بستن تنگه هرمز در پی تجاوز مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا و به تبع آن ناتوانی قدرتهای بزرگ در کنترل قیمت نفت حتی با ۴۰۰ میلیون بشکه ذخیره راهبردی، نشان از نادرست بودن گفتمانی دارد که بر طبل اشباع نفت در بازار میکوبید.
به گزارش اویلپرایس، تقریباً یک دهه است که بحث جهانی نفت تحت سلطه یک روایت قدرتمند قرار گرفته است و آن اینکه «جهان در حال غرق شدن در نفت خام است.»
کارشناسان مالی، بانکها و آژانسهای انرژی همگی بر طبل اعلام یک اشباع نفتی ساختاری میکوبیدند. اکثریت در بازارهای نفت از این نظریه پیروی میکردند که تأثیر ترکیبی گسترش شیل ایالات متحده، صادرات روسیه و بشکههای تحریمشده ایران که بیسروصدا در بازارها ظاهر میشوند، همراه با تقاضای کمتر به دلیل سرمایهگذاریهای انتقال انرژی، همگی قیمتها را برای سالها کاهش خواهند داد.
همانطور که آژانس بینالمللی انرژی و دیگران نشان دادهاند، بازارهای نفت به سمت یا حتی وارد دوران فراوانی دائمی شدهاند. فقط برخی جرات دارند این موضوع را زیر سؤال ببرند یا به چالش بکشند.
بحران کنونی در خلیج فارس نه تنها این توهم را در هم شکسته است، بلکه خطرات باور به این رؤیاها را نیز آشکار کرده است. جنگ مداوم پیرامون ایران و بسته شدن غیرمنتظره تنگه هرمز که ترافیک را مسدود کرد، با یک انفجار بزرگ آنچه را آشکار کرد که شاید بتوان مهمترین تصور غلط در تحلیل انرژی مدرن نامید.
بیایید با بیان اینکه اشباع عرضه نفت هرگز وجود نداشته است، همه اینها را به چالش بکشیم. تصور غلط اصلی این بود که ژئوپلیتیک و سیاست قدرتهای بزرگ را در نظر نگیریم. اکثر تحلیلگران و بازرگانان نفت متوجه نشدند که فقط یک تعادل شکننده آشکار وجود دارد و این تعادل، توسط زنجیرههای تأمین در معرض خطر ژئوپلیتیک و ذخایر بسیار کم حفظ میشود.
واکنش بازار به همه اینها در حال حاضر حتی چشمگیرتر است. در روزهای اخیر، دولتها تقریباً ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت خود را آزاد کردهاند.
در این زمینه، این بزرگترین آزادسازی اضطراری هماهنگ شدهای است که تاکنون انجام شده است. باز هم، اکثر طرفین، بهویژه سیاستگذاران که البته توسط آژانس بینالمللی انرژی با منطق اشباع عرضه واقعی حمایت میشدند، معتقد بودند که این اقدام قیمتها را کاهش خواهد داد.
واقعیت، خلاف آن فرضیهها بود: قیمت نفت خام به سختی روند نزولی گرفت. درواقع، در مدتزمان بسیار کوتاهی، به افزایش خود ادامه داد. میتوان به وضوح بیان کرد که اظهارات دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا درنهایت همان تأثیر را داشت: هیچ.
بازار اکنون باید متوجه شود که این پیامد کاملاً واضح است. اگر آزادسازی صدها میلیون بشکه نفت خام اضطراری منجر به رکود بازار نشود، واقعیت این است که سیستم دچار عرضه بیش از حد نیست، بلکه از نظر ساختاری در تنگنا قرار دارد.
بحران کنونی نشان داده است که انتظاراتی که به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر ارائه میشد، مبنی بر اینکه ایران هرگز قصد بستن هرمز را ندارد اکنون اشتباه از آب درآمده است: هرمز، عملاً برای مدت طولانی بسته است.
این اختلال همچنین به سطحی رسیده است که تحلیلگران فقط به عنوان یک گزینه احتمالی در حال مطالعه آن بودند و جایی برای بحث در مورد اقدامات برای مقابله با آن باقی نمیگذاشتند.
در برخی مواقع، بین ۶ تا هشت میلیون بشکه در روز از عرضه تحت تأثیر قرار گرفته است. دلایل اصلی روشن است: خطرات کشتیرانی، حملات به زیرساختها، کندی عملیاتی و کاهش احتیاطی صادرات تولیدکنندگان شورای همکاری خلیج فارس.
پیامدهای ژئوپلیتیکی [بستن هرمز] عمیق هستند، زیرا امنیت انرژی دوباره در مرکز تفکر استراتژیک جهانی قرار گرفته است. دولتها اکنون به این واقعیت ناخوشایند نگاه میکنند که نفت همچنان ستون فقرات اقتصاد جهانی است.
اوضاع حتی بدتر است؛ گاز طبیعی نیز همین ویژگیها را از خود نشان خواهد داد. توهم فراوانی به سیاستگذاران و مشاوران غربی این باور را داده است که گذار از هیدروکربنها به آرامی خواهد بود و این امر امنیت انرژی را به خطر نمیاندازد. بحران هرمز خطرات این فرض را نشان میدهد.
بازارهای نفت هرگز تنها با کل تولید تعریف نشدهاند، بلکه با ظرفیت اضافی، انعطافپذیری لجستیکی و ثبات ژئوپلیتیکی نیز تعریف شدهاند. همه اینها از بین رفته و منجر به نوسانات قیمت شدهاند. این دقیقاً همان محیطی است که اکنون به آن نگاه میکنیم.
افسانه اشباع نفت به پایان رسیده است. جهان دوباره متوجه شده است که بازارهای نفت سیستمهای شکنندهای هستند که با حاشیههای باریکی متعادل شدهاند. وقتی حاشیهها از بین بروند، عواقب آن اقتصاد جهانی را تغییر شکل خواهد داد.