در طول سالهای اخیر موافقان و مخالفان حضور هند در چابهار دلایل متعددی را در این خصوص مطرح کردهاند. جمهوری اسلامی در این زمینه در یک «معطلی استراتژیک» قرار دارد و تلاشی برای شفافسازی جوانب دو سناریو «اخراج هند» یا «تداوم همکاری» و در ادامه «اتخاذ تصمیم» از سوی مسئولین امر دیده نمیشود. جنگ اخیر تصمیمگیری در این خصوص را به یک فوریت تبدیل کرده است که میتواند در تعیین روابط راهبردی با دیگر کشورها و نقش ایران در نظم جدید منطقه حائز اهمیت باشد.
به گزارش مسیر اقتصاد، اولین و پربسامدترین عرصه مواجهه مکران و جنوب شرق ایران با تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشور، مسئله حضور طرف هندی در چابهار و آن چیزی است که این روزها به صراحت لهجه بیشتری تحت عنوان اخراج هندیها از چابهار خوانده میشود. ریشهیابی جزییات این حضور فرآیندی طولانی است اما میتوان محورهای کلی زیر را از شناخت تاریخی مسئله تا به حال حاضر احصا نمود:
توسعه در امتداد تاریخی خطکشیهای بریتانیایی گلداسمیت و دیورند در سه ضلع افغانستان، پاکستان و ایران و همچنین بازی بزرگ روسیه-بریتانیا در بلوچستان؛
نسبت سنجی تاریخی ایران با اختلافات همیشگی و اشتراکات تمدنی پاکستان و هندوستان از پیمان سنتو در دوران پهلوی دوم؛
اعلام علاقه، تبلیغات و ذهنیت سازی بینالمللی پیرامون چابهار از سوی وزارت خارجه هندوستان از سال ۲۰۰۳ میلادی تاکنون در امتداد ادبیات تفاهمنامه کریدور شمال-جنوب امضا شده در سال ۲۰۰۰ سنتپترزبورگ؛
همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی ایران و هندوستان در پروندههای مشترک و قول بهرهبرداری از بندر چابهار به طرف هندی در تعاملات فیمابین؛
ظهور پدیدههای کریدوری BRI، آیمک، ترانس افغان، سیپک و کریدورهای مشابه و جدی شدن تقابل چین و آمریکا در پرونده مکران پس از سال ۲۰۱۳؛
تفاهمنامه سه جانبه چابهار ۲۰۱۶ میان حسن روحانی- ناندرا مؤدی- اشرف غنی و رسمیت یافتن حضور طرف هندی با امضای قرارداد ۲ ساله در ابتدای ۲۰۱۸؛
اعلام درخواست توسط سفارت آمریکا در دهلینو و ثبت معافیت تحریمی کنگره به صورت خاص فقط برای «بهرهبرداری طرف هندی از بندر چابهار جهت ارسال کمکهای بشردوستانه به افغانستان» در دسامبر ۲۰۱۹؛
معطلی و سردرگمی قریب به ۸ ساله بهرهبرداری از اپراتوری فاز یک بندر شهید بهشتی در اتهامزنیهای شرکت IPGL و سازمان بنادر و دریانوردی به یکدیگر؛
سردرگمی طرف ایرانی در نسبت کلان با سند ۲۵ ساله همکاریهای راهبردی ایران و چین در سالیان پس از ۲۰۱۶ و بلاتکلیفی چابهار در همین نسبت؛
اعلام عضویت رسمی ایران در بریکس در آگوست ۲۰۲۳ و آغاز بده بستانهای جدید در پسای تعاملات مرسوم امنیتی با طرف هندی؛
امضای قرارداد ۱۰ ساله می ۲۰۲۴ و نهایی شدن حقوقی بهرهبرداری IPGL از اپراتوری بندر شهید بهشتی؛
اعلام تغییر موضع آمریکا در یادداشت امنیت ملی ترامپ و بیانیه کاخ سفید و لغو معافیت تحریمی آمریکا در مورد چابهار در ژانویه ۲۰۲۵.
به ۱۲ مورد ذکرشده میتوان مواردی را افزود و مواردی را کاست، اما سابقه حضور در دنیای جدیدی که تعاملات آن نو به نو متغیر است و دچار تحول میشود به ما نشان میدهد که باید بدانیم در هر لحظه چه ابزارهایی در دست داریم و از کدام یک با توجه به شرایط حاضر چه استفادهای خواهیم کرد.
موافقین حضور هند در بندر چابهار چه میگویند؟
اکنون و در لحظه تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران عزیز، مسئله شدن چابهار دوباره بیش از پیش عیان شده است. آنقدر که مخالفین واگذاری به طرف هندی از تغییر مسیر این پرونده از یک فوریت عادی به یک فوریت آنی در دوران پساجنگ سخن میگویند. این در حالی است که موافقین واگذاری که عمر حداقل ۵ دولت را در جمهوری اسلامی از سر گذراندهاند، بعضاً سکوت کردهاند و سخنی در دفاع یا رد این مسئله به زبان نمیآورند. از زمامداری محمود احمدینژاد تا مسعود پزشکیان موافقین حضور طرف هندی در دستگاههای تصمیمگیر و اجرایی کشور به کارسازی این حضور پرداختهاند. شورای عالی امنیت ملی، وزارت اطلاعات، معاونت سیاسی رئیسجمهور، معاونت اقتصادی وزارت خارجه، اداره کل آسیای جنوبی وزارت خارجه وزارت راه و شهرسازی، سازمان بنادر و دریانوردی و… از دستگاههایی بودهاند که در این سالها هر یک به اندازه قدرت و نفوذ خود در این مسئله نقشآفرینی نموده و سهمی از این صحنه نزاع را تصاحب نمودهاند.
از جمله دلایل موافقین حضور هند در اپراتوری بندر چابهار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
+ بازاریابی بندر چابهار توسط طرف هندی جهت توسعه آن؛
+ اهمیت راهبردی این منطقه برای طرف هندی در اتصال به افغانستان و آسیای میانه (محور شرقی کریدور شمال جنوب)؛
+ تلقی طولانیمدت دستگاه محاسباتی برخی نهادهای کشور مبنی بر رقابت گوادر و چابهار و تلاش برای ممانعت از توسعه گوادر توسط طرف چینی؛
+ همکاریهای سابق امنیتی و نظامی دو کشور در پروندههای مشترک؛
+ تلقی تحریم ناپذیری چابهار به دلیل حضور طرف هندی و استفاده از این ابزار جهت کاهش فشار تحریمها؛
+ ایجاد توازن منطقهای بین رقبای منطقهای و بینالمللی ایران ناظر به چابهار؛
+ بیان و ابراز علاقه فراوان هندیها نسبت به توسعه چابهار از سال ۲۰۰۳؛
+ نبود هیچ پروژه بزرگمقیاس همکاری با طرف هندی بعد از خروج آنها از میدان گازی فرزاد B پس از آغاز تحریمها؛
+ ابراز علاقه طرف افغان به اتصال به اقیانوس هند با مشارکت طرف هندی؛
مخالفین حضور هند در بندر چابهار چه میگویند؟
در طرف مقابل کارشناسان متعددی حضور دارند که با تخصصهای مختلف، از اقتصاد گرفته تا روابط بینالملل، در طول سالهای اخیر بر ضرورت اخراج طرف هندی و جایگزینی آن با چین سخن به میان آوردهاند. از جمله دلایل مخالفین واگذاری به طرف هندی نیز موارد زیر حائز اهمیت است:
– ایفای نقش پروکسی آمریکا و اسراییل توسط طرف هندی در چابهار؛
– ارسال پالس منفی به طرف چینی در انسداد مسیر سیپک، کنترل امنیتی گوادر (تشدید تقابل گوادر- چابهار) و بازی در زمین آمریکا جهت سنگاندازی در مسیر BRI؛
– بهانهتراشی طرف چینی جهت توقف هرگونه سرمایهگذاری در منطقه مکران و در سطح بالاتر مقوم بیتوجهی به سند همکاری ۲۵ ساله؛
– واگذاری اپراتوری بندر چابهار به متحد آمریکا و اسراییل؛
– تخصیص بودجه توسعه بندر ذیل گرنت طرف هندی و نه سرمایهگذاری واقعی؛
– پذیرش و ایفای نقش توسعهای ذیل معافیت تحریمی آمریکا از سوی ایران و ارسال پالس قرارگیری ذیل این معافیت به طرف چینی؛
– برهم خوردن همکاریهای آتی ایران و پاکستان؛
– کمک به تسهیل فرآیند توسعه آیمک در ادامه توقف ادامه احتمالی سیپک (توسعه جنوب خلیج فارس در برابر عدم توسعه شمال خلیج فارس)؛
– و درنهایت افزایش مرگبار حملات تروریستی جنوب شرق ایران پس از امضای این قرارداد؛
زمان تصمیمگیری فرا رسیده است
در شرایط کنونی زمان آن رسیده است که مقامات تصمیمگیر ایران «تصمیم» مطلوبی بگیرند و از این «معطلی استراتژیک» رهایی یابند. مسیر این جمعبندی میتواند از پرسشهای خوب آغاز شود. پرسشهایی که در جنگ معنای دیگری یافتهاند:
⁉️ آیا ایران به گزینههای اخراج یا ادامه مسیر فعلی فکر نموده و برای هر کدام برنامهای دارد؟
⁉️اگر ایران ادامه مسیر فعلی را برمیگزیند برای خیل سؤالات و اشکالات سیاسی-امنیتی مطروحه پاسخهای درخور دارد؟ تجربه حداقل ۱۰ سال گذشته متاسفانه نشان از بیاهمیت بودن زمان و از دست دادن پیاپی فرصتها دارد.
⁉️ اگر ایران ادامه مسیر را با اصلاحاتی میپذیرد، آیا توان دیپلماتیک اصلاحات را داراست؟ آیا میتواند طرفهای مقابل را هر یک به نحوی از قِبَل این پروژه همراه سازد؟ آیا سیاست توازن آنگونه که بیان میشود برای این پرونده راهگشاست؟
⁉️آیا ایران به فرض پیشبرد سناریوی اخراج، امکان طراحی مابهازای مشخص سیاسی-امنیتی با طرف مقابل خواهد داشت؟ هزینههای این اخراج چیست؟
⁉️آیا در صورت تحقق اراده اخراج، ایران به طرحی برای چگونگی اخراج و سپس جایگزینی برای سرمایهگذاری و توسعه فکر میکند؟ آیا معطلی آینده بیش از زمان حاضر خواهد بود؟
⁉️ شاید در زمانه فعلی از همه سؤالات مهمتر این است که در دوران جنگی که ادامه خواهد داشت آیا ایران میتواند اخراج را به اهرم فشاری بر رژیم صهیونیستی و آمریکا جهت انتفاع بیشتر کشور از این مسئله تبدیل سازد؟ آیا این اهرم کاراست؟ اثرات واضح آن روی جنگ چیست؟
سوالاتی از این دست البته بسیار میتوان مطرح نمود و احتمالاً هر یک از کارشناسان پاسخهایی برای آن داشته باشند؛ اما مهم است که دستگاه تصمیمساز جمهوری اسلامی حرکتی جهت طرح سؤالات و جستوجوی پاسخهای این اقدام انجام دهد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی مسئول تصمیمگیری برای اخراج یا همکاری با هند در چابهار است
نگارنده سطور البته اینطور فکر میکند که جمعبندی نهایی را باید شخص «دبیر شورای عالی امنیت ملی» کشور انجام داده و پیشنهادهای مشخص، سنجش پذیر و همهجانبه روی میز حاکمیت بگذارد. متاسفانه تاکنون این شکل از اقدامات از سوی جناب آقای احمدیان مشاهده نشده است و ایشان همچنان نسبت به بیتصمیمی نظام در این پرونده فعالانه عمل نمیکنند.
جنگی که به کشور تحمیل شده است پروندهای بس سترگ و انباشتی از دلایل پیشینی و سناریوهای پسینی است؛ اما «اراده جنگیدن»، اقتضای بازخوانی، بازبینی و استفاده از هر ابزاری را مهیا میسازد. بازیگری فعال در کرانه مرتفع اقیانوس هند ابزاری از ابزارهای نزاع هویتی با اشغالگران کرانه مدیترانه است اگر قدر بدانیم.