ایالات متحده از صادرات غلات به ایران در پی کاهش آسیب به کشاورزان آمریکایی، گشودن بازار جدید، حذف رقبایی مانند روسیه و ایجاد تفرقه در مسیر بورس غلات بریکس است.
اخیراً ایالات متحده پیشنهاد صادرات غلات به ایران در ازای آزادی پولهای بلوکهشده را مطرح کرده که واکنشهای بسیاری را در مورد انگیزههای این طرح برانگیخته است؛ بهویژه که با توجه به تولید مناسب غلات، کشورهای صادرکننده بهویژه ایالات متحده به دنبال بازارهای بزرگی چون ایران هستند.
باید توجه داشت که تحلیلهای اخیر نشان میدهد که ساختار تجارت جهانی غلات به شدت متمرکز است. بر اساس دادههای رسمی، بخش عمدهای از امنیت غذایی جهان به ظرفیت تولید و صادرات تنها چند کشور وابسته است. در بازار ذرت، این وابستگی بسیار شدید است، به طوری که ۵ کشور پیشرو مسئول بیش از ۹۰ درصد تجارت جهانی این محصول هستند. در بخش گندم نیز کنترل بازار در اختیار ۵ کشور اصلی است که ۶۹.۶ درصد صادرات را مدیریت میکنند.
تمرکز بالای صادرات غلات
تجارت جهانی مواد غذایی ساختاری را نشان میدهد که در تعداد محدودی از کشورهای صادرکننده متمرکز شده است. ۵ کشور صادرکننده عمده، بخش بزرگی از تجارت کالاهای اساسی را تشکیل میدهند. برای نمونه در گندم ۵ کشور برتر، ۶۹.۶ درصد از سهم صادرات جهانی را به خود اختصاص میدهند که شامل روسیه ۴۸ میلیون تن، اتحادیه اروپا ۳۱ میلیون تن، کانادا ۳۰ میلیون تن، ایالات متحده آمریکا ۲۴.۵ میلیون تن و استرالیا ۲۴.۰ میلیون تن است.
همچنین ۵ کشور برتر سهم ۹۰.۶ درصدی در صادرات جهانی ذرت را به خود اختصاص میدهند که شامل ایالات متحده آمریکا ۸۲ میلیون تن، برزیل ۴۳ میلیون تن، آرژانتین ۴۱ میلیون تن، اوکراین ۲۲ میلیون تن و روسیه ۳.۸ میلیون تن است.
در سویا نیز ۵ کشور برتر ۸۸.۴ درصد از سهم صادرات جهانی را دارند که عبارت از برزیل ۱۱۵ میلیون تن، ایالات متحده آمریکا ۴۱.۱ میلیون تن، آرژانتین ۹ میلیون تن، پاراگوئه ۸.۲ میلیون تن و کانادا ۵.۳ میلیون تن است.
بر اساس دادههای فوق، برای گندم، کشورهای آمریکا شمالی و دریای سیاه و برای ذرت و سویا، قاره آمریکا مراکز تجارت جهانی مواد غذایی هستند. برای برنج، مراکز در جنوب و جنوب شرق آسیا قرار دارند. همانطور که مشاهده میشود ایالات متحده در هر سه قلم غلات اصلی جزو صادرکنندگان برتر است که باید با سایر رقبا بهویژه برزیل رقابت داشته باشد. کارشناسان هشدار میدهند که این تمرکزِ قدرت در دست چند بازیگر کلیدی، ریسکهای سیستماتیک بزرگی را ایجاد میکند؛ چراکه هرگونه اختلال در این کشورها اعم از درگیریهای نظامی، بحرانهای اقلیمی یا سیاستهای حمایتی تجاری، میتواند بلافاصله منجر به شوکهای قیمتی و بحران عرضه در سطح جهان شود؛ این یعنی اگر در یکی از این کشورهای کلیدی، جنگی رخ دهد، کشاورزی آسیب ببیند یا سیاستهای تجاری تغییر کند، کل زنجیره تأمین غذای جهان دچار لرزه خواهد شد. تمرکز قدرت در دست معدود کشورها، امنیت غذایی را به یک بازی ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.
آسیب تعرفههای ترامپ
از سوی دیگر بر اساس برآوردهای رسمی، تعرفههای ترامپ موجب افزایش هزینه زندگی برای خانوارهای ایالات متحده شده است؛ به طوری که هزینه مواد غذایی را در محاسبه تورم به سه برابر افزایش داده است. در این میان، نباید از قدرت شرکتهای بزرگ در قیمتگذاری مواد غذایی غافل شد، زیرا سیستم غذایی این کشور به شدت یکپارچه بوده و چند شرکت بزرگ و قدرتمند بر این بخش تسلط دارند. این امر، به شرکتها اجازه میدهد تا نرخها را بدون توضیح کافی، افزایش دهند.
همچنین، به باور کارشناسان تعرفههای ترامپ تاکنون به ضرر بخشهای روستایی و کشاورزی بوده که عمدتاً طرفدار دونالد ترامپ هستند. البته در دولت نخست ترامپ نیز سیاستهای تعرفهای وی آسیبهای جدی به این بخش زده بود. در دوره جدید نیز اعمال تعرفه به کشورهای دیگر بهویژه چین به عنوان خریدار بزرگ غلات ایالات متحده، با واکنش کشورها از طریق تعرفههای تلافیجویانه شد. این امر به معنی کاهش شدید صادرات غلات، کاهش فروش کشاورزان و حتی ورشکستگی آنها شد. هرچند دولت توانست از طریق تعرفهها، درآمد کسب کند.
با این وجود، بسیاری از کارشناسان این کشور باور دارند که حتی شرایط به ضرر کشاورزان آمریکایی، میتواند وخیمتر نیز شود، زیرا تاکنون اقدام قابل قبولی برای بررسی چالش این بخش از سوی دولت صورت نگرفته، بهویژه که در سال جاری با افزایش تولید سویا و ذرت نیز همراه است. در سالهای گذشته، دولت از طریق توافقنامههای تجاری و لوایح متعدد، کشاورزان را تشویق به کشت بیشتر محصول کرد، در حالی که با تعرفههای دونالد ترامپ میزان صادرات را محدود کرده است. این امر موجب افزایش تولید کشاورزان، کاهش فروش و درآمد و درنهایت موجب آسیبپذیری جدی آنها شده است. درواقع، تعرفههای ترامپ نه فقط کمکی به کشاورزان و پایگاه رأی وی نداشته، بلکه حتی با نتیجه معکوس موجب نارضایتی آنها نیز شده است.
انگیزه دولت واشنگتن
اکنون که دولت ترامپ به دنبال بازارهای جدید برای فروش غلات خود است، مذاکرات با ایران را با توجه به حجم واردات آن، فرصتی برای صادرات غلات خود میداند تا بخشی از آسیب کشاورزان را جبران کند. در این راستا در جریان مذاکرات اخیر با حضور ایالات متحده، ایران و واسطههای بینالمللی، مقامات آمریکایی پیشنهاد دادند که بخشی از داراییهای مسدود شده ایران میتواند برای خرید کالاهای کشاورزی آمریکایی، ازجمله ذرت، سویا و گندم استفاده شود. این پیشنهاد اهمیت دارد، زیرا میتواند تقاضای بیشتری برای محصولات آمریکایی ایجاد کند، بهویژه که کشاورزان همچنان با رقابت شدید در بازارهای جهانی روبهرو هستند.
این ایده پس از مذاکرات سوئیس توسط معاون رئیسجمهور آمریکا، جی دی ونس، به طور عمومی مطرح شد. به گفته وی، وجوه آزادشده ایران میتواند به خرید مواد غذایی هدایت شود که به ادعای آنها، هم به نفع مصرفکنندگان ایرانی و هم به نفع تولیدکنندگان کشاورزی آمریکایی خواهد بود.
این پیشنهاد همچنین از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا حمایت شده است. وی گفته که محصولات کشاورزی نقش محوری در هرگونه توافق آتی مربوط به آزادسازی داراییهای ایران خواهند داشت. این بحثها بر سر میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران در خارج از کشور است و بر اساس گزارشها تقریباً ۶ میلیارد دلار موجود در قطر میتواند تحت یک توافق در دسترس قرار گیرد. مقامات آمریکایی استدلال میکنند که هدایت این منابع به سمت واردات کشاورزی، ضمن ایجاد تقاضای صادراتی بیشتر برای تولیدکنندگان آمریکایی، منابع غذایی ایران را نیز فراهم میکند.
برای تولیدکنندگان غلات ایالات متحده، این پیشنهاد در دورهای مطرح میشود که فرصتهای صادراتی برای سودآوری همچنان نقش حیاتی دارد. افزایش خرید سویا، ذرت و گندم میتواند از تقاضای کالاها حمایت و جو بازار را در چندین بخش کشاورزی ایالات متحده بهبود بخشد. این ابتکار همچنین نشاندهنده تلاش واشنگتن برای پیوند دادن مذاکرات دیپلماتیک با منافع اقتصادی در داخل کشور است.
با وجود خوشبینی ابرازشده توسط مقامات آمریکایی، سؤالاتی در مورد اینکه آیا ایران درنهایت متعهد به خرید محصولات کشاورزی آمریکایی خواهد شد یا خیر، همچنان باقی است. مقامات ایرانی این پیشنهاد را رد کردهاند. عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی ایران اظهار داشت که هیچ الزام رسمی برای خرید نهادههای کشاورزی از ایالات متحده تحت چارچوب فعلی مورد بحث وجود ندارد. این پاسخ، عدم قطعیت پیرامون این پیشنهاد را نشان میدهد؛ مبنی بر اینکه مذاکرات هنوز هم میتواند قبل از انجام هرگونه تراکنش تجاری با موانع قابل توجهی روبهرو شود.
دادههای تجاری تاریخی همچنین نشان میدهد که تجارت کشاورزی بین دو کشور در سالهای اخیر چقدر محدود بوده است. طبق آمار وزارت کشاورزی ایالات متحده، بهترین سال برای صادرات محصولات کشاورزی ایالات متحده به ایران در سال ۲۰۰۸ رخ داد و مبادلات به ۵۹۳ میلیون دلار آمریکا رسید. برای نمونه، ایران در سال ۲۰۱۸ تقریباً ۳۱۸ میلیون دلار سویا از ایالات متحده خریداری کرد که تنشهای تجاری بین ایالات متحده و چین جریانهای صادراتی سنتی را مختل کرده بود. از آن زمان، خرید کالاهای کشاورزی آمریکایی توسط ایران نسبتاً اندک بوده است.
در حال حاضر، این پیشنهاد همچنان به مذاکرات دیپلماتیک گره خورده است. با این حال اگر توافقی حاصل شود و داراییهای مسدودشده به سمت خرید مواد غذایی هدایت شوند، کشاورزان آمریکایی میتوانند به بازاری دسترسی پیدا کنند که سالها از تجارت کشاورزی آمریکا حذف شده و به طور بالقوه فرصتهای جدیدی برای صادرات غلات و رشد درآمد روستایی ایجاد میکند.
البته باید توجه داشت که به دلایل مذکور، بازار غلات به دلیل ارتباط با امنیت غذایی کشورها و وابستگی به کشور واردکننده از اهمیت راهبردی برخوردار است. در سالهای اخیر نیز ایران برای تأمین واردات خود به کشورهای همسو در جنوب جهانی مانند برزیل، روسیه و قزاقستان روی آورده، به طوری که اخیراً روسیه پیشنهاد ایجاد بورس غلات بریکس را مطرح و ایران نیز از آن استقبال کرده است. از همینرو، هرگونه ارتباط مؤثر با ایالات متحده در حوزه غلات باید با حفظ منافع راهبردی کشور باشد و نباید در دام واشنگتن برای ایجاد تفرقه میان شرکا افتاد.