چین با استفاده از سرمایهگذاری بر روی صنایع کوچک و کالاهای مختلف و متنوع بخش اعظمی از بازار جهانی را از آن خود کرد.
چین به واسطه در اختیار داشتن نیروی کار ارزان و ارزی که توسط دولت کنترل میشود و نرخ برابری آن با سایر ارزها پایین نگاه داشته میشود، بزرگترین تولیدکننده اسباب بازی در جهان از حیث کمیت است. شرکتهای اسباب بازی چینی سال گذشته میلادی درمجموع حدود ۱۳ میلیارد دلار اسباب بازی تولید کردند. در همان سال صادرات اسباب بازی از چین به ۱۰ و نیم میلیارد دلار بالغ شد که بخش اعظم آن روانه بازارهای اروپا و آمریکای شمالی شد. «شن جن» یکی از شهرهای استان جنوبی «گوانک دونک» چین، بزرگترین تولیدکننده اسباب بازی در جهان است. امروزه ۸۰ درصد تولید اسباب بازی جهان در چین صورت میگیرد. درواقع چین میراثی که از آن خود را به اقتصاد جهانی شناساند را هنوز با قدرت تمام ادامه داده است. حفظ این امر نشان میدهد که علاوه بر تولید انبوه و قیمت پایین این کشور به تنوع تولید و حتی کیفیتی که همواره متهم میشود که توجهی به آن ندارد، فکر میکند. اما این حکایت چین برای تصاحب بازار جهانی تنها برای امروز نیست. چینیها برای رسیدن به جایگاه امروز خود در اقتصاد جهانی که حالا «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به عنوان یک سرمایهگذار این کشور را خطر بزرگی برای ایالات متحده میداند، اقدام به استفاده از صنایع کوچک کرد.
اقتصاد سوپرمارکتی چین
«سون تزو» استراتژیست مهم چینی که کتاب «هنر جنگ» وی زبانزد است اعلام میکند برای اینکه به اهداف بزرگ دست یابیم، نیاز به اقدامهای کوچک و شکستن آن هدف به اهداف کوچکتر داریم. کاری که چینیها آن را از حوزه جنگی به اقتصاد آوردند و با گسترش صنایع کوچک و کارگاهی و استفاده از نیروی کار خود که کم کم آنان را به عنوان ابزار حرفهای سامان دادند توانست در دنیا حرف اول را در کمیت بزند و سپس در حوزه کیفیت اقدامات قابل توجهی انجام دهد. البته صنایع چینی تنها به موارد کوچک بسنده نکرد و قدم به تولید کالاهای بزرگ و پیچیده نیز گذاشت اما در این راه از ساخت کالاهای کوچک و ساده شروع کرد. چین به مثابه یک سوپرمارکت بزرگ در حوزه اقتصادی مطرح است. این کشور از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در سوپر مارکت اقتصادی خود دارد. از سوزن گرفته که شاید بسیاری تولید آن را بیارزش بدانند تا صنایع بزرگ و ساخت جنگندههای بهروز مشابه آمریکایی و غربی و… چین در هر عرصهای در حال کار است. این تجربه نشان میدهد که چینیها برای بزرگ شدن خود را کوچک کردهاند. بنابراین در عرصه سرمایهگذاری، چینیها همه کالاهای ریز و درشت را در نظر گرفتهاند. مشارکت اجتماعی در توسعه چین به وضوح به چشم میخورد. این کشور از همه ابزارهای توسعه بهره برده است و هیچ ظرفیت بالقوهای را مسکوت نگذاشته است. مشارکت مردمی در چین یکی از کلیدهای مهم پیشرفت است و موتور محرک اقتصاد آن محسوب میشود. نیروی انسانی اصل اساسی و بنیادین اقتصاد اژدهای زرد را تشکیل میدهد. بر همین اساس اگر به حوزه سرمایهگذاری چینی رجوع کنیم. اول این کشور بر روی آنچه داشت یعنی نیروی انسانی خود سرمایهگذاری کرد و بعد وارد صنایع مختلف شد.
سرمایهگذاری محلی؛ هنر بزرگ چینیها
گمان میرود که توسعه صنعتی فرآیندی پیچیده و آکنده از تغییرات اقتصادی و البته اجتماعی است که هر کشور و ملتی در این خصوص توانسته مشارکت مردمی خود را به سمت اقتصادی صنعتی سامان دهد از این مزیت مهم اقتصادی سود و بهره برده است. چین با داشتن ۲۰ درصد از کل جمعیت جهان تنها ۶ درصد از منابع آب و ۹ درصد زمینهای قابل کشت جهان را در اختیار دارد. با این حال توانسته خود را به عنوان یک اقتصاد قدرتمند در دنیا مطرح کند. صنایع کوچک در اقتصاد چین توانسته تحولات شگرفی ایجاد کند. داستان «گو ژن» شهری در گواندونگ در سواحل جنوب شرقی چین در این حوزه بسیار قابل توجه است. این شهر در اوایل دهه ۱۹۸۰ روستایی فقیر به شمار میرفت. در حال حاضر به خاطر تولید لوازم روشنایی مشهور است. در دهه ۱۹۸۰ دولت محلی اقدام به انتقال دو شرکت مونتاژ لوازم روشنایی از هنگکنگ به این روستا کرد و کارآفرینان محلی آموزش لازم را در این حیطه دیدند. هنگامی که شرکتهای محلی شروع به توسعه کردند دولت محلی انواع پشتیبانی خود را در زمینه تأمین منابع مالی، ارائه اطلاعات، آموزش نیروی کار و مساعدت در زمینه انتقال فنآوری را به این شرکتها پیشنهاد داد. از سال ۱۹۹۹ به بعد از زمانی که اقتصاد محلی رونق گرفته و کارخانه به صورت قارچگونه افزایش یافته و مقیاس تولید آنها نیز گسترده شده بود، دولت محلی گو ژن هر ساله نمایشگاههای بینالمللی برای گسترش محصولات شرکت محلی در بازارهای بینالمللی دایر میکرد.
سفارتخانههای چین یا مرکز بازاریابی و بازارسازی جهانی؟
این داستان به خوبی نشان میدهد که چین در تمامی سطوح دولت مرکزی و محلی انگیزه بسیار زیادی برای فراهم کردن تسهیلات و خدمات مورد نیاز شرکتها در راستای کمک به جذب سرمایه و اطلاعات کسبوکارهای محلی دارد. در هر یک از شهرستانهای این کشور دست کم یک پارک صنعتی پایهریزی شده بود. درواقع همین داستان نشاندهنده سه موضوع محوری اقتصاد محلی، توجه و پشتیبانی دولتی و مشارکت مردمی است که چینیها در این خصوص به صورت سریع و جدی عمل میکنند و اقتصاد محلی را به خوبی با فعالیت شهروندان توسعه دادهاند. پشتیبانی دولتی و نیازسنجی مردمی هم در اقتصاد این کشور بسیار قابل توجه است. چینیها در نیازسنجی از همه ابزارهای خارجی خصوصاً دیپلماتیک و سفارتخانههای خود در کشورهای مختلف استفاده میکنند. سفرای چین در کشورهای مختلف و زیرمجموعههای آنان خود به عنوان یک بازاریاب و بازارساز بینالمللی برای اژدهای زرد به کار میاندازند. حتی در این نیازسنجی سراغ کالاهایی که ریشه در فرهنگ سنتی کشورهای مختلف دارد نیز میروند. اینکه چین کالاهایی مثل «لنگ» و «عروسکهای انیمشین شکرستان» تولید کند نشاندهنده نوع بازاریابی و بازار سنجی عمیق چینیهاست. چنین همه ابزارهای و امکانات خود را از سطح محلی تا ملی و بینالمللی در اختیار تولید قرار داده و سالهاست از این مسیر به پیشرفتی شگرف و خارقالعاده دست یافته است.