آمریکا پس از ناکامی در جبهه نبرد نظامی در برابر نیروهای مسلح مقتدر جمهوری اسلامی ایران، روی به تشدید جنگ اقتصادی و اعمال محاصره دریایی علیه کشورمان آورده است. برای درک بهتر ابعاد این فشارهای اقتصادی و شرایط فعلی، به گفتوگو با «علیرضا پیمان پاک»، قائممقام وزیر جهاد کشاورزی در دولت شهید رئیسی نشستهایم:
بسیاری از کارشناسان معتقدند که ایده محاصره دریایی از سالها پیش در ذهن آمریکاییها بوده است؛ بنابراین با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران و وجود مرزهای زمینی و خاکی با همسایگان متعدد، میبایست موازی تجارت دریایی کشور، راههای جایگزین زمینی نیز تعریف میکردیم. چرا در این زمینه کمکاری شده است؟
متاسفانه با وجود پتانسیل بسیار بالایی که در زمینه تجارت زمینی داریم تاکنون اقدام چندان جدی در این زمینه انجام نشده و 70 درصد تجارت کشور ما از مسیر دریاست. درمجموع اگر تجارت زمینی و تجارت از طریق بنادر شمالی که فعلاً محاصره پذیر نیستند را از مجموع تجارت کشور کم کنیم سهم بنادر جنوبی ما 55 تا 60 درصد تجارت کل کشور خواهد بود. بر اساس تحلیلهای کارشناسی محاصره دریایی آمریکا علیه ایران نهایتاً 2 تا 3 ماه قابل دوام خواهد بود و کشور ما در این مدت کوتاه نهایتاً 10 تا 15 میلیارد دلار تجارت خارجی خواهد داشت. من نمیدانم چرا از ظرفیتهای بسیار عالی ترکیه، عراق، پاکستان و حتی افغانستان برای مسیرهای جایگزین تجارت دریایی، آنگونه که شایسته است بهره نمیبریم. اینها که دیگر ربطی به تحریم و محاصره دریایی ندارد و کمکاریهای خودمان است. ترکیه امروز هاب لجستیک و ترانزیت منطقه است. از سوی دیگر ما بحث کریدور شمال به جنوب را داریم که هنوز ظرفیت خالی بالایی دارد. در کنار این مسئله، خط ریلی شرق به غرب ایران ذیل ابتکار کمربند و جاده چینیها میتواند خیلی فعالتر شود. متاسفانه کمکاریهای زیادی در این زمینه صورت گرفته و دشمن هم بر روی همین سوء مدیریتهای ما حساب کرده است. البته که این بار هم نقشه دشمن راه به جایی نخواهد برد و فعالیتهایی که جمهوری اسلامی ایران جهت فعالسازی کریدورها و مسیرهای جایگزین تجارت دریایی آغاز کرده انشاءالله به زودی نتیجه خواهد داد. هرچند همانطور که گفتم دشمن توان محاصره دریایی طولانیمدت ایران را ندارد.
لطفاً درباره راههای جایگزین تجارت دریایی بیشتر توضیح دهید.
صراحتاً بگویم که کشور ایران از نظر ژئوپلیتیکی محاصره پذیر نیست. امکان تجارت ما با کشورهای منطقه غرب آسیا، آسیای مرکزی و اوراسیا یک بازار 1500 میلیارد دلاری را پیش روی ما قرار میدهد. هنوز این سؤال وجود دارد با وجود این ظرفیت عظیمی که داریم چرا کمکاری کردهایم. چرا مسیرهای تجارتمان را سامان نداده یا اینکه چرا حجم صادرات ایران را افزایش ندادهایم. سؤالات فراوان است اما هنوز درک نمیکنم چرا سالها با دست خودمان گلوی ارزی ایران را در دستان امارات که متحد آمریکا و اسرائیل است قرار دادیم تا هر زمان که میخواهد آن را بفشارد و ما را تحت فشار بگذارد.
یعنی هیچ اقدام جایگزینی برای مسیر ارزی امارات در دور زدن تحریمها صورت نگرفته است؟
البته در 3، 4 سال اخیر کارهایی مهمی برای رهایی ایران از اهرم فشار ارزی امارات انجام شده است. مثلاً ارتباط مالی و ارزی ما با منطقه اوراسیا و به تبع آن چینیها برقرار شد اما تا پیش از جنگ رمضان متاسفانه استفاده لازم را از این ظرفیت ایجاد شده نکردیم. جنگ اخیر و فشاری که امارات در تبعیت از آمریکا و اسرائیل به ما وارد کرد عدهای را مجبور کرد بالاخره بر روی ریل و مسیر صحیح ارتباط مالی گام بردارند و از زیر بلیت امارات خارج شوند. به یکباره حجم مبادلات ارزی ما از مسیر اوراسیا از 150 میلیون دلار به 1.5 میلیارد دلار افزایش یافت و این از برکات جنگ اخیر بود. مردم مطمئن باشند که با تدابیری که نظام اتخاذ خواهد کرد دیگر هیچ کشوری نمیتواند گلوی ارزی ما را بفشارد.
بحث کریدورها و مشکلات کشورمان در این عرصه همواره مورد بحث کارشناسان و دلسوزان است. در این زمینه فعالیتی صورت گرفته و اصولاً چه میتوان کرد؟
درباره کریدورها هم ما مشکلات مشابهی داریم و تاکنون آنگونه که باید ایران از مواهب کریدورها بهره نبرده است. سه گروه شامل منتفعان از مسیرهای قدیمی، غربگراها و نفوذیها اجازه فعال شدن کریدورهای مهم شمال به جنوب و غرب به شرق را نمیدهند. اگر کریدورها فعال شوند مطمئن باشید موقعیت ایران در منطقه غرب آسیا زمین تا آسمان متفاوت خواهد شد و این توجه مجدد به اهمیت آنها فرصتی است که خداوند پس از جنگ رمضان پیش روی ملت ایران قرار داده و باید قدر این فرصت را بدانیم چراکه اگر غفلت کنیم تا نسلها ضرر خواهیم کرد. ببینید با کریدورها ما میتوانیم به اندازه نفت کسب درآمد کنیم؛ اما باید بحث کریدورها فراقوهای شود و از حیطه وزارت عریض و طویل راه و شهرسازی خارج شود. تنها در این صورت گره کور توسعه کریدوری ایران بازخواهد شد. چراکه بحث کریدورها به قدری مهم است که از قد و قواره وزارت پر از مشکل راه و شهرسازی بزرگتر است.
درباره وضعیت کالاهای اساسی دشمن دائماً به دنبال نگرانسازی مردم است. افزایش برخی قیمتها هم مردم را رنجانده است. آیا آنگونه که عدهای در داخل تبلیغ میکنند جنگ عامل همه این گرانیهای اخیر است؟
مردم بدانند که وضعیت ذخایر کالاهای اساسی در کشور عالی است؛ یعنی برعکس اکثر کالاهایی که در اردیبهشتماه ما یک تورمی در آنها شاهد بودیم برخی کالاهای اساسی به دلیل وفور دچار کاهش قیمت هم شدهاند؛ بنابراین جای هیچ نگرانی برای مردم عزیز ما نیست و دشمن هیچ ضربهای نمیتواند به تأمین کالاهای اساسی مردم وارد کند؛ اما باید بپذیریم که سوء مدیریتهای داخلی وجود دارد که البته قابل رفع هستند و نمیتوانند خیلی نگرانکننده باشند. مثلاً وقتی ذرت کیلویی 4 هزار تومان ارزان میشود خب مردم باید در قیمت مرغ تأثیر آن را ببینند که متاسفانه برعکس است و مرغ گران میشود؛ بنابراین معتقدم جنگ دلیل گرانیها نیست. بلکه گرانیهای اخیر همگی به دلیل سوءمدیریتها رخ داده است.
یعنی ما هیچ کمبودی در تأمین کالاهای موردنیاز مردم آنگونه که رسانههای معاند در کنار عدهای در داخل تبلیغ میکنند نداریم؟
حرف از کمبود کالا زدن، تبلیغات سوداگران و محتکران است. ما در کشور هیچ کمبود کالایی نداریم. به عنوان مثال همین چند روز پیش فولاد مبارکه 160 هزار تن ورق فولادی به قیمت پارسال در بورس کالا عرضه کرد و فقط نصف این میزان تقاضا وجود داشت؛ یعنی کمبود کالا که هیچ ما وفور کالا هم در کشور داریم. درباره کالاهای اساسی هم بدانید تا چند ماه ذخیره کشور عالی است. از طرفی هم کریدور شمال به جنوب و هم کریدور ترکیه در این زمینه فعال شده است؛ یعنی علاوه بر ذخایر فعلی در حال تأمین کالاهای اساسی از مسیرهای دیگر هم هستیم. یک خبر خوب هم اینکه 7 تا 8 کشتی ایرانی حاوی دانههای روغنی، کنجاله، سویا و سایر محصولات و کالاهای اساسی توانستهاند به سلامت از محاصره دریایی گذر کنند؛ یعنی دست ایران در این زمینه خیلی پر است. الحمدالله در کشور فراوانی است؛ اما عدهای میخواهند سوء مدیریتهای منجر به گرانی را پشت نام جنگ و تبعات آن پنهان کنند. حتی روزنامه منسوب به دوستان دولت تیتر زده بود که جنگ عامل گرانیهاست. به نظرم این نوعی اقدام برای عدم پاسخگویی نسبت به عملکردهاست.
چه توصیهای به دولت برای تنظیم بازار دارید؟
از دولتیها میخواهم یک پیگیری از آن مصوبه 65 بندی که در روزهای ابتدایی جنگ برای تسهیل تجارت در شعام مصوب و به صورت بخشنامه به دستگاههای دولتی ابلاغ شد کنند که چه مقدار اجرایی شده است. این عزیزان باید بدانند که نمیتوان دولت را صرفاً با نگاه بخشنامهای اداره کرد و نیاز به تیم اجرایی قوی وجود دارد. الآن وضعیت بروکراسی کشور را ببینید. وقتی بخشنامه از بالا صادر میشود که نباید با این وضعیت بد بروکراسی و با این مدیران کند، ترسو و بعضاً فاسد کار را تمام شده دانست. باید پیگیری کرد. پیگیری تا حصول نتیجه هم نیازمند یک تیم قوی و دارای اختیار است. راهحل پیشنهادی من این است 4 تیم سالم و وارد به کار در ترکیه، روسیه، چین و پاکستان با اختیارات کامل مستقر شده و مسائل تجاری و کریدوری ایران را هر چه سریعتر سروسامان بدهند.
خارج از دولت، سایر ارکان چه وظایفی در شرایط جنگ اقتصادی دارند؟
حالا اصلاً فرض کنیم دولت به خوبی به وظایفش عمل نمیکند. اتاق بازرگانی که خودشان را پارلمان بخش خصوصی میدانند چرا به بحث ساماندهی تجارت ایران ورود نمیکنند. الآن حدود 80 روز از جنگ گذشته و ما هیچ عملکرد قابل دفاعی از اتاق بازرگانی که از تجار کشور حق عضویت هم میگیرد در زمینه تسهیل تجارت و ساماندهی آن نمیبینیم. همگی از دیماه میدانستیم محاصره دریایی بالاخره به زودی اعمال میشود. اعضای اتاق بازرگانی هم خبر داشتند. اینکه چرا سریعتر به فکر راههای جایگزین برای تجارتشان نیفتادهاند جای سؤال دارد. مسیر ریلی ایران به چین چرا فعال نشده و سهم ایران از بالای 25 هزار رام قطار از مبدأ و به مقصد چین چرا باید زیر 50 رام باشد. البته کمکاری بانک مرکزی را نمیتوان در این زمینه نادیده گرفت. تعریف چند مشوق ساده و بدون بار مالی برای دولت میتوانست تجار را ترغیب به استفاده از مسیر ریلی چین به جای دریا کند. مثلاً اگر در تخصیص ارز، استفادهکنندگان از مسیر چین در اولویت قرار میگرفتند. حتی میشد فرصت رفع تعهد ارزی آنها را چند ماهی اضافه کرد تا انگیزه لازم پیدا کنند. دهها روش و مشوق برای این کار وجود دارد و متاسفانه طبق معمول بانک مرکزی ما منفعل عمل کرده است.
وضعیت رابطه با تراستیها پس از اقدامات خصمانه امارات با ایران به کدام سمتوسو رفته است؟
الآن سیستم بانک مرکزی ما با دو بانک معظم روسیه متصل هستند و به طور شفاف ظرف 48 ساعت هر درخواست ارزی و حوالهای ایران اجرا میشود. دیگر خبری از صفهای 10 ماهه نزد تراستیهای امارات هم نیست که با پول ملت ایران کاسبی میکردند و صف برای حواله و تخصیص ارز درست کرده بودند. اینها همه حاصل زحمات دولت شهید رئیسی در سال 1402 است که دولت چهاردهم میتواند به راحتی از آن بهره ببرد. در چین هم میتوانیم مشابه همین سیستم را پیادهسازی کنیم.
درباره فراوانی کالا در کشور خودمان در شرایط جنگی گفتید. درباره سایر کشورهای منطقه از جمله کشورهای عربی وضع تأمین کالاهای موردنیاز مردم پس از جنگ به چه شکل است؟
حدود 80 روز از جنگ گذشته و کشورهای عربی دچار مشکلات شدید معیشتی شدهاند و قفسههای فروشگاهی آنها خالی از محصولات و کالاهای اساسی موردنیازشان شده است. کار به جایی رسیده که عربها دست به دامن رایزنان بازرگانی سازمان توسعه تجارت ایران شدهاند که 4 تا 5 برابر قیمت همیشگی برای آنها مرغ و تخممرغ و قوت روزانه تهیه کنند. رایزنانی که با من در زمان مسئولیتم در سازمان توسعه تجارت همکاری داشتند اخیراً تماس گرفته و این خبر را به من منتقل کردند. درنتیجه کشورهای عربی در شرایط بسیار بدی پس از جنگ رمضان و همدستی با آمریکا علیه ایران دارند. توجه کنید که بخشی از سبد میوه و سبزیجات کشورهای عربی از طریق لنجها و از ایران به آن مقاصد صادر میشد. حالا که ارتباط با ایران قطع شده بحث تازه خواری در این کشورها با مشکل مواجه شده است. تمام امید اعراب جنوب حاشیه خلیج فارس جایگزینی عمان با ایران در تأمین برخی محصولات بود که آن هم به دلیل آغاز فصل گرما در عمان چندان ممکن نیست؛ بنابراین بحران بسیار عمیق و جدی است.