موشک بالستیک «قاسم بصیر» با بهرهگیری از شیوه هدایت جدید قادر به هدف قرار دادن اهداف کوچک مانند آشیانه جنگندهها بدون اخلال توسط جنگ الکترونیک دشمن است. به گزارش تسنیم- شب گذشته وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از موشک بالستیک «قاسم بصیر» با برد ۱۲۰۰ کیلومتر رونمایی کرد.
بر اساس تصاویر و اطلاعات منتشر شده از این موشک جدید، قاسم بصیر در حقیقت حاصل ارتقا صورت گرفته در سامانههای هدایت و کنترل موشک شهید حاج قاسم با برد ۱۴۰۰ کیلومتر است که برای نخستین مرتبه در سال ۱۳۹۹ رونمایی شد.
موشک حاج قاسم، یک موشک سوخت جامد تاکتیکی دو مرحلهای با وزن ۷ تن، وزن سرجنگی ۵۰۰ کیلوگرم، طول ۱۱ متر است. سرعت ورود به جو این موشک نیز ۱۱ ماخ و سرعت اصابت آن ۵ ماخ است، یعنی سرعتی در محدود هایپرسونیک.
در زمان رونمایی از موشک شهید حاج قاسم گفته شد که این موشک به صورتی طراحی شده است که قابلیت افزایش برد تا ۱۸۰۰ کیلومتر را نیز دارد.
سال ۱۴۰۲ اما در جریان بازدید شهید آیتالله رئیسی از نمایشگاه دستاوردهای دفاعی قابلیت جدید از موشک حاج قاسم به نمایش درآمد. این قابلیت جدید در ساختار سکوی پرتاب این موشک بود که موجب میشد تا سرعت آمادهسازی و پرتاب آن نسبت به موشکهای قبلی کاهش داشته باشد.
بر اساس تصاویر منتشر شده از این سکوی جدید میتوان حدس زد که در طراحی آن از فناوری DRU یا Dynamic Reference Unit استفاده شده است. این فناوری جدید در حقیقت یک سیستم ناوبری دقیق است که دادههای دقیق موقعیت و وضعیت پرتابگر را ارائه میدهد و با کمک آن پرتابگرها بلافاصله پس از مستقر و باز شدن لانچر اقدام به شلیک کرده و سپس لانچر بسته شده و سریعاً محل را ترک میکنند.
این فناوری در ساخت سکوی پرتاب موشکهای خیبرشکن و فتاح نیز بهکارگیری شده و آنطور که سردار حاجیزاده در زمان رونمایی از موشک خیبرشکن اعلام کرد زمان آمادهسازی این موشک را به یکششم موشکهای مشابه کاهش داده است.
با توجه به موارد مذکور میتوان دریافت که موشک قاسم بصیر نیز از مشخصاتی شبیه به موشک شهید حاج قاسم برخوردار است و از همان سکوی پرتاب استفاده میکند. اما دو تفاوت جدید در جریان ارتقا سرجنگی این موشک وجود دارد.
نخستین تفاوت در شیوه هدایت موشک قاسم بصیر با موشک حاج قاسم است. موشکهای بالستیک ایرانی عمدتاً از شیوههای هدایت ترکیبی مبتنی بر GPS و INS استفاده میکنند. در این شیوه هدایت موشک در فاز اول تا فاز میانی حرکت خود بر اساس دادههای GPS حرکت میکند و در فاز نهایی از شیوه هدایت INS استفاده میکند.
دلیل این امر آن است که شیوه اطلاعات منظومه ماهوارهای GPS با انجام فعالیتهای جنگ الکترونیک قابل اخلال است و قطعاً دشمن برای منحرف کردن موشکهای بالستیک و ایجاد خطا در اصابت آنها، از شیوههای مختلف جنگ الکترونیک برای اختلال در هدایت موشک استفاده خواهد کرد.
اما در شیوه هدایت INS چند ژیروسکوپ و شتاب سنج در سامانه هدایت موشک قرار دارد که بر اساس اطلاعات و مشخصاتی که از هدف به سامانه هدایت موشک داده شده است موقعیت موشک نسبت به هدف را تنظیم میکنند. در حقیقت در این شیوه هدایت ژیروسکوپ وظیفه دارند با محاسبه سرعت زاویهای موشک موجب هدایت موشک به سمت هدف شده و از انحراف موشک جلوگیری کنند.
اما در شیوه هدایت اینرسی به دلیل آنکه موشک بر اساس متغیرهای فیزیکی و جوی به اصلاح مسیر میشود و همچنین سرعت بالای موشک در فاز نهایی حرکت خود، دقت اصابت موشک نسبت به شیوه هدایت ماهوارهای یا GPS کاهش پیدا کند که این موضوع هدف قرار دادن اهداف کوچک و کم عرض مانند آشیانههای جنگندهها و یا باندهای فرود هواپیما را با مشکل مواجه میسازد.
تجربه عملیاتهای وعده صادق نشان داد دشمن برای ایجاد خطا در اصابت موشکها بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری با اجرای جنگ الکترونیک گسترده ارائه اطلاعات مکانیابی ماهوارهای در سراسر سرزمینهای اشغالی را با اختلال مواجه کرد و درنتیجه موشکهای ایرانی میبایست برای هدف قرار اهداف مشخصی در پایگاههای هوایی رژیم صهیونیستی از شیوه هدایت INS استفاده میکردند که همین امر دقت اصابت آنها را کاهش میداد.
بر همین اساس میبایست شیوه هدایتی برای موشکهای بالستیک در نظر گرفته میشد تا علاوه بر اینکه در مقابل جنگ الکترونیک مقاوم باشد دقت بالایی در اصابت به هدف نیز داشته باشد.
شیوه هدایت اپتیکی بخصوص دوربینهای تصویرساز حرارتی، علاوه بر آنکه دقت اصابت را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد، در مقابل جنگ الکترونیک نیز مقاوم است و تقریباً میتوان گفت غیرقابل اخلال است. در این شیوه هدایت موشک با دریافت تصاویر دوربین نصب شده در سرجنگی خود، به سمت هدف حرکت میکند و به صورت دقیق به هدف اصابت میکند.
یکی از محدودیتهای این شیوه هدایت کاهش برد موشک است که دلیل کاهش برد موشک قاسم بصیر نسبت به موشک حاج قاسم نیز به همین موضوع برمیگردد اما علیرغم این کاهش برد ۲۰۰ کیلومتری، برد موشک قاسم بصیر برای رسیدن به سرزمینهای اشغالی کافی است.
اما این نخستین مرتبه نیست که از چنین شیوه هدایتی در موشکهای ایرانی استفاده میشود. ایده نصب تجهیزات اپتیکی در سرجنگی موشک بالستیک برای اولین بار توسط شهید طهرانی مقدم برای طراحی یک موشک بالستیک ضد کشتی مطرح و دنبال شد و حاصل آن طراحی و تولید موشک ضد کشتی قدر ۸۷ بود که در حقیقت حاصل ارتقا سرجنگی موشک تندر ۶۹ به شیوه هدایت اپتیکی بود.
در سالهای بعد از تجربیات به دست آمده در این موشک در ساخت موشکهای بالستیک خلیج فارس، فاتح مبین و ذوالفقار بصیر نیز استفاده شد.
قابلیت دیگری که در موشک قاسم بصیر بهکارگیری شده است قدرت مانوردهی سرجنگی موشک است. با اصلاحاتی که در بالکهای هدایت سرجنگی این موشک صورت گرفته است، قدرت مانوردهی نیز به آن اضافه شده است.
این قابلیت از آن جهت مهم است که تمامی سامانههای سپر موشکی دنیا در مقابل موشکهایی که قدرت تغییر مسیر در سرعتهای ما فوق صوت را دارند بیدفاع هستند. عبور موشکهای فتاح و خیبرشکن ۲ از سد سامانههای پیشرفته دفاع موشکی آمریکایی و اسرائیلی در عملیات وعده صادق ۲ بهخوبی این امر را ثابت کرد.
به این ترتیب میتوان گفت موشک قاسم بصیر میتواند با هدف قرار دادن رادارها و سامانههای پدافندی دشمن راه را برای سایر موشکهای بالستیک ایرانی به اهداف خود باز کند و در کنار موشک فتاح دومین موشک ضد سپر موشکی دشمن باشد. علاوه بر این موشک قاسم بصیر میتواند با عبور از سد لایههای متعدد پدافندی دشمن با دقتی مناسب آشیانههای جنگنده و باندهای فرود پایگاههایی هوایی اسرائیل را هدف قرار دهد و در صورت بهکارگیری انبوه، ضربهای کاری به توان هوایی رژیم صهیونیستی وارد کند.
اضافه شدن این قابلیت به موشک بالستیک سوخت جامدی که از یک سکوی پرتاب پیشرفته با سرعت آمادهسازی و پرتاب کوتاه بهره میبرد، پیامی روشن برای صهیونیستهایی است که پیشتر تجربه اصابت موشکهای ایران را دارند.