در روزهای اخیر برخی نمایندگان مجلس از زمزمه افزایش قیمت بنزین به 15 تا 20 هزار تومان در محافل کارشناسی دولت خبر داده و به شدت به این موضوع اعتراض کردهاند.
حمید رسایی که پیش از این در مهرماه سال گذشته اولین نفری بود که از برنامه دولت چهاردهم برای گران کردن بنزین خبر داد و در آن مقطع این موضوع به شدت از سوی دولتیها تکذیب شد اما بعدا در آذرماه گفتههای رسایی محقق شد، در روزهای اخیر هم گفته که در دولت بحث کاهش سهمیهها و افزایش قیمت بنزین مجددا طرح شده است. رسایی اظهار داشته است: «متأسفانه جریان شناخته شده در دولت چهاردهم که راهحل را فقط در آزاد کردن و گران کردن میداند و پیش از این هم با حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی و گران کردن ارز، سبب تحمیل بالاترین تورم پس از انقلاب به مردم شده، مجددا قصد دارد با کاهش سهمیه بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰ تومانی از یک طرف و افزایش قیمت بنزین ۵۰۰۰ تومانی به ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان از طرف دیگر، اقدام کند.» رسایی وعده داده که نمایندگان انقلابی مجلس تلاش خواهند کرد جلوی این تصمیمات عجیب و غریب در میانه جنگ گرفته شود.
مالک شریعتی، از اعضای کمیسیون انرژی مجلس هم از طرح شدن ایده افزایش قیمت بنزین به 15 هزار تومان خبر داده و از رئیس دولت چهاردهم خواسته طراح این ایده را برکنار کند و آنها را نادان یا خائن نامیده است. این عضو کمیسیون انرژی مجلس گفته است: «جناب آقای دکتر پزشکیان! ضمن تشکر از اعلام راهبرد دقیق مدیریت مصرف انرژی، لطفا: طراحان نادان/خائن گرانسازی از جمله بنزین 15 هزارتومانی (نرخ سوم) را برکنار کنید!»
حسین صمصامی، عضو برجسته کمیسیون اقتصادی مجلس هم که پیش از این بارها نسبت به تبعات تورمی حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی هشدار داده بود و هماکنون تمام پیشبینیهای وی محقق شده، در روزهای اخیر به بحث گرانی بنزین واکنش نشان داده و گفته است: «ظاهراً دولت قصد دارد سیاست گرانسازی برق و بنزین را انجام دهد. طرح بنزین سهمیۀ سوم با نرخ ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان و خرید فروش گواهی صرفهجویی انرژی، نه تنها کارایی لازم را نداشته بلکه به تشدید موج تورمی و نارضایتی مردم خواهد انجامید. اجرای چنین سیاستهایی در شرایط موجود یعنی: خیانت، خیانت و خیانت به نظام، سفره و معیشت مردم.»
پشت صحنه گرانیها؛ بازگشت به چند ماه قبل
اسماعیل سقاب اصفهانی در 21 آبان 1404 توسط مسعود پزشکیان به عنوان رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی منصوب شد.
مسئولیت اصلی وی در این سازمان، مدیریت بهینه مصرف و رفع پایدار ناترازی انرژی و همچنین عادلانهسازی یارانهها عنوان شده است. درواقع پس از آن که پزشکیان بارها از ناترازی انرژی در کشور سخن گفت و به مشکلات تامین بنزین، گازوئیل، برق و گاز تاکید کرد، سقاب اصفهانی به این سمت منصوب شد تا پیگیر رفع این ناترازیها باشد.
اما چرا سقاب اصفهانی به این سمت منصوب شد؟ برخی معتقدند چون پزشکیان در زمان انتخابات ریاست جمهوری صراحتا وعده داده بود بنزین را گران نکند اما بعدا در دولت چهاردهم به این جمعبندی رسیده شد که بنزین را گران کنند، با یک اقدام سیاسی تصمیم بر آن شد با انتصاب فردی که در دولت شهید رئیسی هم مسئولیت (هرچند حاشیهای) داشته، تصمیم گرانی بنزین را به دوش چنین فردی بیاندزاند تا همه انتقادات متوجه دولت چهاردهم نشود و دولت سیزدهم هم شریک کار نکرده شود.
شایان ذکر است که سقاب اصفهانی اساسا نه تخصص و نه سابقهای در حوزه انرژی ندارد که او را بتوان گزینه مطلوب راهبری ساماندهی انرژی در کشور دانست؛ بنابراین، گمانه بالا تقویت میشود که انتصاب وی با چه هدفی صورت گرفته است. تحولات بعدی هم بر صحت این گمانه، مهر تایید گذاشت.
حدود یک ماه بعد از انتصاب سقاب اصفهانی، کلید سیاست گرانسازی در دولت چهاردهم در حوزه انرژی زده شد و قیمت بنزین در جایگاههای سوخت به 5 هزار تومان افزایش یافت. چند هفته بعد هم حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و گران کردن ارز رخ داد که با واکنشهای شدیدی مواجه شد.
در موضوع بنزین، در طرح دولت قرار بود در ابتدای هر فصل قیمت بنزین افزایش پیدا کند اما وقوع جنگ تحمیلی سبب توقف این سیاست خسارتبار شد. اخیرا اما مجددا زمزمههای گران کردن بنزین و سایر فرآوردههای نفتی بلند شده است. هرچند در خبری که هفته قبل از جلسه معاون اول دولت چهاردهم منتشر شد تاکید شده بود که از اول خردادماه طرح کنترل مصرف بنزین بدون گرانی اجرا خواهد شد، اما با توجه به تجربه پاییز سال گذشته و تکذیبهای صریح دولتمردان و اقدامات بعدی آنها میتوان علت نگرانی نمایندگان مجلس را درک کرد.
علت اصرار بر گرانی بنزین چیست؟
کارسازی طرحهای کنترل مصرف سوخت را سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی به ریاست سقاب اصفهانی بر عهده دارد و آنطور که نمایندگان مجلس گفتهاند بحث افزایش قیمت نرخ سوم مطرح است. این در حالی است که تاریخچه یکی دو دهه اخیر نشان میدهد گرانسازی بدترین سیاست برای کنترل مصرف بنزین در ایران است چراکه هم اثرات تورمی شدیدی دارد و هم با واکنش اجتماعی مواجه میشود؛ اما گویا افراد موثر در سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، توجهی به این واقعیت تاریخی ندارند و همان نظریات باطل حامیان اقتصاد آزاد که در دولتهای رفسنجانی، خاتمی و روحانی اجرا شده بود را با تغییرات اندک کپی کردهاند.
با این¬حال سقاب اصفهانی صرفا یک فرد نیست. او نماینده¬ای از یک جریان با تفکرات گران¬کن در اقتصاد است که بارها و بارها زخم کاری بر پیکره اقتصاد ایران و معیشت مردم وارد کرده¬اند و هیچگاه نیز پاسخگو نبوده¬اند. اکنون نیز از گوشه و کنار شنیده می¬شود که افرادی همچون علی مروی، محمدصادق الحسینی، چند نماینده مجلس و برخی دیگر از دانشگاهیان، در زمره حلقه مشاوران او برای گران¬کردن انرژی هستند.
هماکنون چهرههای حامی اقتصاد آزاد و افراد موسوم به جریان «گرانکن» جزو همکاران و حلقه نزدیک به سقاب اصفهانی محسوب میشوند و همین مسئله، نگرانیها نسبت به تصمیمات سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی را موجب شده است. همچنین فردی مثل محمدصادق الحسینی که جزو نزدیکان سقاب اصفهانی است و در دولت پزشکیان کارویژه خود را توجیه گران کردن و آزادسازی قیمتها از ارز تا بنزین قرار داده، طی روزهای اخیر از ضرورت گران کردن حاملهای انرژی سخن گفته است.
الحسینی مدعی شد: جمهوری اسلامی الآن چارهای ندارد جز آزادسازی قیمت ندارد، پیشتر هم گفتم برای اصلاح اساسی در ایران یک بحران بزرگ نیاز است، ۴۷ سال دستور بر اقتصاد حاکم بوده و اکنون تنها راه آزادسازی است. اگر اصلاحات انرژی در ایران و همین امسال صورت نگیرد، ما قطعا و برای نخستین بار تورم سهرقمی خواهیم داشت. علت این مورد نیز کسری تجاری ایران در سال جاری خواهد بود که حدود ۲۳ میلیارد دلار خواهد بود.
الحسینی گفت: تا بیچاره نشویم هیچ کاری نمیکنیم چراکه ائتلاف مسلط حاکم هیچ وقت مزیتهای خود را رها نمیکند مگر اینکه بیچاره شود، قطع به یقین در حوزه انرژی بیچارهایم و تنها راه آزادسازی نرخ انرژی است، کسری تجاری ۲۳ میلیارد دلاری یعنی نرخ ارز ۴ برابری نسبت به امروز و تورم ۱۶۰ درصدی.
ادبیات استفادهشده توسط امثال صادق الحسینی، تکراری است و هر بار که حامیان اقتصاد آزاد به دنبال جا انداختن گران کردن انرژی به مسئولان هستند، اوضاع اقتصادی کشور را به گونهای جلوه میدهند که گویا کشور به لبه پرتگاه رسیده و فقط و فقط راه نجات ایران، گران کردن است و اگر افزایش قیمت انرژی یا ارز صورت نگیرد، نظام از هم میپاشد.
محمدصادق الحسینی همان فردی است که قبل از جنگ تحمیلی، مدعی شده بود آمریکا به ایران حمله گسترده نمیکند و اگر هم حمله کند به مردم عادی کاری ندارد و فقط افراد رده بالای حکومتی و نظامی را ترور میکند و جای نگرانی وجود ندارد!!!!!
متاسفانه این جریان در ارکان تصمیمگیری دولت چهاردهم نفوذ بالایی دارد. این در حالی است که برخلاف سیاهنماییهای این جریان، راهکارهای مناسب و کمخطری برای کنترل مصرف بنزین در کشور وجود دارد اما کمتر به آنها توجه میشود مثل توسعه استفاده از سی.ان.جی یا ال.پی.جی در خودروها یا تولید و واردات خودروهای کممصرف. ضمن اینکه تبعات و خسارات ناشی از گرانسازی سوخت بر اقتصاد و جامعه ایران قطعا بیش از هزینهای است که با روند مصرف فعلی باید صرف واردات برای جبران کسریها شود.
مروری بر مواضع سقاب اصفهانی
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین مقاطع موضع¬گیری سقاب، حضور او در برنامه گفتوگوی ویژه خبری صداوسیما مورخ 22 آبان 1404 بود. طی این برنامه سقاب اصفهانی مدعی شد که تیمی متشکل از نخبگان در اطراف او وجود دارند که در حال برنامه¬ریزی برای حل معضل انرژی هستند. البته پس از هفته¬ها و ماه¬ها مشخص شد که برنامه¬های آن¬ها نیز همان «گران¬کن» در سال¬های پیش است، لذا مشخص نشد که منظور ایشان از نخبه چیست.
او به صراحت در آن برنامه عنوان کرد که حاضر است تا لحاف تشک خود را در صداوسیما بیندازد تا مردم را در مورد فواید سیاستهای مدنظر خود – یعنی همان گران¬کردن!! – توضیح دهد. البته پس از بروز ناآرامی-هایی که در نتیجۀ سیاستهای گران¬کن در دولت رخ داد، خبری از لحاف تشک ایشان نشد.
طی برنامه مذکور، سقاب اصفهانی با نقد مسیر گذشتۀ کشور، بیان کرد که در کشور، «ما مسئله را حل نمیکنیم، بلکه با آن ور می¬رویم» و مثالی از مخفی کردن زباله¬ها در زیر فرش – و نه تمیز کردن فرش – را مطرح کرد. با این¬حال گذشت زمان نشان داد که سیاستهای مدنظر وی، نه تنها فرش را تمیز نمیکند، بلکه فرش و خانه را از بیخ و بن نابود می¬گرداند. ای¬کاش وی حداقل مثل برخی پیشینیان عمل میکرد!
جالب توجه آن¬که در همان برنامه، در پاسخ به سوال مکرر مجری در مورد چگونگی تشویق مردم و انگیزه گرفتن مردم از صرفه¬جویی، سقاب پاسخ روشنی نداشت و پرهیز از پاسخ را به علت «کنجکاو نگه داشتن مخاطبان» بیان کرد. متاسفانه ماه¬ها بعد مشخص شد که اوضاع از کنجکاوی عبور کرد و به مرحله بقاء برای امنیت ملی رسید.
همچنین یکی دیگر از مواضع عجیب سقاب در آن برنامه آن بود که عنوان کرد اکنون مردم دارای «یک باغ» هستند و باسیاستهایشان میخواهند که مردم صاحب «دو باغ» شوند. متاسفانه با اقدامات و برنامه¬های این جریان، همان یک باغ مردم نیز آتش گرفت و آسیب دید. لذا منفعتی را نصیب مردم نکردند.
همچنین سقاب به صراحت اعلام کرد که « فرصت انرژی، فرصت جهش تاریخی ایران هست.». در این خصوص نیز مردم از جهشی که همفکران وی در قیمتها و گرانی¬ها ایجاد کردند، کمال تشکر را دارند و امیدوارند که بیش از این کشور را دچار جهش نکنند