تابستان همواره فصل وفور میوه در ایران بوده؛ فصلی که با آغاز برداشت محصولات باغی، انتظار میرود قیمتها کاهش یابد و خانوارها بتوانند با هزینهای کمتر سبد مصرفی خود را تکمیل کنند اما تابستان ۱۴۰۵ برخلاف این انتظار آغاز شده و رشد قابل توجه قیمت بسیاری از میوههای فصلی، این پرسش را مطرح کرده که چرا در اوج عرضه، بازار همچنان با گرانی دستوپنجه نرم میکند؟
تابستان برای بازار میوه ایران معمولاً مترادف با فراوانی محصول، تنوع عرضه و کاهش نسبی قیمتهاست. از هلو و شلیل گرفته تا انگور، زردآلو، خربزه، طالبی و هندوانه، همه نشانههای یک بازار اشباعشده را دارند. با این حال، آنچه این روزها در بازارهای میوه شهرهای مختلف دیده میشود، بیش از آنکه یادآور فصل برداشت باشد، تصویری از بازاری گران و دور از توان خرید بخش قابل توجهی از خانوارهاست.
بررسی قیمتهای اعلامی میدان مرکزی میوه و ترهبار تهران و مقایسه آن با نرخهای خردهفروشی نشان میدهد شکاف میان قیمت عمده و قیمت نهایی همچنان قابل توجه است. در برخی اقلام، اختلاف قیمت از محدوده متعارف فراتر رفته و مصرفکننده محصولی را که با نرخ مشخصی از باغدار یا میدان مرکزی خارج شده، با چند ده درصد افزایش بیشتر در سطح شهر خریداری میکند؛ موضوعی که بار دیگر نقش شبکه توزیع و واسطهها را در تعیین قیمت نهایی برجسته کرده است. طبق ضوابط تنظیم بازار، قیمت خردهفروشی باید با احتساب هزینههای متعارف حملونقل، ضایعات و سود قانونی، حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بالاتر از نرخ عمده باشد اما مشاهدات میدانی و اظهارات فعالان بازار نشان میدهد این قاعده در بسیاری از نقاط رعایت نمیشود.
فصل برداشت آمد اما قیمتها پایین نیامد
یکی از مهمترین ویژگیهای بازار محصولات کشاورزی، وابستگی شدید قیمتها به فصل تولید است. به طور معمول با آغاز برداشت انبوه، عرضه افزایش یافته و قیمتها کاهش پیدا میکند. اما در تابستان امسال این الگو در بسیاری از محصولات مشاهده نمیشود. قیمت محصولاتی مانند هلو، شلیل، انبه، خیار و برخی میوههای نوبرانه نسبت به هفتههای ابتدایی تابستان افزایش محسوسی داشته است. حتی محصولاتی که تولید داخلی آنها در تیرماه به اوج میرسد نیز نتوانستهاند کاهش قیمتی متناسب با افزایش عرضه را تجربه کنند.
این وضعیت نشان میدهد که مسئله بازار میوه دیگر صرفاً به میزان تولید وابسته نیست. در سالهای گذشته هر زمان تولید کاهش پیدا میکرد، گرانی به کمبود محصول نسبت داده میشد اما اکنون حتی در شرایطی که تولید بسیاری از باغات ادامه دارد، روند قیمتها همچنان صعودی است.
فعالان بخش باغبانی نیز تاکید میکنند که در بسیاری از اقلام، کمبود جدی در عرضه وجود ندارد و بازار از نظر تأمین محصول با مشکل مواجه نیست؛ بنابراین بخشی از افزایش قیمتها را باید در حلقههای پس از تولید جستوجو کرد.
هزینههای تولید؛ فشاری که از باغ آغاز میشود
اگرچه واسطهگری یکی از عوامل مهم گرانی میوه است اما نمیتوان افزایش هزینههای تولید را نادیده گرفت. باغداران طی سالهای اخیر با رشد مستمر هزینه نهادههایی مانند کود، سموم، دستمزد کارگری، ماشینآلات، سوخت و حملونقل روبهرو بودهاند. علاوه بر این، هزینه تأمین آب، تعمیر و نگهداری تجهیزات آبیاری، بستهبندی و سبدهای حمل نیز نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته است.
در بسیاری از استانهای تولیدکننده، باغداران معتقدند قیمت فروش محصول در باغ متناسب با افزایش هزینهها رشد نکرده و بخش عمده سود نهایی نصیب واسطهها و شبکه توزیع میشود. از سوی دیگر، خسارتهای ناشی از نوسانات اقلیمی، گرمای زودرس، کمآبی و کاهش کیفیت بخشی از محصولات نیز موجب شده هزینه تمامشده تولید افزایش یابد. به همین دلیل حتی در شرایط وفور نسبی محصول، قیمت فروش باغدار نیز نسبت به سال گذشته بالاتر است.
اما نکته مهم اینجاست که افزایش هزینه تولید به تنهایی نمیتواند اختلاف قابل توجه قیمت بین میدان مرکزی و مغازههای سطح شهر را توضیح دهد؛ اختلافی که در برخی مناطق به مراتب بیشتر از سود قانونی تعیینشده است.
حلقه گمشده بازار؛ فاصله باغ تا سفره مردم
اقتصاددانان بخش کشاورزی سالهاست بر یک موضوع مشترک تاکید دارند؛ طولانی بودن زنجیره توزیع مهمترین عامل افزایش قیمت محصولات تازه است. میوه پیش از رسیدن به مصرفکننده نهایی، معمولاً از چندین حلقه عبور میکند؛ باغدار، بارفروش، میدان مرکزی، عمدهفروش، واسطه، خردهفروش و درنهایت مصرفکننده. هر یک از این حلقهها سهمی از قیمت نهایی را به خود اختصاص میدهند و در شرایطی که نظارت مؤثر بر میزان سود وجود نداشته باشد، اختلاف قیمت به سرعت افزایش پیدا میکند. به همین دلیل است که گاهی مصرفکننده محصولی را با قیمتی خریداری میکند که فاصله محسوسی با نرخ فروش در میدان مرکزی دارد.
کارشناسان معتقدند توسعه فروش مستقیم، تقویت تعاونیهای تولیدکنندگان، ایجاد بازارهای محلی و کوتاه کردن زنجیره توزیع میتواند نقش مهمی در کنترل قیمتها ایفا کند؛ راهکاری که در بسیاری از کشورهای تولیدکننده محصولات کشاورزی نیز اجرا شده و موجب کاهش فاصله قیمت مزرعه تا بازار شده است.
از سوی دیگر، ضعف نظارت بر خردهفروشیها همچنان یکی از مهمترین انتقادهای فعالان بازار است. مسئولان بخش باغبانی نیز بارها اعلام کردهاند که کمبود محصول عامل اصلی گرانی نیست و بخش مهمی از اختلاف قیمت در مرحله عرضه نهایی شکل میگیرد.
در همین راستا اکبر یاوری، رئیس اتحادیه بارفروشان تهران در گفتوگو با خبرنگار اقتصاد معاصر؛ با بیان اینکه بازار میوه نیز مانند سایر بخشها از افزایش هزینههای تولید تأثیر پذیرفته، گفت: یکی از عوامل اصلی رشد قیمت میوه، افزایش هزینههای تولید است و در کنار آن، صادرات بیرویه نیز بر بازار اثر گذاشته است.
وی با اشاره به اینکه بازار میوه نسبت به بسیاری از کالاها از ثبات بیشتری برخوردار است، افزود: برخلاف برخی محصولات مانند لبنیات که قیمت آنها در بازههای کوتاه تغییر میکند، میوه به دلیل قابلیت نگهداری، نوسان کمتری دارد.
رئیس اتحادیه عمدهفروشان میوه و ترهبار تاکید کرد که این اتحادیه تنها مسئول قیمتها در میدان مرکزی میوه و ترهبار است و نقشی در تعیین قیمت خردهفروشی ندارد. به گفته وی، خردهفروشان پس از خرید از میدان مرکزی، با توجه به هزینههایی مانند اجاره واحدهای صنفی، قیمت نهایی را تعیین میکنند.
وی همچنین با اشاره به گلایه باغداران و کشاورزان اظهار کرد: تولیدکنندگان معتقدند محصولاتشان با قیمت پایین خریداری میشود اما تا زمان رسیدن به دست مصرفکننده، به دلیل وجود حلقههای مختلف در زنجیره توزیع، با نرخهای بالاتری عرضه میشود. قیمت عمدهفروشی در میدان مرکزی بر اساس عرضه و تقاضا تعیین میشود و با توجه به فسادپذیر بودن محصولات، بارها باید حداکثر ظرف ۱۲ ساعت تخلیه و روانه بازار شوند؛ بنابراین مسئولیت قیمت نهایی در سطح خردهفروشی بر عهده اتحادیه خردهفروشان است.
میوه در آستانه تبدیل شدن به کالای لوکس؟
شاید مهمترین پیامد افزایش قیمت میوه، کاهش مصرف خانوارها باشد. در شرایطی که تورم مواد غذایی همچنان فشار زیادی بر بودجه خانوار وارد میکند، نخستین واکنش بسیاری از خانوادهها، کاهش خرید کالاهایی است که حذف آنها نسبت به اقلام ضروری آسانتر به نظر میرسد. میوه یکی از همین کالاهاست. بررسیهای میدانی نشان میدهد بسیاری از خانوارها به جای خرید چند نوع میوه، فقط یک یا دو قلم را انتخاب میکنند یا حجم خرید خود را کاهش دادهاند. این موضوع علاوه بر آثار اقتصادی، میتواند پیامدهای تغذیهای نیز به همراه داشته باشد؛ زیرا کاهش مصرف میوه و سبزی بهویژه در کودکان و سالمندان، سلامت عمومی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد.
در چنین شرایطی، صرف اعلام نرخهای عمدهفروشی یا انتشار هفتگی قیمتها نمیتواند به تنهایی بازار را متعادل کند. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نظارت مؤثر بر اجرای سقف سود قانونی، شفافیت در زنجیره توزیع، کاهش تعداد واسطهها و ایجاد امکان عرضه مستقیم محصولات باغداران است.
بازار میوه ایران در تابستان ۱۴۰۵ با کمبود گسترده محصول مواجه نیست؛ چالش اصلی، نحوه انتقال محصول از باغ به سفره مردم است. تا زمانی که این زنجیره اصلاح نشود، حتی در فصل وفور نیز کاهش قیمتها به مصرفکننده نهایی نخواهد رسید و میوه که همواره یکی از ارکان سبد غذایی خانوار ایرانی بوده، بیش از گذشته در معرض تبدیل شدن به کالایی نیمهلوکس قرار خواهد گرفت.