهد آمد.
برای تثبیت مدیریت ایران بر تنگه هرمز باید چه اقداماتی صورت بگیرد؟
حربه جنگ، آتشبس و جنگ روانی باید از دشمن گرفته شود. باید در موضوع تنگه هرمز قاطعانه بایستیم و تا زمانی که دشمن فشار میآورد تنگه بسته بماند. باید هر چه سریعتر مدیریت تنگه هرمز در داخل و از سوی مجلس شورای اسلامی قانونمند شود. باید هر چه زودتر تقسیم کار دفاعی، امنیتی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی تنگه هرمز میان دستگاههای مختلف صورت بگیرد. به هر حالی جمعیت ایرانیان بومی جزایر تنگه هرمز نیازمند رونق کسبوکار و اقتصاد منطقه هستند و باید در این زمینه تعجیل کنیم. ما حتماً باید مسیر تنگه هرمز را برای عبور و مرور کشتیها امن نگاه داریم و حتماً هم باید هزینه خدمات دریایی ارائه شده به کشتیها را اخذ کنیم. باور کنید که اخذ هزینه خدمات دریایی اصلاً چیز عجیبی نیست و همین الآن در بسیاری از تنگههای دیگر جهان در حال انجام است. انشاءالله اگر طرحی که نمایندگان مجلس برای مدیریت تنگه هرمز ارائه کردهاند را زودتر تصویب کرده و به قانون تبدیل کنیم بسیاری از مشکلات ما رفع و تقسیم کارها میان دستگاههای گوناگون تعیین تکلیف خواهد شد. اولویت ما باید تصویب قانون مدیریت تنگه هرمز در مجلس باشد و مسائل بینالمللی تنگه نیز پس از پایان شرایط جنگی منطقه قابل حل است.
هدف دشمن از بازی روانی درباره بازگشایی تنگه هرمز چیست؟
دشمن میخواهد با بازی روانی قیمت نفت و به تبع آن سوخت را پایین نگه دارد. بنابراین هر زمانی تبادل پیام میان ایران و آمریکا صورت میگیرد فوراً مقامات آمریکایی به دروغ ادعا میکنند که تنگه هرمز بازگشایی شده است تا بتوانند اندکی از التهاب بازار نفت بکاهند. این در حالی است که ترتیبات ایرانی بر تنگه هرمز حاکم است و اگر ترددی هم صورت میگیرد نه به واسطه بازگشایی کامل تنگه بلکه به واسطه هماهنگی با نیروهای مسلح مقتدر ایران است. البته آمریکاییها چوپانان دروغگویی هستند که باید بدانند دیگر حنای آنها در موضوع ادعای بازگشایی تنگه هرمز رنگی برای دنیا ندارد و همه فهمیدهاند که این یک بازی روانی برای کنترل قیمت نفت است. البته به آمریکاییها توصیه میکنم دست از این بازیها بردارند. چون اگر ادامه دهند جمهوری اسلامی ایران تدابیری خواهد اندیشید که آمریکا و متحدانش در بازار انرژی متضرر شوند.
مگر قرار نبود که سیاستهای اقتصاد مقاومتی جلوی تکانههای شدید اقتصادی را بگیرد. دلیل عدم اجرایی شدن سیاستهای اقتصاد مقاومتی در کشور ما چیست؟
با اینکه رهبر شهید ما ۱۳ سال پیش سیاستهای اقتصاد مقاومتی را ابلاغ فرمودند اما ما هنوز موفقیت شایان توجهی در اجرایی کردن این سیاستها کسب نکردهایم. امروزه پاشنه آشیل ما بحث کشاورزی و امنیت غذایی است. در حالی که مبنای اصلی اقتصاد مقاومتی در همه دنیا همینهاست. یعنی در الگوهای موفق اقتصاد مقاومتی در دنیای امروز همه چیز از جمله صنعت، خدمات، فناوری و تجارت حول محور کشاورزی شکل میگیرد. تا زمانی که همین الگو در کشور ما پیاده سازی نشود ما نمیتوانیم مدعی اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی در ایران باشیم. این را به مقامات ارشد کشور نیز بارها گفتهام. البته اقتصاد مقاومتی ملزوماتی دارد که باید ابتدا آنها را در کشور اجرایی کنیم. مثلاً سیاستهای ارزی و پولی ایران باید به طور کامل مورد بازنگری قرار گیرد. تا کی قرار است در این کشور هر روز ارزهای خارجی گرانتر و پول ملی ما بیارزشتر شود. بالاخره یک جایی باید این روند متوقف شود. ما به یک ثبات ارزی چندساله نیاز داریم. ما در مجلس حاضریم قانون مدیریت شناور مدیریت شده ارز را اصلاح کنیم تا دست دولت در این زمینه باز شود. کشورهایی که سیاستهای ثبات ارزی را اجرا کردهاند در مقایسه با روش ارز شناور مدیریت شده ما خیلی موفقتر بودهاند و باید از این مورد عبرت بگیریم. خلاصه که همه بخشهای اقتصادی ما در حال ضربه خوردن از گرانیهای مداوم ارز هستند و تا زمانی که مسئله ارز در اقتصاد ایران حل نشود هیچ سیاستی از جمله اقتصاد مقاومتی قابلیت اجرای موفق و کامل ندارد.
سیاستهای ارزی دولت چهاردهم را چگونه ارزیابی میکنید؟
سیاست ارزی اخیر دولت واقعاً افتضاح بوده است. چراکه اصلاً ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی حذف نشده است. دوستان دولت به اسم حذف ارز ترجیحی و تالار اول و دوم یک ارز جدید چند نرخی ایجاد کردهاند. یعنی ارز ترجیحی اصلاً حذف نشده است بلکه گرانتر شده است. دولت باید به سمت پررنگ کردن ریال و کمرنگ کردن ارزهای خارجی برود. اما ما میبینیم که برادران خدوم ما در وزارت اقتصاد با افتخار میگویند که میان این وزارتخانه و بانک مرکزی تفاهم شده که یک صندوق مشترک سرمایهگذاری ارزی در کشور ایجاد شود. این دیگر چه منطقی است. دولت چهاردهم چرا دارد با دست خودش مردم را به سمت تبدیل داراییهایشان به ارز سوق میدهد. پس تقویت پول ملی کجای برنامههای اقتصادی دولت است. باز هم میگویم که کشور باید به سمت تثبیت نرخ ارز برود و دولت باید از بهانهگیری دست بردارد. دولت چهاردهم یک جوری مدعی شده که اگر مدیریت ارز، شناور نباشد کسی ارز حاصل از صادرات را به داخل نمیآورد که گویا هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که صادرات داشته باشد و پول ملیاش هم در یک حد متعارفی نسبت به ارزهای خارجی ثبات نسبی داشته باشد. ته ماجرای ارز شناور نابودی اقتصاد ایران است.
آیا گرانیهای اخیر به دلیل جنگ رخ داده است؟
سیاستهای ارزی دولت پزشکیان عامل اصلی گرانیهای اخیر است. نباید تقصیر این گرانیها را به گردن جنگ بیندازیم. وقتی هنوز بحران جنگ رخ نداده بود دولت پزشکیان با حذف ارز ترجیحی تیر گران سازی را به شقیقه اقتصاد ایران شلیک کرد. البته دوستان دولت مدعی هستند که ارز ترجیحی دارو را حذف نکردهاند. اما در عمل با حذف ارز ترجیحی برخی مواد اولیه تولید دارو همان گرانیهای سایر بازارها برای بازار دارو نیز رخ داده است.
آقای رئیسجمهور دائماً از شرایط گلایه دارند و مدعی هستند که نمیشود کشور را اداره کرد. به عنوان نماینده مردم در مجلس آیا پیشنهاد خاصی برای ایشان دارید تا از کلاف سردرگمی که مدعی آن هستند خارج شوند و بتوانند کشور را بهتر اداره کنند؟
به طور مشخص معتقدم باید با توجه به تواناییهای بالای شرکتهای دانشبنیان داخلی، بحث پولی ملی دیجیتال را رونق بدهیم. در این صورت سرمایههای مردم به این سمت خواهد رفت. وقتی این مورد میسر شد آنگاه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران میتواند با بانکهای کشورهای همسو وارد تبادلات دیجیتالی غیرقابل تحریم شود و در این صورت، گره بزرگی از شبکه بانکی ما بازخواهد شد. طرحی نیز از سوی عدهای از نمایندگان مجلس تهیه شده که اجرایی کردن آن نیازمند شجاعت دولت و شخص دکتر پزشکیان است. بر مبنای این طرح، قرار است سود تسهیلات بانکی بهخصوص برای بخشهای مولد مانند کشاورزی صفر شود. این الگو در بسیاری از کشورهای توسعهیافته پیاده سازی شده و توانسته تولید را رونق دهد. اگر ما این کار را انجام دهیم؛ باور کنید که صف تسهیلات در ایران جمع خواهد شد و تولید، جهش بزرگی خواهد کرد. منتها همان طور که گفتم باید دولت چهاردهم شجاعت به خرج بدهد. از سوی دیگر، آقای پزشکیان نباید دائماً گناه گرانیها را به گردن شرایط جنگی بیندازند. خب دهه ۶۰ هم ما دفاع مقدس ۸ ساله را داشتیم. چرا دولت آن زمان اینقدر غرغر نمیکرد. تازه کالاها هم به قیمت معقول به دست مردم میرسید و رضایت عمومی هم بیشتر بود. پس آقای رئیسجمهور باید از تجربیات گذشته یاد بگیرند و فقط به دنبال گلایه و نمیشود و نمیتوانیم نباشند.
آیا مردم باید درباره تبعات محاصره دریایی نگران باشند؟
مردم خیالشان راحت باشد. محاصره دریایی کاملاً قابل مدیریت کردن و دور زدن از سوی ایران است. ما باید به دنبال تسهیلگری مراودات تجاری در مرزهای شمالی، غربی و شرقی ایران باشیم. ما کشور بزرگی هستیم اما تاکنون از ظرفیتهای همسایگی با ۱۵ کشور دیگر بهره نبردهایم. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، با همین امکانات فعلی در شمال کشور میتوانیم سالیانه تا ۱۰ میلیون تن کالا از طریق روسیه جابهجا کنیم. خب اینها همه برای ما فرصت است. تا کی میخواهیم فقط گلایه کنیم و غر بزنیم و خودتحریمی کنیم. امروز روز کار کردن است. مطمئن باشید با اندکی مدیریت صحیح، ایران میتواند حتی به هاب امنیت غذایی منطقه تبدیل شود.
عملکرد دولت چهاردهم در حوزه کشاورزی چه ضعفهایی دارد؟
ضعفهای فراوان و خلف وعدههای گوناگون، نمره بخش کشاورزی را در این دولت به شدت پایین میآورد. ببینید نهایت ارزی که به کالاهای اساسی تخصیص مییافته هیچگاه بیش از ۱۵ تا ۱۶ میلیارد دلار نبوده است. آقایان وزارت جهاد کشاورزی به بهانه نبود ارز در مجلس این مقدار را به ۸ میلیارد دلار کاهش دادند. البته امثال بنده مخالف بودیم اما وزیر جهاد کشاورزی تعهد کرد که تولید داخل را تقویت خواهد کرد. خب درنهایت چه شد؟ آیا با حذف یارانههای کشاورزی و گران سازی قیمت کود، دولت به دنبال حمایت از بخش کشاورزی است. از سوی دیگر، دولت به قدری قیمت خرید تضمینی گندم را پایین اعمال کرد و آنقدر در پرداخت پول گندم تولیدی امروز و فردا کرد که دلالها نصف تولید کشور را خریداری کردهاند. یعنی از ۱۴.۵ میلیون تن گندم تولیدی حدود ۷ میلیون تن هنوز به سیلوهای دولتی تحویل نشده است. خب اینها همه ضرر است. درباره بحث مرغداریها و دامپروریها هم گلایه ما از دولت زیاد است. به هر حال دولت اصلاً در بخش وزارت جهاد کشاورزی موفق نبوده است.