احمد نعمتبخش، دبیر انجمن خودروسازان، نامی است که با هر موج افزایش قیمت خودرو در کشورمان گره خورده است او پیش از هر تغییر قیمتی، با اعتمادبهنفس و لحنی طلبکارانه در رسانهها ظاهر میشود و با جدیت تلاش میکند گرانی خودرو را امری بدیهی نشان دهد انگار افزایش قیمت، سادهترین و منطقیترین راهحل برای مشکلات صنعت خودروسازی است نعمتبخش، که خود هیچگاه پشت فرمان خودروهای داخلی ننشسته و ترجیحش همیشه خودروهای خارجی بوده، ظاهراً درک نمیکند که تأخیر ۲۷ ماهه در تحویل خودرو برای کسی که با زحمت پول جمع کرده تا از طریق آن امرار معاش کند، چه معنایی دارد برای او، این تأخیرها و مشکلات فقط اعداد و ارقامی هستند که باید توجیه شوند
نعمتبخش همیشه مدافع بیچونوچرای خودروسازان بوده و حتی حاضر نیست انتقاد رسانهها و مردم را بشنود در ۱۰ روز گذشته، او بارها در رسانهها ظاهر شده و از مشکلات صنعت خودرو گفته است هدفش مشخص است؛ آمادهسازی افکار عمومی نسبت به افزایش قیمت که به زودی اجرا خواهد شد، توجیه انبوه خودروهای دپوشده در پارکینگها، چرایی تأخیر در تحویل و دلیل توقف ثبتنامهای جدید سخنان او مثل همیشه پر از بهانه است ششم خرداد؛ «چرا فولاد را آزاد میفروشند، اما خودرو را با دستور؟» هفتم خرداد؛ «دولت حمایت میکند، خودروسازان بهانه میآورند، حق با مردم است؟» بیستونهم اردیبهشت؛ «خودرو در بزنگاه آزادسازی » همه اینها یک پیام دارند و آن اینکه گرانی خودرو اجتنابناپذیر است
خبرنگار چارسوق مطلع شده که خودروسازان مجوز افزایش ۳۰ درصدی قیمت محصولات خود را دریافت کردهاند و حالا با جریانسازی رسانهای، زمینه را برای اجرای این افزایش آماده میکنند برای اینکه این افزایش توجیه پیدا کند یکی از ترفندهایشان، تأخیر عمدی در تحویل خودروها و توقف ثبتنامهای جدید است آبان سال گذشته، افزایش ۳۰ درصدی قیمتها ابلاغ شد و حالا، قرار است یک افزایش ۳۰ درصدی دیگر اعمال شود یعنی در کمتر از هفت ماه، دولت پزشکیان قیمت خودرو را ۶۰ درصد بالا برده است این یعنی انفجار در بازاری که مدتهاست ملتهب و ناپایدار است
وقتی خودروسازان فقط به سود فکر میکنند
اینکه خودروسازان باز هم دست در جیب مردم کردهاند، دیگر نه تعجببرانگیز است و نه تازه اما چیزی که آزاردهنده است، این حجم از بیاعتنایی به واقعیتهای زندگی مردم است مگر کیفیت خودروهای داخلی در این مدت جهشی داشته؟ مگر خطوط تولید ناگهان بهروز و کارآمد شدهاند؟ مگر تعداد خودروهای تحویلی به مشتریان ناگهان افزایش پیدا کرده که حالا خودروسازان توقع دارند باز هم قیمتها را بالا ببرند؟ هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده است همان موتورهای قدیمی، همان طراحیهای تکراری و همان کیفیت نازل اما انگار برای خودروسازان، اینها مهم نیست آنها فقط یک چیز میخواهند که مثل همیشه سود بیشتر، بدون هیچ بهبودی در محصول
دولت پزشکیان هم در این ماجرا عجیب منفعل عمل کرده است انگار خودروسازان قدرتی دارند که هیچکس نمیتواند در برابرشان بایستد این در حالی است که در دولت سیزدهم، رئیسجمهور وقت، شهید ابراهیم رئیسی، چند ماه پس از شروع کارش، در سال ۱۴۰۰، هفت فرمان مشخص برای اصلاح صنعت خودرو صادر کرد این فرمانها قرار بود انقلابی در این صنعت ایجاد کنند، اما حالا در دولت چهاردهم به فراموشی سپرده شدهاند بخش مهمی از فرمانها شامل موارد زیر بود:
۱ افزایش تولید خودرو: رئیسی تأکید داشت که تولید باید به حدی برسد که نیاز بازار داخلی تأمین شود و دیگر خبری از صفهای طولانی و قرعهکشی نباشد
۲ بهبود کیفیت: خودروسازان موظف شدند استانداردهای کیفی را ارتقا دهند و محصولاتی ایمنتر و قابلاعتمادتر تولید کنند
۳ کاهش قیمت تمامشده: قرار بود با بهینهسازی فرآیندها، هزینههای تولید کاهش پیدا کند تا فشار کمتری به مصرفکننده وارد شود
۴ افزایش رقابت: رئیسی خواستار ورود بخش خصوصی و ایجاد رقابت در بازار خودرو بود تا انحصار شکسته شود
۵ تسریع در تحویل خودرو: تأخیرهای طولانی در تحویل خودروها باید به حداقل میرسید
۶ شفافیت در قیمتگذاری: قرار بود قیمتگذاریها شفاف و بر اساس هزینههای واقعی باشد، نه بهانهجویی برای گرانی
۷ حمایت از مصرفکننده: تأکید شده بود که حقوق مصرفکنندگان در اولویت قرار گیرد و خودروسازان پاسخگوی نارضایتیها باشند
این فرمانها، هرچند بهطور کامل اجرا نشدند، اما حداقل مسیری روشن برای اصلاح صنعت خودرو ترسیم کرده بودند خودروسازان در آن دوره مجبور بودند حداقل وانمود کنند که به این دستورات پایبندند اما حالا، در دولت جدید، انگار همهچیز به حال خود رها شده است خودروسازان نهتنها به این اصول پایبند نیستند، بلکه با جسارت بیشتری به دنبال افزایش قیمتاند تأخیر در تحویل خودروها، توقف ثبتنامهای جدید و انبوه خودروهای دپوشده در پارکینگها، همه و همه نشان میدهد که خودروسازان به جای حل مشکلات، فقط به فکر توجیه گرانیاند و هر مدیرعاملی میخواهد با سادهترین روش این روزها را بگذارند
سودجویی در سایه انحصار
این وضعیت در حالی است که هیچ بهانه منطقی برای این افزایش قیمتها وجود ندارد دلار در این مدت تقریباً ثابت بوده است تحریمها همان تحریمهای دوره دولت شهید رئیسی است؛ نه چیزی اضافه شده و نه چیزی کم پس چرا بازار خودرو اینقدر دستخوش سودجویی شده؟ چرا باید مردم ، که با زحمت پول جمع میکنند، مدام تاوان ناکارآمدی خودروسازان را بدهند؟ وقتی کیفیت همان است، وقتی تولید همان است، وقتی خدمات پس از فروش همان است، این افزایش قیمتها چه معنایی جز فشار بیشتر بر گرده مردم دارد؟
خودروسازان با سوءاستفاده از انحصارشان، نهتنها کیفیت را بهبود ندادهاند، بلکه با بازیهایی مثل تأخیر در تحویل و دپوی خودروها، بازار را ملتهبتر کردهاند این رفتار، چیزی جز بیاحترامی به مشتری نیست کسی که ماهها منتظر خودروی ثبتنامیاش میماند، حالا باید با قیمت بالاتر و بدون هیچ عذرخواهی روبهرو شود این چرخه معیوب، فقط ناامیدی را در جامعه تزریق میکند خودروسازان انگار فراموش کردهاند که مشتری، نه فقط یک عدد در آمار فروششان، بلکه انسانی است با نیازهای واقعی
افزایش ۲ درصدی در سایر کشورها و ایران ۳۰ درصد
برای خیلیها این سوال وجود دارد که در کشورهای دیگر هم اینگونه است یا آنها هم مثل ایران هر چند ماه یکبار قیمت خودروها را بالا میبرند؟ در کشورهای پیشرفته مثل آلمان، ژاپن و یا کره جنوبی، افزایش قیمت خودرو یک فرآیند کاملاً شفاف و منطقی است قیمتها معمولاً بر اساس عواملی مثل تورم سالانه، بهبود فناوری، افزایش کیفیت یا تغییرات در هزینههای مواد اولیه تعیین میشود مثلاً در ژاپن، تویوتا یا هوندا وقتی مدل جدیدی معرفی میکنند، با ارتقای فناوری، ایمنی و کارایی، قیمت را کمی افزایش میدهند، اما این افزایشها معمولاً در حد ۲ تا ۵ درصد در سال است، نه ۳۰ درصد در چند ماه تازه، این افزایشها با اطلاعرسانی قبلی و توجیهات روشن همراه است
در آمریکا، خودروسازان مثل فورد یا جنرال موتورز باید با رقبای داخلی و خارجی رقابت کنند بازار رقابتی آنها را مجبور میکند کیفیت را بالا ببرند و خدمات بهتری ارائه دهند اما در کشورمان، انحصار خودروسازان باعث شده آنها هر طور دلشان بخواهد عمل کنند نه رقابتی در کار است، نه کیفیتی، نه خدماتی فقط افزایش قیمت، آن هم بدون هیچ توضیح قانعکنندهای در اروپا، اگر خودرویی تأخیر در تحویل داشته باشد، شرکتها نهتنها عذرخواهی میکنند، بلکه غرامت میپردازند اما در کشورمان، تأخیرها به ابزاری برای فشار آوردن به مشتری و توجیه گرانی تبدیل شدهاند و سود تاخیر هم با تاخیر طولانی پرداخت میشود جدول زیر مقایسهای از وضعیت افزایش قیمت خودرو در ایران و چند کشور دیگر را نشان میدهد
خیانت خودروسازان به اعتماد مردم
دولت پزشکیان، با انفعالش در برابر خودروسازان، عملاً میدان را برای سودجویی بیشتر آنها باز گذاشته است این در حالی است که مردم انتظار داشتند پس از سالها ناکارآمدی، بالاخره تغییری در این صنعت ببینند اما حالا، نهتنها امیدی به بهبود نیست، بلکه فشار مالی بیشتری هم به مردم وارد میشود این افزایش قیمتها، در شرایطی که درآمد مردم تغییری نکرده و تورم عمومی همچنان بالاست، چیزی جز خیانت به اعتماد عمومی نیست خودروسازان و حامیانشان، با توجیهات تکراری و بازی با اعداد، سعی دارند این گرانیها را عادی جلوه دهند، اما واقعیت چیز دیگری است صنعتی که قرار بود چرخ اقتصاد را بچرخاند، حالا فقط چرخ جیب مردم را خالی میکند
در کشورهای دیگر، خودروسازان برای حفظ جایگاهشان در بازار، مدام در حال نوآوری و رقابتاند اما در ایران، انگار خودروسازان و حامیانشان در دنیایی موازی زندگی میکنند دنیایی که در آن مشتری هیچ اهمیتی ندارد و سود، تنها معیار موفقیت است این فاصله، این بیعدالتی، این سودجویی، چیزی نیست که بتوان با چند مصاحبه و توجیه رسانهای پنهان کرد بازار خودرو ایران، بیش از هر چیز، به شفافیت، رقابت و احترام به حقوق مردم نیاز دارد چیزی که ظاهراً در برنامه خودروسازان و حامیانشان جایی ندارد
سوتیتر: خودروسازان با سوءاستفاده از انحصارشان، نهتنها کیفیت را بهبود ندادهاند، بلکه با بازیهایی مثل تأخیر در تحویل و دپوی خودروها، بازار را ملتهبتر کردهاند این رفتار، چیزی جز بیاحترامی به مشتری نیست کسی که ماهها منتظر خودروی ثبتنامیاش میماند، حالا باید با قیمت بالاتر و بدون هیچ عذرخواهی روبهرو شود این چرخه معیوب، فقط ناامیدی را در جامعه تزریق میکند