20:26 - 2026/06/07

اصرار برخی مسئولان در حواله دادن دلیل همه مشکلات اقتصاد کشور به شرایط جنگی، ما را بر آن داشت تا با «حسینعلی حاجی دلیگانی»، نماینده مجلس شورای اسلامی به گفت‌وگو درباره شرایط اقتصادی این روزهای کشور بنشینیم: آیا شرایط بازار و افزایش قیمت‌ها...

حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با چارسوق تشریح کرد:

دولت پزشکیان عواقب حذف ارز 28500 تومانی را پیش‌بینی نکرده بود

دولت پزشکیان عواقب حذف ارز  28500 تومانی را پیش‌بینی نکرده بود

اصرار برخی مسئولان در حواله دادن دلیل همه مشکلات اقتصاد کشور به شرایط جنگی، ما را بر آن داشت تا با «حسینعلی حاجی دلیگانی»، نماینده مجلس شورای اسلامی به گفت‌وگو درباره شرایط اقتصادی این روزهای کشور بنشینیم:

آیا شرایط بازار و افزایش قیمت‌ها در این شرایط را منطقی می‌دانید؟
همیشه این را شنیده‌ایم و اینطور به ما گفته شده که هر نوع بحران اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی در هر کشوری نهایتاً به افزایش نرخ ارز خواهد انجامید؛ اما ما به عیان دیدیم که قوی‌ترین ارتش دنیا در کنار ارتش جنایتکار صهیونیستی که به عبارتی چهارمین ارتش قدرتمند دنیاست به ما حمله کردند اما قیمت دلار در ایران نه تنها گران نشد بلکه 20 هزار تومان هم کاهش یافت؛ یعنی اگر نگاه دقیق‌تری به صحنه بیندازیم از روزی که دکتر همتی به بانک مرکزی بازگشت تا پیش از آغاز جنگ رمضان، قیمت ارز 30 درصد افزایش یافت اما پس از آغاز جنگ قیمت ارز همان طور که پیش‌تر گفتم کاهشی شد و درنهایت پس از آتش‌بس هم شاهد افزایش قیمت ارز بودیم. البته مسئولان باید پاسخ بدهند که وقتی داریم نفت بیشتری می‌فروشیم؛ قیمت این نفت هم دو برابر دوران پیش از جنگ رمضان و حدود 100 دلار برای هر بشکه است و ارز آن هم به‌موقع به دست ما می‌رسد چرا بازار ارز دچار این وضعیت است؛ بنابراین من شرایط بازار ارز را طبیعی و منطقی نمی‌دانم.

نقش دولت در این شرایط غیرمنطقی و غیرطبیعی بازار ارز را چگونه تحلیل می‌کنید؟
گاهی دولت‌ها روش‌های بیمارگونه‌ای را برای تأمین نیاز ریالی بودجه به کار می‌بندند. به هر حال دولت هزینه‌های ریالی در بودجه از جمله بحث حقوق و دستمزدها را دارد. برای تأمین این حجم بالای ریال مورد نیاز، گاهی دولت به روش تسعیر ارزی سعی در افزایش قیمت ارز برای ورود ریال بیشتر به خزانه دارد. این هم می‌تواند از دلایل افزایش قیمت ارز باشد. اگر توجه کرده باشید عامه مردم هم یک جمله ضرب‌المثل گونه‌ای در جامعه ما دارند که دائماً به کار می‌برند و می‌گویند: «همه‌چیز دست خودشان (دولت) است». با اینکه رهبری شهید ما این همه سال را مرتبط با مباحث اقتصادی نام‌گذاری کرده و همواره بر حفظ و تقویت ارزش پول ملی کشور تاکید داشتند؛ متاسفم که بگویم تفکری در کشور وجود دارد که به دنبال دلاریزه کردن اقتصاد ایران است. حتی کار به جایی رسیده که عده‌ای آشکارا از جایگزینی پول داخلی ما با دلار سخن می‌گویند. عجیب است که اینها درک نمی‌کنند همان دشمنی که علیه ما جنگ نظامی به راه می‌اندازد؛ در صورت وابستگی اقتصاد ما به دلار به راحتی ما را دچار تلاطمات ارزی و اقتصادی می‌کند.

از سال 1390 دائماً در مقاطعی با تلاطمات ارزی روبه‌رو بوده‌ایم. چرا دائماً این دور باطل تکرار می‌شود؟
تجربه نشان داده هر زمان که بحث مذاکره میان ایران و آمریکا مطرح می‌شود ما با نوسانات ارزی مواجه می‌شویم. دلیل این نوسانات می‌تواند سیاست‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا در تحریم برخی افراد و نهادهای مرتبط با دور زدن تحریم‌ها باشد؛ یعنی آمریکایی‌ها کار را سفت‌وسخت می‌گیرند و بعد پای میز مذاکره می‌نشینند. در حالی که برخی مسئولان ما این نوع سیاست‌ورزی آمریکا را حتی در محاسبات ذهنی‌شان دخیل نکرده و نمی‌کنند. ما باید صحنه را وسیع ببینیم. پنتاگون وظیفه جنگ نظامی علیه ایران را بر عهده دارد و وزارت خزانه‌داری آمریکا جنگ اقتصادی را مدیریت می‌کند. این دو در کنار هم عمل می‌کنند و باید این مورد در محاسبات مسئولان و تصمیم‌گیران ما در نظر گرفته شود.

برخی کارشناسان معتقدند جنگ عامل تمام گرانی‌های اخیر است. برخی دیگر جراحی اقتصادی اخیر دولت را عامل موثرتری در تلاطمات قیمتی بازار می‌دانند. مسئولان دولتی نیز دائماً به بهانه شرایط جنگی از زیر بار مسئولیت طفره می‌روند. دقیقاً در اقتصاد ایران چه اتفاقی رقم خورده که برخی قیمت‌ها روزانه و حتی ساعتی بالا می‌روند؟
ما در سال‌های اخیر حداقل تجربه دو جراحی در اقتصاد ایران را داریم. یکی از این جراحی‌ها در زمان شهید رئیسی و دیگری در زمان دولت فعلی و اخیراً انجام شد. البته میان این دو جراحی یک تفاوت اساسی وجود دارد. جراحی زمان شهید رئیسی با آمادگی اولیه بسیار خوبی انجام شد اما در میانه جراحی به یک‌باره اتفاقات خارج از کنترل رخ داد؛ اما جراحی اقتصادی صورت گرفته در دولت آقای پزشکیان حتی همان آمادگی اولیه را هم نداشت و به یک‌باره شکم اقتصاد بیمار ایران را شکافتند. وقتی ارز نهاده‌های دامی از 28500 تومان به یک‌باره به 123000 و اخیراً به 148000 تومان برسد خب معلوم است چه رخ خواهد داد. دولت پزشکیان عواقب خطرناک این آزادسازی ارزی بر اقتصاد ایران را پیش‌بینی نکرده بود. در حالی که معلوم بود که مرغ، تخم‌مرغ، گوشت، شیر، لبنیات و صدها محصول دیگر از این آزادسازی نرخ ارز تأثیر پذیرفته و گران خواهند شد. از سوی دیگر در سامانه بازارگاه 24 درصد سود هم از مرغدار ما دریافت می‌کنند که درنهایت تولیدکننده این هزینه سربار را مجبور است از جیب من و شمای مصرف‌کننده جبران کند و یکی از دلایل افزایش قیمت مرغ و محصولات پروتئینی مرتبط با آن دقیقاً همین است. خب حالا من از شما سؤال می‌کنم؛ جنگ عامل این نابسامانی‌ها بوده یا سیاست‌های غلط اقتصادی دولت چهاردهم؟

لطفاً کمی بیشتر توضیح دهید.
ما در کشورمان با گران‌سازی، گران‌فروشی و گران اداره کردن مواجه هستیم. وقتی از گران‌فروشی سخن می‌گوییم زود ذهن‌ها سمت بقال یا سوپری سر کوچه می‌رود در حالی که مسئله فراتر از اینهاست. اتفاقاً بز‌رگترین گرانفروش و گران‌ساز کشور خود دولت است اما کسی سراغ دولتی‌ها نمی‌رود. اصلاً رک و پوست‌کنده بگویم که عامل گرانی‌ها جنگ نیست. همان طور که پیش‌تر هم گفتم جنگ نه تنها ارز را ارزان کرد بلکه احساس همدلی و وفاق به جامعه ما تزریق کرد و مردم خیلی هوای هم را داشتند. کلاً 25 درصد گرانی‌ها را آن هم به دلیل تورم سالیانه منطقی می‌دانم و 75 درصد گرانی‌های اخیر به دلیل جراحی اقتصادی بی‌موقع و ناقص دولت پزشکیان است. به نظرم بی‌جهت هم نباید گناه گرانی‌ها را به گردن جنگ بیندازیم وقتی تصمیمات خود دولت عامل این حجم افزایش قیمت‌هاست. مشکل کشور ما اصلاً جنگ نیست. ما درگیر سوءمدیریت‌ها هستیم. به عنوان مثال من اگر جای آقای نوری قزلجه وزیر جهاد کشاورزی بودم وقتی فروردین‌ماه می‌دیدم که آمار جوجه‌ریزی کم شده؛ پیگیری و مشکل را در سطح استان‌ها حل می‌کردم. اگر این اقدام به‌موقع صورت گرفته بود و وزارت جهاد در زمان لازم ورود می‌کرد امروز شاهد گرانی مرغ در بازار نبودیم. درمجموع اگر بخواهم به عملکرد وزیر جهاد کشاورزی دولت چهاردهم نمره‌ای بدهم قطعاً از 20 زیر 10 خواهد گرفت. سایر وزرا هم نمرات چندان جالبی نمی‌گیرند.

بگذارید صریح بپرسم. آیا شما مخالف تک‌نرخی سازی ارز هستید؟
ما مخالف تک‌نرخی کردن ارز نیستیم اما هر کار و تصمیمی زمان مناسب خودش را می‌طلبد. هر عقل سلیمی متوجه می‌شود که در شرایط جنگی اعمال هر نوع افزایش قیمت منطقی و عاقلانه نیست. واقعیت امر این است که انگیزه‌های برخی بخش‌های دولت از جمله وزارت جهاد کشاورزی را درک نمی‌کنم. از یک طرف برخی مقامات این وزارتخانه اعلام می‌کنند که محصولی چون تخم‌مرغ تا فلان قیمت بالا برود منطقی است و با این حرف‌ها مردم را می‌رنجانند. از طرف دیگر به یک‌باره مصوب می‌کنند که عمر مرغ تخم‌گذار از 110 هفته به 90 هفته کاهش پیدا کند و حجم انبوهی از مرغ تخم‌گذار کشور در کشتارگاه‌ها نابود شود. بگذارید راحت بگویم احساس وجود نفوذ در برخی تصمیم‌گیری‌ها وجود دارد. مگر می‌شود استانداردهایی که در حالت عادی رعایت نمی‌شده به یک‌باره همگی در شرایط جنگی به صورت سفت‌وسخت اعمال شوند.
شما معتقدید تیم اقتصادی دولت انسجام لازم برای شرایط جنگی فعلی را ندارد.
قبلاً می‌گفتیم تیم اقتصادی دولت پزشکیان انسجام ندارد. حالا می‌بینیم وضعیت خیلی وخیم‌تر از این حرف‌هاست و این تیم اصلاً با هم دعوا دارند و بعضاً در حال خنثی‌سازی تصمیمات یکدیگر هستند. ما بارها به دکتر پزشکیان پیشنهاد کردیم یک معاون هماهنگ‌کننده برای خودشان منصوب کنند تا اختلافات دستگاه‌های اجرایی به فوریت حل شود اما گوش ایشان بدهکار نبود. آقای پزشکیان را انسان دلسوز و دغدغه‌مندی می‌دانم اما ایشان باید توجه کنند که ما الآن به کار جهادی و فوری نیاز داریم. پیشنهاد من این است همان‌گونه که نظامیان عزیز کشور در قالب قرارگاه خاتم به خوبی از مرز و بوم ایران دفاع کردند اکنون نیازمند یک قرارگاه جنگ اقتصادی در دولت هستیم. تفاوت قرارگاه با ستاد فراوان است و ما آنچه امروز در دولت می‌بینیم یک مشت کار صرفاً ستادی و کارگروه بی‌تأثیر یا کم تأثیر است.

درباره احتکار این روزها اخبار بسیاری منتشر می‌شود. آیا قانون کشور در برخورد با محتکران بازدارندگی لازم را دارد؟
در بحث احتکار خوشبختانه قانون در کشور ما صریح و محکم است؛ یعنی اگر احتکار بزرگی رخ دهد که درنتیجه آن کشور یا نظام ضربه ببیند دیگر بحث رسیدگی آن خارج از حیطه اختیارات تعزیرات است. در این صورت قوه محترم قضائیه ورود می‌کند و حکم محتکران گردن‌کلفت و دانه‌درشت حتی تا حد اعدام هم می‌تواند صادر شود؛ بنابراین معتقدم قانون ما در این زمینه بازدارندگی دارد اما درباره عوامل دیگر جای بحث بسیار است.

گرانی خودرو در این روزها دیگر داد مردم را درآورده است. به عنوان نماینده مردم در مجلس در این زمینه چه توضیحی دارید.
بحث گرانی‌های اخیر خودرو هم مصنوعی و عمدی به قصد ضربه زدن به آرامش روانی مردم است. این ماجرای گرانی خودرو به بهانه کمبود ورق یک بازی روانی است. ما سالانه 160 هزار تن مصرف ورق فولادی در کل کشور از جمله بخش خودروسازی داریم اما تا همین الآن موجودی انبارها نزدیک به پر بوده و حتی نیمی از نیاز سالیانه کشور هم مصرف نشده است. متاسفانه چون سامانه موجودی انباهاری ما به هم متصل نیست عده‌ای محتکر ورق‌های فولادی را در انبار نگه داشته و عرضه نمی‌کنند تا در زیر سایه کمبود کاذب، قیمت آن افزایش یابد. افزایش قیمت ورق هم بهانه خودروسازان برای گران‌سازی شده است و بازار را متلاطم کرده است. در حالی که هیچ مشکلی در واقعیت وجود ندارد و بازار تحت تبلیغات روانی دچار آشفتگی است.

درباره امارات متحده عربی و رویکرد خصمانه این کشور در میان تمام کشورهای عربی نسبت به ایران توضیح دهید.
پاسخ‌های ایران بر مبنای گرفتن تلفات انسانی در منطقه نبود. ما زیرساخت‌های عمدتاً نظامی و اقتصادی کشورهای دخیل در تهاجم به ایران را هدف قرار دادیم. مطمئن باشید امارات و سایر خناسان منطقه و شرکای آمریکا و رژیم صهیونیستی دیگر آن روزهای خوش گذشته را نخواهند دید. دوران برج‌های بلند و سرمایه‌گذاری‌های کلان به‌خصوص برای امارات تمام شده و مردم عزیز ما بدانند که بحمدالله ما در بحث موشکی و پهپادی به قدری توانمند هستیم که خدایی ناکرده اگر جنگی دیگر هم به ما تحمیل شود پاسخ‌های سختمان تا مدت‌ها امکان دوام‌دارند. تا الآن هم مطمئن باشید که زیرساخت‌های کشورهایی که پایگاه در اختیار آمریکا قرار داده‌اند به سختی آسیب‌دیده و چندین برابر ما خسارت خورده‌اند.

یعنی ما برای آغاز جنگی دیگر از سوی دشمن آمادگی لازم نظامی را داریم.
ما برای خنثی‌سازی تمامی سناریوهای احتمالی دشمن برنامه دقیق داریم. چه حمله هوایی و محدود و چه حمله زمینی و نامحدود انجام دهند مطمئن باشید شگفت‌زده خواهند شد. ما هنوز خیلی از موشک‌های سجیل و رستاخیز استفاده نکرده‌ایم. 16 جفت از این دو موشک که به صورت جفت-جفت بر روی لانچرها سوار می‌شوند با آن سر 1.5 تنی که دارند به هر نقطه‌ای برخورد کند قدرت تخریب بالایی دارد.

درباره پذیرش آتش‌بس از سوی جمهوری اسلامی ایران یا به عبارت رهبری انقلاب سکوت صحنه نبرد نظامی چه نظری دارید. آیا ایران را پیروز نبرد نظامی می‌دانید.
دشمن به هیچ‌کدام از اهدافش در جنگ با ایران نرسیده و یک شکست‌خورده تمام‌عیار است. بدون مبالغه می‌گویم که دشمن در 20 محور از ما شکست‌خورده که همگی قابل بحث هستند. بر اساس اطلاعات موثق می‌گویم که ما ظرفیت استمرار جنگ را داشتیم اما به هر حال آتش‌بس اتفاق افتاد. معتقدم دشمن درنهایت دستانش را بالا خواهد برد و شرایط ایران را خواهد پذیرفت اما اگر جنگ را ادامه می‌دادیم قطعاً این اتفاق خیلی زودتر رخ می‌داد. حتی من معتقدم در جنگ 12 روزه هم آتش‌بس را زود پذیرفتیم. این ضرب‌المثل باید همواره مدنظر ما باشد: «ترحم بر پلنگ تیزدندان، جفاکاری بود بر گوسپندان». وقتی دشمن بر ما جنگی تحمیل می‌کند ما نباید این قدر زود آتش‌بس را بپذیریم. بالاخره اینها امام ما را شهید کرده‌اند. کودکان، زنان و مردان بی‌گناه غیرنظامی را به شهادت رسانده‌اند. ما نباید به راحتی از کنار این موضوعات بگذریم. ترامپ و نتانیاهو دو قاتل جانی هستند و شنیدن سخن چنین موجودات پستی در قالب مذاکره ضرورتی ندارد. این نکته را هم در نظر بگیرید حتی اگر آمریکا به فکر توافق واقعی با ایران بیفتد؛ این تصمیم هیچ‌گاه مطلوب رژیم صهیونیستی نخواهد بود و اسرائیلی‌ها قطعاً اجاره پایداری توافق را نمی‌دهند. از طرفی دشمن به دنبال تحمیل حالت نه جنگ و نه صلح به ماست. چراکه در این حالت هیچ سرمایه‌گذار موثری در کشور صورت نمی‌گیرد و پیشرفت کارها دچار رکود می‌شود. برای همین است که می‌گویم ما نباید زیر بار آتش‌بس می‌رفتیم.

آیا آمریکایی‌ها را برای مذاکره قابل اعتماد می‌دانید؟
آمریکایی‌ها در مذاکرات تاکنون سه مرتبه ما را فریب داده‌اند. بار اول و بار دوم دو جنگ اخیر بود که در میانه مذاکرات به ایران حمله شد و بار سوم همین دور مذاکراتی آقایان قالیباف و ونس بود. آمریکایی‌ها قبل از ورود هیات ایرانی به اسلام‌آباد دو پیش‌شرط ما شامل آتش‌بس در لبنان و آزادی اموال بلوکه‌شده ایران را پذیرفته بودند اما درباره هر دو دبه کردند. البته ما توانستیم درنهایت آتش‌بس در لبنان را به آن‌ها دیکته کنیم اما درباره آزادی اموال بلوکه‌شده کلاً منکر پذیرش ابتدایی آن شدند. از این‌رو رهبر حکیم انقلاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای صلاح را در این دیدند که تا زمانی که دشمن به دنبال خدعه است دیگر دیدار مستقیمی در سطح مقامات دو کشور صورت نگیرد و اصولاً رأس نظام به این نظر رسیده که مذاکره دیگر به نفع ایران نیست. درباره مسئله هسته‌ای هم ما بر اساس عضویتمان در پیمان منع گسترش حقوقی داریم که اصلاً نباید درباره آن مذاکره‌ای شود.

آمریکایی‌ها خیلی روی بحث خروج ذخایر اورانیوم 60 درصد از ایران پافشاری دارند. نظر شما در این زمینه چیست؟
اورانیوم غنی‌شده 60 درصد ایران باعث ایجاد قدرت بازدارندگی است. شک نکنید اگر به هر دلیلی و به هر شکلی این اورانیوم 60 درصد از ایران خارج شود بمباران اتمی ایران حتمی است. تجربه عراق و لیبی نشان می‌دهد که اعتماد به آمریکا در موضوعاتی مانند هسته‌ای نه تنها وضع کشور را بهتر نمی‌کند بلکه ما را صد پله عقب می‌اندازد و وضعمان صدها پله بدتر می‌شود. باز هم می‌گویم ما بر اساس عضویتی که در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای داریم از حقوقی برخورداریم که غیرقابل مذاکره است. البته این عضویت نه تنها برای ما هزینه‌زا بوده بلکه هر بار این گروسی ملعون آمده و یک اظهارنظر متناقضی انجام داده که بر اساس آن آمریکایی‌ها بهانه حمله نظامی به ایران داشته باشند.

درباره کنترل هوشمند تنگه هرمز از سوی ایران چه فکر می‌کنید؟ آیا برآوردی از درآمد احتمالی ایران از این تنگه وجود دارد؟
تنگه هرمز گنج ناپیدایی بود که ما در جنگ رمضان آن را یافتیم. شک نکنید به زودی درآمد خوبی از تنگه هرمز به دست خواهیم آورد. تازه نفت را ممکن است یک روز بخرند و روز دیگر نخرند. اصلاً شاید روزی تمام شود؛ اما تنگه هرمز ثروت ماندگاری است که هیچ جایگزینی ندارد. در کنار بخش کشتیرانی ما بخش شبکه عبور اطلاعات در تنگه هرمز را داریم. شبکه عظیمی به شکل کابل‌های غول‌پیکر فیبر نوری از کف خلیج فارس و تنگه هرمز عبور کرده است. قطعاً این بحث هم برای ما درآمد مجزایی خواهد داشت و شرکت‌های مالک این فیبرهای نوری موظف به کسب اجازه از ایران هستند. نمی‌شود که روزانه صدها میلیون دلار معامله از طریق فضای همین فیبرها هدایت و انجام شود اما ایران از درآمد آن بی‌بهره بماند. در کنار این مطالب، کنترل هوشمند ما بر تنگه هرمز دو حسن برای ما دارد: اول اینکه از ورود مجدد نظامی آمریکایی‌ها به منطقه جلوگیری خواهد کرد و دوم اینکه می‌تواند در حکم خنثی‌کننده تحریم‌ها عمل کند.

فکر می‌کنید آیا مردم باید درباره محاصره دریایی نگران باشند؟
ما قطعاً به قدری ظرفیت و توانایی در کشور داریم که هیچ نوع محاصره‌ای نمی‌تواند ما را شکست دهد. خوشبختانه لطف خداوند شامل حال ایران شده و امسال وارد ترسالی شدیم. این بارش‌های اخیر کمک زیادی به تولید گندم و محصولات اساسی کشاورزی کشور کرد. از سوی دیگر مجلس شورای اسلامی با تدبیری که در افزایش قیمت خرید تضمینی گندم انجام داد کشور را به سمت خودکفایی تولید هل داد. مردم خیالشان راحت باشد و بدانند ما تا چندین سال هم می‌توانیم هر محاصره‌ای را بدون تهدید معیشت مردم تاب بیاوریم. دشمن هم نمی‌تواند ضرباتی که در فکرش است به مردم عزیز ایران وارد کند و معیشت مردم تحت تأثیر قرار نخواهد گرفت.

مطالب مرتبط