۱۵:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۶

در میانه تشدید تنش‌های دریایی و رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر مسیرهای تجارت جهانی، اتصال ریلی ایران به چین به عنوان یک گزینه امن و کم ریسک، به آزمونی راهبردی برای آینده ترانزیت کشور تبدیل شده که به‌تازگی مسیر جدیدی از افغانستان در دستور کار ق...

ریل جدید ایران و چین در دستور کار

ریل جدید ایران و چین در دستور کار

در میانه تشدید تنش‌های دریایی و رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر مسیرهای تجارت جهانی، اتصال ریلی ایران به چین به عنوان یک گزینه امن و کم ریسک، به آزمونی راهبردی برای آینده ترانزیت کشور تبدیل شده که به‌تازگی مسیر جدیدی از افغانستان در دستور کار قرار گرفته است.
تحولات اخیر در تجارت جهانی، بار دیگر اهمیت مسیرهای زمینی را در معادلات لجستیکی برجسته کرده است. افزایش ناامنی در آبراههای راهبردی، از دریای چین جنوبی تا تنگه مالاکا، کشورها را به سمت بازتعریف مسیرهای تجاری سوق داده و در این میان، ایران با موقعیت ژئوپلیتیکی منحصربه‌فرد خود، می‌تواند به یکی از بازیگران کلیدی اتصال شرق به غرب تبدیل شود. اتصال ریلی به چین، اکنون در صدر اولویت‌های حمل‌ونقلی کشور قرار گرفته است. راهبرد توسعه کریدورهای شرق–غرب طی سال‌های اخیر به محور اصلی سیاست‌های راه‌آهن ایران بدل شده است. این سیاست، با هدف تبدیل ایران به هاب ترانزیتی اوراسیا و بهره‌برداری از ظرفیت اتصال آسیای شرقی، آسیای مرکزی، غرب آسیا و اروپا دنبال می‌شود. با این حال، شکل‌گیری مسیرهای رقیب در شمال و میانه آسیا و سرمایه‌گذاری گسترده کشورها در کریدورهای جایگزین، سهم ایران از ترانزیت بین‌المللی را در معرض تهدید قرار داده است. در چنین فضایی، چین نیز به دنبال کاهش وابستگی خود به مسیرهای دریایی پرریسک است. ابتکار کمربند و جاده پکن، بر تنوع‌بخشی به مسیرهای انتقال کالا تمرکز دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که حضور نظامی آمریکا و تنش‌های ژئوپلیتیکی، امنیت حمل‌ونقل دریایی چین را با چالش مواجه کرده است. همین مسئله، مسیرهای زمینی عبوری از ایران را به گزینه‌ای قابل اتکا برای پکن تبدیل کرده است.
در همین راستا، راه‌آهن ایران از تعریف یک مسیر جدید برای اتصال مستقیم به چین خبر داده است؛ مسیری که از شرق کشور آغاز شده و پس از عبور از افغانستان، به شبکه ریلی چین متصل می‌شود. این مسیر که از خواف به هرات و سپس مزارشریف امتداد می‌یابد، در ادامه از کریدور واخان وارد خاک چین خواهد شد؛ مسیری که در صورت تکمیل، می‌تواند نقشه ترانزیت منطقه را دگرگون کند. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که حجم حمل بار در مسیر ریلی خواف–هرات طی یک سال گذشته رشد قابل‌توجهی داشته و با تکمیل حلقه‌های مفقوده، ظرفیت جابه‌جایی ماهانه آن به دهها هزار تن خواهد رسید. هم‌زمان، تردد قطارهای باری چین به ایران نیز افزایش یافته و کالاهایی مانند تجهیزات انرژی، قطعات صنعتی و محصولات فناورانه را در زمانی به‌مراتب کوتاه‌تر از مسیر دریایی به کشور منتقل می‌کند. کارشناسان بر این باورند که اتصال پایدار ریلی ایران به چین، می‌تواند منافع چندلایه‌ای به همراه داشته باشد؛ از افزایش درآمدهای ترانزیتی غیرنفتی گرفته تا تقویت جایگاه ایران در زنجیره تأمین منطقه‌ای و فراهم شدن دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به بنادر جنوبی کشور. با این حال، تحقق این ظرفیت‌ها به رفع موانع داخلی وابسته است.
کندی در توسعه زیرساخت‌ها، ناکارآمدی در مدیریت مرزها و محدودیت‌های عملیاتی راه‌آهن، از جمله چالش‌هایی است که می‌تواند این فرصت راهبردی را به تهدید تبدیل کند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که در رقابت فشرده کریدورهای جهانی، تأخیر در تصمیم‌گیری و اجرا، ممکن است سهم ایران از این مسیر پرسود را برای دهه‌ها کاهش دهد؛ مسیری که می‌تواند نه‌تنها آینده ترانزیت، بلکه امنیت اقتصادی بلندمدت کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

مطالب مرتبط