برای بررسی دلایل تورم افسارگسیخته اخیر و تاثیر تشدید تحریمها و محاصره دریایی بر اقتصاد ایران به گفتوگو با «سید جواد حسینیان»، عضو اتاق بازرگانی پرداختهایم:
ریشه مشکلات اقتصادی از جمله گرانیهای افسارگسیخته ماههای اخیر را باید در چه چیزی جستجو کرد؟ آیا منشأ مشکلات خارجی است؟
سالهای سال این نکته را بیان کرده و فریاد زده بودیم که دشمن در عرصه جنگ نظامی با ایران به هیچ موفقیتی دست نخواهد یافت. جنگ ۴۰ روزه دقیقا همین ادعای ما را ثابت کرد. دشمن هم این نکته را میدانست و میداند و نقشه اصلی دشمن برای ضربه به ما در ۲ دهه اخیر همواره جنگ اقتصادی بوده است؛ اما متاسفانه در دیماه ۱۴۰۴ با زمانبندی افتضاحی که دولت چهاردهم در حذف ارز ترجیحی داشت؛ دشمن به این طمع افتاد که حالا فرصت استفاده از عملیات نظامی به عنوان مکمل جنگ اقتصادی برای هل دادن نظام جمهوری اسلامی ایران به سمت سقوط است؛ اما چرا دشمن در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی موفق نشد. صد البته پاسخ آن نجابت و ایستادگی مردم عزیز ایران پای کار کشورشان است؛ یعنی در حالی که همه دنیا تصور میکردند که مردم ایران از حمله خارجی به کشورشان خوشحال خواهند شد؛ مردم ایران با روحیه مقاومتی که از خودشان نشان دادند همه معادلات را بر هم زدند؛ اما آیا این پایمردی مردم باعث شده که ما در جنگ اقتصادی هم به مانند صحنه نبرد نظامی پیروز شویم. باید با کمال تاسف بگویم که خیر. چراکه دولتمردان ایران، همچنان اصرار دارند که همان مسیر غلط گذشته را طی کنند و نمیخواهند در سیاستگذاریهای اقتصادی کشور تغییری به نفع مردم اعمال کنند؛ بنابراین ریشه مشکلات اقتصادی کشور را باید در نوع نگاه دولتمردان به مسائل جستجو کرد؛ یعنی اگر تحریم و محاصره دریایی هم اندک تاثیری بر معیشت مردم داشته باشد به دلیل سیاستگذاریهای غلط دولت خودمان است.
آیا دولت چهاردهم آرایش مناسب برای شرایط جنگی دارد؟
متاسفانه خیر. دولت چهاردهم هنوز درک نکرده که ما در شرایط جنگی هستیم و درنتیجه آرایش جنگی مناسبی هم اتخاذ نکرده است. باید به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم یک نگاه ویژه صورت گیرد و یک اتاق جنگ برای رفع و رجوع سریع گرفت و گیرهای اقتصادی کشور تشکیل شود؛ اما متاسفانه ما هیچ کدام از این موارد را نمیبینیم و گویی دولتمردان ما هنوز باور نکردهاند که در وسط جنگ اقتصادی هستیم. اینکه دولتمردان از حوادث دیماه ۱۴۰۴ و تبعات آزادسازی نرخ ارز در آن تاریخ درس عبرت نگرفته و به دنبال آزادسازی نرخ بنزین هم بودند واقعا نگرانکننده است. توصیه من به دکتر پزشکیان و سایر دولتمردان این است که کمی از سیاستهای آزادسازی قیمت فاصله بگیرند و اصلاحات اقتصادی لازم برای دوران جنگ را دریابند. چراکه هر گونه اشتباه و کمکاری ما در اقتصاد، ریختن بنزین در آتش جنگ اقتصادی دشمن است.
با توجه به شرایط جنگی فعلی، سیاست ارزی دولت را چگونه ارزیابی میکنید؟
در شرایط جنگی منابع ارزی دولت محدود میشود و عقل حکم میکند که همه مجموعهها و سازمانهای دولتی در راستای تقویت منابع اندک ارزی دولت تلاش کنند؛ اما آیا به راستی همه دولت در این راستا حرکت و تلاش میکنند. قطعا پاسخ خیر است. سازمان توسعه تجارت و بانک مرکزی باید پاسخگوی سرنوشت ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی بازنگشته به کشور باشند. اینکه سازمان توسعه تجارت و رئیس آن به جای پیگیری وضعیت ارزهای صادراتی از صادرکنندگان، نسخه بهبود رابطه با مردم را برای دولت میپیچند از آن جوکهای بیمزه است. اینکه مسئول بانک مرکزی در تلویزیون حاضر شده و بازگشت ۸۰ میلیارد دلار ارز صادراتی را غیرضروری میخواند و بازگشت ۵۰ میلیارد دلار دیگر را نیز به ماههای آینده حواله میدهد واقعا عجیب است. همچنین درباره عملکرد گمرک در تشکیل پرونده برای واردکنندگانی که قیمتهای منصفانهتری ارائه میکنند جای سوال جدی وجود دارد. ظاهرا آقایان هیچ علاقهای به انجام وظایفشان در راستای تقویت منابع ارزی دولت و تعیین تکلیف ارزهای صادراتی ندارند. من به نهادهای نظارتی کشور توصیه جدی میکنم که به عملکرد تک تک مجموعههای دولتی دخیل در بازگشت ارزهای صادراتی رسیدگی کنند. چراکه ما در وسط جنگ اقتصادی هستیم. درمجموع نمره دولت پزشکیان در اتخاذ سیاست مناسب ارزی را بسیار پایین میدانم. متاسفانه تفکری در کشور وجود دارد که هیچ اعتقادی به محدود بودن منابع ارزی کشور ندارد. با نهایت احترام، صاحبان این تفکر را خائن میدانم. چراکه معتقدم در این شرایط جنگ اقتصادی بر مبنای اشتباهات محاسباتی به همه کالاها ارز تخصیص داده نمیشود؛ بلکه عمدی وجود دارد تا هر چه سریعتر منابع محدود ارزی کشور در مسیر غیرضروری به مصرف رفته و دست ما در برابر فشارهای اقتصادی دشمن خالی شود.
مگر عدم بازگشت ارز صادراتی چه مشکلی برای کشور ایجاد میکند؟
وقتی صادرکننده ارز را بازنمی گرداند؛ قاعدتا این ارز که در گاوصندوق نمیماند. بلکه به دلیل نیاز صادرکننده به ریال وارد بازار قاچاق میشود. به بیان دیگر، این ارز در دست قاچاقچی واردکننده کالا قرار گرفته یا وارد مسیر فرار سرمایه میشود. درنهایت هم برنده این بازی دلالان ارز دبی، استانبول، هرات و سلیمانیه هستند؛ یعنی ما با دست خودمان، منابع ارزی و ارزش پول ملی یک کشور ۹۰ میلیون نفری را به دست مشتی دلال اجنبی سپردهایم. امیدوارم دولت هر چه سریعتر به این روال غلط پایان دهد و برای مقابله با جنگ اقتصادی دشمن چاره لازم را بیندیشد.
برخی کارشناسان معتقدند که درباره محاصره دریایی و تبعات آن بزرگنمایی میشود. نظر شما چیست؟
مطمئن باشید اگر محاصره دریایی جزء روشهایی بود که میتوانست کار جمهوری اسلامی ایران را تمام کند؛ ترامپ و مشاورانش هیچگاه آن را در فهرست موارد مورد مذاکره قرار نمیدادند. برآورد خود آمریکاییها این است که ایران میتواند محاصره دریایی را دور بزند و برای سالها و ماهها پایدار و قوی بماند. در حالی که در میان دولتمردان در داخل کشور این نگاه وجود ندارد. لطفا به عنوان یک رسانه تاثیرگذار بروید و وضعیت مرزهای زمینی کشور را بررسی کنید و ببینید در این مدت چند ماهی که محاصره دریایی علیه ما اعمال شده آیا بهبود در مرزهای زمینی میبینید یا همچنان همان سیستم فشل گذشته برقرار بوده و امکانات لازم از سوی دولت به پایانههای مرزی تخصیص داده نمیشود. آقای پزشکیان عزیز، تشکیل کیلومترها صف کامیون در مرزهای زمینی کشور چه معنایی جز بیکفایتی برخی مدیران شما دارد. آقای رئیسجمهور، به خدا دشمن ما را تحریم و محاصره نکرده و این خود ما هستیم که خودمان را تحریم و محاصره کردهایم. آقای رئیسجمهور شما را به خدا، به جای اینکه دائما بگویید اگر مذاکره نکنیم پس چه کنیم؛ یک سری به مرزهای زمینی کشور بزنید. این آمریکا نیست که ما را تحریم کرده بلکه تنبلی مدیران شما است که کشور را در فشار قرار داده است. مردم بدانند که اگر خودمان همت کنیم؛ محاصره دریایی هیچ تاثیری بر معیشت مردم نخواهد داشت. الآن چندین ماه است که هزاران کانتینر ما به دلیل شرایط جنگی در بندر کراچی پاکستان تخلیه شده و بلاتکلیف مانده است. آقایان دولت چهاردهم! برادران عزیز من! مگر هماهنگی برای حمل زمینی این کانتینرها به داخل ایران چه قدر زمان میبرد که ماههاست بار کشور را بلاتکلیف در کراچی رها کردهاید. شما را به خدا اینقدر بهانه تحریم و محاصره نیاورید و کمی به وظایفتان برسید. آقای عراقچی که دائما در تلاش و کوشش برای مذاکره با آمریکاییها و عمانیها هستند لطفا یک مقدار هم برای باز شدن مسیرهای جادهای و ریلی ما با همسایگان مذاکره کنند. واقعا متعجبم چرا وزارت خارجه اینقدر ضعیف عمل میکند و وظایف اصلیاش را به هوای مذاکره با آمریکا رها کرده است. باور کنید اگر ما اندکی همت کنیم ثابت میشود که محاصره دریایی آمریکا بیاثر است.
آیا کشور امکان جایگزینی مسیر جنوب را با مرزهای شمالی برای واردات نهادههای دامی دارد؟
واردکنندگان نهادههای دامی کشور توانایی تامین تمامی نیاز نهاده کشور را از مرزهای شمالی دارند؛ اما دولت چهاردهم مجوز واردات نهاده را فقط به کسی داده که میخواهد نهاده را از برزیل وارد کند. ظاهرا برخی اصرار دارند که محاصره دریایی آمریکا را موثرنمایی کنند. واقعا به عنوان شخصی که سالهاست در بخش خصوصی فعالم حیرتزده و انگشت به دهان از برخی کارهای دولت چهاردهم ماندهام. یکی از آقایان دولت، جواب من را بدهد که چرا اینقدر اصرار دارند که چوب لای چرخ تجارت کشور کنند. در همین مورد نهادهها، وقتی معامله با روسیه هم مطمئنتر است و هم محدودیت مالی و تحریمی برای تراکنشهایمان با این کشور نداریم چرا در دولت این اصرار وجود دارد که نهاده از برزیل یا آرژانتین وارد شود و درگیر مسائل مالی و بحث محاصره دریایی شویم. اسم این غفلت است یا عدهای از مدیران دولت چهاردهم عمدا به دنبال موثرنمایی محاصره دریایی دشمن هستند.
اخیرا کارزاری از سوی ترامپ و وزیر خزانهداری او ذیل عنوان فلج کردن اقتصاد ایران با تشدید تحریمها آغاز شده است. چه قدر این ادعا را واقعی و یا تبلیغاتی و رسانهای میدانید؟
اینکه دولتمردان آمریکایی دائما میگویند که به دنبال اعمال تحریمهای جدید و گسترش ابعاد جنگ اقتصادی علیه ایران هستند صرفا لفاظی و بازی رسانهای است. مردم عزیز ایران بدانند که سنگینترین و مهمترین تحریمی که آمریکا تاکنون علیه ایران اعمال کرده تحریم بانک مرکزی و محروم کردن ایران از سازوکار مالی سوئیفت در سال ۱۳۹۱ بوده که سقف همه تحریمهاست؛ یعنی اصلا بالاترین از این تحریم دیگر چیزی وجود ندارد که وزارت خزانهداری آمریکا بخواهد علیه ایران تدوین و اعمال کند؛ بنابراین توصیه من به مردم خوب ایران و فعالان اقتصادی این است که در دام بازی رسانهای دشمن نیفتند. چراکه هدف دشمن همین است که با بازی رسانهای و ترساندن مردم، آنچه را در میدان جنگ نظامی نتوانست به دست بیاورد؛ این بار بدون شلیک گلوله کسب کند.
لطفا درباره تبعات قطع رابطه اقتصادی امارات با ایران بر اقتصاد کشور و دور زدن تحریمها توضیح دهید.
سابقا ما برخی مسیرها را برای دور زدن تحریمها دنبال کرده بودیم که مسیرهای درستی نبوده است. دشمن هم عمدا این مسیرها را مسدود نکرده بود تا در روز مبادا بتواند کمر اقتصاد ایران با بشکند. به عنوان مثال، همین مسیر تراستیها در امارات کاملا تحت اشراف آمریکاییها بود اما این مسیر را مسدود نکرده بودند تا سر بزنگاه بتوانند فشار خردکننده بر اقتصاد ایران بیاورند که خوشبختانه تاکنون نتوانستهاند. البته عدهای از افراد در داخل کشور نیز در این که ما دستمان زیر ساطور امارات متحده عربی باشد منفعت دارند. واقعا مسخره است که به دلیل وابستگی مالی به شبکه تراستیهای امارات، در معامله با بزرگترین شریک تجاریمان یعنی چین مستقیما از یوآن استفاده نمیکنیم؛ یعنی ما باید نفتمان را به یوآن به چینیها بفروشیم و در عوض با یوآنی که گرفته ایم کالای موردنیازمان را از چین وارد کنیم؛ اما روال کار در کشور ما به این شکل است که ابتدا به شما درهم امارات داده میشود و باید آن را به دلار یا ارز دیگر برای تجارت با چین یا سایر کشورها تبدیل کنی. البته امیدوارم وزارت خزانهداری آمریکا و امیر امارات این بار با بستن مسیر تجاری با تراستیهای امارات، بزرگترین خدمت را به اقتصاد و ملت ایران انجام دهند. چراکه چندان امیدی به مسئولان دولتی خودمان برای پیگیری راههای درست تجارت و دور زدن تحریمها ندارم. اگر واقعا روابط تجاری ایران و امارات قطع شود؛ این بزرگترین برکت جنگ اخیر برای ملت ایران خواهد بود. مردم هم نگران نباشند. اگر همت کنیم بهترین مسیرها در مبادله با چین و روسیه وجود دارد. مسیرهایی که دشمن کنترلی بر آنها ندارد.
دلیل موفقیت روسیه در بخش اقتصادی با وجود وقوع جنگ با اوکراین و تحریمهای غرب چیست؟
دلیل موفقیت روسیه در برابر جنگ اقتصادی غرب این است که کاملا برخلاف الگوهای غلط ایران عمل کرده است؛ یعنی روسها به محض اینکه به دلیل اعمال تحریمهای آمریکا از پیامرسان مالی سوئیفت محروم شدند به سراغ چینیها رفتند و سازوکار مبادلات تجاری یوآنی-روبلی را با چین پایهگذاری کردند. درنتیجه در حال حاضر ۷۰ درصد تجارت روسیه و چین با یوآن، ۲۰ درصد با روبل و فقط ۱۰ درصد با ارزهای خارجی است؛ یعنی میزان وابستگی روسیه به سازوکارهای مالی غربی به حداقل ممکن رسیده و ارزش پول این کشور هم نسبت به دوران پیش از جنگ اوکراین افزایش یافته است. این را مقایسه کنید با ارزش پول ملی ما که هر روز کاهش مییابد و مسئولان بانک مرکزی و دولت هم دائما برای توجیه آن روضه جنگ میخوانند. ما خودمان نمیخواهیم راه درستی که روسیه رفته را طی کنیم. روسها این مسیر درست را طی کردند و موفق شدند اما ایران اصرار دارد همچنان به مسیر نادرست برود.
در موضوع بنزین نهایتا دولت فعلا به افزایش قیمت بنزین آزاد از ۵ به ۱۰ هزار تومان بسنده کرده است. توصیه شما درباره بنزین به دولتمردان برای تصمیمات آیندهشان چیست؟
در موضوع قیمت بنزین که فعلا در حد افزایش قیمت بنزین آزاد ۵ هزار تومانی به ۱۰ هزار تومان باقیمانده؛ به آقای دکتر پزشکیان هشدار میدهم که عدهای به دنبال زمین زدن دولت ایشان هستند. آقای رئیسجمهور عزیز لطفا کمی دایره مشاورانتان را وسیعتر کنید و دائما استدلال عدهای خاص را تکرار نکنید. لطفا توجه داشته باشید که بنزینی که با نفت، زیرساخت و کارگر خودمان تولید میشود را که نمیتوان با قیمت جهانی به مردمی که ریالی حقوق میگیرند عرضه کرد؛ یعنی این استدلال که بنزین در ایران ارزان است و باید قیمت آن جهانی شود از پایه و ریشه غلط است. از سوی دیگر، اگر دولت چهاردهم در چاهی که برایش در موضوع قیمت بنزین کنده بودند میافتاد حتما فاجعه رخ میداد. چراکه تعداد زیادی از نیروی کار در کلانشهرهایی چون تهران به دلیل افزایش قیمت اجارهبها به شهرهای حاشیهای نقل مکان کردهاند و به دلیل محدودیتهای فراوانی که حملونقل عمومی دارد مجبورند با خودروی شخصی به محل کارشان رفتوآمد کنند. خب آقای رئیسجمهور، شما اگر فریب عدهای خودکارشناس پندار را خرده بودید و قیمت هر باک بنزین را برای این کارگران زحمتکش با حقوق ۳۰ میلیونی، به ۵ تا ۶ میلیون تومان رسانده بودید چه فاجعهای رخ میداد. آقای دکتر پزشکیان عدهای در گوش شما دائما زمزمه میکنند که افزایش قیمت بنزین در راستای عدالت است اما چنین نیست. بر فرض که شخصی ۲ یا ۳ خودرو داشته باشد. باور کنید افزایش قیمت بنزین اتفاقا او را خوشحال خواهد کرد. چراکه خیابانها را برای او خلوت و دغدغه ترافیک سنگین او را برطرف میکند. اگر شما واقعا به دنبال عدالت هستید چرا از صاحبان بیش از یک خودرو مالیات نمیگیرید. همچنین به شما هشدار دلسوزانه میدهم که فریب طرحهایی چون اختصاص بنزین به هر کد ملی را نخورید. چراکه نتیجه آن افزایش وحشتناک قیمت بنزین به اراده قاچاقچیان خواهد بود.
لطفا توضیح دهید آیا آنگونه که دولتمردان ادعا میکنند؛ افزایش قیمتها در ۶ ماهه اخیر به دلیل شرایط جنگی بوده است؟
به عنوان یک فعال اقتصادی صراحتا به شما میگویم که افزایش قیمتهایی که در ماههای اخیر رخ داده و تورمی که مردم عزیز ما را آزار داده نه به دلیل جنگ، بلکه به دلیل سیاست ارزی دولت در دیماه ۱۴۰۴ یعنی حذف ارز ترجیحی بوده است. برای این ادعای خودم هم دلیل دارم. توجه کنید که مهمترین اثر هر جنگی کمبود کالا در بازار است؛ اما آیا انصافا از اسفند ۱۴۰۴ که جنگ ۴۰ روزه علیه ایران آغاز شده تا به امروز شما و عموم مردم کمبود کالایی در بازار مشاهده کردهاید. قاعدتا خیر؛ بنابراین هنوز اثر جنگ خودش را در بازار و اقتصاد ایران نشان نداده است؛ به عبارت دیگر، مسئولان دولتی باید به جای انداختن تقصیر گرانیها بر گردن شرایط جنگی، از اشتباهات گذشتهشان درس عبرت بگیرند و سیاستهای اقتصادی دولت را اصلاح کنند. از سوی دیگر، دولت پزشکیان ارز ۲۸ هزار ۵۰۰ تومانی ترجیحی و ۴۰ هزار تومانی آزاد را از دولت رئیسی تحویل گرفته و آنها را به ترتیب به ۱۵۷ هزار تومان و ۲۳۰ هزار تومان رسانده است. انصافا دولتمردان توقع دارند ارز چند برابر شود اما هیچ چیز هم گران نشود؟ این یک دو دو تا چهارتای ساده است. کافی است دولت بپذیرد که در سیاستهای ارزی اشتباه کرده است.