احسان خاندوزی وزیر اقتصاد دولت سیزدهم در گفتوگویی به بیان علت وقوع قطعی برق با شروع به کار دولت پزشکیان پرداخت.
خاندوزی گفته است: عملاً شهید رئیسی، دو سال و ۱۰ ماه توانست دولت سیزدهم را مدیریت کنند و حضور داشته باشند اما در همان سال اول بیش از ۶ هزار مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور اضافه شد و سال دوم سوم هم این عدد افزایش پیدا کرد که این عدد ۶ هزار مگاوات خودش از متوسط افزایش ظرفیت تولید برق سالهای قبل به شکل خیلی معناداری بیشتر بود اما چون موضوع ناترازیها موضوع انباشته شده سالهای طولانی بود باید حتماً یک برنامه چهار پنج ساله داشت برای اینکه کشور را از این ریل خارج بکنید.
وی افزوده است: معضل کمبود برق نیازمند اصلاحات بنیادی و طولانیمدت برای افزایش تولید و کاهش مصرف است. اما تدابیر موضعی و کوتاهمدت هم باید اتخاذ میشد که نشده است. مدیرانی که سالهای سال ممارست کردند میدانند الآن چطوری باید با نیروگاهها با پخش پالایش و پخش برای تأمین نفت گاز تعامل کنند.
وزیر اقتصاد دولت گذشته بیان کرده است: این را من نقل قول میکنم از رئیس سازمان پدافند غیرعامل که ایشان گفتند که ما کتباً نوشته بودیم به دولت چهاردهم که در رابطه با حوزه وزارت نیرو و حوزه وزارت نفت بهویژه پالایش و پخش زود تصمیم نگیرید برای خیلی از تغییرات، بگذارید به تدریج این اتفاق بیفتد. متأسفانه حالا نگاه عمدتاً یک بدبینی سیاسی هم که در دولت هست به اینکه این افرادی که هستند شاید مثلاً تعلق خاطری به دولت فعلی ندارند و امثالهم آنقدر سرعت تغییرات سریع بود که موجب شد که آن دقتهایی که باید در شهریورماه ۱۴۰۳ انجام میشد به علت تلاطم تغییر تمام معاونین وزرا و مدیرکلها و مدیران استانها و غیره به فراموشی سپرده شود و مورد غفلت قرار گیرد.
خاندوزی در ادامه گفته است: یکی از مدیران عامل نیروگاهها برای خود من تعریف میکرد و میگفت که در دولت سیزدهم یک فردی از سمت وزیر نیرو حداقل هفتهای سه یا چهار بار تلفنی تماس میگرفت و میگفت بگویید چقدر ذخیره سوخت مایع دارید؟ و وضعیت سوخت نیروگاهها را یادداشت میکرد و دوباره دو روز بعد زنگ میزد میگفت که مشکلی که به من گفتید پیگیری کردیم. در تمام ۳۶۵ روز سال هفتهای حداقل سه چهار بار از دفتر وزیر نیرو (آقای محرابیان) از مدیران نیروگاهها پیگیری مستمر صورت میگرفت چون معلوم بود گلوگاه جدی است که باید رصد شود. این تا قبل از شهریور ۱۴۰۳ هست. خب بعد از تغییرات و روی کار آمدن دولت چهاردهم، مدیر نیروگاه میگفت که ۲ ماهی شد دیگر اصلاً کلاً این تماسها قطع شد و کسی دیگر پیگیری نکرد.
شما اگر نمودارهای ذخیره سوخت نیروگاههای کشور را نگاه کنید روز ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ همانقدر ذخیره سوخت مایع در نیروگاههای کشور وجود داشت که روز مشابه سال ۱۴۰۰ زمانی که دولت به ما تحویل شد و دولت سیزدهم را شروع کردیم. یک قدری هم تازه بیشتر آن سال بود. اما آن زمان طلایی که باید در پایان تابستان و ماه اول پاییز صرف ذخیره سوخت نیروگاهها میشد، از دست رفت و متوسط سوخت تحویل شده کاهش پیدا کرد یعنی دو ماه پشت سر هم به جای اینکه سوخت بیشتری ذخیره کنند که آذر و دی از سوخت مایع استفاده کنند، دقیقاً در شهریور و مهر کاهش پیدا کرد. نتیجه این وضعیت هم اتفاق خیلی بدی شد که خوب قطعیهای برق فراگیر و آن حس نارضایتی که در عامه مردم ایجاد شد و من مطمئن هستم که خود دولت هم چهاردهم از این وضعیت راضی نبود.
به گفته وی، تقریباً همه یا اکثر کشورهای دنیا غیر از تعدادی که کلاً مازاد تولید برق دارند، هیچگاه به اندازه روزهای گرم و مصرف پیک، برق تولید نمیکنند. همیشه یک شکاف و ناترازی وجود دارد و آن ناترازیهای موقت را مدیریت میکنند. اما در ایران غفلت شده و مشکل، بنیادین شده است. باید علاوه بر افزایش تولید، در زمینه کنترل مصرف با استفاده از تکنولوژیهای بهینهسازی مصرف، جذاب کردن گواهیهای صرفهجویی انرژی و موارد مشابه، سرمایهگذاری میکردیم که نکردیم. اما در دوره دولت سیزدهم برای نخستین بار گواهی صرفهجویی بورس سبز برای خرید و فروش انرژی برق سبز کلید خورد. یعنی ریل گذاریهایی شروع شد که بهواقع اگر ادامه پیدا میکرد مسیرهای اصلاح ناترازی برق بهتر میشد.
یکی از مصادیق فرمایش رهبری که فرمودند اگر دولت سیزدهم ادامه پیدا میکرد خیلی از مشکلات که عمدتاً هم اقتصادی بود مرتفع میشد و به سرانجام میرسید، همین ریلگذاریهایی است که به سمت بهبود و کاهش مدیریت مصرف انرژی کلید خورده بود. امیدوارم با توجه به اینکه دولت چهاردهم چند ماه ابتدایی خود را پشت سر گذاشته از این پس شاهد سیاستهای خیلی منسجمتر جدیتری باشیم و مسیر مدیریت ناترازیها را در بخشهای مختلف کشور شروع کنند.