۲۲:۲۷ - ۱۴۰۴/۰۶/۰۳

از ظواهر امر چنین پیداست که جبهه اصلاحات بدون همفکری با اکثریت اعضا، مبادرت به صدور بیانیه‌ اخیر نموده که حاصل آن هم مخالفت سریع برخی از اصلاح‌طلبان پیش از اصولگرایان بود. چند روز است که غالب رسانه‌های داخلی و خارجی سرگرم واکاوی و تحلیل س...

پیش‌نیاز سرمایه‌گذاری و رشد اقتصاد ایران آرامش است نه بیانیه‌های اختلاف‌افکن

پیش‌نیاز سرمایه‌گذاری و رشد اقتصاد ایران آرامش است نه بیانیه‌های اختلاف‌افکن

از ظواهر امر چنین پیداست که جبهه اصلاحات بدون همفکری با اکثریت اعضا، مبادرت به صدور بیانیه‌ اخیر نموده که حاصل آن هم مخالفت سریع برخی از اصلاح‌طلبان پیش از اصولگرایان بود.

چند روز است که غالب رسانه‌های داخلی و خارجی سرگرم واکاوی و تحلیل سخنان و درخواسته‌ای جمعی از احزاب و چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب می‌باشد که اخیرا تحت عنوان بیانیه‌ای از طرف تعدادی از احزاب چپ‌گرا یا بقول معروف (اصلاح‌طلب) در کشور منتشرشده است که همین تحلیل‌ها و همچنین اظهارات چهره‌های سیاسی موافق و مخالف بیانیه، ذهن مردم عزیزمان را بشدت درگیر خود نموده است، بطوریکه برخی از هموطنان شریف‌مان اصلا نمی‌دانند که موضوع چیست و این همه خبر، سروصدا و اختلاف‌نظر چهره‌ها و مقامات بر سر چه می‌باشد؟!

در این راستا محمدرضا سبزعلیپور اقتصاددان و رئیس مرکز تجارت جهانی ایران طی یادداشتی با تاکید بر اینکه پیش‌نیاز سرمایه گزاری و رشد و شکوفایی اقتصاد ایران، تنش‌زدایی و آرامش کشورمان می‌باشد، نوشت: اینجانب نیز به عنوان یک فعال اقتصادی و همچنین به عنوان یک ایرانی دلسوز، امنیت و آرامش کشور و رشد و توسعه همه‌جانبه اقتصاد، شادی مردم و نهایتا سربلندی ایران و ایرانی را با تمام وجود خواستار و خواهانم و در این مسیر از هیچ کوششی دریغ نکرده‌ و نمی‌کنم و از هر اقدامی هم که در این راستا باشد، قطعا حمایت می‌کنم، اما با نیم‌نگاهی به بیانیه فوق‌الذکر که موسوم به ( بیانیه جبهه اصلاحات) می‌باشد، با اندک سواد خودم به این نتیجه رسیدم که دوستان جبهه اصلاحات با صدور این بیانیه می‌گویند که تنش‌زدایی با کشور‌ها را سرلوحه کار قرار دهیم و با مذاکره و گفت‌وگو به جای جنگ و درگیری، به سمت صلح و آرامش و رفع تحریم پیش رویم که در کل حرف‌های خوبی است، اما چه بسا این بیانیه در زمانی خاص و با ادبیاتی خاص‌تر و بدون انجام پیش‌نیازها منتشرشده و همین بی‌توجهی‌ها موجب بروز اختلاف‌نظر و اظهارات متناقض و نهایتا مقاومت‌هایی در برابر صادرکنندگان بیانیه شده است؟!

به نظر نگارنده، همه مردم و تمامی دولتمردان و مسئولین و دلسوزان نظام از جنگ متنفر و همگی خواهان امنیت و آرامش کشور می‌باشند و قطعا کسانی که به دنبال جنگ و تجاوز به خاک دیگران باشند و خواستار ناامنی و تحریم و نابودی اقتصاد و دل‌نگرانی مردم باشند، نامی به‌جز خائن نمی‌توان بر روی آنان گذاشت اما در این میان باید متوجه باشیم که یک موضوع حساس و حرف مهم را چگونه و در چه زمانی بر زبان می‌آوریم؟!

مثلا زمانی که باید در جایی سکوت رعایت شود، کسی موضوعی ولو مهم را داد بزند، شاید چون سکوت را برهم زده، همه را عصبانی کند و حرفش هم مورد توجه قرار نگیرد و یا برعکس در جایی که شلوغ است و سروصدا زیاد می‌باشد، باید داد بزنیم تا صدایمان به گوش دیگران برسد، آهسته حرف بزنیم، چه بسا که اصلا کسی حرفمان را نشنود و باز هم تلاشمان برای شنیده شدن، بی‌حاصل باشد !!

با اینکه در طرح موضوع از ادبیاتی خاص و تند استفاده بکنیم، در آن صورت نیز حرفمان هر چقدر هم که مهم و مفید باشد، اما باز هم عده‌ای را عصبانی و وادار به گارد گرفتن می‌کند که خود باعث دو دستگی می‌شود!! پس فرق است بین بفرما و بنشین و بتمرگ…… !!

مثال زنده اینکه: جناب آقای حسن روحانی چه زمانی که رئیس‌جمهور بودند و چه الآن که یک فرد عادی می‌باشند ادبیاتشان تند و گزنده می‌باشد و همیشه در حرف زدن از بالا به پایین صحبت می‌کنند و حال اگر حرف مثبت و مفیدی هم بزنند، این نوع ادبیات ایشان دل‌چسب و قابل پذیرش نمی‌باشد و غالبا به درب بسته می‌خورد !!

به‌طور قطع بیانیه جبهه اصلاحات نیز یکی از این موارد را رعایت نکرده و همین کم‌توجهی موجب اختلاف بین گروه‌ها، شخصیت‌ها و رسانه‌ها و همچنین تشویش اذهان عمومی شده باشد !!

و اما نگارنده این یادداشت بر این باور است که صدور بیانیه‌ای مهم آن هم نه از طرف یک شخص بلکه از جانب یک گروه و چندین حزب و تشکل سیاسی یا بقول معروف از طرف (جبهه اصلاحات) نیازمند الزامات و بستر مناسب می‌باشد و پیش‌نیاز بیانیه مهمی همچون بیانیه فوق‌الذکر ( اتحاد و همدلی) است !!

یعنی پیش از صدور چنین بیانیه‌ای و انتشار آن در رسانه‌ها، ابتدا بزرگان اصلاحات، اعضا و مسئولین احزاب، باید دور هم جمع شوند و موضوع را بین خودشان مطرح و به شور بگذارند تا پس از شنیدن نظرات موافق و مخالف و سبک و سنگین کردن موضوع، متفقا به یک موضوع و دیدگاه واحد و مشترک برسند، سپس موضوع به این مهمی را با اتحاد و پشتیبانی اکثریت اعضا و رسانه‌های همفکر و تاثیرگذار به صورت بیانیه رسمی صادر و منتشر نمایند !!

مخصوصا زمانی که با این بیانه می‌خواهند برای تنش‌زدایی و امنیت و آرامش کشور نسخه بپیچند!! پس قبل از نوشتن نسخه‌ای به این مهمی و تجویز راهکار، ابتدا تنش و اختلافات را بین خودتان حل و فصل کنید و سپس برای تنش‌زدایی ایران بیانیه صادر کنید !! وقتی‌که بین جبهه اصلاحات نمی‌توانید تنش‌زدایی بکنید، قطعا برای ایران هم نمی‌توانید چنین کار بزرگی انجام دهید !!

از قدیم گفته‌اند، وقتی‌که می‌خواهید کاری انجام دهید و یا پروژه بزرگی را اجرا کنید، ابتدا موضوع را به‌طور خصوصی برای خانواده و دوستان خودتان تعریف کنید و بگوئید که چه در سر دارید و می‌خواهید چکار کنید، اگر بعد از طرح موضوع، اعضا خانواده به دقت به حرف‌ها و توضیحات شما گوش دادند و بعد بدون مخالفت، حرف‌هایتان جدی گرفته و به انجام و اجرای آن توسط شما اعتراف نموده‌اند، سپس مطمئن باشید که مردم و جامعه هم حرف و پروژه شما را خواهند پذیرفت و کارتان به‌سرعت انجام خواهد شد، اما اگر اعضا خانواده حرف شما را نپذیرفتند و هنگام توضیحات به شما پوزخند زده و کارتان را به سخره گرفتند، قطعا بدانید که مردم و جامعه هم با شما همراهی نخواهد کرد و حرف و کارتان را نخواهند پذیرفت و کارتان روی زمین خواهد ماند!!

از ظواهر امر چنین پیداست که جبهه اصلاحات بستر و الزامات لازمه را برای این کار فراهم نکرده و بدون همفکری با اکثریت اعضا، مبادرت به صدور چنین بیانیه‌ای نموده است که حاصل آن هم مخالفت سریع برخی از اصلاح‌طلبان پیش از اصولگرایان و طرفداران جبهه مقاومت با صدور بیانیه بود و از همه مهمتر، خوشحالی مخالفین نظام و درست کردن تبلیغاتی آن هم در این ایام حساس و ملتهب برای رسانه‌های معاند و برانداز را به دنبال داشت !!

این بیانیه بیش از اینکه در جهت آشتی ملی قدم بردارد، متاسفانه در مسیر تفرقه و بر هم زدن وحدت و انسجام ملی قدم برداشته است !!
***
عوامل پنهان افزایش قیمت‌ میوه فاش شد
قیمت میوه و محصولات کشاورزی در بازار ریشه در هزینه‌های فزاینده تولید دارد. از خردی زمین‌ها و ضعف مکانیزاسیون گرفته تا گرانی نهاده‌ها، این عوامل نه‌تنها سفره خانوار را کوچک کرده‌اند، بلکه توان رقابت‌پذیری ایران را در بازارهای جهانی به‌شدت کاهش داده است.
در حالی که سبد خرید خانوار ایرانی با افزایش مداوم قیمت میوه و محصولات کشاورزی کوچک‌تر می‌شود، تحلیل‌گران اقتصادی و کارشناسان کشاورزی، ریشه این گرانی‌ها را در چالش‌های ساختاری و فزاینده هزینه‌های تولید در بخش کشاورزی کشور می‌دانند. این وضعیت نه تنها بر معیشت داخلی تأثیر گذاشته، بلکه جایگاه صادراتی ایران را نیز در بازارهای منطقه‌ای به خطر انداخته است. یکی از عوامل کلیدی در افزایش هزینه‌های تولید، کوچک بودن اراضی کشاورزی است. تقسیم مکرر اراضی بین وراث و عدم تجمیع آن‌ها، منجر به تشکیل قطعات خرد و ناکارآمد شده است. این خرد بودن اراضی، مانع بزرگی در مسیر مکانیزاسیون کشاورزی است. ماشین‌آلات بزرگ و مدرن کشاورزی که می‌توانند بهره‌وری را به شکل چشمگیری افزایش دهند و هزینه‌های نیروی انسانی را کاهش دهند، در این قطعات کوچک قابل استفاده نیستند. درنتیجه، بخش عمده‌ای از فعالیت‌های کشاورزی همچنان به روش‌های سنتی و با اتکا به نیروی کار دستی انجام می‌شود که هزینه‌های تولید را به شدت بالا می‌برد. علاوه بر این، افزایش قیمت نهاده‌های کشاورزی از جمله بذر، کود، سموم، آب و انرژی، به معضلی جدی برای کشاورزان تبدیل شده است. بسیاری از این نهاده‌ها وارداتی هستند و نوسانات نرخ ارز و تحریم‌ها، قیمت آن‌ها را به طور مداوم صعودی نگه داشته است. هزینه‌های بالای حمل و نقل و همچنین کمبود و گرانی نیروی کار متخصص نیز بر این بار می‌افزاید. کشاورز ایرانی برای هر مرحله از کشت، داشت و برداشت، با هزینه‌هایی روبرو است که درنهایت به قیمت تمام‌شده محصول اضافه می‌شود و مصرف‌کننده نهایی باید آن را بپردازد.
این هزینه‌های بالای تولید، پیامدهای گسترده‌ای نه تنها در بازار داخلی، بلکه در عرصه صادرات نیز دارد. محصولات کشاورزی ایران که زمانی جایگاه ویژه‌ای در بازارهای منطقه داشتند، اکنون با قیمت‌های تمام‌شده‌ای عرضه می‌شوند که قدرت رقابت آن‌ها را به شدت کاهش داده است. کشورهای رقیب مانند ترکیه، با بهره‌گیری از اراضی یکپارچه، مکانیزاسیون پیشرفته و یارانه‌های دولتی به نهاده‌ها، محصولات خود را با قیمتی بسیار پایین‌تر به بازار عرضه می‌کنند. نتیجه این است که بسیاری از کشورها، به جای واردات از ایران، به سمت رقبای ارزان‌تر متمایل شده‌اند و سهم ایران از این بازارها در حال کاهش است.
برای حل این معضل، نیاز به یک رویکرد جامع و بلندمدت است که شامل تجمیع اراضی، حمایت از مکانیزاسیون، اعطای یارانه‌های هدفمند به نهاده‌های کشاورزی و سرمایه‌گذاری در زنجیره ارزش محصولات کشاورزی می‌شود. تنها در این صورت می‌توان امید داشت که هم سفره مردم پربارتر شود و هم جایگاه ایران در بازارهای جهانی احیا شود.

مطالب مرتبط