درحالیکه قطعی برق مردم، صنایع و کشاورزان را با مشکلات بزرگ مواجه کرده، دولت چهاردهم بهجای حل مسئله، به عملیات روانی و دروغ بهجای تأمین سوخت نیروگاه روی آورده است.
20 شهریور بود که رسانهها در قالب انتشار مطالبی لزوم پر شدن ذخایر گازوئیل نیروگاهها را به دولت چهاردهم، یادآور شدند اما دولت واکنش عملی نسبت به این هشدارها نداشت،. دراینباره، حمید رسایی، نماینده مجلس در کانال تلگرام خود، نوشت: این گزارشی است که در نیمه شهریورماه در خبرگزاری فارس منتشرشده، خبرنگاری که این گزارش را تهیهکرده، هشدار داده که ذخایر سوخت چند نیروگاه در حال اتمام است و اگر ذخیرهسازی صورت نگیرد، ۷۰ روز دیگر با قطعی برق مواجهیم!.
سؤال این است که چه طور خبرنگار یک رسانه، این موضوع بدیهی و مسبوق به سابقه را فهمیده ولی اینهمه مدیر نجومیخوار در دو وزارتخانه عریض و طویل نفت و نیرو نفهمیدند!
آیا میتوان جز نفوذ، عامل دیگری برای آن متصور شد؟ آیا جز این است که پای خیانت در میان است؟ گفته میشود که دولت در ابتدای کار بوده و وزراء ،هنوز مستقر نشده بودند! اگر به این دلیل است که باید در ابتدای دولت شهید رئیسی هم این مشکل به وجود میآمد! در این وضعیت وظیفه دستگاههای امنیتی و مجلس چیست؟
بااینوجود؛ دولت چهاردهم برخلاف رویه همهسال؛ نهتنها ذخایر راهبردی سوخت نیروگاه در فصل سرد را در فصل غیر سرد اضافه نکرد بلکه ۶۵۰ میلیون لیتر از این ذخایر را از شهریور تا آذر ماه امسال تخلیه کرد و همین مسئله به قطعی گسترده برق ختم شد.
در سال جاری خاموشیهای پاییزی که بهطور گستردهتری از سالهای گذشته رخداده است، مشکلات متعددی را برای مردم و صنایع به همراه داشت.
اختلال در زندگی روزمره: خاموشیهای مکرر، برنامههای کاری، آموزشی و خانگی شهروندان را مختل کرد.
ضربه به اقتصاد: قطعی برق، تولید در بخشهای صنعتی را کند کرده و خسارات اقتصادی قابلتوجهی به بار آورد.
آلودگی هوا: کاهش برق تولیدی نیروگاهها، منجر به استفاده بیشتر از سوخت مایع در صنایع شد که آلودگی هوای کلانشهرها را تشدید کرد.نارضایتی اجتماعی: خاموشیهای بیبرنامه، موجب نارضایتی گسترده مردم از عملکرد دستگاههای دولتی شد.
اما دولت بهجای پذیرش اشتباه و تلاش برای حل مسئله، بهدروغگویی روی آورد.
در گام اول: ابتدای آبان همزمان با شروع قطعی برق، سخنگوی دولت با طرح دوگانه تنفس سم و قطعی برق، تأکید کرد که علت قطعیها تصمیم دولت برای مصرف نکردن مازوت است.
یک هفته بیشتر از این حرف نگذشته بود که مسعود پزشکیان با حضور غیرمنتظره در صحن دولت، با این سؤال مواجه شد که چرا برق قطع است و در پاسخ، گفت: سوخت کافی نداریم. براین اساس رئیسجمهور، دروغ سخنگو را نقش بر آب کرد.
دروغ دوم: بلافاصله پسازاین مسئله کارشناسان و رسانهها با استناد به آمار، مشخص کردند که ناتوانی در تأمین سوخت معادل از شهریور تا انتهای آبان ماه، عامل قطعی برق بوده است اما وزیر نفت بهجای پذیرش این مسئله، دروغ دوم را وارد ماجرا کرد و گفت که ذخایر گازوئیل خالی به دولت چهاردهم تحویلشده است. امانگاهی به آمار منتشرشده وزارت نفت، مشخص کرد که ذخایر سوخت نیروگاهی در ابتدای شهریورماه ۱۴۰۳ همزمان باروی کار آمدن دولت چهاردهم ۱۵۰ میلیون لیتر بیش از شهریور ۱۴۰۰ و زمانی بود که دولت روحانی کار را به دولت شهید رئیسی تحویل داد.
دروغ سوم: در ماجرای قطعی برق بازهم توسط پاکنژاد وزیر نفت مطرح شد، او معتقد بود که در تابستان، نیروگاهها مازوت مصرف نکردند و همین مسئله عامل قطعی برق است. اما شواهد مشخص کرد که پلمپ سه نیروگاه مازوت سوز در تابستان، عامل عدم مصرف مازوت بوده و حتی مصوبه یکنهاد بالادستی در این حوزه هم منعی جهت عدم پلمپ، ایجاد نکرده بوده است. از طرفی با الزام تأمین برق نیروگاهها، از حداکثر ظرفیت مصوبه بالادستی استفاده کرده و در تابستان ۱۴۰۳ چند برابر سالهای دیگر، مازوت مصرف کردهاند.
دروغ چهارم: اما به مسئله صادرات گازوئیل بازمیگردد، جایی که نهادهای منتسب به وزارت نفت دولت چهاردهم، از صادرات ۱.۳ میلیارد لیتر گازوئیل در تابستان امسال خبردادند. اما آمار کدال بار دیگر مشخص کرد که کل صادرات گازوئیل کمی بیشتر از ۱۰۰ میلیون لیتر و با مجوز شورای اقتصاد بهمنظور بازپرداخت بدهی ارزی پالایشگاه تهران بوده و این مسئله نسبت به کاهش حجم ذخایر سوخت مایع نیروگاهها عدد بزرگی نیست.
دروغ پنجم: اما دروغ پنجم را یک عضو روابط عمومی وزارت نیروی دولت چهاردهم،” امیر آزاد” در توییتر بیان کرد، جایی که او معتقد بود، وزارت نفت دولت سیزدهم، در تابستان ۵ میلیارد مترمکعب گاز کمتر داده است. این در حالی بود که این آمار نه برای شش ماه، بلکه برای ۹ ماه سال است و اتفاقاً همزمان باروی کار آمدن دولت چهاردهم ،متوسط کاهش تأمین گاز صنایع به ماهانه ۵۰۰ میلیون مترمکعب رسیده است.
دولت چهاردهم با از دست دادن زمان طلایی تأمین سوخت نیروگاهها،قطعی برق را رقم زد، اما آنچه ناپسندتر از بیعملی است، تلاش برای حلوفصل ماجرا از طریق دروغگویی است، غافل از اینکه آمار راه دروغگویی را میبندد.